تفاوت میان نسخه‌های «نبرد حطین»

جز
|place= [[حطین|تپه‌های حطین]]، امروزه بخشی از [[اسرائیل]]
|coordinates={{Coord|32|48|13|N|35|26|40|E|scale:10000_type:event_region:IL_source:dewiki|display=inline,title}}|
result=پیروزی قاطع [[ایوبیان]] که منجر به تسخیر بخش عمده قلمرو [[پادشاهی اورشلیم]] از جمله شهر [[اورشلیم]] توسط صلاح‌الدین ایوبی شد.
|combatant1=[[پرونده:Vexillum Regni Hierosolymae.svg|border|22px]] [[پادشاهی اورشلیم]]{{سخ}}[[پرونده:Armoiries Tripoli.svg|18px]] [[کنت‌نشین تریپولی]]{{سخ}}[[پرونده:Armoiries Bohémond VI d'Antioche.svg|18px]] [[شاهزادگی انطاکیه]]{{سخ}}[[پرونده:Cross of the Knights Templar.svg|border|20px]] [[شوالیه‌های معبد]]{{سخ}}[[پرونده:Cross of the Knights Hospitaller.svg|20px]] [[شوالیه‌های هوسپیتالر]]{{سخ}}[[پرونده:Lazarus cross.svg|20px]] [[فرقه سنت لوزارس|شوالیه‌های سنت لوزارس]]
|combatant2=[[پرونده:Flag of Ayyubid Dynasty.svg|border|22px]] [[ایوبیان]]
|commander1=[[پرونده:Arms of the Kingdom of Jerusalem (Ströhl).svg|border|22px]] [[گی لوزینیان]]{{POW}}<ref name=ToolAutoGenRef27>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۶۱۴|زبان=en}}</ref>{{سخ}}[[پرونده:Armoiries Tripoli.svg|18px]] [[ریموند سوم]]{{سخ}}[[پرونده:Armoiries Hugues de Payens.svg|border|20px]] [[جرارد رایدفورت]]{{POW}}<ref name=ToolAutoGenRef27 />{{سخ}}[[پرونده:Cross of the Knights Hospitaller.svg|border|18px]] [[گارنیر د نابلس]]{{سخ}}[[پرونده:Armoiries Bohémond VI d'Antioche.svg|18px]] [[رینالد شاتیون]]{{POW}}{{KIA}}<ref name=ToolAutoGenRef27 />
|commander2=[[پرونده:Flag of Ayyubid Dynasty.svg|border|22px]] [[صلاح‌الدین ایوبی]]{{سخ}}[[پرونده:Flag of Ayyubid Dynasty.svg|border|22px]] [[مظفرالدین گوکبوری]]{{سخ}}[[پرونده:Flag of Ayyubid Dynasty.svg|border|22px]] [[مظفر عمر]]{{سخ}}[[پرونده:Flag of Ayyubid Dynasty.svg|border|22px]] [[عادل یکم|العادل سیف‌الدین ابوبکر]]{{سخ}}[[پرونده:Flag of Ayyubid Dynasty.svg|border|22px]] [[فضل بن صلاح‌الدین]]
|strength1=۲۰٬۰۰۰ جنگجو<ref name=ToolAutoGenRef38>{{پک|Riley-Smith|۱۹۹۱|ص=۱۱۰|ک=The Crusades: A Short History|زبان=en}}</ref>
* ۳٬۰۰۰ زره پوش
* ۵۰۰ کماندار
|strength2=۳۰٬۰۰۰ جنگجو<ref name=ToolAutoGenRef38 />
* ۱۲٬۰۰۰ سواره نظام
* ۱۸٬۰۰۰ پیاده‌نظام
|casualties1=تلفات سنگین<ref name=ToolAutoGenRef27 />
|casualties2=اندک<ref name=ToolAutoGenRef27 />
|}}
{{نبردهای صلیبی در سرزمین شام}}
'''نبرد حَطّین'''، نبردی است که در ۲۵ ربیع‌الثانی ۵۸۳ هجری قمری/۴ ژوئیهٔ ۱۱۸۷ میلادی بین [[پایگاه‌های صلیبیون|نیروهای صلیبی]] به رهبری [[گی لوزینیان]]، [[پادشاهی اورشلیم|پادشاه اورشلیم]]، و مسلمانان به رهبری [[صلاح‌الدین ایوبی]]، [[ایوبیان|سلطان ایوبی]]، در منطقهٔ [[حطین]] رخ داد و مسلمانان توانستند طی نبردی سخت به پیروزی برسند و بخش عظیمی از نیروهای صلیبی را به قتل برسانند و تعدادی از فرماندهان ارتش صلیبی از جمله [[گی لوزینیان]] را اسیر کنند.
 
پیش از این نبرد، سران صلیبی دچار اختلاف شده بودند و در مقابل، صلاح‌الدین کل [[مصر]] و [[شام (سرزمین)|شام]] را یکپارچه تحت تسلط خود درآورده بود. طی چندین سال درگیری‌ها و نبردهایی بین دو طرف رخ داده و توازن قوا به نفع مسلمانان تغییر کرده بود. صلاح‌الدین با بسیج نیروهای مسلمان برای [[جهاد]] با صلیبیون و طراحی این نبرد — به‌گونه‌ای که شرایط زمانی و مکانی آن به نفعش باشد — دست برتر را داشت. طی این جنگ که از شب ۲۴ ربیع‌الثانی ۵۸۳ ه‍. ق/۳ ژوئیه ۱۱۸۷ آغاز شد، سپاهیان صلاح‌الدین صلیبیون را در منطقهٔ حطین محاصره کردند و در نبرد اصلی که در ۴ ژوئیه رخ داد، با بهره‌گیری از ضعف آنها (خستگی و تشنگی) صفوف آن‌ها را در هم شکستند. هرچند صلیبیون و به‌خصوص شوالیه‌ها دلیرانه جنگیدند، اما جمع زیادی از آنها کشته شدند و اندکی نیز از محاصره گریختند. در پایان، گی لوزینیان به همراه تعدادی از همراهان خود اسیر، و رینالد شاتیون نیز توسط صلاح‌الدین کشته شد.
 
پس از این شکست سنگین، پایگاه‌های صلیبی قدرت خود را از دست دادند و صلاح‌الدین ایوبی توانست از این موقعیت به نفع جهان اسلام بهره ببرد و فتوحاتی را به دست آورد که مهم‌ترین آن بازپس‌گیری [[اورشلیم]] بود؛ که پس از [[جنگ صلیبی اول]] به تسخیر صلیبیون درآمده بود. بعد از پایان جنگ، صلاح‌الدین درگیری را گسترش داد و اغلب سرزمین‌های پادشاهی اورشلیم از جمله شهرهای [[عکا]]، [[مجدل شمس|مَجدَل]]، [[یافا]]، [[ناصره]]، [[قیساریه]] و [[حیفا]] را فتح کرد. درنتیجه، دولت‌های مسیحی از جمله [[پادشاهی فرانسه]]، [[امپراتوری مقدس روم]] و [[پادشاهی انگلستان]] برای جبران این شکست‌های پی‌درپی، ارتش صلیبی را تحت فرماندهی شاهان خود عازم شرق کردند و [[جنگ صلیبی سوم]] آغاز شد.
{{اصلی|جنگ صلیبی اول|جنگ صلیبی دوم}}
[[File:Passages_d'outremer_Fr5594,_fol._19r,_Concile_de_Clermont.jpg|راست|بندانگشتی|300x300پیکسل|[[اوربان دوم|پاپ اوربان دوم]] در [[شورای کلرمونت]].]]
در سال ۱۰۷۱ م، [[آلکسیوس یکم|اَلِکسیوس یکم]]، [[امپراتور بیزانس]]، در پی شکست در [[نبرد ملازگرد|نبرد مَلازگِرد]]، نگران پیشروی [[سلجوقیان]] در خاک [[آناتولی]] به سمت غرب بود. وی در مارس ۱۰۹۵ م فرستادگانی را به [[شورای پیاچنزا|شورای پیاچِنزا]] فرستاد تا علیه [[مردم ترک|ترکان]] از پاپ درخواست یاری کند. [[پاپ اوربان دوم]]، شاید به امیدِ از بین رفتن [[جدایش بزرگ|انشقاق]] چهل‌ساله بین [[کلیسای ارتدوکس]] و [[کلیسای کاتولیک|کاتولیک]] و برقرار شدن دوبارۀدوبارهٔ وحدت دینی در سراسر اروپا، به این درخواست پاسخ مثبت داد.<ref>{{پک|Asbridge|۲۰۰۴|ص=۱۵|ک=The First Crusade: A New History|زبان=en}}</ref>
 
ارتش‌های صلیبی اندکی پس از [[شورای کلرمونت|شورای کِلِرمونت]] و سخنرانی پاپ اوربان دوم در سال ۱۰۹۵ م،<ref>{{پک|لوی بیئل|۱۳۸۶|ک=جنگ‌های صلیبی|ص=۵۱–۵۳}}</ref> به سوی شرق رهسپار شدند. آنها از [[آسیای صغیر]] عبور کردند، به [[انطاکیه]] رسیدند و در سال ۱۰۹۸ م آن‌جا را [[محاصره انطاکیه (۱۰۹۸)|به تصرف درآوردند]].<ref>{{پک|لوی بیئل|۱۳۸۶|ک=جنگ‌های صلیبی|ص=۹۲–۹۵}}</ref><ref>{{پک|Roger|1997|ک=Latin Siege Warfare in the Twelfth Century|ص=۲۷–۲۹|زبان=en}}</ref><ref>{{پک|France|1996|ک=Victory in the East: A Military History of the First Crusade|ص=۲۲۹|زبان=en}}</ref><ref>{{پک|Asbridge|2000|ک=The Creation of the Principality of Antioch|ص=۲۶–۲۷|زبان=en}}</ref> آنگاه در دو محور ساحلی و داخلی ([[عوج، سوریه|روج]] – [[معره نعمان|مَعرَةُ النُّعمان]] – [[شیزر (سوریه)|شِیزَر]] – [[مصیاف|مَصیاف]] – [[دژ شهسواران|اکراد]]) حرکت کردند تا بار دیگر در [[طرابلس (لبنان)|طِرابلُس]] به یکدیگر بپیوندند و از آن‌جا راه‌شان را به سوی [[بیروت]] و [[صیدا|صِیدا]] تا [[قیساریه]] و از آن‌جا تا [[اورشلیم]] ادامه دهند.<ref>{{پک|Riley-Smith|۱۹۹۱|ص=۳۴|ک=The Crusades: A Short History|زبان=en}}</ref><ref>{{پک|Bradbury|1992|ک=The Medieval Siege|ص=۲۹۶|زبان=en}}</ref> صلیبی‌ها پس از فتح کرانهٔ مدیترانه، [[دولت‌های صلیبیون|دولت‌های خود]] را سازماندهی کردند و حکومت‌هایی خودمختار از جمله [[پادشاهی اورشلیم]] و [[شاهزادگی انطاکیه]] را تشکیل دادند.<ref>{{پک|لوی بیئل|۱۳۸۶|ک=جنگ‌های صلیبی|ص=۱۰۸–۱۲۹}}</ref><ref>{{پک|Riley-Smith|1979|ف=The Title of Godfrey of Bouillon|ک=Bulletin of the Institute of Historical Research|زبان=en}}</ref>
[[سلجوقیان]] که پس از [[جنگ ملازگرد]] در سال ۱۰۷۱ م به اوج قدرت خود رسیده بودند، با مرگ [[ملکشاه]] در سال ۱۰۹۲ م، دچار آشفتگی و جنگی داخلی شدند؛ جنگی که سرانجام با تقسیم حکومت پایان یافت.<ref>{{پک|بازورث|۱۳۸۰|ک=سلجوقیان|ص=۸۴–۸۳}}</ref><ref>{{پک|لسترنج|۱۳۶۴|ک=جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی|ص=۱۴۹}}</ref>
 
در این زمان [[عراق]] صحنهٔ آشوب‌هایی بود که به وسیلهٔ [[مردم عرب|عرب‌ها]] و [[مردم ترک|ترک‌ها]] رهبری می‌شد. در [[شام (سرزمین)|شام]]، اگرچه [[تتش|تُتُش]]، بنیانگذار سلسلهٔ [[سلجوقیان|سلجوقیان شام]]،<ref>{{پک|بازورث|۱۳۸۰|ک=سلجوقیان|ص=۱۱۳–۱۱۲}}</ref> در سال ۱۰۹۵ م درگذشت، اما پسرانش رضوان و دُقاق، حاکمان حلب و دمشق، پس از کوشش‌های فراوان بر اوضاع مسلط شدند. اورشلیم به حکومت [[آل ارتق|اَرتُقیان]] انتقال یافت. طرابلس زیر سلطهٔ [[شیعه|شیعیان]] [[بنی عمار (حکومت)|بنی‌عمار]] و [[موصل]] زیر فرمان [[کربغا|کِربوغا]] بود. [[فاطمیان]] مصر با استفاده از این آشفتگی به گسترش اراضی خویش در [[فلسطین]] پرداختند و اورشلیم را تسخیر کردند. پس از این که [[صلیبیون]] در سال ۱۰۹۸ م به انطاکیه رسیدند و در [[نخستین جنگ صلیبی]] آن را تصرف کردند، همهٔ این حاکمان با آنها وارد جنگ شدند، ولی ناکام ماندند.<ref>{{پک|Runciman|1989|ص=۱۹۱|ک=A History of the Crusades|زبان=en}}</ref>
 
بعضی از شهرها مانند [[معره نعمان|مَعرَةُ النُّعمان]] در مقابل تهاجم صلیبیون مقاومت کردند و بعضی دیگر مانند [[حمات|حَمات]]، [[شیزر (سوریه)|شِیزَر]]، طرابلس و [[حمص|حُمص]] از در صلح درآمدند. با این حال، کشتارهای صلیبیون در آسیای صغیر؛ چه در طول مسیر، چه در هنگام رسیدن به انطاکیه و چه در ادامه در اورشلیم و دیگر شهرهای فلسطین، مسلمانان را خشمگین کرد و آنها را واداشت تا خود را آمادهٔ نبرد با صلیبیون کنند. اما امارت‌های پراکنده و ضعیفِ شام، قدرت کافی برای مقابله با آنها را نداشتند. در شمال، [[قلیچ ارسلان دوم|قِلیچ ارسلان]] از رهبران [[سلاجقه روم|سلاجقه]] به‌همراه امیر دانشمندی با نام اَنوشْتَگیناَنوشْتَگین،<ref name=ToolAutoGenRef28>{{پک|فروزانی|۱۳۹۴|ک=سلجوقیان از آغاز تا فرجام|ص=۲۶۰–۲۵۹}}</ref>، در ابتدا پیروزی‌هایی در مقابل صلیبیون به‌دست آورد،به‌دست‌آورد، اما چون متحد قدرتمندی در کنار خود نداشت، توان پایداری و قدرت خود را از دست داد.<ref>{{پک|Asbridge|2004|ک=The First Crusade: A New History|ص=۱۱۷–۱۲۰|زبان=en}}</ref> علی‌رغم آنچه در آناتولی رخ داده بود، فاطمیان در جنوب ابتدا سعی کردند تا با صلیبیون به تفاهم برسند، اما با نظر منفی آنها روبه‌رو شدند؛ لشکر مصر درهم شکست و آنها اورشلیم را از دست دادند. فاطمیان در پی شکست‌های [[محاصره اورشلیم (۱۰۹۹)|اورشلیم]] و [[نبرد اشکلون|اَشکَلون]] درصدد انتقام برآمدند و به پیروزی‌هایی دست یافتند. اما صلیبیون درنهایت با رهبری [[بالدوین یکم اورشلیم|بالدْوین یکم]] از پیروزی آنها در یافا و اورشلیم جلوگیری کردند.<ref name=ToolAutoGenRef33>{{پک|Dupuy|1977|ک=The Encyclopedia of Military History|ص=۳۱۶|زبان=en}}</ref><ref name=ToolAutoGenRef33 /><ref>{{پک|ناصری|۱۳۷۹|ک=فاطمیان در مصر|ص=۹۵}}</ref>
 
پس از آن درگیری‌ها در شمال و جنوب و خشکی و دریا ادامه یافت. از یک سو، مسلمانان نمی‌توانستند تسلیم دشمن شوند و ریاست سرزمین و ثروت‌شان را به آنان دهند و از سوی دیگر، صلیبیون برای تصرف فلسطین و سکونت در آن‌جا آمده بودند، در حالی که امکانات سرزمین فلسطین برای آن‌ها کافی نبود. آنها نمی‌توانستند کاری جز جنگ و ادامه تحرکات نظامی انجام دهند و ناگزیر باید به کاروان‌های تجاری پیرامون خود حمله می‌کردند. این کار به نوبهٔ خود موجب تشدید درگیری می‌شد.
 
در خلال همین درگیری‌ها، [[دودمان زنگیان|خاندان زنگی]] در موصل ظهور کرد و رهبری جهاد را بر عهده گرفت. [[عمادالدین زنگی]] راه را برای پیشبرد جنگ به نفع مسلمانان پایه‌گذاری کرده بود اما در شب ۱۴ سپتامبر سال ۱۱۴۶ م به‌دست یکی از خدمتکارانش کشته شد. با کشته شدن او، درگیری‌های درون‌خاندانی و برون‌خاندانی برای رسیدن به قدرت اوضاع را آشفته کرد و [[ریموند سوم|رِیْموند]]، امیر انطاکیه با این تصور که می‌تواند از غیاب بزرگ‌ترین دشمن صلیبیون بهره ببرد، نیروهای خود را عازم حلب کرد. اما [[نورالدین زنگی]]، فرزند عمادالدین، توانست آن‌ها را شکست دهد و در ادامه بر مناطقی از شام همچون دمشق، [[بصری (شهر)|بُصریٰ]] و [[صلخد|صَلخَد]] مسلط شود و قدرت دوباره زنگیان را بازگردانَد. [[نورالدین زنگی|نورالدین]] در ادامه رهسپار حلب شد که تحت قیمومت [[اسدالدین شیرکوه]] قرار داشت. وی در آن‌جا مورد حمایت قرار گرفت و راه برای رسیدن به حکومت هموار شد. <ref name="ToolAutoGenRef37" /><ref>{{پک|Mallett|2013|ف=The Battle of Inab|ک= Journal of Medieval History|زبان=en}}</ref><ref name="ToolAutoGenRef12" />
 
با قدرت‌گیری نورالدین در شام و گسترش فتوحات او در فلسطین، ملکه [[ملیساند اورشلیم|مِلیسِند]] برای جلوگیری از ادامه فتوحات زنگیان، از پادشاهان درخواست اعزام نیرو کرد. [[کنراد سوم|کُنراد]] و [[لویی هفتم|لویی]] پادشاهان آلمان و فرانسه، به این درخواست جواب مثبت دادند اما سپاه جدید قبل از رسیدن به شام و اراضی مقدس، در [[دورولائوم]] از ترکان شکست خورد و از هم پاشید. از این سپاه، فقط تعداد اندکی از نیروها توانستند خود را به [[سمعان‌داغ|سُوِیْدیه]] برسانند.<ref>{{پک|Nicolle|2009|ک=The Second Crusade, 1148: Disaster Outside Damascus|ص=۴۷|زبان=en}}</ref>
در این زمان، نورالدین مشغول آزادسازی شمال بود. ریموند، حاکم انطاکیه، خود را در مقابل خطری دو جانبه دید: [[سلاجقه روم|سلاجقه]] به رهبری [[مسعود یکم|مسعود]]، حاکم [[قونیه]] و نورالدین که با مسعود هم‌پیمان شده بود. پس ریموند نیز به نوبهٔ خود با رهبر [[حشاشین|حَشّاشین]] (اسماعیلیه) به نام [[علی بن وفای کرد]] متحد شد و در نوامبر سال ۱۱۴۸ م به اتفاق او به نورالدین در [[افامیا|اَفامیه]] حمله کرد، ولی به هدف خود نرسید. در بهار سال ۱۱۴۹ م، مسلمانان با فرماندهی نورالدین، ریموند را در [[بغراس|بُغراس]] شکست دادند.<ref>{{پک|Asbridge|2012|ک=The Crusades: The War for the Holy Land|ص=۱۱۴۰|زبان=en}}</ref> نورالدین سپس برای مبارزه با دژِ اِنب، عازم جنوب شد. ریموند نیز با سپاهی کوچک همراه با هم‌پیمانان فاطمی خود به یاری دژ شتافت. در ۲۸ ژوئن سپاه صلیبی در زمین پست نزدیک عین مراد، در دشت واقع در میان اِنب و برکه غاب، اردو زدند. لشکر نورالدین زنگی طی یک حملهٔ شبانه سپاه صلیبیون را محاصره کردند. بامداد روز بعد، ریموند دریافت که هیچ راهی جز درگیری با مسلمانان وجود ندارد. به دنبال آن نبردی خونین روی داد که طی آن تعداد زیادی از طرفین کشته شدند. نورالدین به عقب راندن صلیبیون از دژهای شمال ادامه داد. او در سال ۱۱۵۰ م بر دژهای [[ارزنجان|اَرزَجان]] و [[قلعه یحمور|تل کشفان]] چیره شد و دو پادگان ارتاح و [[حارم|حارِم]] را تصرف کرد. سپس رهسپار غرب شد و خود را به نزدیکی انطاکیه رساند. او به حملات خود ادامه داد تا به سویدیه رسید. در این زمان [[ژوسلین یکم، کنت ادسا|ژوسِلین]]، کنت ادسا، در کمینی گرفتار شد که شماری از سپاهیان ترک برایش نهاده بودند.<ref>{{پک|Nicholson|1969|ک=The Growth of the Latin States, 1118-1144|ص=۵۱۷|زبان=en}}</ref> نورالدین شماری از نیروهای خود را فرستاد تا وی را از دست کسانی که اسیرش کرده بودند، رها سازند و فرمان داد چشمانش را میل کشیدند و او را در حلب به زندان افکندند. وی در آن‌جا ماند و نُه سال بعد جان سپرد.<ref name=ToolAutoGenRef15>{{پک|Nicholson|1969|ک=The Growth of the Latin States, 1118-1144|ص=۵۳۳|زبان=en}}</ref>
 
به این ترتیب هنوز تابستان ۱۱۵۰ م شروع نشده بود که [[شاهزاده‌نشین انطاکیه]] و باقیمانده‌های کنت‌نشین رها، رهبران خود را از دست دادند و نورالدین حاکم بلامنازع شمال شد.<ref name=ToolAutoGenRef15 /> افزایش قدرت نورالدین منجر به برقراری پیمانی میان او و سلطان [[مسعود یکم|مسعود سلجوقی]] گردید. نورالدین با ازدواج با دختر مسعود، این اتحاد را محکم‌تر کرد؛ ولی مسعود در حملهٔ دامادش به پاتریس او را همراهی نکرد و تنها به تصرف [[قلعه کیسوم|کِیْسوم]] و [[بسنی|بِهسا]] در شمال کنت‌نشین رها بسنده کرد و سپس آن‌ها را به پسرش [[قلج ارسلان دوم|قلیج ارسلان]] بخشید.<ref name=ToolAutoGenRef25>{{پک|Runciman|1989|ص=۳۸۱–۳۸۲|ک=A History of the Crusades|زبان=en}}</ref>
سال ۱۱۵۱ م، مسعود در حمله به پادگان‌های [[بیزانس]] شرکت کرد. امیران [[آل ارتق|ارتقی]] نیز برای استفاده از شرایط به نفع خود، در این حمله شرکت کردند.<ref name=ToolAutoGenRef28 /> [[غازی عینتاب|عِین‌تاب]] و دلوک به دست مسعود افتاد و امیر [[ماردین]] بر [[شمش‌شاد|سیمساط]] و [[بیره]] مسلط گردید. [[قلعه راوندا|راوندان]] به دست نورالدین افتاد و پادگان تل باشر در ژوئیه ۱۱۵۱ م تسلیم حسان، یکی از فرمانده نورالدین شد.<ref name=ToolAutoGenRef25 />
 
== وضعیت پادشاهی اورشلیم و سلطنت ایوبی پیش از نبرد ==
=== اختلافات بر سر جانشینی ===
{{اصلی|گی لوزینیان|ریموند سوم|رینالد شاتیون}}
[[پرونده:Guido di Lusignano.jpg|بندانگشتی|چپ|150px|تصویری از [[گی لوزینیان]]]]
[[بالدوین چهارم]]، [[پادشاهی اورشلیم|پادشاه اورشلیم]]، از ۱۱۷۴ تا ۱۱۸۵ م بود. وی مبتلا به [[جذام]] بود و هم‌زمان با بیماری وی، خواهرش [[سیبلا]]، [[کنتس|کُنتِس]] [[حیفا]] و [[اشکلون]]،<ref>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۵۹۵|زبان=en}}</ref> [[گی لوزینیان|گِی لوزینیان]]، یکی از کوچکترین اشراف دون‌مرتبهٔ فرانسه را به عنوان شوهر خود انتخاب کرد. این انتخاب در ابتدا با مخالفت بالدوین روبه‌رو شد؛ اما سرانجام، در سال ۱۱۸۰ م او اجازهٔ ازدواج را صادر کرد.<ref>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۵۹۶|زبان=en}}</ref> با این ازدواج، گی به [[امارت یافا و اشکلون]] دست یافت و پس از مدتی به تدریج توانست سیطرهٔ خود را بر تمامی مناطق به جز اورشلیم گسترش دهد و سرانجام به عنوان نائب‌السلطنه و جانشین شاه انتخاب شود.<ref>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۲۱}}</ref> اما، به دلیل حملات [[صلاح‌الدین ایوبی]] و قدرت گرفتن مخالفان گی از جمله [[ریموند سوم]]، [[کنت‌نشین طرابلس|کُنتِ طرابلس]]، وی از مسند خود خلع شد و به جای او، [[بالدوین پنجم]] به مسند جانشینی رسید.<ref name=ToolAutoGenRef5>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۵۹۷–۵۹۸|زبان=en}}</ref> شاه فعالیت خود را بر ضد گی ادامه داد و خواهر خود را مجبور به طلاق از گی کرد. گی نیز به شهر خود بازگشت و در برابر شاه قیام کرد و بدین ترتیب تنش بین آن دو آغاز شد. شاه توانست طی چند لشکرکشی، گی را از مقام امارت خود در شهرهای یافا و اشکلون برکنار، و ریموند سوم را — که از مخالفان گی بود — به عنوان مشاور و نائب‌السلطنه بالدوین پنجم انتخاب کند.<ref name=ToolAutoGenRef20>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۲۲}}</ref>
 
با مرگ بالدوین چهارم در سال ۵۸۰ ه‍. ق/۱۱۸۵ م و سپس بالدوین پنجم در سال پس از آن، مجدداً مشکلات داخلی صلیبیون آغاز شد. اولین تنش بین ریموند با [[ژوسلین یکم، ارباب کورتنی|ژوسلین کورتِنایی]] به وجود آمد. ژوسلین در غیاب ریموند توانست عکا و بیروت را — که براساس فرمان بالدوین چهارم به ریموند رسیده بود — تسخیر و اشغال کند.<ref name=ToolAutoGenRef30 /> مخالفان ریموند، [[رینالد شاتیون|رِیْنالد شاتیون]]، لرد [[ماورای اردن]]، و [[جرارد رایدفورت|جِرارد رایدفورت]]، استاد اعظم [[شوالیه‌های معبد]]،<ref>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۶۰۲|زبان=en}}</ref>، توانستند او را از مسند حکومت دور، و پادشاهی را از بالدوین پنجم به مادرش، یعنی سیبلا، منتقل کنند؛ اما از آن‌جایی که وی زن بود و به تنهایی نمی‌توانست حکومت کند، مطابق با خواست مخالفان ریموند، تاج شاهی را به همسرش یعنی گی لوزینیان اعطا کرد.<ref name=ToolAutoGenRef30>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۳۰}}</ref><ref name=ToolAutoGenRef29>{{پک|داونپورت|۱۳۹۰|ک=صلاح‌الدین فاتح جنگ‌های صلیبی |ص=۵۷}}</ref><ref name=ToolAutoGenRef26>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۶۰۱|زبان=en}}</ref><ref name=ToolAutoGenRef24>{{پک|Hamilton|2000|ک= The Leper King and his Heirs|ص=۱۵۷–۱۶۰|زبان=en}}</ref>
 
=== اقدامات تحریک‌برانگیز رینالد شاتیون ===
رینالد در سال ۱۱۶۰ م نیروهایش را برای غارت گله‌ها و کاروان‌های واقع در نزدیکی دشت [[رودخانه فرات]] هدایت نمود، اما در بازگشت توسط نیروهای حاکم حلب، مجدالدین، از عاملین نورالدین زنگی دستگیر شد. مسلمانان او را اسیر کردند و با همراهانش به زندان حلب فرستادند. وی مدت شانزده سال در آن‌جا ماند، تا سرانجام در سال ۱۱۷۵ م، مسلمانان او را آزاد کردند.<ref>{{پک|Runciman|1989|ص=۳۵۷|ک=A History of the Crusades|زبان=en}}</ref>
 
در سال ۱۱۸۱ م، رینالد پیمان صلح سال پیش را — که میان صلاح‌الدین و بالدوین چهارم بود — نقض کرد.<ref name=ToolAutoGenRef34>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۵۹۸|زبان=en}}</ref><ref name=ToolAutoGenRef20 /><ref>{{پک|Hamilton|1978|ک=The Elephant of Christ: Reynald of Châtillon|ص=۱۰۳|زبان=en}}</ref> او نیروهایش را به سوی شرق هدایت کرد تا به آبادیبه‌آبادی [[تیما]]، واقع در راه [[دمشق]]–[[مکه]] رسید. در نزدیکی آبادی به کاروانی که با آرامش به سوی مکه حرکت می‌کرد،<ref group="پ">قراردادهای صلح بر آزادی رفت‌وآمد مسلمانان و مسیحیان و عبور هریک از طرفین از سرزمین دیگر صراحت داشت؛ ولی رینالد که چشم دیدن حرکت کاروانیان و کاروان‌های تجاری سرشار از کالاهای مسلمانان را در قلمرو خویش نداشت، بدون توجه به نتایج مترتب بر آن، آن‌ها را مورد حمله قرار داد.</ref> حمله برد و همه کالاهای بازرگانی را تصرف کرد؛ ولی صلاح‌الدین که در این هنگام در مصر بود، با سرعت [[فرخ‌شاه|فرُّخ‌شاه]] را در رأس سپاهی از دمشق اعزام کرد. این سپاه به ناحیهٔ ماورای [[رود اردن]] نفوذ کرد و رینالد مجبور به عقب‌نشینی شد.<ref name=ToolAutoGenRef20 /><ref>{{پک|Hamilton|2000|ک= The Leper King and his Heirs|ص=۱۷۱|زبان=en}}</ref>
 
در سال ۵۷۸ ه‍. ق/۱۱۸۲ م رینالد به [[ایلات|ایله]]، در دماغهٔ [[خلیج عقبه|خلیج عَقَبه]]، حمله کرد. در این حمله ایله که از سال ۱۱۷۰ م در قلمرو مسلمانان بود به دست او سقوط کرد. رینالد مدتی را در جزیره ایله ماند و از آن‌جا با دو کشتی عزم جنگ [[جزیره فرعون]] کرد. آنان راه ساحل غربی [[دریای سرخ]] را در پیش گرفتند و همه شهرهای کوچک سر راه را تاراج کردند. آنان [[عیذاب|عِیْذاب]]، از بنادر بزرگ [[نوبه]] واقع در مقابل مکه، را مورد حمله قرار دادند و کشتی‌های پر از کالاهای وارداتی [[یمن]] و [[هند]] را غارت کردند. یک دسته از نیروها در خشکی پیاده شدند و کاروان بزرگی را مورد حمله قرار دادند. آنگاه از عرض [[دریای سرخ]] از عیذاب به سوی ساحل سرزمین عرب عبور کردند و کشتی‌های لنگر گرفته در [[حوراء]] و [[ینبع|یَنبُع]] را به آتش کشیدند و در ادامه پیشروی خود به بنادر مکه رسیدند. در آن‌جا کشتی‌هایی را که در اختیار زائرین بود و به [[جده]] می‌رفت، غرق کردند.<ref>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۲۶–۱۲۷}}</ref><ref name=ToolAutoGenRef18>{{پک|داونپورت|۱۳۹۰|ک=صلاح‌الدین فاتح جنگ‌های صلیبی |ص=۵۴}}</ref><ref name=ToolAutoGenRef5 /><ref>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۴۳۶|زبان=en}}</ref><ref>{{پک|Hamilton|2000|ک= The Leper King and his Heirs|ص=۱۸۰|زبان=en}}</ref><ref>{{پک|Barber|2012|ک=The Crusader States|ص=۲۸۴|زبان=en}}</ref>
 
در سال ۱۱۸۶ م رینالد شاتیون بار دیگر به معاهدهٔ صلح بین دو طرف خیانت کرد. صلاح‌الدین با مشاهدهٔ این رفتارها، وی را بارها به محاصره درآورد و به قلمرواش حمله کرد، تا آن‌که تسلیم شد و شکست خورد و از صلاح‌الدین درخواست صلح کرد. وی نیز تقاضایش را پذیرفت و با او صلح کرد، و با یکدیگر عهد بستند که کاروان‌های میان مصر و شام رفت‌وآمد خود را از سر بگیرند. با این حال سال بعد رینالد مجدداً به کاروان‌های عبوری مسلمانان حمله، و اموال و احشام آن‌ها را غارت کرد، که این باعث اعتراض صلاح‌الدین به وی و شاه اورشلیم شد؛ ولی او زیر بار نرفت و بر مخالفت خود اصرار کرد. صلاح‌الدین نیز در جواب این کار عهد کرد، که هرگاه بر رینالد دست یابد او را به قتل برساند.<ref>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۳۱–۱۳۲}}</ref><ref name=ToolAutoGenRef29 />
 
احتمالاً رینالد از این کار ۴ هدف داشته‌است:
جهان اسلام از این رویداد به لرزه درآمد؛ و امیران حلب و موصل که از صلیبیون درخواست کمک کرده بودند، از هم‌پیمانی خود با صلیبیون پشیمان شدند. صلاح‌الدین نیز عهد کرد که تلاش رینالد برای هتک حرمت دین را نخواهد بخشود.<ref>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۲۷}}</ref>
 
=== اتحاد ریموند با صلاح‌الدین ===
نقض پیمان صلح و آزادی و امنیت کاروان‌های عبوری، جنگ را اجتناب‌ناپذیر ساخت. اما با توجه به این‌که فرماندهان صلیبی با یکدیگر اختلاف نظر داشتند، [[بوهموند یکم|بوهِمُند]]، امیر انطاکیه، در تجدید پیمان صلح با صلاح‌الدین درنگ نکرد، تا امنیت اقطاعات خود را حفظ کند.<ref name=ToolAutoGenRef1 /><ref>{{پک|داونپورت|۱۳۹۰|ک=صلاح‌الدین فاتح جنگ‌های صلیبی |ص=۵۸}}</ref><ref name=ToolAutoGenRef7 /> [[ریموند سوم|ریموند]]، کنت طرابلس، عکا را به سمت [[طبریه]]، از [[اقطاع|اقطاعات]] همسرش اسکیفا، ترک کرد؛ اما در بدو ورود به آن‌جا متوجه شد که گی این اقطاع را از وی و همسرش گرفته‌است. ریموند به حساب آن سال‌ها که به عنوان نایب‌السلطنهٔ بالدوین پنجم در آن‌جا حکومت می‌کرد، مطالبه خود را آغاز کرد؛ اما در این زمینه تنها و بدون پشتیبانی لازم بود.<ref name=ToolAutoGenRef30 /><ref name=ToolAutoGenRef23>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۶۰۴|زبان=en}}</ref> به دلیل قدرت کم در برابر پادشاه جدید و ترس وی از حمله مخالفانش، درصددِ یافتنِ متحدی جدید و قدرتمند بود که از وی در برابر دشمنانش حمایت کند. وی در زمانی که نایب‌السلطنه بود، معاهده صلحی با صلاح‌الدین بسته بود.<ref name=ToolAutoGenRef23 /> وی پیمان صلح با صلاح‌الدین را چنان فراگیر در نظر گرفت که امارت همسرش در [[الجلیل]] را نیز شامل شد.<ref name=ToolAutoGenRef1 /><ref>{{پک|داونپورت|۱۳۹۰|ک=صلاح‌الدین فاتح جنگ‌های صلیبی |ص=۵۸}}</ref><ref name=ToolAutoGenRef7 /> او در این موقعیت درصدد حفظ و پابرجا ماندن صلح خود با ایوبیان بود. اما ترس وی از گی لوزینیان، او را ناگریز وادار به فرستادن قاصدی به جانب دمشق کرد، تا از صلاح‌الدین برای حمایت در برابر گی درخواست کمک کند. صلاح‌الدین نیز از این موقعیت استفاده کرد و گروهی از نظامیان خود را جانب ریموند فرستاد و اعلام کرد درصورت حملهٔ دشمنان ریموند به وی، از او حمایت خواهد کرد<ref>{{پک|Hamilton|2000|ک= The Leper King and his Heirs|ص=۲۲۲|زبان=en}}</ref><ref>{{پک|Barber|2012|ک=The Crusader States|ص=۲۹۶|زبان=en}}</ref>؛ بنابراین صلحی بین طرفین بسته شد که از نظر صلیبیون خیانتی بیش نبود و حتی او را متهم به گرویدن به اسلام کردند.<ref name=ToolAutoGenRef7>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۶۰۵–۶۰۶|زبان=en}}</ref> صلاح‌الدین از موقعیت بهره برد، تا بین صلیبیون اختلاف ایجاد کند و به اهداف خود یعنی جهاد برسد.<ref name=ToolAutoGenRef1>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۳۰–۱۳۱}}</ref>
 
این در حالی بود که پادشاه اورشلیم، [[گی لوزینیان]] — که بر الجلیل مسلط نبود — برای جنگیدن با مسلمانان سردرگم بود. [[جرارد رایدفورت|جرارد]]، رهبر [[شوالیه‌های معبد]]، اقدام به تشویق پادشاه برای جنگ با ریموند و تصرف الجلیل پیش از رسیدن مسلمانان کرد. در این فاصله [[بالین ابلین|بالیَن اِبلین]]، از اشراف اورشلیم، فرارسید و پادشاه گی با بدرفتاری او را مورد بازخواست قرار داد. پس از اظهار پادشاه مبنی بر این‌که عازم جنگ در طبریه است، بالین به اشتباه بودن نقشه اشاره کرد. چرا که ریموند با برخورداری از قدرت نظامی برتر و همکاری با [[ایوبیان]]، بر وی برتری داشت. بالین از پادشاه درخواست کرد، تا وی را برای گفتگو نزد ریموند بفرستد.<ref name=ToolAutoGenRef40 /> با اوج گرفتن اختلافات داخلی، گی با توصیه بالین، وی را با هدف صلح عازم طبریه کرد،<ref>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۶۰۶–۶۰۷|زبان=en}}</ref> تا ریموند را متقاعد به مذاکره کند؛ زیرا حکومت اورشلیم در حالت جنگ با صلاح‌الدین بود و به کمک ریموند نیاز داشت. در مذاکره بین ریموند با بالین، ریموند شرط کرد در قبال بازگرداندن بیروت به وی، تابعیت خود را از شاه اعلام می‌کند، اما گی این درخواست را نپذیرفت و این تلاش به شکست انجامید و ریموند به اتحاد خود با صلاح‌الدین پایبند باقی ماند.<ref name=ToolAutoGenRef1 /><ref name=ToolAutoGenRef40 />
 
بعد از حملات مجدد رینالد به کاروان‌های مسلمانان، ریموند دامنه صلح خود با صلاح‌الدین را گسترش داد و از این طریق راه ورود صلاح‌الدین به سرزمین [[ماورای اردن]] را هموار کرد؛ بنابراین موج حملات مسلمانان به مناطق تحت نظر پادشاهی اورشلیم شدت گرفت.<ref>{{پک|Hamilton|2000|ک= The Leper King and his Heirs|ص=۲۲۴|زبان=en}}</ref>
گی که در وضعیت دشواری قرار داشت، دوباره بالین را برای گفتگو با ریموند عازم طبریه کرد؛ اما قبل از رسیدن نمایندگان گی، ریموند طبق توافقی اجازه عبور نیروهای صلاح‌الدین را داد. این نیروها پس از عبور از منطقه، در [[سفوریس|صِفوریه]] با صلیبیون برخورد کردند. طی [[نبرد کریسون|نبرد کِریسون]]، صلیبیون شکست خوردند و تعدادی از فرماندهان آن نظیر [[راجر مولینز|راجر مولینْز]]، استاد ارشد شوالیه‌های هوسپیتالر، کشته و بالین و رینالد نیز متواری شدند.<ref name=ToolAutoGenRef34 /> ریموند بعد از این نبرد، از توافق خود با صلاح‌الدین پشیمان شد، که دلیل آن ضربهٔ شدید به صلیبیون و تهدید محرومیت از اورشلیم و شکست پیمان زناشویی ریموند توسط [[پاتریک لاتین (اورشلیم)|پاتریک اورشلیم]] بود؛ لذا او توافق خود را با صلاح‌الدین لغو کرد و خود را مطیع پادشاه معرفی نمود و راضی شد تحت امر گی لوزینیان با مسلمانان بجنگد.<ref name=ToolAutoGenRef40>{{پک|داونپورت|۱۳۹۰|ک=صلاح‌الدین فاتح جنگ‌های صلیبی |ص=۶۰}}</ref><ref name=ToolAutoGenRef31>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۶۰۷|زبان=en}}</ref><ref>{{پک|Hamilton|2000|ک= The Leper King and his Heirs|ص=۲۲۸|زبان=en}}</ref>
 
=== اقدامات صلاح‌الدین پیش از نبرد ===
در سال ۱۱۸۱ م، رینالد شاتیون، امیر [[کرک (اردن)|کَرَک]]، یکی از کاروان‌های مسلمانان را در واحهٔ [[تیما|تِیْماء]] مورد حمله قرار داد.<ref name=ToolAutoGenRef18 /> چون این خبر به صلاح‌الدین رسید برای اعتراض به نقض پیمان، فرستاده‌ای نزد بالدوین فرستاد و خواستار غرامت شد. بالدوین به عادلانه بودن ادعای صلاح‌الدین اعتراف کرد، ولی رینالد از پرداخت غرامت سرباز زد. شماری از دوستان رینالد در دربار نیز، وی را مورد تأیید قرار دادند و موجب غافل شدن پادشاه ضعیف از موضوع شدند؛ ولی صلاح‌الدین به پیگیری‌اش ادامه داد.<ref>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۲۳}}</ref><ref>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۴۴۰|زبان=en}}</ref> چند ماه بعد، اوضاع جوی کاروانی از کشتی‌ها را که ۱۵۰۰ زائر اورشلیم را حمل می‌کرد، ناچار ساخت که در سواحل مصر در نزدیک [[دمیاط|دُمیاط]] پهلو بگیرند. صلاح‌الدین فرمان داد همه آن‌ها را به زنجیر کشیدند. آنگاه به بالدوین پیغام داد، که حاضر است آنان را در مقابل بازگرداندن اموال غارت‌شده توسط رینالد آزاد کند. اما رینالد برای بار دوم سرباز زد و این چنین جنگ اجتناب‌ناپذیر شد.<ref>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۲۴}}</ref><ref>{{پک|داونپورت|۱۳۹۰|ک=صلاح‌الدین فاتح جنگ‌های صلیبی |ص=۵۵–۵۶}}</ref>
[[پرونده:L'armée de Saladin.jpg|بندانگشتی|راست|270px|نگاره‌ای از سواره‌نظام ایوبیان در هنگامهٔ نبرد با صلیبیون]]
در سال ۱۱۸۲ م صلاح‌الدین نیروهایش را سازمان‌دهی کرد و در بیرون [[قاهره]] اردو زد، تا لشکرها گرد آیند. سپس در پنجم محرم سال ۵۷۸ ه‍. ق/۱۱ مه سال ۱۱۸۲ م قاهره را به سوی شام ترک کرد.<ref name=ToolAutoGenRef34 /> از [[صحرای سینا]] به سوی [[عقبه]] گذشت و سپس عازم مناطق شمال شد. چون به دمشق رسید، خبر یافت که فرخ‌شاه به الجلیل حمله کرده‌است و روستاهای واقع در دامنه‌های [[کوه طور]] را غارت کرده، بیست‌هزار رأس چارپایان را تصرف کرده و هزار تن را به اسارت برده‌است. صلاح‌الدین سه هفته را در دمشق سپری کرد. سپس آن‌جا را به همراه فرخ‌شاه با سپاهی انبوه ترک گفت و به فلسطین در جنوب [[دریاچه طبریه|دریای الجلیل]] نفوذ کرد. میان مسیحیان و مسلمانان درگیری‌هایی رخ داد، ولی نبرد به مرحلهٔ سرنوشت‌سازی نرسید. او همچنین [[بیروت]] را از خشکی و دریا به محاصره درآورد، ولی موفق به درگیری غافلگیرانه با آن شهر و فتح آن‌جا نشد.<ref>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۲۵–۱۲۶}}</ref> در نتیجه دست از محاصره برداشت و همراه [[مظفرالدین گوکبوری|مظفرالدین گوکبوری]] عازم [[جزیره (میانرودان)|جزیره]] شد. او [[خابور]]، [[قرقیسیا|قِرقیسا ماکسین]]، [[خابور|عرابان]] و [[نصیبین|نُصَیْبین]] را به تصرف درآورد. در آن‌جا خبر یافت که صلیبیون قصد دمشق کرده، پس از غارت روستاها به [[داریا]] رسیده‌اند و قصد نابودی آن را دارند. با رسیدن این خبر به صلاح‌الدین، برخی همراهانش به او پیشنهاد بازگشت به دمشق را دادند، ولی او نپذیرفت.<ref>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۲۶}}</ref>
 
از این رو به دمشق و شام بازنگشت، بلکه عازم [[موصل]] شد و آن‌جا را به محاصره درآورد. وقتی نتوانست آن را از [[دودمان زنگیان|زنگیان]] بگیرد، به سمت [[سنجار|سِنجار]] رفت و آن را اشغال کرد و به [[حران]] بازگشت. در همین سال رینالد شاتیون در دریای سرخ به مسلمانان حمله کرد و صلاح‌الدین را خشمگین ساخت.<ref name=ToolAutoGenRef17>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۵۹۹|زبان=en}}</ref>
 
[[پرونده:Mameluke-in-Full-Armour.jpg|بندانگشتی|چپ|250px|یکی از سواران مملوک همراه زره و تجهیزات کامل و سنگین خود]]
در باب نیروهای تشکیل‌دهندهٔ ارتش مسلمانان و به‌خصوص ایوبیان، بخش اعظمی از ارتش مسلمانان متشکل از سواره‌نظام بود و چهار منبع سواره‌نظام مسلمانان شامل [[مملوک]]، مردم عرب (غیر از اعراب بدوی‌نشین)، [[بادیه‌نشینان]] و [[ترکمن‌ها]] بودند. مملوکان، بردگانی ترک یا [[چرکسی|چِرکِسی]] بودند که اول بار در دسته‌های نظامی به عنوان نگهبانانِ مخصوصِ امراء یا نگهبانان قصر به‌کار گماشته می‌شدند. این گروه، نیمی از سواره‌نظام ارتش مسلمانان را شکل می‌داد که از لحاظ تجهیزات و توانایی جنگی، توانایی مقابله با شوالیه‌های صلیبی را داشت. در زمان جنگ حطین نیز، مملوکان بزرگترین و برگزیده‌ترین سواران جهان اسلام بودند. دومین منبع، عرب‌های شهرنشین بودند که به علت وفاداری به خدمت ارتش درمی‌آمدند. این گروهِ [[سواره نظام سنگین|سنگین‌اسلحه]] بیشتر [[نیزه‌دار]] و شمشیرزن بود و در مواقعی کماندار نیز در این دسته یافت می‌شد، هرچند که کمانداران آن قابل قیاس با کمانداران ترکمن نبودند. منبع سوم سواره‌نظام مسلمانان را [[بدوی|بدوی‌ها]]‌ها تشکیل می‌دادند، که فاقد تجهیزات و سلاح‌های سنگین بودند. این گروه بیشتر برای شناسایی و حملات سریع و کوچک به‌کار می‌رفتند. با این حال این گروه در هر دو ارتش در جنگ حطین حضور داشتند، هرچند که تعداد آن‌ها در ارتش صلاح‌الدین بسیار اندک بود؛ و منبع نهایی و یکی از مهم‌ترین نیروهای موجود در ارتش مسلمانان، ترکمن‌ها بودند که [[سواره نظام سبک|سواری سبک‌اسلحه]] بودند و در استفاده از کمان حتی در هنگام حرکت مهارت بالایی داشتند و در نبردهای تن به تن نیز به‌کار می‌رفت. این گروه یکی از نقاط قوت ارتش مسلمانان به حساب می‌آمدند، که میزان موفقیت صلیبیون در مقابله با آن‌ها بستگی به گیر انداختن ترکمن‌ها در شرایط دشوار بود. در مقابل سواره‌نظام که در حملات به‌کار می‌رفت، [[پیاده‌نظام]] بیشتر برای دفاع و محاصره کردن مورد استفاده قرار می‌گرفت. این گروه تا حدودی با زره‌های سبک به همراه نیزه و کمان بودند و قابل مقایسه با پیاده‌نظام صلیبی نبود.<ref>{{پک|Smail|1956|ک=Crusading Warfare 1097-1193|ص=82-93|زبان=en}}</ref>
 
در باب آرایش جنگی مسلمانان، همان‌طور که ذکر شد، بیشتر از سواره‌نظام استفاده می‌شد؛ به طوری که بدوی‌ها وظیفهٔ شناسایی و حملاتِ سبکِ ضربتی و ترکمن‌ها در دو جناح ارتش، وظیفهٔ ضربه زدن به آرایش پیاده‌نظام دشمن و جدا کردن نیروهای دشمن را داشتند؛ و در آخر مملوکان و سواران عرب، حملات مستقیم برای شکست دادن نیروهای دشمن را انجام می‌دادند. با این حال یکی از ضعف‌های بزرگ ارتش مسلمانان، همین سواره‌نظام بودند، زیرا هرکدام از امیران از مصر و [[بین‌النهرین]] به اراضی مقدس آمده و برای نیروهای خود، به مقادیر زیادی غذا و علوفه و آب نیازمند بودند. یکی از تاکتیک‌های صلیبیون، کشاندن جنگ به نقاطی بود که تأمین آب و علوفه را برای مسلمانان سخت می‌کرد و اگر صلیبیون به این کار نائل می‌شدند، نیروهای مسلمانان چاره‌ای جز عقب‌نشینی و ترک مخاصمه نداشتند؛ و دیگر نقطهٔ ضعف ارتش مسلمانان، جنگیدن فصلی نیروهای اقطاع بود به طوری که آن‌ها در برخی از فصول سال نمی‌جنگیدند که این خود سبب پایین آمدن نیروی نظامی مسلمانان در برخورد با صلیبیون می‌شد.<ref>{{پک|Heath|1980|ک=a Wargamer's Guide to the crusaders|ص=44-75|زبان=en}}</ref>
استراتژی‌های ایوبیان و صلاح‌الدین در جنگ با صلیبیون بدین ترتیب بود که ابتدا کنترل منطقه و ناحیهٔ جنگ را به‌دست می‌گرفتند و سپس با دو شیوهٔ حملهٔ مستقیم یا محاصرهٔ تدریجی، صلیبیون را شکست می‌دادند. در حملهٔ مستقیم — که بیشتر توسط سواره‌نظام واقع در دو جناح چپ و راست ارتش انجام می‌شد — ابتدا به دسته‌ها و بخش‌های ضعیف‌تر حمله می‌بردند و با فاصله انداختن بین نیروهای دشمن، آن‌ها را نابود می‌کرد. در روش محاصره نیز مسلمانان با گرفتن کنترل منطقه و تقسیم نیروهای خود، به مرور ارتش و نیروهای دشمن را محاصره می‌کردند و همچنین با قطع کردن راه تدارکات و آب دشمن و ایجاد شرایط سختی همچون [[زمین سوخته|آتش زدن درختان یا بوته‌ها]]ی اطراف ارتش صلیبی، صلیبیون را به تدریج از پای می‌انداختند که این روش در نبرد حطین قابل مشاهده است.<ref>{{پک|Smail|1956|ک=Crusading Warfare 1097-1193|ص=75-83|زبان=en}}</ref>
 
== شرح نبرد ==
=== آمادگی پیش از جنگ ===
{{نبرد حطین}}
در سال ۵۸۳ ه‍. ق/۱۱۸۷ م و بعد از [[نبرد کریسون]]، صلیبیون خود را برای جنگ آماده کردند و نیروهای خود را در عکا گرد آوردند. شوالیه‌های معبد و دیگر شهسواران درصددِ گرفتنِ انتقامِ کشتار کریسون برآمدند و هرآنچه شوالیه در اختیار داشتند بسیج کردند و تنها شمار اندکی را برای نگهداری دژهایی که به آن‌ها سپرده شده بود، باقی گذاشتند. [[ریموند سوم|ریموند]]، کنت طرابلس، [[بالین ابلین]] را برای درخواست کمک نزد [[بوهموند یکم|بوهمند]]، امیر انطاکیه، فرستاد. وی وعده داد که تعدادی از نیروهای خود را اعزام کند و پسرش را فرستاد تا به ریموند بپیوندد.<ref name=ToolAutoGenRef16 />
در ژوئن سال ۱۱۸۷ م، نزدیک به ۱۲۰۰ سوار با سلاح کامل در لشکرگاه صلیبیون واقع در مقابل عکا گرد آمدند. علاوه بر این‌ها، شمار زیادی سواران محلی، مشهور به [[تورکوپول]]، و حدود ده‌هزار نیروی پیاده نیز آماده کارزار شدند.<ref>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۶۰۹|زبان=en}}</ref>
 
 
بسیج نیروی مسلمانان در بصری و [[حوران]] کامل شد. صلاح‌الدین پس از آرایش نیروها فرماندهی قلب لشکر را خود به عهده گرفت. برادرزادهٔ خود، تقی‌الدین، را در جناح راست و [[مظفرالدین گوکبوری]] را در جناح چپ قرار داد.<ref>{{پک|Runciman|1989|ص=۴۵۵|ک=A History of the Crusades|زبان=en}}</ref> سپاه با همان آرایش جنگی به [[خسفین|خَسفین]] و از آن‌جا رهسپار ضلع جنوبی [[دریاچه طبریه]] شد. صلاح‌الدین مدت پنج روز را در [[اقحوانه|اُقْحُوانه]] منتظر ماند و در طول این مدت نیروهای اطلاعاتیِ وی اخبار و اطلاعات دشمن را به‌طور کامل گرد آوردند.
صلاح‌الدین پس از آگاهی بر اجتماع نیروی دشمن در [[سفوریس|صفوریه]]، جلسهٔ شور جنگی فرماندهانش را تشکیل داد. نظر بیشتر فرماندهان این بود که وی از جنگ چشم بپوشد و به جای آن با حملات ناگهانی گسترده، اسباب تضعیف صلیبیون را فراهم آورد. در این میان، صلاح‌الدین گفت:
{{نقل قول|''«نظر من این است که با این جمعِ مسلمانان به کافران حمله کنیم، چرا که سررشتهٔ کارها به دست آدمی نیست و ما نمی‌دانیم که چند سال دیگر زنده‌ایم. شایسته استشایسته‌است این گروه را پراکنده نسازیم،پراکنده‌نسازیم، مگر بعد از جهاد.»<ref>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۳۶}}</ref>''}}
[[پرونده:Hattin-map-fa.svg|بندانگشتی|راست|300px|محل وقوع جنگ حطین (''سبز'': مسیر حرکت صلاح‌الدین و ''سیاه'': مسیر حرکت صلیبیون]]
صلاح‌الدین در ژوئن سال ۱۱۸۷ م، سپاهش را از محل [[صنابره]] از [[رود اردن]] عبور داد، دریاچه طبریه را پشت سر نهاد، از کوه طبریه بالا رفت و تا رسیدن به صلیبیون حرکت کرد. هیچ‌یک از صلیبیون متوجه آمدن آنان نشد و از چادرهایشان بیرون نیامد. شب‌هنگام شماری نیرو را مقابل صلیبیون گمارد، تا از حملهٔ آن‌ها جلوگیری کنند. سپس سپاهی را به طبریه فرستاد و در جنگی یک‌شبه شماری از برج‌های شهر را ویران ساخت و آن‌جا را به زور گشود. ساکنان شهر در دژ پناه گرفتند، که محل زندگی اسکیفا، همسر ریموند سوم، و فرزندانش بود. نیروهای صلاح‌الدین که نتوانستند وارد قلعه شوند، شهر را غارت کردند و به آتش کشیدند.<ref>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۳۶–۱۳۷}}</ref><ref name=ToolAutoGenRef40 /><ref name=ToolAutoGenRef21>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۶۱۲|زبان=en}}</ref>
 
صلیبیون پس از آگاهی از حملهٔ سپاه صلاح‌الدین به طبریه و تسلط بر آن شهر و غارت و آتش زدن آن، برای مشورت دربارهٔ جنگ در عکا گرد آمدند.<ref name=ToolAutoGenRef41 />
 
گی با توجه به حوادث پیش‌آمده، مجلس مشورتی تشکیل داد تا برنامهٔ خود را برای مقابله با صلاح‌الدین پی‌بریزند. در مجلس ۲ نقشه پیشنهاد شد:<ref name=ToolAutoGenRef41 />
# نقشهٔ تهاجمی رینالد شاتیون که مستقیم به نیروهای صلاح‌الدین حمله صورت گیرد.
# نقشه تدافعی ریموند سوم که با توجه به موقعیت سخت منطقه و اوضاع عمومی مسلمان، مسئولیت آن را قبول کرد و به گی توصیه کرد که به شهرهای ساحلی که استحکامات دفاعی نیرومندی داشتند، عقب‌نشینی کند تا بتواند با درگیر کردن نیروهای ایوبی در مناطق ساحلی، صلاح‌الدین را متحمل شکست کند.
 
ریموند پیشنهاد کرد که به علت قدرت زیاد سپاه صلاح‌الدین، صلیبیون صبر کنند تا آن‌ها بروند و سپس طبریه را بازپس گیرند و گفت:{{نقل قول|''«طبریه ملک من و همسر من است. صلاح‌الدین هرچه خواست بر سر این شهر آورد. اینک تنها دژ شهر که همسر من در آنجاست باقی مانده‌است. من راضی هستم که او همسر من و دژ و هر آنچه را که در آن است بگیرد و برود. به خدا سوگند من سپاه اسلام را در قدیم و جدید دیده‌ام، ولی هیچ‌گاه سپاهی به عظمت و قدرت سپاه صلاح‌الدین ندیده‌ام.»<ref name=ToolAutoGenRef41 /><ref name=ToolAutoGenRef19>{{پک|Barber|2012|ک=The Crusader States|ص=۳۰۰|زبان=en}}</ref>''}}
 
رینالد شاتیون، حاکم کرک خطاب به ریموند گفت: {{نقل قول|''«این همه که تو ما را از مسلمانان می‌ترسانی، شک ندارم که دل با آن‌ها داری، وگرنه چنین سخنانی را بر زبان نمی‌آوردی… اما این‌که گفتی شمار آن‌ها زیاد است، فراوانی هیزم به آتش زیانی نمی‌رساند.»<ref name=ToolAutoGenRef41 />''}}
 
گی ابتدا روش تدافعی ریموند را برگزید اما با اعتراض رینالد و [[جرارد رایدفورت]]، استاد بزرگ شوالیه‌های معبد، روبه‌رو شد که معتقد بودند این روش، روشی بزدلانه است و سرانجام توانستند گی را متقاعد به حمله مستقیم کنند.<ref name=ToolAutoGenRef41>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۳۷}}</ref>
 
[[پرونده:Battle of Cresson.jpg|300px|چپ|بندانگشتی|صحنه‌ای از جنگ حطین در یک دست‌نوشته میان‌سده‌ای اروپایی]]
ریموند چاره‌ای جز اظهار اطاعت نداشت و گفت همپای دیگر صلیبیون عمل می‌کند.<ref name=ToolAutoGenRef41 /> بدین ترتیب، طرفین در آستانهٔ نبردی بزرگ قرار گرفتند که اجتناب‌ناپذیر بود.<ref name=ToolAutoGenRef16>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۳۴–۱۳۵}}</ref><ref name=ToolAutoGenRef31 />
 
چون عزم صلیبیون برای جنگ مستقیم با صلاح‌الدین جزم شد، در ۲۳ ربیع‌الثانی ۵۸۳ ه‍. ق/۲ ژوئیهٔ ۱۱۸۷ م به رهبری گی لوزینیان به سوی صفوریه حرکت کردند و در آن‌جا اردو زدند. صلاح‌الدین با شنیدن این خبر از [[طبریه]] بازگشت و به نیروهای اصلی خویش — که در [[کفر سبت|کَفْرْ سَبْت]] در تپه‌های واقع در فاصلهٔ پنج مایلی غرب دریاچه طبریه متمرکز بودند — پیوست.<ref>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۳۷–۱۳۸}}</ref>
اردوگاه صفوریه که صلیبیون برای فرود آمدن برگزیدند، به دلیل برخورداری از آب و چراگاه فراوان برای اسبان، اردوگاه بسیار مناسبی بود. چنان‌چه اینان در آنجا مانده بودند، صلاح‌الدین به آنان حمله نمی‌کرد.
در واقع، قصد صلاح‌الدین از محاصرهٔ طبریه این بود که صلیبیون را از محل خود دور کند، تا بتواند با آن‌ها بجنگد. مسلمانان در کنار آب فرود آمده بودند. هوا بسیار گرم و سوزان بود. تشنگی بر صلیبیون چیره شد و چون نمی‌توانستند خود را به آبی که در دست مسلمانان بود برسانند، در جای خود ماندند.<ref name=ToolAutoGenRef14>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۳۸}}</ref><ref name=ToolAutoGenRef19 />
 
اما از جانب اسکیفا، همسر ریموند حاکم طرابلس، که در دژ طبریه محاصره بود، پیکی رسید و پادشاه گی برای بار دوم در چادر خویش تشکیل مجلس داد. دفاع جانانهٔ اسکیفا از قلعهٔ خود، روحیهٔ شهسواران را تحت تأثیر قرار داد. اما، در این هنگام ریموند همان سخنانی را که در عکا گفته بود، تکرار کرد. او آن سخنان را مورد تأکید قرار داد و رها کردنِ وضعیتِ مستحکمِ کنونی را نشان کمال نادانی، و حرکت به سوی تپه‌های خشک در گرمای سوزانِ ماه ژوئیه را خطرناک دانست. سخنان وی شهسواران را قانع کرد و پس از گرفتن تصمیم نهایی مبنی بر ماندن در صفوریه جلسه به پایان رسید. اما پس از پایان جلسه، رینالد شاتیون و جرارد رایدفورت به نزد [[گی لوزینیان]] رفتند و نقشهٔ ریموند را بزدلانه خواندند و او را یک خائن معرفی کردند که درصدد منافع خود است. گی، پادشاه اورشلیم، که صادقانه تحت تأثیر کلام ریموند قرار گرفته‌بود، به تردید افتاد و به جرارد فرصت داد تا بار دیگر او را برانگیزد. آنگاه خبر حرکت به سمت [[طبریه]] را به سپاهیان رساندند.<ref name=ToolAutoGenRef14>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۳۸}}</ref><ref name=ToolAutoGenRef19 />
 
[[پرونده:Saladin Guy.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|تصویری از صحنهٔ درگیری بین [[صلاح‌الدین]] و [[گی لوزینیان]]]]
بهترین راه صفوریه به طبریه اندکی در جهت شمال شرقی از میان بلندی‌های [[الجلیل]] می‌گذشت، و آنگاه در فاصله یک مایلی شمال شهر طبریه به سوی دریاچهٔ طبریه می‌رفت. راه دیگر به سوی پل واقع در [[صنابره|صنبره]]، می‌رفت و در آن‌جا یک شاخه از آن در امتداد دریاچه به سوی شمال می‌پیچید. اردوگاه صلاح‌الدین در [[کفر سبت]]، در سوی دیگر راه صنبره واقع بود، و او آن راه را پس از عبور از رودخانه پیموده‌بود. جاسوسان صلاح‌الدین با فعالیت در اردوگاه صلیبیون به وی اطلاع دادند، که گی راه صفوریه را در امتداد راه شمالی در پیش گرفته‌است. این بود که صلاح‌الدین سپاه خود را حدود پنج مایلی در میان تپه‌ها جابه‌جا کرد، تا به [[حطین]] — که در آن‌جا راه به سوی دریاچه سرازیر می‌شد — رسید.<ref name=ToolAutoGenRef14 />
 
حطین روستایی بود با چراگاه‌های پهناور و آب فراوان. قسمت بیشتر سربازان از طبریه به صلاح‌الدین پیوستند و تنها شماری اندک از آن‌ها برای ادامهٔ محاصرهٔ قلعه باقی ماندند. لشکر صلیبیون بامداد روز ۲۴ ربیع‌الثانی ۵۸۳ ه‍. ق/۳ ژوئیهٔ ۱۱۸۷ م در هوایی گرم و آرام، باغ‌های سبز صفوریه را ترک کردند و تپه‌های خشک و خالی را طی نمودند. ریموند فرماندهی و رهبری پیشتازان را برعهده داشت. در حالی‌که پادشاه گی در قلب سپاه جای گرفته بود و مأموریت رینالد شاتیون و راهبان شهسوار و بالین ابلین حفظ دنبالهٔ لشکر بود.<ref name=ToolAutoGenRef14 /><ref name=ToolAutoGenRef21 />
 
در سرتاسر راه آب پیدا نمی‌شد و احساس تشنگی را در بین صلیبیون تشدید می‌کرد و دشواری راه، حرکت نیروها را کند کرد. تیراندازان مسلمان از این ضعف و خستگی ارتش صلیبی بهره برده و پیش‌قراولان و دنبالهٔ سپاه صلیبی را مورد حمله قرار دادند و صلیبیون بی آن‌که بتوانند عکس‌العملی نشان دهند، با سرعت از معرکه فرار کردند.<ref name=ToolAutoGenRef2>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۳۹}}</ref>
صلیبیون در هنگام عصر به تپه‌ای که درست بر حطین مشرف بود، رسیدند. جلویشان تپه‌ای صخره‌ای قرار داشت. این مکان به [[شاخ‌های حطین]] شهرت داشت. پادشاه گی با مشاهدهٔ خستگی ارتش، اجازهٔ توقف داد. ریموند با شنیدن این خبر به عقب بازگشت و فریاد زد: {{نقل قول|''«ای خدای بزرگ، سرنوشت جنگ معلوم شد؛ ما هلاک شدیم و مملکت نیز از دست رفت.»''}}
با راهنمایی ریموند، گی فرمان داد لشکر در آن سوی [[لوبیا (فلسطین)|لوبیا]]، نزدیک شیب‌های شاخ حطین در کنار چاه اردو زند. همهٔ ارتش پیرامون ریموند حلقه زد، ولی انتخاب آن‌جا برای اردو زدن مناسب نبود، چرا که چاه آب نداشت. در حالی‌که، صلاح‌الدین با سپاه خود در درهٔ سرسبزِ پایینِ آن‌ها اردو زده‌بود.<ref name=ToolAutoGenRef2 /><ref name=ToolAutoGenRef32>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۶۱۳|زبان=en}}</ref>
 
=== حوادث جنگ ===
[[پرونده:Hittinpanorama.JPG|بندانگشتی|وسط|1100px|سراسرنمایی از منطقهٔ حطین واقع در اسرائیل امروزی]]
صلیبیون شب را نومیدانه سپری کردند. گروهی از ارتش صلیبی برای آوردن آب اقدام کردند، ولی کوشش آن‌ها بی‌نتیجه ماند و به دست مسلمانان کشته شدند.<ref name=ToolAutoGenRef32 /> مسلمانان برای افزودن رنج ایشان بوته‌ها و درختان خشکی که روی تپه را پوشانده بود آتش زدند، به‌طوری‌که دود اردوگاه صلیبیون را فراگرفت.<ref name=ToolAutoGenRef22>{{پک|Runciman|1989|ص=۴۵۸|ک=A History of the Crusades|زبان=en}}</ref> با طلوع خورشیدِ روز ۲۵ ربیع‌الثانی ۵۸۳ ه‍. ق/۴ ژوئیهٔ سال ۱۱۸۷ م، ارتش پادشاه گی به محاصرهٔ کامل درآمد و معلوم شد که فرار از این محاصره تقریباً ناممکن است. مسلمانان بی‌درنگ حمله را آغاز کردند. ارتش صلیبی در تشنگی به سر می‌بُرد. آن‌ها به سوی تپه بازپس رانده شدند و در محاصرهٔ آتش سربازان مسلمان درآمدند. تشنگی، گرمای فصل و حرارت آتش، دود و جنگ، بر ضد آن‌ها بود و کار آن‌ها را برای جنگ سخت کرده بود.<ref name=ToolAutoGenRef13>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۴۰}}</ref><ref>{{پک|داونپورت|۱۳۹۰|ک=صلاح‌الدین فاتح جنگ‌های صلیبی |ص=۶۱}}</ref>
[[پرونده:Saladin and Guy.jpg|بندانگشتی|راست|300px|لحظهٔ ورود [[گی لوزینیان]] به چادر [[صلاح‌الدین]] پس از پایان جنگ]]
 
در ۴ ژوئیه، صلاح‌الدین سوار بر اسب شد و نیروهای خود را به سه بخش در سه جناح به رهبری [[مظفرالدین گوکبوری|گوکبوری]] و [[مظفر عمر|تقی‌الدین عمر]] و خودش تقسیم کرد. وی توانست با این اقدام، حلقهٔ محاصره را تنگ‌تر کند. جنگ سختی بعد از سحرگاه آغاز شد. کمانداران سپاه صلاح‌الدین تیراندازی خود را آغاز کردند، که به نقل از ابن‌اثیر همچون قطرات باران بر سپاه صلیبی باریدن گرفت. پیاده‌نظام صلیبی که از شبِ گذشته درصدد رسیدن به آب بودند، به سمت دریاچه طبریه، که در دوردست نمایان بود، به حرکت درآمدند؛ اما صلاح‌الدین راه طبریه را بست.بست؛ بنابراین، نیروهای صلیبی که در اثر تیراندازی و تشنگی در وضعیت شکننده‌ای قرار داشتند، به مرور به سمت تپه‌ای به نام [[شاخ‌های حطین]] رانده شدند و سرانجام به‌طور کامل در محاصرهٔ نیروهای مسلمان قرار گرفتند. شمار بسیاری از صلیبیون بلافاصله به قتل رسیدند و شماری دیگر به اسارت درآمدند. شهسوارانی که روی تپه رفته‌بودند، تا آخرین نفس جنگیدند و در مقابل حملات متوالی مسلمانان ایستادگی کردند. اما به مرور زمان پس از هر حملهٔ مسلمانان شمار آن‌ها کم می‌شد و در آخر، نیروهایشان عقب‌نشینی کردند.<ref name=ToolAutoGenRef13 />
با فرمان گی لوزینیان، ریموند با نیروهای خود به نیروهای تحت فرماندهی تقی‌الدین عمر حمله کرد. تقی‌الدین نتوانست جلوی حمله و شکست صف نیروهای خود در برابر ریموند را بگیرد، در نتیجه ریموند راهی گشود و خود و همراهانش از معرکه گریختند.<ref name=ToolAutoGenRef32 /><ref name=ToolAutoGenRef22 />
 
ریشه‌های پیروزی در حطین عبارتند از:
# عقب‌نشینی پی‌درپی [[پادشاهی اورشلیم]] که با جهاد [[عمادالدین زنگی]] و پسرش [[نورالدین محمود]] آغاز شد و به صلاح‌الدین رسید، بعدها نقشی مهم را در این جهاد ایفا کرد.<ref name=ToolAutoGenRef36>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۴۲}}</ref>
# کمک‌های مالی و جانی مسلمانان بعد از [[جنگ رمله (۱۱۰۵)|جنگ رَمله]] که برای ادامهٔ جنگ نیاز بود و این خود سبب اتحاد در صفوف مسلمانان شد.<ref name=ToolAutoGenRef36 />
# قدرت صلاح‌الدین در ایجاد تفرقه بین صفوف صلیبیون و هم‌پیمانی او با یکی از قدرتمندترین مردان صلیبی در شام، یعنی [[ریموند سوم]]، که این اتحاد، عبور از سرزمین‌های دولت اورشلیم را آسان کرد.<ref name=ToolAutoGenRef36 />
# استفادهٔ صلاح‌الدین از برنامه‌های مناسب نظامی. او با انتخاب [[دریاچه طبریه]] و انتخاب ماه ژوئیه به عنوان گرم‌ترین ماه سال، مناسب‌ترین مکان و زمان را برای وقوع جنگ انتخاب کرد.<ref name=ToolAutoGenRef6>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۴۳}}</ref><ref>{{پک|Baldwin|1969|ک=The first hundred years|ص=۶۱۰|زبان=en}}</ref>
# ایجاد شبکهٔ خبرگیری پیوسته از صلیبیون توسط صلاح‌الدین که حوادث و اخبار مربوط به تحرکات آن‌ها را سریعاً به دست او می‌رساندند و وی را در اتخاذ سیاست‌های جنگی یاری می‌داد.<ref name=ToolAutoGenRef6 />
# ایجاد شرایطی سخت برای صلیبیون در شب قبل و هنگامهٔ نبرد مثل آتش زدن بوته‌های اطراف اردوگاه صلیبیون، قطع کردن آب و …<ref name=ToolAutoGenRef6 />
 
== نتایج نبرد حطین ==
| caption3 = وضعیت آناتولی و شام پس از نبرد حطین
}}
 
=== نتایج سیاسی ===
نبرد حطین به لحاظ سیاسی از آن رو با اهمیت است که نقطهٔ تحولی سرنوشت‌ساز برای انتقال از مرحلهٔ دفاع استراتژیک مسلمانان به مرحلهٔ تهاجم به‌شمار می‌رود. در مجموع مهم‌ترین درس‌های این نبرد را می‌توان به صورت زیر فهرست کرد:
# استفاده از وحدت سیاسی در راستای هدف جنگ و استفاده از پیروزی نظامی برای تقویت وحدت سیاسی بین ممالک اسلامی: [[صلاح‌الدین]] پیش از آغاز نبرد، نیروهای اسلامی را از اقصی نقاط شام و مصر بسیج کرد و این کار قدرت رزمی او را چنان بالا برد که برتری نظامی را از صلیبیون گرفت. حفظ چنین اتحادی بدون دستیابی به پیروزی ناممکن بود. صلاح‌الدین از این موضوع در گردهمایی فرماندهانش پرده برداشت. پیروزی در حطین موجب افزایش هرچه بیشتر انسجام نقاط گوناگون جهان اسلام شد و سرزمین‌های اسلامی و پادشاهان‌شان که در جنگ‌های درازمدت با صلیبیون اعتماد به نفس خود را از دست داده بودند، بار دیگر آن را بازیافتند.<ref>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۴۳–۱۴۴}}</ref>
# بروز درگیری میان دشمنان و از میان رفتن دشمنی میان دوستان: صلاح‌الدین از هم‌پیمانی با [[ریموند سوم|ریموند]]، کنت طرابلس، بهره برد و نیروهایش را برای نابودی سرسخت‌ترین دشمنان مسلمانان، یعنی [[شوالیه‌های هوسپیتالر]] و [[شوالیه‌های معبد]] فرستاد. او پیوسته در تلاش بود تا میان صفوف دشمنان اختلاف بیندازد. هرچند که پس از قطعی شدن جنگ، این تلاش‌ها منجر به شکست شد و ریموند پیش از نبرد حطین به اردوگاه صلیبیون پیوست؛ اما به یقین نتایج آن را نمی‌توان از نظر دور داشت؛ چرا که فرماندهان صلیبی را نسبت به یکدیگر بدبین ساخت و همین امر، موجب شد که آن‌ها در مقابل نقشه‌های صلاح‌الدین سر فرود آورند. در مقابل، لازمهٔ ایجاد وحدت سیاسی این بود که تعدادی از پایگاه‌های سیاسی و نظامی [[دودمان زنگیان|زنگی‌ها]] در موصل و حلب از میان برود؛ اما به روشنی پیداست که صلاح‌الدین برای تخریب مراکز قدرت که موجب کاهش قدرت رزمی مسلمانان می‌شد، اقدام نکرد.<ref name=ToolAutoGenRef3>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۴۴}}</ref>
# آشکار شدن ارتباط میان میدان نبرد و هدف عمومی جنگ: این نبرد در عمق خاک فلسطین اتفاق افتاد. اما هنوز نبرد به پایان نرسیده بود که صلاح‌الدین درگیری را گسترش داد و شهرهای [[عکا]]، [[مجدل شمس|مَجدَل]]، [[یافا]]، [[ناصره]]، [[قیساریه|قِیساریه]]، [[حیفا|حَیفا]]، [[سفوریس|صَفوریه]]، [[جبل عامل|شقیف]]، [[تبنین|تِبنین]]، [[صیدا]]، [[جبیل|جُبَیل]]، [[بیروت]]، [[اشکلون]]، [[رمله (شهر)|رمله]]، [[غزه]]، [[بیت‌لحم]]، [[بیت صیدا|جَبَل جِبریل]]، [[دره ناترون|نَطرون]] را گشود و سرانجام همه این شهرها را به تاج گشودن [[اورشلیم]] آراست. در پی آن [[هونین|هونَین]]، [[صفد|صَفَد]]، [[کوکب، قریه|کوکَب]] و [[کرک (اردن)|کَرَک]] را گشود و در سال بعد برای گشودن [[جبله (سوریه)|جِبله]]، [[لاذقیه|لاذَقیه]]، [[کوه صهیون|دژ صیهون]] و مجموعهٔ بزرگی از دژها و شهرهای شمالی و [[دژ شهسواران|بُغراس]]، عازم شمال شد.<ref name=ToolAutoGenRef3 /><ref name=ToolAutoGenRef27 />
# طراحی فراگیر امور جنگی و مرتبط ساختن عوامل اقتصادی، انسانی و دینی با هدف جنگ، و تضمین توان رزمی: از این‌جا راز اهتمام فراوان صلاح‌الدین به سلامت کاروان‌های تجاری (عامل اقتصادی)، وحدت سیاسی (نیروی انسانی) و امنیت حج (ایمان و روحیهٔ معنوی) روشن می‌شود. همین دیدگاه فراگیر نسبت به جنگ، به صلاح‌الدین کمک کرد تا امور سیاسی را به گونه‌ای پیش ببرد که میان عوامل گوناگون جنگ توازن برقرار شود.<ref name=ToolAutoGenRef3 /><ref name=ToolAutoGenRef27 />
# نبرد حطین باعث شد ضعف‌های سیاسی–نظامیِ پادشاهیِ صلیبیِ حاضر در سرزمین شام — که تا این زمان پنهان مانده بود — آشکار شود. پیش از این پادشاهی‌های مذکور توانسته بودند سلطهٔ خویش را بر امارت‌های کوچک و پراکندهٔ اسلامی تحمیل کنند.<ref name=ToolAutoGenRef3 /> صلیبیون، خود بیشتر دستخوش تفرقه بودند؛ اما چون مسلمانان به لحاظ سیاسی متحد نبودند، امکان استفاده از اختلاف میان دشمن برای آغاز جنگی فراگیر برایشان وجود نداشت. اما پس از نبرد حطین، از یک سو همهٔ تناقض‌های موجود در این حکومت‌ها آشکار شد و نقاط ضعف آن‌ها — که در پرده «هیبت» یا «برتری نظامی» پوشیده مانده‌بود — روشن شد و از سوی دیگر نبرد حطین نشان داد که نیروی انسانی و رزمی حکومت‌های صلیبی بسیار ضعیف است؛ همین امر تفسیرکنندهٔ فروپاشی این حکومت‌ها و امارات با وارد آمدن یک ضربه بود.<ref>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۴۴–۱۴۵}}</ref>
 
=== نتایج نظامی ===
نبرد حطین از نظر درس‌های نظامی بسیار پربار بود. خلاصه درس‌هایی که از رویدادهای فراوان این نبرد می‌توان گرفت، به قرار ذیل است:
# نبرد حطین نمونهٔ کامل و درخشان یک استراتژی تهاجم غیرمستقیم است. زیان‌های قطعی جنگ از قبل به وسیلهٔ فرماندهان صلیبی پیش‌بینی شده‌بود، چنان‌که [[ریموند سوم|ریموند]] انقراض پادشاهی صلیبی را به عنوان یکی از نتایج جنگ مورد اشاره قرار داد. این نیز درست است که جنگجویان صلیبی در میدان نبرد از خود شجاعتی خیره‌کننده نشان دادند، ولی فرماندهان‌شان در ادارهٔ نبرد نقش تعیین‌کننده‌ای نداشتند. این بود که استراتژی تهاجم غیرمستقیم قرین موفقیت شد و فرماندهان دشمن همهٔ خواسته‌های صلاح‌الدین را پذیرفتند.<ref name=ToolAutoGenRef11>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۴۵}}</ref>
# نبرد حطین نمونهٔ کامل یک جنگ تارومارکننده بود: صلاح‌الدین پیش از نبرد با انجام چند عملیاتِ پیاپی از قدرت صلیبیون کاست و آنان را ناگزیر ساخت تا در مواضع دفاعی خود بمانند و سرانجام توانست آنان را به محاصره درآورد و در یک نبردِ دفاعیِ تاکتیکی و تهاجمیِ استراتژیکی درهم بکوبد، به‌طوری‌که صلیبیون ناگزیر شدند به میدانی که صلاح‌الدین برایشان تعیین کرده بود، وارد گردند. از سوی دیگر، پیاده‌نظام مسلمانان پیش از آغاز نبردِ نهایی، با تهدید پیوستهٔ و تیراندازی از راه دور، نیروی صلیبیون را تحلیل بردند.<ref name=ToolAutoGenRef11 />
# استفاده از ویژگی‌های صحنهٔ عملیات ([[توپوگرافی]]): نیروهای طرفین، که به‌طور تقریبی از نظر تعداد با یکدیگر متوازن بودند، در شرایط مساوی وارد نبرد شدند. اما صلاح‌الدین با استفاده از مشخصهٔ زمین، نیروهای صلیبی را به محاصره درآورد و نابود ساخت.<ref name=ToolAutoGenRef11 />
# توجه به تأمین سازمانی نیروها: در منابع تاریخی آمده‌است که او در شبِ نبرد حطین، چهارصد بارِ تیر را میان سربازان تقسیم کرد. او هفتاد [[شتر|جمازه]] از تیرها را در نزدیکی میدان نبرد قرار داده بود، تا هرکس تیرهایش تمام می‌شد، از آن‌جا بردارد. اقدام دیگر وی در این راستا، آوردن برف [[جبل‌الشیخ|حرمون]] برای دادن دوشاب به اسیران بود. صلاح‌الدین هنگام درخواست نیرو از نقاط مختلف، از آن‌ها می‌خواست که لوازم مورد نیاز را از همان محل اعزام تهیه کنند.<ref name=ToolAutoGenRef11 />
# محروم ساختن دشمن از امکانات حیاتی: این موضوع تنها به محروم ساختن دشمن از آب در روز حطین منحصر نیست، بلکه اعمال سیاست «[[زمین سوخته]]»، به تعبیر امروزی، از دیگر شگردهای وی بود. صلاح‌الدین نیروهای نظامی را اعزام می‌کرد تا مناطق دشمن را نابود کنند و به آتش بکشند و با این کار از قدرت اقتصادی او بکاهند و امکانات حیاتی را از او سلب کنند.<ref name=ToolAutoGenRef11 />
# شناسایی دقیق سرزمین و دشمن: صلاح‌الدین پیش از آمدن به فلسطین پنج روز را در راهِ گردآوری اخبار و اطلاعات دربارهٔ میدان نبردِ آینده از طریق جاسوسان خود صرف کرد. او حتی به این اندازه نیز بسنده نکرد، بلکه خود نیز به شناسایی پرداخت و نقشهٔ جنگی خود را با آگاهی کامل از میدان نبرد طراحی کرد. لازم به یادآوری است که صلاح‌الدین از یک شبکهٔ نیرومند جاسوسی بهره‌مند بود، که وقایع سپاه دشمن را موبه‌مو به وی گزارش می‌دادند. بدون تردید همین اخبار و اطلاعات فراوان بود، که به او کمک کرد تا برای نبرد، هم جای مناسب تعیین، و هم نقشه‌ای مناسب طراحی کند، طوری که بتواند نیروی دشمن را نابود سازد.<ref name=ToolAutoGenRef11 />
# روحیهٔ معنوی بالای مسلمانان: وی توانست چنین روحیه‌ای را از طریق انگیزش روح [[جهاد]] در جنگجویان و نیز کوشش برای حفظ جان و مال و دفاع از مسلمانان و نیز، تلاش برای اداره میدان نبرد با کارایی عالی و کسب پیروزی‌های پیاپی تقویت کند. در جنگ حطین پیروزی‌های کوچک موجب دستیابی به آن پیروزی بزرگ شد.<ref name=ToolAutoGenRef11 />
# بهره‌برداری از پیروزی در راستای کاستن توان رزمی دشمن: هدف از پیاده کردن طرح محاصره و نابودسازی، تنها به منظور پایان دادن جنگ به نفع مسلمانان نبود، بلکه هدف اصلی نابودی کامل توان رزمی دشمن بود. با آن‌که صلاح‌الدین با غیرنظامی‌ها با مهربانی رفتار می‌کرد، با همهٔ توان در نابودسازی گروه‌های ضداسلامی شامل [[شوالیه‌های معبد]] و [[شوالیه‌های هوسپیتالر]] می‌کوشید. این کار نه تنها موجب پیشبرد جنگ در میدان‌های محدود عملیاتی می‌شد، بلکه به پیشبرد روند درگیری در راستای هدف همه‌جانبهٔ نبرد — یعنی آزادسازی سرزمین هایسرزمین‌های مسلمانان — نیز کمک می‌کرد.<ref name=ToolAutoGenRef9>{{پک|طقوش|۱۳۸۰|ک=دولت ایوبیان|ص=۱۴۵–۱۴۶}}</ref>
# کارایی عالی نظامی نیروهای مسلمان و عزم آن‌ها برای کسب پیروزی و انضباط دقیق آنان در اجرای فرامین و در جریان نبرد و کارایی عالی صلاح‌الدین در ادارهٔ درست نبرد را نیز باید افزود.<ref name=ToolAutoGenRef9 />
# آمادگی دائم نیروهای اسلامی برای نبرد: شوالیه‌های معبد بارها کوشیدند تا انتقام شکست‌های خود را از مسلمانان بگیرند و آنان را غافلگیر سازند، ولی هر بار شکست خوردند که علت آن آمادگی‌ای بود که صلاح‌الدین برای ارتش خود ایجاد کرده‌بود.<ref name=ToolAutoGenRef9 />
 
=== آغاز جنگ صلیبی سوم ===
 
پس از اوربان سوم، [[گریگوری هشتم]] جانشین وی شد. وی طی خطابه و نامه‌ای به مردم اروپا، علت سقوط اورشلیم و از دست دادن صلیب مقدس را ذکر کرد. او اعلان کرد که اروپاییان باید از گناهان گذشته استغفار و خود را برای بازگرفتن اورشلیم و صلیب مقدس آماده کنند، تا این‌چنین گناهان آن‌ها بخشیده شود. اما تلاش‌های هفت ماههٔ وی برای آغاز جنگی جدید علیه صلاح‌الدین به‌خاطر درگیری‌های پادشاهان اروپایی با یکدیگر مؤثر واقع نشد و وی در ۱۷ دسامبر ۱۱۸۷ م در [[پیزا]] درگذشت، تا [[کلمنت سوم|کِلِمِنت سوم]] زمامداری [[دستگاه پاپی]] را برعهده بگیرد.<ref>{{پک|رانیسمان|۱۳۵۱|ک=تاریخ جنگ‌های صلیبی|ص=۱۰}}</ref>
با انتخاب [[کلمنت سوم]] به عنوان پاپِ کلیسای کاتولیک در سال ۱۱۸۷ م، وی در نطقی بعد از [[سقوط اورشلیم (۱۱۸۷)|سقوط اورشلیم]]، علت تصرف آن توسط مسلمانان را مجازات گناهان اروپاییان در اروپا اعلام کرد و خواستار جنگی جدید برای بازپس‌گیری مناطقِ از دست رفته شد. وی ابتدا ارتباطی با [[فردریک بارباروسا]] برقرار کرد و وی را برای صلیب گرفتن، تشویق کرد و در ادامه عازم دیدار با پادشاهان فرانسه و انگلستان، [[فیلیپ دوم (فرانسه)|فیلیپ دوم]] و [[هنری دوم (انگلستان)|هِنری دوم]]، شد تا آن‌ها را برای جنگی علیه [[صلاح‌الدین]] تشویق کند. در ژانویهٔ ۱۱۸۸ م، طی دیداری با دو پادشاه در [[ژیزور]]، واقع در مرز مشترک [[نرماندی|نُرماندی]] و فرانسه، با آن‌ها گفتگو کرد. تلاش‌های پاپ برای صلح بین دو پادشاه در آخر مؤثر واقع شد و دو پادشاه توافق کردند بعد از کنار گذاشتن اختلافات، نیروهای خود را عازم شرق کنند تا جنگی جدید علیه صلاح‌الدین برای بازپس‌گیری مناطق از دست رفته بخصوص اورشلیم آغاز کنند.<ref>{{پک|رانیسمان|۱۳۵۱|ک=تاریخ جنگ‌های صلیبی|ص=۱۱-۱۳۱۱–۱۳}}</ref>
 
== منبع‌شناسی ==
{{اصلی|منبع‌شناسی جنگ‌های صلیبی}}
 
=== منابع اسلامی ===
==== منابع اولیه ====
==== منابع ثانویه ====
* ''[[الکامل فی التاریخ]]''، تألیف [[عزالدین ابن اثیر]] که وی در این کتاب به تفصیل، حوادث و جزئیات جنگ‌های صلیبی را از آغاز تا سال ۶۲۸ ه‍.ق بیان کرده‌است. ابن اثیر هر آنچه را که خود مشاهده نکرده، از کتب افرادی همچون [[عمادالدین کاتب اصفهانی]] — ''البرق الشامی'' و ''الفتح القسی فی الفتح القدسی'' — و [[ابن قلانسی]] — ذیل تاریخ دمشق — و نوشته‌های [[ابن جوزی]] بهره برده و در کتاب خود استفاده کرده‌است. همچنین در این کتاب، وی به توضیحِ مفصلِ روابط دولت [[آل ارتق|بنی‌ارتق]] و صلیبیون پرداخته‌است.<ref>{{پک|طاهری|۱۳۷۴|ف=ماخذشناسی جنگ‌های صلیبی|ک=آینه پژوهش}}</ref>ّ
* بخش‌هایی از ''[[الاعلاق الخطیره فی ذکر امراء شام و الجزیره]]'' [[ابن شداد|عزالدین ابن شداد]] (۶۸۴ ه‍. ق)؛ کتابی است پیرامون جغرافیای منطقه [[شام]] و [[جزیره]] و شرح حال و تراجم امرا و فرمانروایان آن، از زمان خلیفهٔ دوم تا عصر مؤلف، که به زبان عربی و در قرن هفتم هجری نوشته شده‌است.<ref>{{پک|طاهری|۱۳۷۴|ف=ماخذشناسی جنگ‌های صلیبی|ک=آینه پژوهش}}</ref>
* ''[[مرآت الزمان فی تاریخ الاعیان|مرآه الازمان فی تاریخ الاعیان]]'' از [[سبط ابن جوزی]] که این کتاب همانند الکامل و المنتظم، تاریخی عمومی است که حدود صد سال بعد از آغاز جنگ‌های صلیبی به بعد نوشته شده‌است. این کتاب بیشتر از آن که حوادث سیاسی را ذکر کند، [[شرح حال|شرح حالی]] است از علما.<ref>{{پک|طاهری|۱۳۷۴|ف=ماخذشناسی جنگ‌های صلیبی|ک=آینه پژوهش}}</ref>
* ''[[زبده الفکره فی تاریخ الهجره]]'' اثری از [[بیبرس منصوری]] است که در قرن هفتم یا هشتم هجری تألیف شده و با نام ''تاریخ بیبرس'' نیز شناخته می‌شود. این اثر در حوزهٔ تاریخ عمومی اسلام جای دارد و در ده جلد، حوادث تا سال ۷۲۳ ه‍. ق/۱۳۲۳ م را تشریح می‌کند. نویسنده آگاهی‌های با اهمیتی در باب وضعیت سیاسی و جغرافیای آناتولی و روابط سلاجقه، مغول و [[سلطنت مملوک (مصر)|ممالیک]] با یکدیگر و همچنین اطلاعات گسترده به همراه جزئیات را دربارهٔ تصرف آناتولی و تاریخ سلاجقهٔ آن، پس از نیمهٔ دوم قرن هفتم هجری ارائه می‌دهد.<ref>{{پک|کنوش|۱۳۹۵|ک=مرجع‌شناسی تاریخ سلجوقیان|ص=۷–۶۶}}</ref>
* ''[[کنز الدرر و جامع الغرر]]'' کتابی است که در قرن هفتم یا هشتم توسط [[ابن آیبک الدواداری]] تألیف شده‌است. این اثر با موضوع تاریخ اسلام در نُه جلد نگارش یافته و حاوی اطلاعات گسترده و دست اول در میان منابع عربی پیرامون روابط سلاجقه، مغولان و ممالیک است. این اثر با وجود تشابهات قابل توجه‌اش با کتاب ''[[سیرت ملک منصور]]''، تفاوت‌هایی نیز با آن دارد و اطلاعات دست اول ارزشمندی در اختیار خوانندگان قرار می‌دهد.<ref>{{پک|کنوش|۱۳۹۵|ک=مرجع‌شناسی تاریخ سلجوقیان|ص=۷۰–۶۹}}</ref><ref>{{پک|Riley-Smith|1997|ک=What Were the Crusades?|ص=85|زبان=en}}</ref>
* ''[[الروضتین فی اخبار الدولتین النوریه و الصلاحیه]]'' تألیف [[ابوشامه]] که نویسندهٔ آن متأثر از [[ابن عساکر]]، تاریخ خود را نوشته استنوشته‌است. وی برای نوشتن این کتاب از کتب‌های افرادی همچون [[ابن قلانسی]]، [[ابن شداد]] و [[عزالدین بن اثیر|ابن اثیر]] بهره برده‌است.<ref>{{پک|طاهری|۱۳۷۴|ف=ماخذشناسی جنگ‌های صلیبی|ک=آینه پژوهش}}</ref><ref>{{پک|حاج‌تقی|۱۳۹۱|ف=بررسی و نقد منابع اسلامی جنگ‌های صلیبی با تکیه بر الکامل ابن‌اثیر|ک=دانشنامه جهان اسلام}}</ref><ref>{{پک|Riley-Smith|1997|ک=What Were the Crusades?|ص=86|زبان=en}}</ref>
* ''[[الاعتبار]]'' نوشته [[اسامة بن منقذ|اسامه بن مُنْقِذ]] که نویسندهٔ آن از خاندان بنی‌مُنتَقِذ بود، سفرهای زیادی به بلاد شام، [[فلسطین]]، مصر و [[جزیره]] داشت. کتاب وی حاوی همین دستاوردهای وی از سفرهاست که موضوعاتی همچون اخبار جنگ‌های صلیبی و حیات اجتماعی و فرهنگی مسلمانان و مسیحیان در خلال جنگ صلیبی در قرن ششم و هفتم هجری را دربرمی‌گیرد.<ref>{{پک|طاهری|۱۳۷۴|ف=ماخذشناسی جنگ‌های صلیبی|ک=آینه پژوهش}}</ref>
* ''[[تذکره اللبیت و نزهه الادیب]]''، تألیف [[ابن منظور|محمد بن مکرم]] که نویسندهٔ آن از نویسندگان دربار [[منصور قلاوون]] بود که بسیاری از اسناد سیاسی جنگ‌های صلیبی رادر این کتاب جمع‌آوری کرده‌است.<ref>{{پک|طاهری|۱۳۷۴|ف=ماخذشناسی جنگ‌های صلیبی|ک=آینه پژوهش}}</ref>
* ''[[السلوک فی معرفت دول الملوک]]'' اثری از [[تقی‌الدین مقریزی|المقریزی]] است که در قرن نهم هجری تألیف شده‌است. این کتاب حاوی وقایع تاریخی از سال ۵۶۷ ه‍. ق/۱۱۷۱ م تا ۵۸۴ ه‍. ق/۱۴۴۱ م است. موضوع کلی آن نیز مصر قدیم و تاریخ ممالیک است اما نکتهٔ مهم این کتاب در این است که بخش کوچکی از آن به شرح حکومت سلاجقه از آغاز تا سرانجام پرداخته‌است.<ref>{{پک|کنوش|۱۳۹۵|ک=مرجع‌شناسی تاریخ سلجوقیان|ص=۳–۷۲}}</ref><ref>{{پک|حاج‌تقی|۱۳۹۱|ف=بررسی و نقد منابع اسلامی جنگ‌های صلیبی با تکیه بر الکامل ابن‌اثیر|ک=دانشنامه جهان اسلام}}</ref><ref>{{پک|Riley-Smith|1997|ک=What Were the Crusades?|ص=87|زبان=en}}</ref>
* ''[[الاعلام و التبیین فی خروج الملاعین الفرنج علی دیار المسلمین]]'' از [[ابن حریری]] کتابی است که با فاصلهٔ زیادی از جنگ‌های صلیبی نوشته شده‌است. [[ابن حریری]] این کتاب را با استفاده از منابعی همچون ''مرآت الزمان'' [[سبط بن جوزی]] و ''مفرج الکروب'' [[ابن واصل]] نوشته‌است.<ref>{{پک|طاهری|۱۳۷۴|ف=ماخذشناسی جنگ‌های صلیبی|ک=آینه پژوهش}}</ref>
* ''[[المختصر فی اخبار البشر]]'' [[ابوالفدا|ابولفداء]] (۷۳۲ ه‍. ق) تاریخی عمومی است که رویدادهای قبل از ظهور اسلام تا سال ۷۲۹ ه‍.ق در خود جای داده‌است. در این کتاب نیز اطلاعاتی در باب جنگ‌های صلیبی دارد که بعدها مورد توجه نویسندگان غربی قرار گرفت.<ref>{{پک|طاهری|۱۳۷۴|ف=ماخذشناسی جنگ‌های صلیبی|ک=آینه پژوهش}}</ref><ref>{{پک|حاج‌تقی|۱۳۹۱|ف=بررسی و نقد منابع اسلامی جنگ‌های صلیبی با تکیه بر الکامل ابن‌اثیر|ک=دانشنامه جهان اسلام}}</ref><ref>{{پک|Riley-Smith|1997|ک=What Were the Crusades?|ص=88|زبان=en}}</ref>
* ''[[مفرج الکروب فی لخبار بنی‌ایوب]]'' تألیف [[ابن واصل]] (۶۹۷ ه‍. ق) به شیوهٔ سالشماری تدوین شده و حوادث و وقایع در آن به ترتیب سال‌ها ذکر شده‌است و در واقع به شرح دولت ایوبیان و حوادث سیاسی در دوران آن‌ها پرداخته‌است. نویسنده این کتاب را بر اساس ''[[الروضتین فی اخبار الدولتین النوریه و الصلاحیه|الروضتین]]'' [[ابوشامه]] نوشته‌است.
علاوه بر منابع مذکور، تاریخ‌های محلی [[عراق]]، [[موصل]]، [[جزیره]]، [[حلب]]، و [[دمشق]] و نیز تاریخ‌های عمومی و محلی مصر که سال‌ها بعد از سقوط دولت ایوبیان و در عصر [[ممالیک]] نوشته شده‌اند و نیز فرهنگنامه‌های تاریخی همچون ''[[وفیات الأعیان|وفیات‌الاعیان]]'' [[ابن خلکان]]، ''[[وافی بالوفیات]]'' [[صفدی]]، نیز اطلاعات پراکنده‌ای در این باره دارند.<ref>{{پک|طاهری|۱۳۷۴|ف=ماخذشناسی جنگ‌های صلیبی|ک=آینه پژوهش}}</ref><ref>{{پک|حاج‌تقی|۱۳۹۱|ف=بررسی و نقد منابع اسلامی جنگ‌های صلیبی با تکیه بر الکامل ابن‌اثیر|ک=دانشنامه جهان اسلام}}</ref><ref>{{پک|Riley-Smith|1997|ک=What Were the Crusades?|ص=90|زبان=en}}</ref>
 
* کتاب ''[[محکمه اورشلیم (کتاب)|محکمه اورشلیم]]'' نوشتهٔ [[جان ابلین (حقوقدان)|جان اِبلین]]، حقوقدان و کنت [[یافا]] و [[اشکلون|عسقلان]] در قرن سیزدهم میلادی که در باب وضعیت قضایی [[پادشاهی اورشلیم]] نوشته شده‌است و همچنین شرحی از جنگ‌های پادشاهی اورشلیم با صلاح‌الدین را در کتاب ارائه کرده‌است.<ref>{{پک|France|2015|ک=Hattin|ص=197|زبان=en}}</ref>
* ''Le livre de forme de plait'' نوشتهٔ ''فیلیپ نوارا''، نویسنده و مورخ قرن سیزدهم میلادی که در دربار [[پادشاهی اورشلیم]] و [[پادشاهی قبرس|قبرس]] خدمت می‌کرد و شرح اقدامات دو دولت طی آن عصر را شرح داده‌است.<ref>{{پک|France|2015|ک=Hattin|ص=197|زبان=en}}</ref>
* ''نامهٔ تِریکوس''، نوشتهٔ یکی از [[شوالیه‌های معبد]] به نام تیرکوس که به برادرش تیری در اروپا فرستاده استفرستاده‌است. وی در نامه، وضعیت و شرایط صلیبیون طی جنگ‌ها با صلاح‌الدین را شرح داده استداده‌است.<ref>{{پک|France|2015|ک=Hattin|ص=197|زبان=en}}</ref>
 
==== منابع ثانویه ====
* {{یادکرد کتاب|عنوان=The Crusader States|نام خانوادگی=Barber|نام=Malcolm|ناشر=Yale University Press|سال=2012|شابک=978-0-300-11312-9|جلد=|مکان=| زبان = en}}
* {{یادکرد کتاب|عنوان=The Medieval Siege|نام خانوادگی=Bradbury|نام=Jim|ناشر=The Boydell Press|سال=1992|شابک=085-115-357-7|جلد=|مکان=| زبان = en}}
* {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Constable |نام=Giles |کتاب= The Historiography of the Crusades| ناشر=Angeliki E. Laiou |سال=2001 |مکان= |شابک=| زبان = en}}
* {{یادکرد کتاب|عنوان=The Encyclopedia of Military History|نام خانوادگی=Dupuy|نام=R. E.|ناشر= Harper & Row|سال=1977|شابک=0-06-011139-9 |جلد=|مکان=New York|زبان=en| زبان = en}}
* {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= Edbury |نام=Peter W. |کتاب=The conquest of Jerusalem and the Third Crusade: sources in translation | ناشر= |سال=1996 |مکان= |شابک=| زبان = en}}
* {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=France |نام=John |همان=بله|کتاب=Hattin | ناشر=Oxford University Press |سال=2015 |مکان= |شابک=| زبان = en}}
* {{یادکرد کتاب|عنوان= Victory in the East: A Military History of the First Crusade|نام خانوادگی=France|نام=John |همان=بله|ناشر= Cambridge University Press|سال=1996|شابک= 978-052-158-987-1|جلد=|مکان=| زبان = en}}
* {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Gabrieli |نام=Francesco |کتاب=Arab Historians of the Crusades | ناشر= University of California Press|سال=1957 |مکان= |شابک=| زبان = en}}
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی= Hamilton|نام=Bernard|عنوان=The Elephant of Christ: Reynald of Châtillon|ژورنال= Studies in Church History|شماره=15|سال=1978|صفحه= 97-108|مکان=| زبان = en}}
* {{یادکرد کتاب|عنوان=The Leper King and his Heirs|نام خانوادگی= Hamilton|نام=Bernard|همان=بله|ناشر= Cambridge University Press|سال=2000|شابک=|جلد=|مکان=| زبان = en}}
* {{یادکرد کتاب|عنوان=The Crusades: A Short History|نام خانوادگی=Riley-Smith|نام=Jonathan|ناشر=Yale University Press|سال=1991|شابک=0-300-10128-7|جلد=|مکان=New Haven, Connecticut| زبان = en}}
* {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی=Riley-Smith |نام= Jonathan|همان=بله|عنوان= The Title of Godfrey of Bouillon |ژورنال=Bulletin of the Institute of Historical Research|مکان= |ناشر= |دوره= |شماره= 52|شماره= |سال= 1979|صفحه= 83-86|پیوند= |تاریخ بازبینی= | doi=| زبان = en}}
* {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=Riley-Smith|نام=Jonathan |همان=بله|عنوان=What Were the Crusades?|ناشر=Palgrave Macmillan|سال= 1997| زبان = en}}
* {{یادکرد کتاب|عنوان= Latin Siege Warfare in the Twelfth Century|نام خانوادگی=Roger|نام= Randall|ناشر= Oxford University Press|سال=1997|شابک= 978-019-820-689-7|جلد=|مکان=London| زبان = en}}
* {{یادکرد کتاب|عنوان=A History of the Crusades: The Kingdom of Jerusalem and the Frankish East, 1100–1187|نام خانوادگی=Runciman|نام=Steven|ناشر=Cambridge University Press|سال=1989|شابک=|جلد=۲|مکان=| زبان = en}}