تفاوت میان نسخه‌های «کمال‌الدین بهزاد»

جز
replaced: می شود ← می‌شود، شده است ← شده‌است (4)، کرده است ← کرده‌است با ویرایشگر خودکار فارسی
جز (replaced: می شود ← می‌شود، شده است ← شده‌است (4)، کرده است ← کرده‌است با ویرایشگر خودکار فارسی)
=== در هرات ===
[[پرونده:Behzad beggar at a mosque.jpg|بندانگشتی|چپ|نگارهٔ «گدا بر در مسجد» اثر کمال‌الدین بهزاد]]
هیچ نویسنده‌ای شرح‌حال منسجمی از بهزاد به‌دست نمی‌دهد، اما می‌توان برخی از حقایق مربوط به زندگی‌اش را از منابع مختلف استخراج کرد.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> بر پایهٔ کارهای موجودِ بهزاد، سال تولدش را می‌توان در میان دههٔ ۸۵۵ تا ۸۶۵ ه‍.ق تخمین زد.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref> نویسندگان مرتبط با [[هرات]] مانند خواندمیر، بابر، و میرزا حیدر دوغلات تأکید می‌ورزند که بهزاد ابتدا برای [[علی‌شیر نوایی]] و سپس [[سلطان حسین بایقرا]] کار می‌کرد.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> بهزاد به‌سرعت معروف شد و با حمایت‌های نخستین پشتیبانش، علی‌شیر نوایی، فرصت‌های هنری بزرگی را به دست آورد. وی اندکی پیش از ۸۹۳ ه‍.ق به خدمت سلطان حسین بایقرای تیموری درآمد که دربارش در هرات محل گردآمدن نخبگان اهل ذوق و استعداد بود و نوایی و [[جامی]] و خواندمیر در رأس آن‌ها بودند.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref> در بیشتر منابع معتبر، بهزاد به‌عنوان شاگرد و زیردست [[میرک نقاش|روح‌الله میرک نقی‌زاده]] مشغول به کار بود که ابتدا کارگاه میرعلی‌شیر و سپس سلطان حسین را مدیریت می‌کرد. دوست‌محمد و قاضی احمد جزئیات بیشتری در مورد بهزاد و میرک ارائه می‌دهند. قاضی احمد بر روابط شخصی نزدیک بین این دو تأکید می‌کند و می‌گوید پس از اینکه بهزاد در جوانی یتیم شد، ازسوی میرک تربیت شد و آموزش دید. دوست‌محمد می‌افزاید که نام کامل میرک، امیر روح‌الله بود و اینکه متعلق به خانواده‌ای از [[سادات]] معروف به «کمانگران» است، اگرچه میرک خود به‌عنوان یک خوشنویس مشهور است. هیچ نویسنده‌ای به این نتیجه نرسیده که بهزاد و میرک نسبت خانوادگی داشته‌اند و اشاره‌ای به نحوهٔ آشنایی دو نفر نیز نکرده استنکرده‌است.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> بهزاد ظریف‌کاری و تذهیب را مستقیماً از میرک آموخت، و قلمزنی ظریف و بیانگری عمیق را از کارهای [[مولانا ولی‌الله]].<ref>{{پک|پاکباز|۱۳۸۴|ک=نقاشی ایران|ص=۸۰–۸۱}}</ref> مصطفی عالی، مورخ نه‌چندان معتبر عثمانی، [[پیر سید احمد تبریزی]] را نیز استاد بهزاد می‌داند.<ref>{{پک|فرهاد|۱۳۸۳|ف=بهزاد، کمال الدین|ک=دائرةالمعارف اسلامی|ج=۱۳|ص=۱۶۷}}</ref> [[جهانگیرشاه|جهانگیرشاه گورکانی]] نیز در ''[[تاریخ جهانگیری]]'' [[خلیل احمد]] را نام می‌برد و می‌نویسد که بهزاد سبک او را ادامه داده است.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref> بهزاد از حوالی بیست سالگی‌اش به حدی از توانایی رسیده بود که به عنوان نقاشی بااستعداد شناخته شود.<ref>{{پک|پاکباز|۱۳۸۴|ک=نقاشی ایران|ص=۸۱}}</ref> او از ابتدا نقاش فعالی بود، اما تا پیش از ۸۹۰ ه‍.ق نمی‌توان هیچ اثری را از او دانست.<ref group=en>{{پک|Gray|1977|ک=Persian painting|ص=110|زبان=en}}</ref> در دوره‌ای هشت ساله (میان ۸۸۶–۸۹۳ ه‍.ق) بهزاد به پرورش شیوهٔ خویش پرداخت و در دورهٔ دوازده سالهٔ بعدی (میان ۸۹۴–۹۱۶ ه‍.ق) بهترین کارهای خود را آفرید.<ref>{{پک|پاکباز|۱۳۸۴|ک=نقاشی ایران|ص=۸۱}}</ref> او ظاهراً دست‌کم دو خواهر و برادر داشته‌است، زیرا گفته می‌شود که فرزندانشان شاگردانش بوده‌اند. دورهٔ زندگی بهزاد پس از مرگ سلطان حسین بایقرا در سال ۹۱۱ ه‍.ق به‌درستی معلوم نیست.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> بعد از برافتادن سلسلهٔ تیموریان به دست محمدخان شیبانی در ۹۱۲ ه‍.ق، بهزاد همچنان در هرات باقی ماند.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref> بابر می‌نویسد که بهزاد تحت حمایت [[محمد شیبانی]] قرار گرفته‌است.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> به‌گفتهٔ بابر، محمدخان شیبانی با گستاخی، نگارگری‌های بهزاد را اصلاح می‌کرد.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref><ref>{{پک|فرهاد|۱۳۸۳|ف=بهزاد، کمال الدین|ک=دائرةالمعارف اسلامی|ج=۱۳|ص=۱۶۷}}</ref><ref group="یادداشت">به‌گفتهٔ [[قمر آریان]]، با توجه به دشمنی میان بابر و محمد شیبانی، نباید احتیاط را دربارهٔ این گفتهٔ بابر از نظر دور داشت. ببینید: {{پک|آریان|۱۳۶۲|ک=کمال‌الدین بهزاد|ص=۲۸}}</ref> به‌گفتهٔ [[باسیل گری]]، احتمالاً بهزاد یازده سال پس از مرگ محمد شیبانی نیز در هرات زندگی کرده‌است.<ref group=en>{{پک|Gray|1977|ک=Persian painting|ص=127|زبان=en}}</ref>
 
=== سفر به تبریز ===
[[پرونده:Yusef Zuleykha.jpg|بندانگشتی|راست|نگارهٔ «یوسف و زلیخا» اثر کمال‌الدین بهزاد]]
بهزاد احتمالاً آخرین سال‌های زندگی خود را در [[تبریز]] در استخدام دربار صفوی سپری کرد. او بایستی همراه با بستگان نزدیکش به تبریز نقل مکان کرده باشد زیرا خواهرزاده‌اش، [[رستم‌علی خراسانی|رستم‌علی]] که خوشنویسی شناخته‌شده بود و همین‌طور نوه‌های خواهرش [[محب‌علی]] و [[مظفرعلی]] که هر دو نقاش بودند، همگی در تبریز آموزش دیده‌اند. تاریخ و شرایط حرکت بهزاد به تبریز نامعلوم است. فرمان [[شاه اسماعیل]] در تاریخ ۹۲۸ ه‍.ق دربارهٔ انتصاب بهزاد به‌عنوان سرپرست کارگاه نسخه‌های خطی شاه اسماعیل، اغلب به‌عنوان شاهدی از ارتباط بهزاد با این حاکم به‌شمار می‌رود. بااین‌حال، این سند در نسخه‌ای از ''[[نامه نامی|نامهٔ نامی]]'' خواندمیر — مجموعه‌ای از نمونه‌های شیوهٔ نامه‌نگاری که [[ماده‌تاریخ|ماده‌تاریخش]] نشان از ۹۲۵ ه‍.ق دارد — حفظ می‌شود. این مغایرت زمانی، پرسش‌هایی دربارهٔ اصالت این حکم برمی‌انگیزد. افزون بر این، نویسندگان صفوی مانند دوست‌محمد، اسکندر بیگ و قاضی احمد قمی، روشن می‌کنند که بهزاد در زمان [[شاه طهماسب]] استخدام شده است،شده‌است، اما هیچ اشاره‌ای به پیوند با شاه اسماعیل نمی‌کنند. قاضی احمد مشخص می‌کند که بهزاد در زمانی که کتابخانهٔ شاه طهماسب پیشترها تأسیس شده بود، وارد تبریز شد و مدیر آن، [[سلطام محمد نگارگر|سلطان محمد]]، به حاکم نقاشی تعلیم می‌داد.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> این سند گفتهٔ منشی قمی را — دربارهٔ ماندن بهزاد در هرات تا شروع سلطنت شاه طهماسب در ۹۳۰ ه‍.ق — نقض می‌کند.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref> به‌جز این فرمان، سندی که به وابستگی بهزاد با شاه اسماعیل گواهی دهد، حکایتی از ''[[مناقب هنروران]]'' تألیف پژوهشگر عثمانی، [[مصطفی عالی گالیپولی]] به سال ۹۹۵ ه‍.ق است. او توضیح می‌دهد که چگونه بهزاد و خوشنویس [[شاه محمود نیشابوری]] همراه شاه اسماعیل به میدان جنگ در [[جنگ چالدران|چالدران]] پیوستند و او آن‌ها را در یک غار پنهان کرد زیرا در صورت پیروزی عثمانی از امنیت آن دو بیمناک بود. این حکایت همراه با پیشگویی پیروزی عثمانی است که بر تاریخی‌بودن آن تردید می‌افکند.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> با توجه به این ماجرا، چنین برداشت می‌شود که بهزاد مورد توجه و لطف شاه اسماعیل بوده‌است.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref> اما از سوی دیگر، با توجه به شاخ و برگ بسیار داستان از سوی مصطفی عالی و اینکه هیچ‌یک از مورخان ایرانی به آن اشاره نکرده‌اند، می‌توان در وقوع و اصالت آن تردید کرد.<ref>{{پک|فرهاد|۱۳۸۳|ف=بهزاد، کمال الدین|ک=دائرةالمعارف اسلامی|ج=۱۳|ص=۱۶۸}}</ref> اظهارات دیگر مصطفی عالی نشان می‌دهد که بهزاد برای او شخصیتی اسطوره‌ای و یادآور بهترین فضائل است.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> در سال ۹۱۹ ه‍.ق، طهماسب فرزند اسماعیل فرمانروای هرات شد، و هنگامی که در سال ۹۲۹ ه‍.ق به تبریز بازگشت، بهزاد در همراهی او بود. در تبریز، او همچنان از حمایت سلطنتی برخوردار بود و به‌عنوان مدیر کتابخانهٔ سلطنتی منصوب شد و سرپرست تولید نسخ خطی تذهیب‌کاری‌شده و تصویرگری‌شده بود<ref group=en>{{پک|The Editors of Encyclopaedia Britannica|1998|ف=Behzād|ک=britannica|زبان=en}}</ref> و مسئولیت همهٔ کتابداران، خوشنویسان، نقاشان، تذهیب‌کاران، حاشیه‌نگاران، زراندودکاران، زرکوبان و لاجوردشویان به او واگذار شد.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> او این مقام را تا زمان مرگش حفظ کرد.<ref group=en>{{پک|The Editors of Encyclopaedia Britannica|1998|ف=Behzād|ک=britannica|زبان=en}}</ref>
 
=== مرگ ===
اطلاعات اندکی از فعالیت‌های بهزاد در تبریز و دربار صفوی در دست است. قاضی احمد به جلدی از ''[[خمسه نظامی|خمسهٔ نظامی]]'' اشاره می‌کند که توسط [[شاه محمود نیشابوری]] نسخه‌برداری و خوشنویسی و توسط بهزاد تصویرگری شده‌است. دوست‌محمد می‌افزاید که بهزاد در خدمت طهماسب درگذشت و در تبریز در کنار [[کمال خجندی|شیخ کمال خجندی]] به‌خاک سپرده شد. [[ماده‌تاریخ|ماده‌تاریخی]] مرگ بهزاد را به سال ۹۳۵ ه‍.ق نشان می‌دهد.<ref group=en>{{پک|Soucek|1989|ف=Behzād, Kamāl-Al-Dīn|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> با توجه به ماده‌تاریخ دوست محمد، بهزاد در ۹۴۲ ه‍.ق درگذشت و در تبریز نزدیک به مدفن شیخ [[کمال خجندی]] شاعر دفن شد، که امروزه با عنوان [[آرامگاه دوکمال]] شناخته می شودمی‌شود. به‌گفتهٔ قاضی احمد، او در هرات درگذشت و در کنار کوه مختار به‌خاک سپرده شده‌است.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref> به‌گفتهٔ [[قمر آریان]]، روایت قاضی احمد مورد تردید است، به‌ویژه اینکه چگونگی سفر وی از تبریز و [[قزوین]] به هرات روشن نیست و نیز درستی ادعای قاضی احمد نیازمند این است که بهزاد پس از مرگ سلطان حسین بایقرا در هرات اقامت داشته باشد که این موضوع نیز با توجه به روایت‌های تاریخ‌نگاران و اسناد دیگر پذیرفتنی نیست.<ref>{{پک|آریان|۱۳۶۲|ک=کمال‌الدین بهزاد|ص=۳۰}}</ref> در کتابخانهٔ ییلدیز استانبول، نگاره‌ای موجود است که گمان می‌رود چهرهٔ بهزاد را در کهنسالی و در ظاهر مردی محجوب و در لباس دورهٔ صفوی نشان می‌دهد.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref>
 
=== شخصیت بهزاد ===
جهانگیرشاه از نخستین کسانی است که بر این باور است که مهارت بهزاد به‌ویژه در طراحی میدان‌های نبرد برجسته و ممتاز است؛ این نکته‌ای است که در جاهای دیگر نیز ثبت شده‌است.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref><ref group="یادداشت">[[ریچارد اتینگهاوزن|اتینگهاوزن]] این منابع را نام نمی‌برد، اما بینیون و دیگران ضمن گزارش این موضوع که با وجود ادعای جهانگیر دربارهٔ احاطه‌اش بر مسائل هنری، استناد به نظرات او دربارهٔ نقاشی ایرانی منطقی نیست، به نقل گفتهٔ جهانگیر در کتاب ''[[توزک جهانگیری|خاطرات جهانگیر]]'' می‌پردازند و ادامه می‌دهند بر این اساس، دربار [[مغولان هند]] بهزاد را نقاش صحنه‌های جنگ می‌شناخته است. و سپس می‌گویند [[اولیا چلبی|اِولیا چلبی]]، جهانگرد عثمانی سدهٔ هفدهم میلادی، در اشاره به نقاشی‌های جنگی یک نقاش ترک، او را «بهزاد ثانی» لقب داده است. ببینید: {{پک|Binyon|Wilkinson|Gray|1971|ک=Persian miniature painting|ص=82–83|زبان=en}}</ref> در نتیجهٔ اقبال مردمی، نام بهزاد تثبیت شد و به شهرت رسید. به باور خواندمیر، او را باید هم‌مرتبهٔ مانی، دیگر آفرینندهٔ شاهکارهای بی‌همتای باستان، جایگاه داد. حال‌آن‌که قاضی احمد — با مبالغه‌ای که معمولاً در زبان فارسی است — در اغراق فراتر می‌رود و می‌گوید: «اگر مانی با او آشنا می‌شد، از او پیروی می‌کرد.» بااین‌حال، مصطفی عالی اشاره می‌کند که موفقیت بهزاد تا حدی ناشی از نفوذ و اعتبار پشتیبانان اوست. این دسیسه‌ها و حسادت‌های فرضی است که شاید سبب این واقعیت شده تا نام وی در شمار نقاشان و خطاطان ایرانی گزارش‌شده در ''[[تحفه سامی|تحفهٔ سامی]]'' شاهزادهٔ صفوی [[سام میرزا]] ذکر نشود.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref>
 
پژوهش‌های امروزی، بیشتر دربارهٔ تشخیص هویت و درستی انتساب آثار بهزاد است. این موضوع به‌ویژه پس از نمایشگاه هنر ایرانی در ۱۳۵۰ [[هجری خورشیدی|ه‍.خ]] در لندن که در آن شمار زیادی از آثار منسوب به بهزاد گردآوری شده بود، تا حدودی با موفقیت همراه بوده‌است. بااین‌حال، این امکان هنوز وجود ندارد که وی را از نظر سِیر هنری و ویژگی‌های خاص خودش از دیگران تفکیک کرد، چراکه هنوز نمی‌توان قاطعانه آثار نسبتاً زیادی را به پیشینیان و هم‌روزگارانش نسبت داد. مسئله با این واقعیت پیچیده‌تر می‌شود که امضای بهزاد، به‌خاطر شهرت او، در طول سده‌ها و با جعل یا اشتباه بر برخی نگارگری‌ها افزوده شده است،شده‌است، و این موضوع یا برای سود مالی بوده، یا به‌خاطر تهیهٔ برگی از یک نقاش مشهور برای یک مجموعه‌دار، یا از آن‌رو که آثار بهزاد همراه با امضا، کلی، جزئی یا هر بخش دیگر، نسخه‌برداری شده‌باشند، و یا اینکه اجرای این آثار پس از مرگش تمام شده یا در آن دست برده شده باشد.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref>
 
بنیاد دانسته‌های حقیقی از کار بهزاد، نقاشی‌های نسخه‌ای خطی از ''بوستان'' است که در رجب ۸۹۳ ه‍.ق در هرات به پایان رسیده‌است. خوشنویس این نسخه — که در کتابخانهٔ ملی مصر در قاهره نگاه‌داری می‌شود — سلطان علی کاتب و تذهیب‌گر آن یاری مذهّب بوده‌اند و برای سلطان حسین بایقرا انجام شده‌است. نسخه، یک نگارگری سرلوحهٔ مضاعف — با امضایی که اکنون محو شده — و چهار نقاشی تک‌صفحه به تاریخ‌های ۸۹۳ و ۸۹۴ ه‍.ق است. در دو نقاشی آخر، نام بهزاد چنان در صحنه‌پردازیِ معماریِ بنای اثر آمده که به‌هیچ‌روی نمی‌توان گمان کرد که سپس‌تر افزوده شده باشند. دو امضای دیگر چنان نامحسوس و کمرنگ هستند که به نظر می‌رسد اصل باشند. سبک و ویژگی‌های یکسان تمام این نقاشی‌ها سبب شده تا تقریباً همهٔ این آثار به‌عنوان کارهای اصلی بهزاد پذیرفته شوند. این آثار نشان‌دهندهٔ سیر رشدی است که سبک تیموری به اوج و کمال آن رسیده‌است. این نقاشی‌ها از نظر ترکیب‌بندی هماهنگ و ماهرانه و همین‌طور به‌خاطر پیوستگی با قطعات متنی در آن‌ها، بسیار استادانه و متناسب هستند. در محدودهٔ فضای تصویری مطابق با مفهوم و ذوق جاری در آن دوره، پیکرهای نه‌چندان بزرگ، از نظر تناسب تعدادشان به‌خوبی توزیع شده‌اند. رنگدانه‌های غنی، محدودهٔ وسیعی دارند و با احساسی عالی از رنگ غنایافته همراه است. این آثار نشان‌دهندهٔ آن‌اند که ظاهراً بهزاد رنگ‌های سرد مانند سبز و آبی را به‌ویژه برای محیط داخلی صحنه در همه‌جا ترجیح می‌دهد اما همیشه با کمک رنگ‌های گرم، به‌ویژه نارنجی روشن، آن‌ها را متناسب و متوازن می‌کند. تمام بخش‌های طرح با تصویری تزئینی، که در سراسر نگاره بسیار حرفه‌ای انجام شده است،شده‌است، تناسب دارد. شاخه‌های پرشکوفهٔ درختان، الگوهای تزئینی غنی کاشی و نقش قالی‌ها، به‌ویژه نشان‌دهندهٔ حس زیبایی‌شناختی و تزئینی هنرمند و دقت و ظرافت کارش است. بااین‌حال واقع‌گرایی، این آثار را از نقاشی‌های دورهٔ پیش متمایز می‌کند. آنچه که در این نوع شمایل‌نگاری، آشکار است جنبهٔ درباری‌نداشتن آن‌هاست و به تصویرگری رفتارهای جوانمردانه و عشق‌های پادشاهان اختصاص ندارد؛ این آثار حوادث روزمره را — مانند رفتار شاهزاده‌ای مست، وضو در مسجد، شیردادن مادیان‌ها به کره‌اسب‌ها در اصطبل — نیز بر آن محتوا می‌افزاید و نشان‌دهندهٔ علاقهٔ او برای فعالیت‌های افراد طبقات اجتماعی پایین‌تر — مانند دربانی که مزاحم ناخوانده‌ای را می‌راند، خدمتگزاران در حال آوردن غذا و دهقانان در حال کار — است. افزون بر این‌ها، پیکرها دیگر صرفاً کلیشه‌ای و مانند عروسک خیمه‌شب‌بازی با چهره‌ای نقاب‌مانند نیستند و دارای اصالت شخصی هستند و اغلب با حرکاتی اختیاری یا حسی نمایشی نشان داده شده‌اند. حتی هنگامی که در حال آرامش و سکون نمایش داده شده‌اند، حالت‌شان طبیعی است.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref>
 
=== انسان‌گرایی و واقع‌گرایی ===
* ۸۷۲ ه‍.ق (تاریخ شش نگارگری دوصفحه‌ای آن از ۸۹۵ ه‍.ق به بعد است.)
*
* احتمالاً برای سلطان حسین بایقرا کتابت شده‌است. به‌نوشتهٔ کاتب در پایان کتاب، کتابت اثر در ۸۷۲ ه‍.ق، توسط [[شیرعلی کاتب]] انجام شده است،شده‌است، اما تاریخ شش نگارگری دوصفحه‌ای آن از ۸۹۵ ه‍.ق به بعد است. جهانگیرشاه نگارگری‌های این نسخه را به دوران آغازین بهزاد نسبت داده است. همه این نقاشی‌ها، حتی تنها بخشی از هر کدام، به احتمال بسیار، متعلق به بهزاد است یا امکان دارد با همکاری شاگردانش انجام شده‌باشد. شماری نیز نشان‌دهندهٔ دستکاری‌های بعدی است که احتمالاً در دورهٔ مغولی هند انجام گرفته‌است.<ref group=en>{{پک|Ettinghausen|1986|ف=Bihzad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref>
|-
| align="center" | ۷
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش