باز کردن منو اصلی

تغییرات

۲۴ بایت اضافه‌شده ،  ۱ سال پیش
تصحیح
اصطلاح فلسفهٔ دین، اصطلاحی‌است که از اواخر قرن هجدهم رایج گردیده‌است. این اصطلاح تحت تأثیر [[هگل]] رواج یافت که گونه‌های مختلف فلسفه را در نظام فکری خود وارد کرده بود. فلسفه دین، با پرسش‌های بنیادی آغاز می‌شود که ادیان به وجود آورده‌اند. فلسفه‌ورزی در این پرسش‌ها بازتاب برداشت فیلسوف از کارکرد فلسفه‌است.
 
بخش مهمی از فلسفهٔ دین را [[دلایل وجود خدا]] و [[دلایل عدم وجود خدا]] تشکیل می‌دهند. دلایل جهان‌شناسانه وجود خدا سابقه‌اش به [[افلاطون]] و [[ارسطو]] می‌رسد که به مفهوم [[علیت]]علت اول یا علت العلل باور داشتند. دلایل وجودشناسانه که نخستین بار آنسلم آن را باب کرد، مرکز ثقلش مفهوم موجود کامل است. دلایل عدم وجود خدا و رد ادله سنتی اثبات خدا نیز همواره مورد توجه فلسفهٔ دین بوده‌است.
 
[[معرفت‌شناسی باور دینی]] با این پرسش که رویکرد درست و مناسب برای ارزیابی باور دینی چیست و نیز با انجام خود این ارزیابی سروکار دارد. در بسیاری از این مباحث، بر تضاد میان نقش عقل انسان و وحی الهی تأکید می‌شود. در این باره، [[توماس آکوینی]]، کوشیده‌است ترکیبی از این دو به وجود آورد. کانت، در پی این بود که دین را تنها بر پایهٔ عقل بنیان نهد. [[کی‌یرکه‌گور]] باور دینی را پیرو موشکافی عقلی ساختن، مخل ایمان دینی اصیل دانسته‌است. معرفت‌شناسان اصلاحی، معتقدند که باورهای دینی، حتی اگر کسی دلیل و بَیِّنه‌ای بر آن نداشته باشد، قابل توجیه عقلی‌اند.
کاربر گمنام