باز کردن منو اصلی

تغییرات

اما مرگ محمود مانع از انجام وعده فرمانروای غزنوی گردید. در زمان حکومت کوتاه مدت امیر محمد غزنوی نیز علی‌رغم تمایل امیر غزنوی برای یاری بوالعسکر، فرصتی برای این کار فراهم نشد. اما امیر مسعود غزنوی تصمیم گرفت بوالعسکر را برای رویارویی با برادرش عیسی، یاری کند. در نبردی خونین که میان سپاهیان طرفین روی داد، سرانجام سپاه غزنوی پیروز گردید و غزنویان موفق گردیدند بوالعسکر را از جانب خویش به حکومت مکران بگمارند.<ref>{{پک|فروزانی|۱۳۹۳|ک=تاریخ غزنویان از پیدایش تا فروپاشی|ص=۲۰۲}}</ref><ref>{{پک|فرای|۱۳۶۳|ک=تاریخ ایران کمبریج|ص=۱۶۵}}</ref><ref>{{پک|اقبال|۱۳۸۹|ک=تاریخ ایران بعد از اسلام|ص=۴۲۶}}</ref><ref>{{پک|ناجی|۱۳۸۷|ک=سامانیان و غزنویان|ص=۷۴}}</ref>
 
== فتحسقوط کرمان ==
سلطان مسعود در حالی که از یک سو با حمله ترکمانان به خراسان رو به رو بود و از دیگر سو با مشکلات گسترده‌ای در خوارزم، دست به گریبان بود، در کرمان رفتار نامطلوب سپاه غزنوی موجب گردید که غزنویان سلطه خویش بر کرمان را از دست بدهند؛ و اهالی آن ولایت از جور و ستم سپاهیان غزنوی به ستوه آمده بودند، بزرگان کرمان به ابی کالیجار شکایت نامه فرستادند.<ref>{{پک|فروزانی|۱۳۹۳|ک=تاریخ غزنویان از پیدایش تا فروپاشی|ص=۲۰۴}}</ref><ref>{{پک|فرای|۱۳۶۳|ک=تاریخ ایران کمبریج|ص=۱۶۵}}</ref>
 
۱۷۹

ویرایش