نقد محمد: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ۳ سال پیش
جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با ویرایشگر خودکار فارسی
جز (ربات ردهٔ همسنگ (۳۰.۱) +املا+مرتب (۱۴.۹ core): + رده:محمد)
جز (اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با ویرایشگر خودکار فارسی)
 
== شرکت در غارت و راهزنی ==
یکی از مواردی که منتقدان محمد از آن صحبت می‌کنند دست زدن به سرقت و راهزنی از کاروان‌های تجاری به دستور یا رهبری اوست. محمد پس از هجرت به مدینه در فقر و تنگدستی بسر می‌بُرد. از این رو وی برای امرار معاش خود و خانواده‌اش به غارت کاروان‌های تجارتی که در مسیر سوریه از مدینه عبور می‌کردند رو آورد. در واقع نخستین کسانی که به اسلام گرویدند به پیشهٔ راهزنی گرویدند. نخستین کوشش مسلمانان برای راهزنی به سال دوم هجری بازمی‌گردد. محمد به حدود ۸۰ اسب‌سوار دستور می‌دهد به کاروان تجاری قریش حمله کنند و آن را غارت کنند. این یورش با ناکامی مواجه شد. دومین حمله چند ماه بعد در سال ۶۲۳ میلادی مجدداً به یکی از کاروانهای سوریه در حوالی دریای سرخ به رهبری حمزه عموی محمد انجام شد. مسلمانان در این یورش نیز از ابوجهل که این کاروان را محافظت می‌کرد شکست خوردند و به مدینه بازگشتند. محمد علاوه بر اینها هفت راهزنی ناموفق دیگر نیز انجام داد. در چهار مورد از اینها خود وی مشارکت داشت و بقیه توسط افراد مورد اعتماد وی رهبری می‌شد. اولین غارت موفق محمد در ژانویه ۶۲۴ رخ داد. این حمله در ماه رجب انجام شد. اعراب بنا به یک سنت تاریخی چهار ماه محرم، ذیحجه، ذیقعده و رجب را ماه‌های حرام می‌دانستند و در این ماه‌ها از هرگونه نبرد و کشمکشی دست می‌کشیدند و حتی به دشمنان خود نیز مهرورزی می‌نمودند. به عقیدهٔ منتقدان محمد در این نبرد به روش غیرشرافتمندانه‌ای دست زد که تا آن زمان در بین اعراب سابقه نداشت. محمد ماه رجب را برای این حمله انتخاب کرد چون می‌دانست قریشی‌ها بنا بر اینبنابراین رسم دیرین تاریخی و بمناسبت تقدس این ماه‌ها گمان نمی‌کردند مورد حمله و تجاوز قرار بگیرند و از این رو برخلاف موارد قبلی پیش‌بینی‌های لازم را نکرده بودند. در حمله گروه اسلام به رهبری ''عبدالله بن جحش الاسدی'' یکی از مراقبان کاروان را کشتند و دو نفر را به اسارت گرفتند. دوتن از یاران محمد نیز از این یورش سر باز زده بودند که بعداً از غنایم محروم شدند.<ref>Andrae, P۱۴۱</ref><ref>انصاری ۶۳</ref><ref name="Koelle 144">Koelle 144</ref> این یورش به رویداد نخله معروف است. در این رویداد مسلمانان برای اولین بار در ماه حرام دست به خونریزی بردند و همچنین اسیر گرفتند.
وقتی این خبر به قریشی‌ها رسید اعراب از این کار محمد برآشفتند. محمد نیز که متوجه شد مرتکب جنایتی بسیار زشت شده به وحشت افتاد و وانمود کرد به عبدالله چنین دستوری نداده‌است.<ref name="Koelle 144"/> محمد آیه ۲۱۷ سوره بقره را در این خصوص اعلام کرد:
{{نقل قول|از تو دربارهٔ ماهی که کارزار در آن حرام است می‌پرسند بگو کارزار در آن گناهی بزرگ و بازداشتن از راه خدا و کفر ورزیدن به او و بازداشتن از مسجدالحرام و بیرون راندن اهل آن از آنجا نزد خدا [گناهی] بزرگتر و فتنه از کشتار بزرگتر است و آنان پیوسته با شما می‌جنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند و کسانی از شما که از دین خود برگردند و در حال کفر بمیرند آنان کردارهایشان در دنیا و آخرت تباه می‌شود و ایشان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.}}
{{همچنین ببینید|زنان محمد|ازدواج در اسلام|طلاق در اسلام}}
 
یکی از نقاط نقد محمد وجود [[چند زنی در اسلام]] است.<ref name="Esposito18"/><ref name="Rahman">Fazlur Rahman, ''Islam'', p.28</ref><ref>"Before leaving the subject of marriages, it may be proper to take notice of some peculiar privileges in relation thereto, which, as is asserted, were granted by God to Muhammad, to the exclusion of all other Muslims. One of them was, that he might lawfully marry as many wives and have as many concubines as he pleased, without being confined to any particular number; a privilege which, he asserted, had been granted to the prophets before him. Another was, that he might alter the turns of his wives, and favour such of them as he thought fit, without being tied to that order and equality which others are obliged to observe. A third privilege was, that no man might marry any of his wives, either such as he should divorce during his lifetime, or such as he should leave widows at his death." Wollaston, A. N. (1905). The Sword of Islam (p. 327). New York: E. P. Dutton and Company.</ref> به گفته [[جان اسپوزیتو]], افراد [[سامی (قوم)|سامی]] معمولاً اجازه [[چندهمسری]] می‌دهند و این امری مرسوم در میان [[مردم عرب]]، مخصوصامخصوصاً بین اشراف بوده‌است.<ref name="Esposito18">[[جان اسپوزیتو]], ''Islam the Straight Path'', [[انتشارات دانشگاه آکسفورد]], pp. 17–18</ref>
 
مسلمانان به این اشاره می‌کنند که محمد بعد از ازدواج با خدیجه و تا زمان فوت خدیجه به مدت ۲۵ سال [[تک‌همسری|تک‌همسر]] ماند.<ref name="Esposito18"/> [[نورمان گیسلر]] ازدواج‌های محمد را نشانه‌ای از عدم سازگاری اخلاقی وی می‌داند چرا که وی حاضر نبود حد چهار زن که بر دیگر مردان گذاشته‌بود خود تبعیت کند.<ref>"Muhammad received a revelation from God that a man should have no more than four wives at once, yet he had many more. A Muslim defender of Muhammad, writing in ''The Prophet of Islam as the Ideal Husband'', admitted that he had fifteen wives. Yet he tells others they may have only four. How can someone be a perfect moral example and not live by one of the basic laws he laid down for others as from God?" [[Norman Geisler|Geisler, N. L.]] (1999). In Baker encyclopedia of Christian apologetics. Grand Rapids, MI: Baker Books. Article on ''Muhammad, Character of''.</ref> قرآن ذکر می‌کند که محمد از قانون نهایتاً چهار زن استثناست.{{نقل قول قرآن|33|50|q=}} مسلمانان علت این استثنا بودن را این می‌دانند که محمد به قصد شهوت ازدواج نمی‌کرده و اهداف والاتری داشته‌است.<ref>{{cite book|url= https://books.google.com/books?id=GAxh0K8-BVgC&pg=PA136|title= Critical Lives: Muhammad|author=Yahiya Emerick|year=2014|publisher=Alpha Books|location=|page=136|isbn= 0-02-864371-2|accessdate=2015-03-22}}</ref>
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش