تفاوت میان نسخه‌های «اوگتای خان»

جز
(ویرایش و تصحیح)
}}
[[پرونده:Ogadai Khan.jpg|بندانگشتی|200px|چپ|اوگتای خان]]
'''اوگتای'''، اوگتای قاآن یا اوگتای خان سومین پسر [[چنگیز خان]] بود،<ref>{{یادکرد وب|نام خانوادگی=لغت‌نامهٔ دهخدا|نویسنده=|نام=|کد زبان=|تاریخ=|وب‌گاهوبگاه=|نشانی=http://www.parsi.wiki/fa/wiki/topicdetail/c4f49e0bf1434c53ac045a1cf7c96951|عنوان=اگتای قاآن {{!}} پارسی ویکی|بازبینی=}}</ref> وی پسر «یسونجین بیگی» بزرگترین و معروفترین زنان چنگیزخان و بانوی اول مغولستان بود.<ref name=":0">{{یادکرد کتاب|عنوان=امپراطوری مغول|نام خانوادگی=هال|نام=مری|ناشر=ققنوش|سال=1384|شابک=|مکان=تهران|صفحات=29|مترجم=نادر میرسعیدی}}</ref> چنگیزخان در هنگام مرگ اوگتای را جانشین خویش تعیین کرد. پس از مرگش شاهزادگان و نوه‌ها که از سوگواری فارغ شدند هریک به خرگاه‌های خود برگشتند. پس از گذشت دو سال در آغاز بهار همه شاهزادگان و نوه‌ها رو به اردوی بزرگ نهادند تا امور فرمانروایی را قرار دهند. از دشت [[دشت قبچاق|قبچاق]] باتو و برکه و برکجار و سایر برادران یعنی پسران جوجی و از سوی شرق برادران چنگیز اوتچکین و بیلکوتای براه افتادند. الغنوین ([[تولی خان|تولی]]) قبلاً با برخی از سران مغول در اردوگاه چنگیز بودند. پس از آیین جشن و سرور درونمایه عهدنامه چنگیز را خواندند که اوگتای را بر سریر شاهی بنشانند. اوگتای ابتدا نپذیرفت و گفت که امر سلطنت سزاوار برادر بزرگ‌تر جغتای است و عموهایم نیز حضور دارند می‌توانند هریک این مسؤلیت بزرگ را به دوش بگیرند که از همه ما سزاوارتر اند.
 
[[پرونده:CoronationOfOgodei1229.jpg|بندانگشتی|راست|تاج‌گذاری اوگتای در ۱۲۲۹. از کتاب [[جامع‌التواریخ]] تألیف [[رشیدالدین همدانی]].]]
# قاشی
# قران آغول
۷) ملک<ref name=":0" />
 
اوکتای قاآن پادشاهی عاقل و عادل و جوانمرد بود. وی بیشتر وقت خود را به شرابخواری و خوشگذرانی می‌گذراند و چنگیزخان همیشه وی را نصیحت می‌کرده‌است. چنگیزخان که از اوضاع و احوال فرزندان خود مطلع بود هرکدام را مسئول کاری کرد.<ref name=":0" /> وی مسئلهٔ جانشینی اوکتای را در زمان حیات خود روشن کرد و این مسئله را با سایر فرزندان خود و بزرگان مغول در میان گذاشت و آن‌ها نیز از فرمان او تبعیت کردند. تولی، که بزرگتر از اوکتای بود با وجود اینکه اوکتای از جانب پدر رسماً به مقام قاآنی انتخاب شده بود به‌طور غیررسمی تا تعیین اوکتای از طرف [[قوریلتای]] با کمک سه نفر از مشاوران پدرش به مدت دو سال به‌طور غیررسمی فرمانروایی کرد.
 
سرانجام دو سال و نیم بعد از مرگ چنگیزخان یعنی در بهار سال ۶۲۶ در کنار نهر کرولن در نتیجهٔ قوریتیای که تشکیل شد اوکتای به‌طور رسمی به مقام قاآنی انتخاب شد. اوکتای در ابتدا با قبول این مقام مخالف بود به اصرار برادران و برادرزادگان خود این تکلیف را که وصیت پدر خویش بود را پذیرفت و به مقام قاآنی رسید.
 
کسی که بیشتر از بقیهٔ افراد در زمان چنگیز به جانشینی اوکتای اصرار داشت شخصی به نام یلوچوت سای مشاوری چینی چنگیز بود وی قصد داشت شخصی عادل و سلیم و بی‌آزار به مقام خانی برسد که بتواند خرابی‌های عهد چنگیز را جبران کند به همین دلیل به اوگتای که بیشتر به عیش و عشرت و خوشگذرانی مایل بود تا کشت و کشتار و خرابی و ویرانی توجه داشت که سرانجام نیز به مقصود خود رسید و اوگتای نیز او را حاکم ولایت چینی متعلق به مغول و مستوفی خود کرد.<ref name=":0" />
 
وی بعد از اینکه بر تخت خانی نشست نخست با عقل و درایتی که داشت یاساها را بر قاعدهٔ دورهٔ چنگیزخان مقرر کرد و گران با فرماندهی برادران خود به مناطق مختلف فرستاد. تا رنج و وی تمامی جریمه او افرادی که مرتکب خطایی شده بودند را بخشید و گفت اگر کسی گستاخی کند و مرتکب کار خطایی شود مکافات و جریمهٔ آن فراخود گناه او به او می‌رسد. در ایران اوضاع بسیار آشوب بود. سلطان جلال الدین هنوز می‌کرد وی چراطاغون نویان را به همراه جمعی از امرا و سی هزار سوار به دفع او روانه کرد.
اگتای قاآن فردی زیرک و هشیار بود در صورت لزوم فردی دست و دلباز بود و در جای خود سختگیر و بیرحم دلی آنچه صفت مشخصهٔ وی بود توجه وی به اسلام بود وی در تمام دوران سلطنت خویش روش سازش را برای به مسلمانان در بیشتر گرفت و برای آن ارجحیت خاصی نسبت به دیگر اقوام و قائل بود. به همین دلیل اوگتای وی در جهت گسترش سیاست اسلام دوستی خود فرمان‌هایی در زمینهٔ انجام فرائض دینی صادر کرد از جمله آزاد بودن مسلمانان در ساختن مساجد و مدارس و ابنیهٔ خیر، نزدیک صدهزار دینار زر سرخ و دو هزار جامعه برای مشایخ و روحانیون دیگر فرستاد. در زمان اوگتای حکومت ایالات مسلمان همزمان در اختیار محمود یلواج باقی ماند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=ایران از حملهٔ مول تا پایان تیموریان|نام خانوادگی=ولایتی|نام=علی اکبر|ناشر=امیرکبیر|سال=1392|شابک=|مکان=تهران|صفحات=239}}</ref>
 
چنگیزخان هر کدام را به امری مخصوص اختیار کرده بود بزرگترین توشی در کار صید و کار که نزدیک ایشان کاری شگرف و پسندیده‌است؛ و جغتای را که از وفروتر بود در تنفیذ یاسا و سیاست و التزام آن و مؤاخذت و عقاب بر ترک آن گزیده و اوگتای را به عقل ورای و تدبیر ملک اختیار کرده و تولی را بترتیب و ولیت جیوش جنود ترجیح نهاده.<ref name=":0" />
 
در روزگار پدر همراه او و دیگر برادران در جنگ با قبیله‌های مغول، لشکرکشی به [[چین شمالی]] و ایران شرکت داشت و در فتح اشرار خوارزم حضور داشت. وی کوکتای و سوبدای را به سوی قبچاق و بلغارهای ولگا و [[اروپای شرقی]] و گروهی از فرماندهان را به سوی چین شمالی، تبت، کره و منچوری فرستاد؛ و خود در سال ۶۲۷ ق همراه توس برادر بزرگتر خود به چین شمالی لشکرکشی کرد. این لشکرکشی تا ۶۳۱ ادامه یافت.
 
در زمان اوکتای اوضاع برخی نقاط بخصوص خراسان آشفته بود. اوگتای برای سرکوبی مخالفان چراماغون و طایربهادر را مأمور کرد. طایر سعی کرد که حکومت خراسان را از سلطهٔ چینمتور قراقتایی به درآورد. سرانجام اوگتای چراماغون و طایر را از دخالت در کارها منع کرد و حکومت چینمتور را به رعیت شناخت. وی در سال ۶۳۲ ق/ ۱۲۳۵ شهر قرار قروم را در ساحل رود اروخون بنا نهاد و در آن شهر جینی‌ها و مسلمانان هر یک کاخی به شیوهٔ معماری خویشتن برای او ساختند و باغهای زیبایی در آن شهر و اطراف آن ایجاد کردند و نخستین بار در آن شهر به کشاورزی پرداخته شد وی دستور داد تا در سرتاسر [[امپراطوری مغول]] توقفگاه‌های، سواران زبره و اسبهای تازه‌نفس نگهداری شود و مأموران سفیدان و بازرگانان به آسانی و به سرعت بتوانند رفت‌وآمد نمایند. هر یک از بزرگان، امیران، و حاکمان وظیفه یافتند تا در تدارک آن سازمان بکوشند. قاآن همچنین فرمان داد تا [[شهر هرات]] را که پس از لشکرکشی مغول جز ویرانه‌ای از آن برجای نمانده بود آباد کنند و در ۶۳۶ ق/ ۱۲۳۹م فرمان داد که ۲۰۰ خانوار از مردم هرات که کوچ کرده بودند بازگردانده شوند. در ۶۳۷ ق به فرمان او به شهر هرات آب رسانده شد. اوگتای قاآن پس از بازگشت از چین دیگر در هیچ لشکرکشی شرکت نکرد و همواره به شکار و خوش گذرانی مشغول بود و برخی از مورخان افراط وی را در این کار سبب مرگ زودرس او دانسته‌اند.<ref name=":1" />
 
زمانی که [[اترار]] مورد هجوم مغول قرار گرفت لشکری از ارتش مغول تشکیل شده از هزار سوار تحت فرماندهی با فرمان‌هایی برای از بین بردن هرگونه تهدید از طرف جنوب و عزیمت به طرف ماوراءالنهر، به طرف جنوب رهسپار شد. بر لشکر جوحی نیز دستور داده شد که به دنبال لشکر جبر رود و پس از آن جدا شود و به طرف پادگان‌های خوارزمگاه در فجند یورش برد.<ref name=":1" />
 
== منابع ==