باز کردن منو اصلی

تغییرات

←‏زندگی: تکمیل نام افزودن شهر
عبدالکریم حائری در سال ۱۲۳۸ هجری خورشیدی در مهرجرد، [[میبد]] از توابع [[یزد]] به دنیا آمد. پدرش محمد جعفر نام داشت.
 
وی تحصیلات مقدماتی خود را در حوزه علمیه شهر [[عقدا]](اردکان) گذراند.<ref>{{یادکرد وب |نشانی= http://www.negahmedia.ir/media/show_podcast/61238|عنوان= مدرسه علمیه عقدا}}</ref> سپس در شش سالگی یکی از بستگانش معروف به میر ابوجعفر که [[آخوند]] بود به مهرجرد آمد و تحصیل عبدالکریم را عهده‌دار شد و با رضایت پدر و مادرش، او را به [[اردکان (یزد)|اردکان]] برد و به مکتب سپرد. عبدالکریم روزها در درس استادان حاضر می‌شد و شبها در خانه میر ابوجعفر به سر می‌برد و گاهی در شبهای جمعه به منظور دیدار با پدر و مادر راه مهرگرد را پیش می‌گرفت. با درگذشت پدر مدتّی از تحصیل بازماند امّا بعد از چندی به [[حوزه علمیه]] [[یزد]] رفت و در مدرسه محمدتقی خان سکنی گزید و به تحصیل علوم اسلامی پرداخت.
 
=== عراق ===
در ۱۸ سالگی به همراه مادرش با کاروان زیارتی به [[عراق]] رفت. چند سالی در [[کربلا]] در محضر محمدحسین فاضل اردکان بود و پس از آن با راهنمایی استادش به سامرّا و نزد [[میرزای شیرازی]] رفت.
 
میرزای شیرازی [[مرجع تقلید|مرجع]] زمان و سرپرست حوزه علمیه [[سامرا]] بود. وی از آنجا که به فاضل اردکانی احترام زیادی می‌گذاشت شیخ عبدالکریم مهرجردی میبدی را مورد توجه قرار داد. می‌گویند وقتی نامه فاضل اردکانی را خواند به شیخ عبدالکریم گفت: «من به شما اخلاص پیدا کردم»، و او را در منزل خود جای داد. حائری پس از اینکه به [[اجتهاد]] رسید از این دروان به نیکی یاد کرده و از خاطرات خانه میرزا این گونه می‌گوید:
{{نقل قول بزرگ}}
سرداب خانه میرزا هم محل مطالعه‌ام بود و هم محل استراحتم و در ماه رمضان سحری را نیز در آنجا می‌خوردم امّا برای افطار به خانه میرزا بازنمی‌گشتم، بلکه به علت گرمای طاقت فرسای هوا، به سوی [[فرات]] رفته، آب مفصلی می‌خوردم و شنا می‌کردم.
کاربر گمنام