باز کردن منو اصلی

تغییرات

== نبرد دندانقان ==
[[پرونده:Gaznaly-seljuk_Dandanaqan.jpg|بندانگشتی|450px|چپ|نبرد دندانقان میان سلجوقیان و غزنویان]]
دراوایل رجب سال ۴۳۰ ه‍. ق، سلطان مسعود برای رویارویی با ترکمانانی که به رهبری [[داود سلجوقی]] در علیاباد مستقر شده بودند حرکت کرد. نیروهای نظامی غزنوی که مسعود نیز شخصاً فرماندهی می‌کرد موفق به شکست نیروهای سلجوقی شدند.<ref>{{پک|فروزانی|۱۳۹۳|ک=غزنویان از پیدایش تا فروپاشی|ص=۲۴۲}}</ref><ref>{{پک|فرای|۱۳۶۳|ک=تاریخ ایران کمبریج|ص=۱۷۰}}</ref>سلطان مسعود پس از فتح [[نیشابور]] به سوی [[سرخس]]، حرکت کرد.<ref>{{پک|زرین کوب|۱۳۷۷|ک=تاریخ مردم ایران(۲)|ص=۲۵۹}}</ref><ref>{{پک|فرای|۱۳۸۸|ک=عصرزرین فرهنگ ایران|ص=۲۴۲}}</ref> کمبود علوفه و آذوقه، باعث شد تا سپاه غزنوی به وضعی اسفناک دچار گردد.{{مدرک}}
 
بزرگان دولت غزنوی به سلطان توصیه می کردند که برای دستیابی به آذوقه لازم است که به جانب [[هرات]] و [[بادغیس]] حرکت کنند و پس از چند روز توقف در آنجا، با آمادگی به سوی ترکمانان لشکر بکشد. اما سلطان با بی‌خردی خواهان حرکت به سمت [[مرو]] بود؛ و توصیه‌های نزدیکان سلطان دربارهٔ یادآوری خشکسالی و نبود آب و علف در مسیر سپاه تغییری در تصمیم سلطان ایجاد نکرد.<ref>{{پک|فروزانی|۱۳۹۳|ک=غزنویان از پیدایش تا فروپاشی|ص=۲۴۹}}</ref><ref>{{پک|باسورث|۱۳۷۸|ک=تاریخ غزنویان|ص=۲۵۷}}</ref><ref>{{پک|فرای|سال|ک=تاریخ ایران کمبریج|ص=۱۷۰}}</ref>در پنجمین روز حرکت از [[سرخس]] در حدود هزار تن از ترکمانان وابسته به ابراهیم ینال و پانصد تک از سپاهیان غزنوی که به سلجوقیان پناه برده بودند، به رهبری بوری تگین قراخانی، به سپاه سلطان مسعود حمله کردند و شتران بسیار به غنیمت گرفتند.<ref>{{پک|فروزانی|۱۳۹۳|ک=غزنویان از پیدایش تا فروپاشی|ص=۲۵۰}}</ref>سپاه غزنوی در حالی که از جانب ترکمانان مورد حملاتی سخت قرار داشت، خود را به حصار «دندانقان» رساندند<ref>{{پک|زرین کوب|۱۳۷۷|ک=تاریخ مردم ایران(۲)|ص=۲۶۰}}</ref><ref>{{پک|ناجی|۱۳۸۷|ک=سامانیان و غزنویان|ص=۷۷}}</ref>و اهالی آنجا لشکریان تشنه را سیراب کرد. در حالی که اهالی حصار دندانقان سلطان را برای ورود به قلعه فرا می‌خواندند و از پنج چاه آب موجود در آنجا خبر می‌دادند،<ref>{{پک|فروزانی|۱۳۹۳|ک=غزنویان از پیدایش تا فروپاشی|ص=۲۵۱}}</ref><ref>{{پک|فرای|۱۳۶۳|ک=تاریخ ایران کمبریج|ص=۱۷۰}}</ref> مسعود با کافی ندانستن آن مقدار آب، برای رسیدن به حوضچه آبی که در فاصله پنج فرسنگی دندانقان بود، شتاب می‌ورزید. هنوز چندان زمانی از حرکت لشکریان غزنوی نگذشته بود که جمعی از غلامان سرایی به ترکمانان پیوستند. آنان با همکاری غلامانی که سابقاً فرار کرده بودند، به سوی لشکر مسعود یورش آوردند. فرار فضاحت بار سپاه غزنوی چنان بود که سلطان با امیر [[مودود]] فرزندش با تنی چند در معرکه تنها ماند. بدین ترتیب برای سلطان و همراهان معدود راهی جز فرار باقی نماند.<ref>{{پک|فروزانی|۱۳۹۳|ک=غزنویان از پیدایش تا فروپاشی|ص=۲۵۲}}</ref><ref>{{پک|حلمی|ک=دولت سلجوقیان|ص=۱۸}}</ref><ref>{{پک|ستارزاده|ک=سلجوقیان|ص=۲۹و۳۹}}</ref><ref>{{پک|بازورث و دیگران|ک=سلجوقیان|ص=۷۸}}</ref><ref>{{پک|اشپولر و دیگران|ک=ترکان در ایران|ص=۱۳}}</ref><ref>{{پک|اشپولر|ک=تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی|ص=۲۲۲}}</ref><ref>{{پک|اقبال|ک=تاریخ ایران بعد از اسلام|ص=۴۳۲}}</ref><ref>{{پک|زرین کوب|۱۳۷۷|ک=تاریخ مردم ایران(۲)|ص=۲۶۰}}</ref><ref>{{پک|هولت و لمبتون|۱۳۹۰|ک=تاریخ اسلام کمبریج|ص=۲۱۱}}</ref>
۲۳٬۳۴۲

ویرایش