تفاوت میان نسخه‌های «استدلال»

جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با ویرایشگر خودکار فارسی
(افزودن مطلب)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه
جز (اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با ویرایشگر خودکار فارسی)
'''استدلال/گَواه‌آوری''' ([[:en:Reasoning|Reasoning]])، ترکیب قانون‌مند [[قضیه]](های) معلوم برای رسیدن به قضیه(های) تازه است. در استدلال، ذهن بین چند قضیه، ارتباط برقرار می‌کند تا از پیوند آن‌ها، نتیجه زاده شود و به‌این‌ترتیب نسبتی مشکوک و مبهم به نسبتی یقینی تبدیل شود به عبارتی دیگر به تجمیع تصدیقات برای اثبات تصدیقی دیگر استدلال گفته میشودمی‌شود.
*تصدیق: به جملات خبری گفته گفته میشودمی‌شود که بر سلب یا ایجاب مطلبی دیگر امر دارد.
مانند:جیوه فلز است.انسان حیوان نیست.<ref>{{یادکرد|فصل=|کتاب=منطق|نویسنده=روح‌الله عالمی|ترجمه=|ناشر=شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی|چاپ=دوم |شهر=تهران|کوشش=|ویرایش=|صفحه=|سال=۱۳۸۹|شابک=}}</ref>
 
می‌گیریم در واقع می‌گوییم که این نتیجه بهتر از تبیین‌های بدیل، رفتار این فرد را توضیح می‌دهد. یا مثلاً این مورد را در نظر بگیرید:
مردی در یک اتاقک در جنگل در حالی که تمامی در و پنجره‌ها از داخل قفل هستند، به دارآویخته شده و مرده است، در حالی که یک یادداشت مبنی بر
خودکشی هم کنار او قرار دارد بهترین [[تبیین]] برای این مجموعه از واقعیت‌ها این است که او خودکشی کرده‌است. ولی این تنها [[تبیین]] نیست، تبیین‌های دیگری غیراز خودکشی هم وجود دارد. مثلاٌ اینکه این فرد درحالدر حال تمرین نمایشنامه‌ای در مورد خودکشی بوده و برای اینکه تنها باشد درها را قفل کرده و متأسفانه در طی تمرین، فاجعه‌ای به‌بار آمده‌است یا شاید سازمان جاسوسی آمریکا "[[سیا]]" به طریقی او را کشته و طوری صحنه‌سازی کرده که به نظر خودکشی برسد یا شاید یک روح خبیث شیطانی در جنگل زندگی می‌کرده و این فرد را کشته است. برخی از این تبیین‌ها به نظر مسخره می‌آیند ولی همۀ آن‌ها با شواهد سازگار هستند.<ref>برگرفته از مقالۀ "مقایسه‌ای میان استنتاج بهترین تبیین و حدس" نوشتۀ دکتر فرشته نباتی</ref>
 
==استدلال‌های غیررسمی==
یک استدلال‌ از مجموعه‌ای از ادعاها تشکیل شده‌است و پرسش‌ها، اوامر، فریادها و اندرزها را نمی‌توان جزئی از استدلال دانست زیرا موجب هیچ ادعایی نمی شوندنمی‌شوند. اما باید آگاه باشیم که در زبان روزمره، اوامر و پرسش‌های دستوری و مانند آن ممکن است توان ایجاد ادعاها را داشته باشند. دو مثال: مثلاً شما از دوستی می‌خواهید که در ساعت 3 صبح در ساحل شما را ملاقات کند تا با هم یک زیردریایی را تماشا کنید و دوست شما با عصبانیت پاسخ می‌دهد "فکر می‌کنی من احمق هستم؟" این جملهٔ اخیر واقعاً نوعی پرسش نیست. اتفاقاً شما احمق به نظر خواهید رسید اگر سعی کنید به آن پاسخ جدی بدهید. به همین شکل، وقتی بازیکن فوتبالی بازی‌های محشری را یکی بعد از دیگری انجام می‌دهد و یکی از طرفداران فریاد می‌زند که «عجب هافبک بزرگی» در واقع آن هوادار دارد می‌گوید که "او هافبک فوق‌العاده‌ای است."<ref name="ReferenceA">«مبانی استدلال» اثر دیوید ا. کانوی، رانلد مانسون، ترجمهٔ تورج قانونی، نشر ققنوس، 1391، ص27-28</ref>
گاهی اوقات باید به ورای صورت‌های لفظی جملات نگاه کنیم. اگر منظور واقعی از آنچه گفته شده، بیان یک ادعا است باید آن را بخشی از یک استدلال تلقی کرد.<ref name="ReferenceA"/>
 
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش