تفاوت میان نسخه‌های «سهراب»

۲ بایت حذف‌شده ،  ۱ سال پیش
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه
در ادامهٔ ماجرا، [[هومان]] و [[بارمان]] که بدستور افراسیاب در معیت سهراب بودند دسیسه نمودند تا این پدر و پسر همدیگر را نشناسند بلکه یکی از آن دو توسط دیگری نابود گردد. سهراب در مبارزهٔ تن به تن با [[رستم]] مهر او در دلش نشست و از او خواست دقیق‌تر خود را معرفی کند و بگوید که [[رستم]] است یا نه. اما [[رستم]] هر بار انکار می‌کند و از شناساندن خود طفره می‌رود.
 
در پیکار اول سهراب بر [[رستم]] چیره می‌شود ولی [[رستم]] با مکر و حیله سهراب را می‌فریبد و می‌گوید: ای جوان مگر تو نمی‌دانی که قانون جنگ این است که تو پس از سهدو بار پیروزی بر من، می‌توانی مرا بکشی، آنگاه [[رستم]] پس از نیایش به درگاه یزدان از او می‌خواهد تا در غلبه بر پهلوان جوان او را یاری نماید. در پیکار سوم،دوم سهراب از رستم شکست می‌خورد و [[رستم]] بر خلاف قولش امان نمی‌دهد دشنه را کشیده پهلوی سهراب را می‌شکافد.
 
سهراب در حال احتضار می‌گوید: پدر من از تو انتقام خواهد گرفت، [[رستم]] می‌گوید مگر پدر تو کیست؟ می‌گوید [[رستم]] است و [[رستم]] می‌گوید اگر راست می‌گویی یکی از نشانی‌هایت را بگو و سهراب بازو بند را نشان می‌دهد. [[رستم]] افسوس خورده از [[کیکاووس]] در خواست می‌کند که '''نوش‌دارو''' را برای نجات سهراب برساند.<ref>بعد از مرگ سهراب نوش‌دارو ضرب‌المثل گشت</ref> [[کیکاووس]] که از زنده ماندن سهراب بیم داشت آنقدر در ارسال نوش‌دارو تعلل کرد تا سهراب جان داد.<ref>http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/03/050304_pm-rostam-sohrab.shtml</ref>
کاربر گمنام