تفاوت میان نسخه‌های «احمد شاه مسعود»

(خنثی‌سازی ویرایش 24479014 توسط Pulad36 (بحث))
برچسب‌ها: متن دارای ویکی‌متن نامتناظر خنثی‌سازی
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه متن دارای ویکی‌متن نامتناظر
 
== فتح کابل (۱۳۷۱) ==
[[رژیم کمونیستی افغانستان]] (دولت دکتر نجیب) که از اختلافات داخلی رنج می‌برد با پیوستن نیروهای [[عبدالرشید دوستم]] جنگ سالار ازبک به احمدشاه مسعود تاجیک، عملاً در آستانهٔ سقوط قرار می‌گیرد. مسعود [[میدان هوایی]] مهم نظامی [[بگرام]] را در ۲۵ حمل ۱۳۷۱ و شهر [[جبل السراج]] در شمال کابل را به کنترل خود درمی‌آورد و نیروهایش را برای تصرف [[کابل]] آرایش می‌دهد. در ۲۷ حمل [[عبدالوکیل]] وزیر خارجهٔ جمهوری دمکراتیک افغانستان با پیشنهادی نزد احمدشاه مسعود می‌آید. پیشنهاد وی تشکیل دولت ائتلافی با مجاهدین شمال و ایستادگی در مقابل [[گلبدین حکمتیار]] پشتون است. مسعود این پیشنهاد را رد می‌کند. وکیل برای بار دوم با پیشنهاد تسلیم بدون قید شرط دولت نزد مسعود می‌رود. مسعود به وکیل می‌گوید موضوع را باید با سران همه مجاهدین از جمله حکمتیار پشتون در میان بگذارد.
 
۲۳ آوریل ۱۹۹۲ هنگامی که احمدشاه مسعود و نیروهایش پایتخت را در محاصره دارند با حکمتیار که [[قاضی حسین احمد]] رهبر [[جماعت اسلامی پاکستان]] نیز در نزدیکی کابل در شهر [[چهار آسیاب]] همراه وی است در خصوص تسلیمی بدون قید و شرط دولت [[نجیب الله]] گفتگویی تلفنی انجام می‌دهد.
احمدشاه مسعود در این گفتگو از حکمتیار می‌خواهد که مجاهدین با جنگ وارد کابل نگردند. وی استدلال می‌کند که رژیم کمونیستی سقوط کرده‌است و مجاهدین باید ابتدا دولتی تشکیل دهند تا بتوانند با مشارکت همهٔ طرف‌ها قدرت را در دست بگیرند. احمدشاه مسعود می‌گوید ورود قطعات نظامی مجاهدین از چهار گوشهٔ شهر موجب هرج و مرج و درگیری در شهر خواهد شد. حکمتیار در همین گفتگو به مسعود پیشنهاد تشکیل دولت از سوی [[حزب اسلامی افغانستان (حکمتیار)|حزب اسلامی افغانستان]] پشتونها و [[جمعیت اسلامی افغانستان]] تاجیکها را می‌نماید که مسعود آن را رد می‌کند و خواهان مشارکت دیگر جناح‌ها در دولت می‌گردد.
.<ref>[http://www.ahmadshahmassoud.com/modules.php?name=Pages&pa=showpage&pid=124صبح کاذب؛ نقد و بررسی «دسایس پنهان و چهرهای عریان» حکمتیار محمد اکرام «اندیشمند»]</ref>
* مسعود: ''عبدالوکیل… [خواهان] تسلیمی بدون قید و شرط دولت به مجاهدین بود، مشروط بر اینکه مجاهدین عفو عمومی اعلان کنند و اعضای حزب و ناموس شان صدمه نبینند، من با این طرح موافقت کردم، رهبران [مجاهدین] نیز در [[پیشاور]] موافق این طرح هستند. بنا براین وقتی خود آن‌ها دولت را تسلیم می‌کنند ضرورتی به جنگ نیست. ''
* حکمتیار: ''من سرگرم تدارک حمله به کابل هستم، چون در کابل کمونیست‌ها و بقایای رژیم کمونیستی سابق است و من قادر به تحمل آن‌ها در پایتخت نیستم.<ref>[http://www.kabulpress.com/modules.php?name=Artikel&op=view&sid=7178 گفتگوی احمد شاه مسعود و گلبدین حکمتیار در آستانهٔ سقوط حکومت داکتر نجیب الله]</ref><ref>محمد اکرام اندیشمند، سالهای تجاوز و مقاومت، صص ۳۱۲–۳۲۰</ref>
 
