تفاوت میان نسخه‌های «زابلستان»

۴۳۲ بایت اضافه‌شده ،  ۳ سال پیش
جعل و دستکاری متن توسط Pharman
(←‏روایت فرهنگ نظام: اصلاح اشتباه تایپی)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه حذف منبع
(جعل و دستکاری متن توسط Pharman)
{{بدون منبع}}
'''زابلستان''' یکی از مناطق جغرافیایی و تمدنی [[شاهنامه]] است که در اطراف [[دریاچه هامون]] تا حدودی [[زابل]] فعلی در ایران، جنوب [[افغانستان]] و بخشیبخش از [[پاکستان]] در مجاورت این منطقه را در بر می‌گیرد.
 
احتمال دارد که تپه‌های باستانی [[شهر سوخته]] مرکز این ایالت بوده‌است. خانات زابلستان در آن دوره تاریخی یکی از بهترین زیستگاه‌های طبیعی بوده‌است که به دلیل آب فراوان و پوشش گیاهی خوب و رودخانه و دریاچه هامون از تمدن درخشانی برخوردار بوده‌است تغییر آب و هوا و تغییر مسیر رودخانه و شاید زلزله یا بیماری موجب انقراض این تمدن شده‌است.
 
زابلستان از قسمت جنوبی کوه هندوکش در [[افغانستان]] آغاز و تا سیستان فعلی ایران کنونی امتداد داشته‌است و مرکز زابلستان استان غزنی در افغانستان کنونی و زابل افغانستان کنونی است و بنا به سند تاریخ بیهقی سلطان محمود غزنوی در سرزمین زابلستان آمد و خود را محمود زاولی لقب می‌داد و به سبب ترحمی که پدرش بربچه آهو در بلخ و بخارا کرده بود خداوند وعده سرزمین زابلستان را در خواب به وی داد. بدین دلیل سلطان محمود در غزنی آمد و نکته نهایی اینکه بخش نود درصدی سیستان تاریخی در خاک فعلی افغانستان واقع شده‌است.
 
== زابلستان ==
اما در این میان روایت (فرهنگ نظام) تألیف محمدعلی داعی الاسلامی، پروفسور کالج [[حیدر آباد]] هند که در حدود یکصد سال قبل تألیف و در سنهٔ { ۱۳۰۵} در هند به چاپ رسیده‌است، از همه جالب توجه تر است و به نظر می‌رسد که مطالب آن جامع‌تر سایر منابع می‌باشد. بنا بر آنچه که در نسخه خطی این فرهنگ لغت قدیمی ذیل عنوان زابل آمده‌است، زابلستان باستان شامل بخش اعظمی از نواهی جنوبی و مرکزی کشور [[افغانستان]] می‌شده است که ساکنان آن همه از افغانان و هزاره‌ها و تعدادی هم ترک و تاجیک بوده‌است.
 
اما نکته مهم در این مورد اینست که زابلستان و کابلستان کشور جدای از کشور [[ایران]] نیستبوده‌است. ومن‌باب مثال در واقعداستان ایرانجنگ اصلیرستم و تاریخی[[اسفندیار]] هماناین سرزمینمطلب زابلستانبه بودهوضوح مشخص است.<ref>محیطی که نبرد در افغانستانآن کنونیصورت واقعگرفت است.با بهاقلیم عنوانافغانستان مثالتفاوت دردارد.</ref> داستانزمانی جنگکه اسفندیار به دست رستم ایرانیبه وقتل می‌رسد [[اسفندیار]] کهدر یکهنگام سرداراحتضار تورانیدر است،زابل ایناست مطلبکه خطاب به وضوح مشخص است.[[پیشوتن]] می‌گوید:
زمانی که اسفندیار تورانی به دست رستم ایرانی به قتل می‌رسد اسفندیار در هنگام احتضار در زابل است که خطاب به [[پیشوتن]] می‌گوید:
{{شعر}}
{{ب|چو رفتی به تورانایران پدر رابگویپدررابگوی|چو کام دیدی بهانه مجوی}}
{{پایان شعر}}
 
و در همین جنگ است که فردوسی در شاهنامه از قول اسفندیار آشکارا صحبت از جنگ تورانایران و کابلستان می‌کند و می‌نویسد:
 
{{شعر}}
{{ب|چو باید مرا جنگ زابلستان|همان جنگ تورانایران و کابلستان}}
{{پایان شعر}}
 
{{پایان شعر}}
 
بر تازیان یعنی بر مردم کابلستان پادشاه است. این ابیات نشان می‌دهد که مردمان کابلستان قدیم در اصل از نژاد تازی بوده‌اند نه ایرانی.<ref>واژه تازی بعدها به عرب‌ها اطلاق شده ولی در زمان اسطوره‌های [[شاهنامه]] تازی به تازنده یعنی سوارکار گفته می‌شده.</ref> جالب توجه است که در اغلب فرهنگ‌ها آمده‌است که لفظ [[تاجیک]]؛ نام کنونی مردمان یککابل قوم ازو افغانستان، در اصل از لفظ تازی اخذ شده‌است.<ref>تازی، تازیک، تاجیک</ref> بنابراین سه دلیل در شاهنامه وجود دارد که ثابت می‌کند که کابلستان (به شمول زابلستان) کشور جدای از [[تورانایران]] بوده. اول اینکه [[فردوسی]] از نظر جغرافیایی آشکارا [[زابل]] و [[کابل]] را جدای از تورانایران دانسته. چنانه اشاره شد، [[اسفندیار]] در زابل خطاب به پیشوتن می‌گوید ''چو رفتی به تورانایران پدر را بگوی …'' در مثال دیگر در جنگ انتقام میان بهمن وارث اسفندیار و فرامرز وارث رستم نیز می‌خوانیم که بهمن بعد از شکست:
{{شعر}}
{{ب|سپه را به سوی تورانایران پس کشید|ز زابل به سوی تورانایران بردمید}}
{{پایان شعر}}
 
کاربر ناشناس