باز کردن منو اصلی

تغییرات

۱۴۲ بایت اضافه‌شده ،  ۱ سال پیش
جز
بدون خلاصه ویرایش
وقتی مسلمانان متوجه [[علوم یونانی]] شدند، در گام نخست از امکانات موجود؛ یعنی کتاب‌های علمی [[زبان فارسی|فارسی]]، [[زبان سریانی|سریانی]] و [[زبان یونانی|یونانی]] و کسانی که به یکی از این زبانها و زبان عربی آشنا بودند استفاده کردند. درگام بعد آنان کوشیدند تا هم منابع افزون تری را از جاهای دیگر فراهم سازند و هم افراد زبان دان ماهرتری تربیت کنند. تربیت و آموزش مترجم، هزینه چندانی نداشت؛ زیرا پرداخت‌هایی که دربرابر ترجمه‌های انجام شده صورت می‌گرفت چنان هنگفت بود که افراد را بر این امر تحریض می‌کرد.<ref name=":0" />
 
نخستین خلیفه عباسی، [[سفاح|ابوالعباس سفّاح]] نام داشت که در ۱۳۲ هجری به خلافت رسید. برادرش منصور،[[منصور (خلیفه)|منصور]]، خلیفه دوم، بغداد را در ۱۴۵ هجری تأسیس کرد و آن را پایتخت خود قرار داد. او می‌خواست پایتختش شهره آفاق باشد، از این رو گروهی از دانشمندان و واعظان و نحویان و محدثان و قاریان را از [[بصره]] و کوفه،[[کوفه]]، که پیش از آآن «مراکز علمی جهان اسلام بودند، به بغداد دعوت کرد. بیماری منصور نیز موجب شد تا رئیس دانشگاه و بیمارستان [[جندی‌شاپور|جندی شاپور،شاپور]]، [[جرجیس بن بختیشوع]] به بغداد دعوت شودو جرجیس برای معالجه منصور به بغداد آمد و در آ «جاآنجا ماند، و بدین ترتیب بغداد با جندی شاپور ارتباط یافت.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مختصر تاریخ الدول|نام خانوادگی=|نام=|ناشر=|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=17 - 70}}</ref> از سوی دیگر، حضور [[برمکیان]] (که از [[مرو]] آمده بودند) در دستگاه خلافت عباسی باعث ارتباط بغداد با مرو شد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=انتقال علوم یونانی به عالم اسلامی|نام خانوادگی=|نام=|ناشر=|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=234}}</ref>
 
آغاز نهضت ترجمه به زمان منصور، اواخر نیمه اول قرن دوم هجری، بازمی‌گردد. [[ابن مقفع|ابن مقفّع]] (۱۰۶–۱۴۲ق) [[کلیله و دمنه]] را از [[زبان پهلوی|پهلوی]] به عربی ترجمه کرد که یکی از نمونه‌های عالی نثر ادبیات عرب شمرده می‌شود. وی افزون بر این، کتاب‌های خدای نامه یا تاریخ ملوک الفرس، آیین‌نامه، کتاب مزدا، سیره انوشیرئانانوشیروان و چند رساله ادبی و اخلاقی دیگر را به عربی برگردانده است.<ref name=":1">{{یادکرد کتاب|عنوان=درآمدی بر تاریخ فلسفه اسلامی|نام خانوادگی=|نام=|ناشر=|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=153}}</ref> تلخیص [[قاطیغوریاس]] و [[باری ارمینیاس]] و ترجمه قاطیغوریاس و آنا لوطیقای اول ارسطو و ایساغوجی فرفریوس را نیز به او نسبت داده‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=الفهرست|نام خانوادگی=|نام=|ناشر=|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=132، 303، 309}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=إخبار العلماء بأخبار الحکماء|نام خانوادگی=|نام=|ناشر=|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=148، 149}}</ref>
 
نهضت ترجمه از زمان منصور آغاز شده بود، اما در اوایل کار عمدتاً بر علوم عملی، به ویژه طب و نجوم متمرکز بود. سبب توجه و اهتمام به طب روشن است، اما وجه توجه به نجوم این بود که راز سرنوشت انسان‌ها و برآمدن و برافتادن دولت‌ها را از طریق احکام نجوم گشودنی می‌پنداشتند. از این رو، خلفا و حاکمان وقت منجم یا منجمانی را به خدمت می‌گرفتند و ترجمه متون علمی نجوم را در برنامه کاری خویش می‌گنجاندند. در زمان هارون الرشید و به ویژه مأمون، نهضت ترجمه به اوج شکوفایی خود رسید و مترجمان بزرگ دست به کار شدند و ترجمه متون فلسفی نیز آغاز شد. مترجمان متأخر، هم به ترجمه کتاب‌های ترجمه ناشده می‌پرداختند و هم کتابهای ترجمه شده قبلی را بازبینی، تصحیح، یا دوباره ترجمه می‌کردند.<ref name=":1" />