نیروهای پشتون حکمتیار غیر مسلح وارد کابل می‌گردند و از طریق جناح «خلق» [[حزب دموکراتیک خلق افغانستان]] در داخل شهر، در وزارت داخله (کشور) مسلح می‌گردند. با این رویدادرویداد، تاجیکها احمدشاه مسعود نیروهایش را به کمک جناح «پرچم» حزب دموکراتیک خلق افغانستان وارد شهر می‌نماید و مناطق حساس دولتی را در کنترل می‌گیرد. بدین ترتیب دسته‌های مختلف مجاهدین از احزاب مختلف قسمت‌هایی از شهر و حومهٔ آن را را متصرف می‌شوند. از جمله [[حزب وحدت اسلامی]] به رهبری [[عبدالعلی مزاری رهبر هزاره شیعیان]] مناطق غرب کابل و حزب [[اتحاد اسلامی افغانستان]] به رهبری [[عبدالرسول سیاف]] ناحیه [[پغمان]] را در کنترل خویش می‌گیرند.<ref>صبح کاذب؛ نقد و بررسی «دسایس پنهان و چهرهای عریان» حکمتیار محمد اکرام اندیشمند</ref>{{مدرک|ارجاع دقیق}}
 
==دولت مجاهدین==
گلبدین حکمتیار پشتون رهبر حزب اسلامی، که نیروهای خود را با همکاری متحدینِ داخل حکومتِ کمونیستی داکتر نجیب‌الله، روز پنجم ثور ۱۳۷۱ برای تصرفِ پایتخت و تصاحبِ حکومت وارد جنوب شهر کابل کرد با راکت پراکنی آتشِ جنگ شعله‌ور گردانید.
 
معاهدۀ جبل‌السراج میان احمدشاه مسعود تاجیک، عبدالعلی مزاری هزاره و جنرال عبدالرشید دوستوم ازبک را عاملِ جنگ وانمود می‌سازد. گفته می‌شد که در معاهدۀ جبل السراج، احمدشاه مسعود تاجیک به عنوان رییس دولت، عبدالعلی مزاری هزاره صدراعظم و عبدالرشید دوستوم اوزبک وزیردفاع تعیین شده‌اند و هر سه طرف در پایِ این سند امضا کرده‌اند.
 
حکمتیار پشتون عقدِ این معاهده را در آن‌زمان و تا تشکیل شورای هماهنگی در ۱۱ جدی ۱۳۷۲ با دو طرفِ دیگرِ این معاهده، توطئه و خیانت علیه جهاد و به قول او، تشکیل دولتِ ائتلافی با کمونیستان و ملیشه‌های کمونیست تعریف می‌کرد که گویا برای مقابله با آن، جز جنگ، راهِ دیگری نمانده بود.
 
اما پس از سقوط حکومت نجیب‌الله که اختلاف و تنش در درون دولت اسلامی مجاهدین میان حزب وحدت هزاره ها به رهبری عبدالعلی مزاری و جنرال عبدالرشید دوستوم ازبک و نیروهای آنها با احمدشاه مسعود وزیر دفاعِ این دولت تاجیکی بالا گرفت و به جنگ‌های خونین انجامید، این دو طرف ائتلافِ آن روزهای نخستین، احمدشاه مسعود را متهم به سرپیچی از معاهدۀ جبل‌السراج و انحصارگرایی تاجیکی در حکومت کردند و امتناعِ او را از تطبیق معاهدۀ جبل‌السراج و اتخاذ سیاست انحصار در حکومت، عامل اصلیِ جنگ وانمود ساختند.
 
*دروغی به نامِ معاهدۀ جبل‌السراج
نکتۀ شگفت‌آور و قابل تأمل این است که هیچ‌کدام از سه طرفِ مدعیِ معاهدۀ جبل‌السراج که جنگ را با احمدشاه مسعود و دولت مجاهدین به این معاهده پیوند می‌دهند، متن این معاهده را منتشر نکردند و آن را در اختیار مطبوعات نگذاشتند.
*پافشاری به تشکیل دولت مشترک
در یکی از روزهای میزان ۱۳۷۱ بود که از آمرصاحب (احمدشاه مسعود) پرسیده شد: «آیا شما در جبل‌السراج در اواخر حمل ۱۳۷۱ با جنرال دوستم و عبدالعلی مزاری موافقت‌نامۀ تشکیل دولت مشترک را امضا کردید که بر مبنای آن، شما رییس دولت، عبدالعلی مزاری صدراعظم و عبدالرشید دوستم معاونِ صدراعظم و وزیر دفاع مشخص شده باشد؟» ایشان پاسخ دادند: «نه!… آن‌ها با جمعی از فرماندهان و متنفذینِ مردمی پس از آن‌که ما شهر چاریکار را تصرف کردیم(۲۴ حمل ۱۳۷۱)، از شمال به جبل‌السراج آمدند و چنین طرح و پیشنهادی را مطرح کردند. من نپذیرفتم و برای‌شان گفتم که بیایید ما و شما شورای جهادی را بسازیم و از همۀ قوماندانان مجاهدین دعوت ‌کنیم وارد شورا شوند تا اگر حکومت نجیب‌الله حاضر به تسلیم‌دهی قدرت به مجاهدین نشد، از راه عملیات نظامی مشترک او را وادار کنیم. تشکیل دولت را به رهبران تنظیم‌ها بگذاریم تا یک دولت مشترک از همه به وجود بیاید. زیرا در افغانستان همۀ تنظیم‌ها و مجاهدین در جهاد سهم داشتند و در دولت نیز همه باید مشارکت داشته باشند.»
 
صرف‌نظر از این‌که احمدشاه مسعود تاجیک بنا بر چه انگیزه و اهدافی، پیشنهاد دولتِ مشترک و سه‌جانبه را با جنرال دوستم اوزبک و عبدالعلی مزاری هزاره نپذیرفت، نکتۀ قابلِ توجه به دیدگاه و سیاستِ وی در نخستین طرح شکل‌دهی دولت، به تشکیل دولتِ [[مشترکِ]] همه تنظیم‌های جهادی و توسط رهبرانِ این تنظیم‌ها برمی‌گردد. مسعود می‌توانست به این طرح عمل کند و دولت مشترکی را با رهبر حزب وحدت و عبدالرشید دوستم و با بخشی از حکومت داکتر نجیب‌الله تشکیل دهد. شاید جنگ و جبهۀ جنگی که در برابرِ او ایجاد می‌گردید، گسترده‌تر و شدیدتر از آن‌چه که واقع شد، نمی‌بود. برخی‌ها امتناعِ احمدشاه مسعود از توافق به این پیشنهاد و تشکیل دولتِ سه‌جانبه و دعوتِ او از رهبران تنظیم‌های پشتون جهادی مستقر در پیشاور را، اشتباهِ کلانِ وی تلقی و ارزیابی می‌کنند. اما این تلقی، نادرست و خود یک اشتباه است!
 
*تأکید بر دولت مشترک و همه‌گانی در مذاکراتِ»شینه»
احمدشاه مسعود تاجیک و گلبدین حکمتیار پشتون با میانجی‌گری شاهزاده نایف از شاهزاده‌گان عربستان سعودی، جنرال حمیدگل رییس اسبقِ آی‌اس‌آی و اعجازالحق پسر جنرال ضیاءالحق روز چهارم جوزای ۱۳۷۱ در منطقۀ شینه واقع حومۀ جنوب شرقی کابل به مذاکره پرداختند تا راه‌حلی برای توقف جنگ و ایجاد صلح بیابند. هرچند این مذاکره به امضای موافقت‌نامۀ آتش بس و تأمین صلح میان طرفین انجامید، اما این صلح پایدار نماند. وقتی احمدشاه مسعود یک روز بعد به جمعِ محدودی در وزیراکبرخان کابل گفت‌وگوهای شینه را توضیح می‌کرد، از مذاکرات خصوصی و تنهاییِ خود با حکمتیار رهبر حزب اسلامی سخن گفت و اظهار کرد: «حکمتیار در مذاکرات خاص و دو نفری از من تقاضای تشکیل حکومتِ مشترک را نمود. استدلالِ او این بود که تنظیم‌ها و گروهای دیگر نقش و نیرویی در افغانستان ندارند. ما با تشکیل یک حکومت مشترکِ قوی، می‌توانیم به ثباتِ دایمی دست بیابیم.
اما من تقاضای او را رد کردم و گفتم که در افغانستان تمام تنظیم‌ها در جهاد و مبارزه سهیم بوده‌اند و دولت را نمی‌توان از یک یا دو گروه تشکیل داد و دولت باید ممثلِ خواست تمامِ مردم و گروه‌های مختلف باشد.»
البته حکمتیار در این خواسته‌اش نیز صداقت نداشت و فقط در صدد بهره‌برداری به نفع خود بود.
 
*دیدگاه احمدشاه مسعود در مورد دولت مشترک:
وقتی رهبران تنظیم‌های جهادی با مشارکت گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی، با میانجی‌گری پاکستان موافقت‌نامۀ اسلام‌آباد را امضا کردند که بر مبنای آن، "استاد ربانی از قوم [[تاجیک]] به عنوان رییس دولت و گلبدین حکمتیار از قوم [[پشتون]] نخست وزیر" تعیین شدند، احمدشاه مسعود علی‌رغم نارضایتی شدید از این موافقت‌نامه که آن را طرح و توطیۀ آی‌اس‌آی پاکستان می‌خواند، از آن حمایت کرد. با آغاز سال جدید ۱۳۷۲، رهبران احزاب مجاهدین با وساطت و پادرمیانیِ پاکستان در اسلام‌آباد گرد آمدند تا در مورد تأمین صلح، مذاکرات و توافقاتی به‌عمل بیاورند. در نتیجۀ مذاکراتِ آن‌ها که پشت درهای بسته و با حضور میزبانان‌شان به شمول رییس استخبارات عربستان سعودی صورت گرفت، موافقت‌نامه‌یی در هفدهمِ حمل ۱۳۷۲ به امضا رسید که به موافقت‌نامۀ اسلام‌آباد معروف گردید. متن موافقت‌نامه به زبان انگلیسی تهیه شده بود و رهبران احزاب که برخی از آن‌ها زبان انگلیسی را نمی‌فهمیدند، در پای همان متن انگلیسی امضا کردند. امضاکننده‌گان موافقت‌نامۀ اسلام‌آباد بعد از پایان جلسات و امضای موافقت‌نامه، برای زیارت خانۀ کعبه راهی عربستان سعودی شدند. و سپس رهبران احزاب اسلامی در دهم ثور ۱۳۷۲در شهر جلال‌آباد گرد آمدند تا کابینۀ جدیدِ حکومتِ حکمتیار را تعیین و معرفی کنند. احمدشاه مسعود در کابینۀ جدید از وزارت دفاع برکنار گردید. این در حالی بود که احمدشاه مسعود یک‌سال قبل، از این رهبران خواست که برای تحویل‌گیری قدرت از حکومت داکتر نجیب‌الله، حکومتِ خود را تشکیل دهند و به کابل بیایند. احمدشاه مسعود وزارت دفاع را ترک گفت و به جبل‌السراج رفت. گلبدین حکمتیار از ورود به مقر صدارت در شهر کابل امتناع ورزید و وزیران کابینۀ خود را برای تدویر جلسات کابینه به چهارآسیاب، قرارگاه نظامی خود فرا می‌خواند. روی‌هم‌رفته، توافق‌نامۀ اسلام‌آباد به پایان جنگ و تأمین صلح نینجامید
 
و
 
جنگ با تشکیل [[شورای هماهنگی]](کودتا) میان گلبدین حکمتیار پشتون، عبدالرشید دوستوم اوزبک و عبدالعلی مزاری هزاره، برای تصرف پایتخت دولت تاجیکی استاد ربانی، در یازدهم جدی ۱۳۷۲ وارد مرحلۀ خونین و گسترده شد.
 
احمدشاه مسعود در تابستان ۱۳۷۳ که شورای هرات برای بررسی راه های صلح از سوی محمداسماعیل خان والی هرات تشکیل شده بود، در صددِ آن شد که از شورا در جهتِ یک دولت فراگیر و مورد توافقِ همه استفاده کند؛ هرچند که عبدالعلی مزاری و گلبدین حکمتیار نسبت به تقاضای محمداسماعیل‌خان که خود به مراکز آن‌ها رفت، مبنی بر مشارکت در شورا تردید کردند و هواپیماهای جنرال دوستم دو بار شهر هرات را در زمان تدویر شورا مورد بمباران قرار داد.
شورای هرات توسط محمداسماعیل‌خان والی هرات در ۲۸ سرطان ۱۳۷۳ با شرکت بیش از یک‌هزار نفر از بسیاری از ولایات کشور و پناهنده‌گان افغانِ مقیم اروپا، امریکا و ممالکِ عربی در شهر هرات تشکیل شد. داکتر محمدیوسف صدراعظم دوران سلطنت محمدظاهرشاه، یکی از افراد شرکت‌کننده در شورا بود. احمدشاه مسعود در روزهای پایان جلسات شورا، استعفای استاد ربانی رییس دولت اسلامی و ایجاد یک دورۀ کوتاه انتقالی را به عنوان ابتکار سیاسی به شورای هرات در مجالس اختصاصی و محدود رهبری دولت مطرح کرد. او این اقدام را در سطح ملی و بین‌المللی بااهمیت می‌پنداشت و استعفای رییس دولت را نه بر اساسِ فشار خارجی و نه در یک توافق بیرون‌مرزی میان گروه‌ها، بلکه به‌صورتِ داوطلبانه به شورا و مجمعی که از مردم افغانستان تشکیل یافته بود، ارزیابی می‌کرد. اما این طرح و پیشنهاد احمدشاه مسعود بنا بر مخالفتِ برخی در درون دولت تحقق نیافت و شورای هرات بدون هیچ دستاوردی در عرصۀ سیاسی و نظامی به کارِ خود پایان داد.
 
== ترور احمدشاه مسعود ==