تفاوت میان نسخه‌های «جاکی»

۱۰ بایت اضافه‌شده ،  ۱ سال پیش
جز
←‏top: اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با ویرایشگر خودکار فارسی
(اصلاح)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه ویرایش‌گر دیداری
جز (←‏top: اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با ویرایشگر خودکار فارسی)
'''جاکی''' نام ایلی از ایلات لر [[بویر احمدی]] است که شامل: {دشتموری :(طاس احمدی، دشمنزیاری، عباسی بویراحمد، لیراوی، چرام، نویی، [[طایفه بر آفتابی]] شیخ ممو، جلیل، اولاد میرزاعلی) سادات امامزاده علی [[ایل تامرادی]] کی گیوی، آقایی،}،
 
حمدالله مستوفی اشاره به مهاجرت طوایفی از مناطق جبل السماق (کردستان سوریه کنونی) به مناطق [[لر بزرگ]] و [[لر کوچک]] می‌کند. حمدالله مستوفی در سال (۷۳۰ ه‍. ق/۱۳۳۰م)، از ایل [[ممسنی]] و [[بختیاری]] نام می‌برد که همراه با ۲۶ طایفه متفرقه و چند طایفه عرب مانند عقیلی و هاشمی از کردستان سوریه، به مناطق کوه گیلویه و بختیاری و لرستان کنونی کوچ کردند. این رویداد در اوایل سده هفتم هجری رخ داد. به گفته [[ولادمیر مینورسکی]]، شرق شناسشرق‌شناس مشهور، این طوایف (به جز طوایف عرب ذکر شده) احتمالاً همان [[مردم لر|طوایف لری]] بوده‌اند که [[ابن فضل‌الله عمری|شهاب الدین العمری]] آن‌ها را ذکر کرده‌است. به گفته [[ابن فضل‌الله عمری|شهاب الدین العمری]] طوایفی از [[مردم لر|لرها]] در [[سوریه]] و [[مصر]] زندگی می‌کردند اما [[صلاح الدین ایوبی]] از چالاکی و زبردستی آنهاآن‌ها در بالا رفتن از صخره‌های سرسخت بوحشت افتاد و دستور قتل‌عام آنهاآن‌ها را صادر کرد. این روایت شاید علل برگشت این [[مردم لر|طوایف لر]] را به [[لرستان]] تا حدی روشن کند.<ref>{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =مینورسکی | نام =ولادمیر | پیوند نویسنده = | عنوان =رساله لرها و لرستان | ترجمه =سکندر امان‌اللهی بهاروند و لیلی بختیاری | جلد = | سال = ۱۳۶۲ | ناشر = |مکان =تهران | شابک = | صفحه = صفحه ۲۳ | پیوند = | تاریخ بازبینی =}}</ref> سکندر امان الهی نیز ضمن تاییدتأیید نظر مینورسکی دلایل دیگری را نیز برای اشتباه بودن گفته [[حمدالله مستوفی]] ذکر کرده استکرده‌است. به گفته او زمان مهاجرتی که حمدالله مستوفی ذکر کرده با تاریخی که [[ابن فضل‌الله عمری|شهاب الدین العمری]] برای قتل عام [[مردم لر|لرها]] در سوریه و مصر آورده یکی است و طوایف مهاجر از سوریه احتمالاً همان [[مردم لر|لرهایی]] هستند که [[صلاح الدین ایوبی]] آنان را وادار به برگشت به [[لر بزرگ]] کرد.<ref>{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی =امان الهی بهاروند | نام =سکندر | پیوند نویسنده = | عنوان =قوم لر| ترجمه = | جلد = | سال = ۱۳۷۰ | ناشر = انتشارات آگاه |مکان =تهران | شابک = | صفحه = صفحه ۳۵ | پیوند = | تاریخ بازبینی =}}</ref>
 
در سنهٔ خمسایه (۵۰۰ق) قریب صد خانه [[کرد]]، از جبل السماق شام (کردستان سوریه)، به سبب وحشتی که ایشان را با مهتر قوم خود افتاده بود، به لرستان آمدند و در خیل احفاد [[محمد خورشید]] که وزرا بودند نزول کردند، برسبیل رعیتی. بزرگ ایشان ابوالحسن [[فضلویه|فضلوی]] بود … او را پسری علی نام بود. چون علی درگذشت، از او پسری محمد نام بماند. چون او نیز نماند، پسری ابوطاهر [[فضلویه|فضلوی]] کنیت داشت. جوانی شجاع بود … ابوطاهر به صلح و جنگ به وعد و وعید و فریب و شکیب توانست ملک لرستان در ضبط آورد و چون تمکین و استقرار یافت، هوس استقلال کرد و خود را اتابک خواند و عصیان نمود و کار ان ملک بر او قرار گرفت، در سنهٔ خمسین و خمس مایه. بعد از مدتی درگذشت و پنج پسر یادگار گذاشت: [[هزاراسپ]] و بهمن و عمادالدین پهلوان و نصرت الدین ایلواکوش و قزل. به حکم وصیت و اتفاق برادران.
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش