تفاوت میان نسخه‌های «طوفان (نمایشنامه)»

بدون خلاصه ویرایش
 
== خلاصه‌ای از نمایشنامه ==
در جزیره‌ای زیبا و افسونگر در دریاهای مناطق گرمسیری، پروسپرو و دخترش میراندا زندگی می‌کنند. دوازده سال پیش پروسپرو حاکم [[دوک نشین]] میلان بود. وی در آن سال‌ها شب و روز سرگرم و مجذوب مطالعات پیشگویی و احضار مردگان بود، و تمام امور دولتی در دست برادرش آنتونیو بود. آنتونیوی پلید با زدوبند و کمک آلونسو، پادشاه [[ناپل]]، رفته رفته دولت و اموال پروسپرو را غصب کرده و سرانجام نیز او و دختر خردسالش را در قایقی [[بی بادبان]] در دریا رها ساخته بود. آنچه جان این دو را نجات داده بود، کمک پنهانی گونزالو، دوست خوب و از مشاوران دیرین پروسپرو بود. گونزالو چون از نقشه خبر داشت، شب پیش از تبعید بی رحمانه دوک، دست به کار کمک شده و افزون بر مهیا کردن وسایل لازم برای قایق و آب و خوراک، ''جبه ساعات تفکر''، ''عصای سحرآمیز'' و بسیاری از کتب خود دربارهٔ [[جادو|سحر و جادو]] را نیز برای دوک تبعید شده گذاشته بود. دوک و فرزندش پس از سرگردانی بسیار درمیان امواج، عاقبت در جزیره‌ای کوچک و دورافتاده که متعلق به ''کالیبان''، بچه خوک بی مادر جادوگر شرور بود، به ساحل رسیده بودند. تلاش‌های فراوان پروسپه رو برای آدم کردن این بچه [[دیو]] بیهوده مانده بود؛ چون او به گونه‌ای ارثی هم [[ابلیس]] زده بود و هم فقط هیزم شکن. افزون بر این برده خام و خشن ''موجود'' دیگری نیز در آسمان جزیره به خدمت پروسپرو درآمده بود: او ''آریل'' نام داشت که [[روح]] لطیف و دل‌پذیر بادهای آسمانی بود و نقطه مقابل ''کالیبان'' زمینی و حیوانی. اکنون که سال‌ها گذشته‌است، پروسپرو با دانش قبلی خود و با خواندن کتاب‌های گونزالو، تبدیل به جادوگری چیره‌دست گشته‌است. او از راه سحر و افسون مطلع می‌شود که جمع دشمنان دیرینش پس از عروسی شاهزاده خانمشاهدخت ناپل برای خوشگذرانی و دوران [[ماه عسل]] با کشتی عازم این جزیره هستند. پروسپرو به کمک ''آریل'' طوفانی سهمناک برمی‌انگیزد و کشتی آنان را غرق می‌کند، ولی تمام سرنشینان را به نحوی بر تخته پاره‌های [[کشتی شکسته]] به صورت گروه‌های پراکنده به سواحل جزیره می‌آورد…
 
== منابع ==