تفاوت میان نسخه‌های «دائموسین»

۴۹ بایت اضافه‌شده ،  ۲ سال پیش
جز
←‏top: اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB
جز (←‏جایگزینی با [[وپ:اشتباه|اشتباه‌یاب]]: ضمینه⟸زمینه، موسیقیایی⟸موسیقایی)
جز (←‏top: اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با استفاده از AWB)
| امضاء =
}}
پادشاه دائموسین یا تموشین به عنوان خدای جنگ شناخته می شودمی‌شود.معنی ادبی تموشین ” بزرگ پادشاه مقدس مبارز” می باشدمی‌باشد.همانطور که لقب وی نشان می دهد، پادشاه کشورهای همسایه زیادی را در طول عمر خود تصرف نمود و باعث گسترش بسیار زیاد وسعت گوگوریو در دوران ابتدایی آن شد.
 
پادشاه دائموسین در سال چهارم بعد از میلاد به عنوان سومین پسر پادشاه یوری (دومین حاکم گوگوریو) متولد شد.به عنوان یک شاهزاده جوان، نام وی موهیول بود.از کودکی وی باهوش، محکم و کاردان بود.او به خاطر خدمات ارزنده اش در نبرد با پادشاهی شمالی یعنی بویو، به عنوان ولیعهد منصوب شد.روابط با این کشور قدرتمند بزرگترین وظیفه وی بعد از پادشاه شدنش در سن ۱۴ سالگی بود.در چهارمین سال ساطنتش، پادشاه شجاعانه حمله ایحمله‌ای را بر علیه بویو ترتیب داد.اما این نبرد به مانند نبرد دیوید و گلیات بود زیرا پادشاهی نوپای گوگوریو کشور قدرتمند بویو را که در آن زمان قابلیت این را داشت که برای یک نبرد بیشتر از۵۰ هزار نفر را مسلح کند، به چالش کشیده بود.لشکر کشی رویارؤیا پردازانه ی پادشاه با یک شکست خورد کنندهخوردکننده پایان یافت در حالی که پادشاه خودش به سختی از مرگ فرار کرد.اما پادشاه خاضعانه پذیرفت که این شکست تقصیر وی بوده استبوده‌است و حتی شخصا از سربازان زخمی مراقبت نمود.زیر دستان وی به او بیشتر از همه کس احترام می گذاشتند و آنهاآن‌ها به شدت مصمم بودند تا زیر لوای پادشاه بزرگ متحد باشند.در حالی که پادشاه یک جنگ را باخت،او هرگز در سیاست شکست نخورد.او در تقویت اتحاد درونی توانا بود و هرگز اجازه نداد تا کشورش مجددامجدداً صدمه ببیند.در مقابل، بویو به دلیل کشمکش هایکشمکش‌های داخلی بعد از جنگ تقسیم شده بود و سرانجام خاک آن ضمیمه گوگوریو شد.
 
لشکر کشی نظامی پادشاه تموشین برای گسترش وسعت کشور همچنان ادامه می یافت.در حالی که او چندین قبیله کوچک ترکوچک‌تر را تصرف می کرد،ویمی‌کرد،وی هرگز روستاهای مناطق تصرف شده را غارت نمی کرد.به جای غارت، وی آنهاآن‌ها را در داخل خاک گوگوریو ضمیمه می کردمی‌کرد و ساکنان محلی را به عنوان مردم خود می پذیرفت.مناطق همسایه به این نکته پی بردند که گوگوریو یک تصرف کنندهتصرف‌کننده ی وحشی نمی باشد بلکه یک کشور قدرتمند می باشدمی‌باشد که توسعه ی خود را دنبال می کندمی‌کند.بعضی از قبایل داوطلبانه به گوگوریو تسلیم می شدند.
 
تصرف منطقه ی ناکرانگ توسط پادشاه شامل یک داستان رومانتیک می باشدمی‌باشد که هنوز هم از آن به عنوان ماجرایی عاشقانه و تراژیک یاد می شودمی‌شود.پادشاه پسرش شاهزاده هودونگ را به منظور حمله به ناکرانگ جایی که او عاشق یه شاهزاده خانم شده بود فرستاد.گفته می شودمی‌شود شاهزاده خانم ناکرانگ یک طبل رمز آلود را که دارای قدرتی برای به صدا دراوردن یک هشدار در زمان حمله سربازان دشمن بود، پاره نمود.شاهزاده خانم به خاطر معشوقش تصمیم گرفته بود به کشورش خیانت کند.در نتیجه، این طبل خودکار صدا دهنده در زمانی که نیروهای گوگوریو به ناکرانگ حمله نمودند و کشور وی به نابودی کشیده شد، عمل نکرد.او توسط پدر خشمگین خود کشته شد و شاهزاده هودونگ به دلیل مرگ وی تاسف زیادی خورد.این داستان عاشقانه ی افسانه ایافسانه‌ای از قرن اول میلادی تا به امروز در کره شناخته شده می باشدمی‌باشد و از روی ان فیلم ها، درام ها، اجراهای باله و موسیقایی ساخته می شودمی‌شود.
 
افسانه هاافسانه‌ها تصریح می کنندمی‌کنند که شاهزاده هودونگ به دلیل یاس به وجود امده در اثر مرگ شاهزاده خانم ناکرانگ خودکشی نمود.اما منابع تاریخی اظهار می کنندمی‌کنند که همسر اول پادشاه تموشین شاهزاده را که پسر همسر دوم پادشاه بود، در تله انداخت.زمانی که پادشاه نسبت به هودونگ سو ظن پیدا کرد،شاهزاده ی بد طالع بدون ذکر هیچ علتی خودکشی نمود.در حقیقت زمانی که پادشاه تموشین جوان بود،او شاهد خودکشی برادرش شاهزاده هه میونگ بر اساس دستور پدرش پادشاه یوری بود.بعدها پادشاه تموشین شاهد این بود که پسرش نیز به همین سرنوشت دچار شد.ظاهرا این تراژدی شوک بزرگی به پادشاه وارد کرد.بعد از اینکه پسرش درگذشت، پادشاه تا زمان مرگش در سال ۴۴ بعد از میلاد هیچ دستاورد مهمی کسب نکرد.او در زمان مرگ ۴۰ سال داشت.در خلال ۲۶ سال سلطنت پر حادثه وی، گوگوریو قوی تر شد و زمینه ایزمینه‌ای برای پادشاهان آینده برای گسترش بیشتر قدرت پادشاهی فراهم شد.
== منابع ==
{{پانویس}}
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش