باز کردن منو اصلی

تغییرات

بدون خلاصه ویرایش
سلطان مسعود هم چنین اقدامات پدرش را در مبارزه و قلع و قمع [[قرمطیان]] و زنادقه ادامه داد و آن را وظیفهٔ خود می‌دانست. از جمله «وقتی رسول خلیفه نو[القائم با مرالله و پسر و جانشین القادر بالله] در سال ۴۲۴ق/۱۰۳۳م با منشور حکومتی به خدمت سلطان آمد مسعود در یک اعلان عمومی سیاسی نقش خود را به عنوان مدافع ایمان و کوبندهٔ زنادقه تأکید کرد».
مسعود غزنوی همچون پدرش از تهمت قرمطی و بدمذهب و ملحد و زندیق بودن در راه اهداف سیاسی و حکومتی خود بهره کامل برد و مخالفان خود را با این حربه خلع سلاح کرده و آنان را از بین برد. از جمله در جریان جانشینی محمود و درگیری پدریان (طرفداران [[سلطان محمد]]) و پسریان (طرفداران سلطان مسعود)، مسعود غزنوی برای تحکیم قدرت و موقعیت خود و مبارزه با محمودیان که طرفدار سلطنت برادر وی محمد بودند از تهمت قرمطی بودن مخالفان خود سود جست و آنها را نابود کرد. چنان‌که این عمل را دربارهٔ حسنک وزیر که طرفدار سلطنت برادر مسعود یعنی محمد بود، برای نابودی وی و مصادره اموال و دارایی اش، او را به اتهام قرمطی بودن و ارتباط با خلیفه فاطمی [[مصر]] بردار کشید.<ref>{{پک|یوسفی|۱۳۸۷|ف=سیاست مذهبی در دورهٔ نخست حکومت غزنوی|ک=فصلنامه تخصصی فقه و تاریخ تمدن|ص=۱۵۶}}</ref><ref>{{پک|باسورث|۱۳۷۸|ک=تاریخ غزنویان|ص=۵۳}}</ref>
=== اهتمام سلطان مسعود غزنوی به مناسک دینی ===
صرف نظر از چشم داشت‌ها و پیامدهای سیاسی و اجتماعی، نه گرفتاری‌های ملک‌داری و نه اشتغال به مجالس «نشاط» و «عیش و طرب»، هیچ‌کدام مانع از توجه به تکالیف دینی به ویژه نمازهای یومیه در نزد سلاطین غزنوی نمی‌شد. حتی اقامه نمازهای فوت شده یا قضا که امتداد یافتن مجالس نشاط مانعی برای انجام آن بود، از خاطر دور نمی‌ماند. بیهقی گزارش جالبی ارائه می‌دهد که چگونه مسعود بعد از پایان یک مجلس باده گساری مفصل و طولانی «آب و طشت خواست و مصلای نماز، و دهان بشست و نماز پیشین بکرد و نماز دیگر بکرد».<ref>{{پک|دلریش|۱۳۸۸|ف=باورهای دینی سلاطین غزنوی|ک=مجله علمی تخصصی تاریخ ایران و اسلام دانشگاه لرستان|ص=۴۰|}}</ref>
 
حتی در بحبوحه جنگها، تقید و الزام خاصی به اقامه نماز جماعت در لشکر وجود داشت. در جنگ [[طلخاب]] که طی آن مسعود با قبایل سلجوقی دست و پنجه نرم کرد، بیهقی این واقعیت را گزارش می‌دهد: «چون ماه رمضان به آخر آمد امیر عید کرد و خصمان آمده بودند قریب چهار و پنج هزار، و بسیار تیر انداختند بدان وقت که ما به نماز مشغول بودیم.» اما سپاه سلطان فقط «پس از نماز ایشان را مالشی قوی دادند…».<ref>{{پک|دلریش|۱۳۸۸|ف=باورهای دینی سلاطین غزنوی|ک=مجله علمی تخصصی تاریخ ایران و اسلام دانشگاه لرستان|ص=۴۱}}</ref>
 
باور و ایمان به نذر و دعا، مانند آحاد مردم روزگار در نزد سلاطین غزنوی با سوز و گداز و اعتقادی مومنانه، از ارج و منزلت خاصی برخوردار بود. غزنویان علاوه بر چشمداشت‌های تردید ناپذیر مادی فتوح هند تلقی می‌گردید مبادرت به آن از دریچه ادای نذر نیز در نزد آنان بسیار مهم جلوه می‌نمود. به سال ۴۲۸ه‍.ق به رغم تاخت و تازهای مخاطره آمیز قبایل سلجوقی و با وجود مخالفت‌های باطنی رجال برجسته با غزای هند در چنین هنگامه ای، به شکرانه نجات خود در واقعه واژگون شدن کشتی اش در هیرمند، فتح قلعه [[هانسی]] را که پیشتر در تسخیر آن ناکام مانده بود نیت می‌کند.<ref>{{پک|دلریش|۱۳۸۸|ف=باورهای دینی سلاطین غزنوی|ک=مجله علمی تخصصی تاریخ ایران و اسلام دانشگاه لرستان|ص=۴۴}}</ref>
 
== هویت ایرانی در دوره سلطان مسعود غزنوی ==
۱۷۹

ویرایش