باز کردن منو اصلی

تغییرات

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است.، ۹ ماه پیش
جز
}}
}}
| footnotes = {{پانویس|گروه=نکته|اندازه=ریز}}
}}
{{سید روح‌الله خمینی (نوار کناری)}}
'''سید روح‌الله موسوی خمینی''' (در شناسنامه '''سید روح‌الله مصطفوی''': زاده ۱ مهر ۱۲۸۱ – درگذشته ۱۳ خرداد ۱۳۶۸) اولین [[رهبر ایران|رهبر]] و [[ولی فقیه]] [[نظام جمهوری اسلامی ایران]] و از [[مرجع تقلید|مراجع تقلید]] [[شیعه]] بود که [[انقلاب ۱۳۵۷ ایران]] را رهبری و در پی آن، جمهوری اسلامی را از راه [[همه‌پرسی نظام جمهوری اسلامی در ایران|همه‌پرسی (رفراندوم) اول]]، بنیان گذارد و تا پایان عمر، رهبرش بود.
 
وی در [[حوزه علمیه]] به تحصیل [[فقه]]، [[فلسفه اسلامی]] و [[عرفان]] پرداخت و در سال ۱۳۱۳ به [[اجتهاد]] رسید؛ البتّه خمینی، نه از کسی اجازۀاجازهٔ اجتهاد گرفته و نه به کسی، چنین اجازه‌ای داده است؛داده‌است؛<ref>تارنمای جماران، اجازات در سیره نظری و عملی امام خمینی</ref> فقط، یک اجازه‌نامۀاجازه‌نامهٔ روایی از [[محمّد رضا مسجدشاهی اصفهانی]] دارد.<ref>خمینی، روح الله،روح‌الله، شرح چهل حدیث (اربعین)، حدیث اول</ref> پس از درگذشت [[سید حسین بروجردی]] (۱۳۴۰ ش)، جزو نامزدهای مرجعیت بود. سپس، به مبارزه با سیاست‌های [[محمدرضا پهلوی]] به خصوص [[انقلاب سفید]] پرداخت و به دلیل اعتراض به تبعیت شاه از سیاست [[اسرائیل]] و [[آمریکا]]، در عاشورای ۱۳۴۲ خورشیدی، ۱۰ ماه زندانی شد و سپس در ۱۳۴۳ به دلیل سخنرانی علیه اعطای [[کاپیتولاسیون در ایران|کاپیتولاسیون]] به مستشاران نظامی آمریکایی، تبعید شد. وی ۱۴ سال در تبعید زیست، که حدود یک سال در [[ترکیه]]، سپس [[عراق]]، و در پایان چند ماه در [[فرانسه]] بود. طی این مدت پیگیر اوضاع سیاسی ایران بود، با ارسال پیام و اعلامیه، [[اسلام‌گرا]]یان و مخالفان را رهبری و به تدوین نظریه [[ولایت فقیه]] پرداخت. به عنوان رهبر انقلاب، [[شورای انقلاب]] و [[دولت موقت ایران|دولت موقت]] را تشکیل داد. پس از خروج شاه از ایران، در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ [[بازگشت سید روح‌الله خمینی به ایران|خمینی به ایران بازگشت]] و در ۲۲ بهمن انقلاب پیروز شد.
 
با فرمان وی، [[کمیته امداد]]، [[جهاد سازندگی]]، [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]]،<ref>{{یادکرد وب |نشانی=http://www.ion.ir/News/208810.html|عنوان=نحوه شکل‌گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفتگو با دکتر علی دانش منفرد نخستین فرمانده سپاه|ناشر=[[ایران آنلاین]]|تاریخ=۲ اردیبهشت ۱۳۹۶|تاریخ بازبینی=۱۴ خرداد ۱۳۹۶}}</ref> [[نهضت سوادآموزی]]، [[سازمان بسیج مستضعفین]]، و [[شورای عالی انقلاب فرهنگی]] تشکیل شد، اما [[نیکی کدی]] در سال ۲۰۰۳ می‌نویسد که با انقلاب ایران انتظار همگانی برای آزادی و برابری اجتماعی نسبت به زمان شاه برآورده نشد.<ref name="ToolAutoGenRef3">{{پک|Nikki R. Keddie|۲۰۰۶|زبان=en|ک=Modern Iran|ص=241}}</ref> گرچه بنا به گزارش‌های اخیر بین‌المللی و ایرانی، شاخص‌های آموزش، بهداشت، صنعت و عدالت اقتصادی ایران در مقایسه با قبل از انقلاب بهبود چشمگیر داشته‌است.<ref>{{یادکرد خبر|کوشش=Financial Tribune|تاریخ=2017-02-10|عنوان=Economic Progress Post Islamic Revolution|نشانی=https://financialtribune.com/articles/economy-business-and-markets/59289/economic-progress-post-islamic-revolution|زبان=en-US|تاریخ بازبینی=2018-06-03}}</ref><ref>{{یادکرد خبر|کوشش=روزنامه دنیای اقتصاد|عنوان=بررسی وضعیت توزیع درآمد در سی سالگی انقلاب اسلامی|نشانی=https://donya-e-eqtesad.com/بخش-سرمقاله-28/497158-بررسی-وضعیت-توزیع-درآمد-در-سی-سالگی-انقلاب-اسلامی|زبان=fa|تاریخ بازبینی=2018-06-03}}</ref>
روح‌الله موسوی خمینی، اول مهرماه ۱۲۸۱ خورشیدی (۲۴ سپتامبر سال ۱۹۰۲ میلادی) در خانواده‌ای اهل دانش و متنفذ در [[خمین]] به دنیا آمد.<ref name="cgie40777" />{{rp|664-665}}
 
احمد پاکتچی، فرامرز منوچهری و حمید انصاری در [[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]] می‌نویسند که نام پدرش مصطفی و پدربزرگش [[سید احمد هندی|احمد هندی]] بوده‌است اما از آنجا به قبل چندان روشن نیست و فقط گفته شده که نسب او به [[میرحامد حسین هندی]] می‌رسد. منبع اصلی شرح حال وی خاطرات برادرش [[سید مرتضی پسندیده|مرتضی پسندیده]] می‌باشد که می‌گوید [[محمدنصیر نیشابوری]] از سادات شیعه صاحب‌منصب حکومت [[صفویان|صفوی]] در ۱۷۰۶ میلادی به [[هند]] مهاجرت کرده و در دربار [[بهادرشاه یکم]] [[گورکانیان|گورکانی]] مغولان هند منصوب شد. فرزندش [[برهان‌الملک محمدامین]] [[صوبه]]‌دار (فرماندار استان) [[گجرات]] شده و وارد دستگاه ناصرالدین روشن‌اختر معروف به [[محمد شاه گورکانی|محمدشاه]] شد و جایگاه [[مردم ایرانی|ایرانیان]] را در دربار هند ارتقاء داد. برهان‌الملک در ۱۷۱۸ میلادی به حکومت [[اوده]] منصوب و با همکاری شیعیان اعلام استقلال کرد و سلسلهٔ [[نوابان اوده]] را بنیان گذاشت و در ۱۱۵۱ قمری (۲۱ سال قمری پس از حکومت اوده) مرد، اما با حضور فرزندانش سادات هند زیاد شدند. صد سال بعد [[میرحامد نیشابوری]] آغاز به فعالیت کرد که پدرش [[محمدقلی موسوی]]<ref name=cgie40777 /> معروف به علامه کنتوری یا [[کینتور]]ی<ref>{{یادکرد وب | نشانی=http://fa.wikishia.net/view/سید_محمدقلی_موسوی_هندی | عنوان=سید محمدقلی موسوی هندی | ناشر=[[ویکی‌شیعه]]}}</ref>{{مشکوک|ممکن است که کشمیری بوده باشد به جای کنتوری}} و برادرانش [[سیدسراج حسین|سیدسراج]] و [[سیداعجاز حسین|اعجاز حسین]] (همان میر حامدحسین هندی) از علمای مذهبی و فقهی مقیم هند بودند. فرزندمیرحامد حسین، سید ناصر حسین، نیز مرجع شیعیان هندی بود. او سه پسر داشت که پسر سومش، سید احمد موسوی، ساکن [[کشمیر]] می‌شود و پس از وی سید دین علیشاه بود. با کشته شدن دین علیشاه، فرزندش [[سید احمد موسوی هندی]] به [[نجف]] می‌رود و به درجه اجتهاد می‌رسد. در آنجا توسط یوسف خان فرفهانی به خمین دعوت می‌شود و در سال ۱۲۵۰ قمری رهسپار آنجا می‌گردد و در ۱۲۵۷ قمری با دختری به نام سکینه ازدواج می‌کند. مصطفی، پدر روح‌الله، در ۱۲۷۸ قمری متولد می‌شود. وی برای ادامه تحصیل به [[اصفهان]] می‌رود و در آنجا با هاجر خانم، دختر یکی از استادان خود که اهل خمین بود، ازدواج می‌کند.<ref name=cgie40777>{{یادکرد وب | نشانی=https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/40777 | عنوان=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، خمینی، روح‌الله | ناشر=[[مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی]] | اثر=[[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]] | نویسنده=احمد پاکتچی، فرامرز منوچهری، حمید انصاری | صفحات= ۲ تا ۳ | پیوند بایگانی=https://archive.fo/huynk | تاریخ بایگانی=11 فوریه 2017 | جلد=22}}</ref>
 
به نوشته [[باقر معین]]، خمینی در خانواده‌ای به دنیا آمد که سابقه فعالیت‌های دینی و مذهبی در آن به قرن‌ها قبل برمی‌گشت. آن‌ها «سید موسوی» بودند، به این معنی که نسب‌شان به [[محمد]] – پیامبر اسلام – و از طریق دختر او [[فاطمه]] و نیز به [[موسی کاظم]] – هفتمین امام [[شیعه|شیعیان]] – برمی‌گشت.<ref name="alislam">{{یادکرد وب| نشانی = https://web.archive.org/web/20120719024531/http://www.jamaran.ir/fa/4269/با_امام/حدیث_بیداری/فصل_اول_حیات_فردی_و_اجتماعی/| عنوان = حیات فردی و خانوادگی|}}</ref><ref name="baqer2">{{یادکرد |فصل= The Orphan - Childhood in Khomein|کتاب= Khomeini: Life of the Ayatollah|نویسنده = Baqer Moin|ناشر =I.B.Tauris & Co Ltd |شهر= Victoria House, Bloomsbury Square, London WC1B 4DZ, 175 Fifth Avenue, New York NY 10010|زبان=en| صفحه= ۲ تا ۳ |سال=1999|شابک=1-85043-128-0}}</ref>
خمینی، اول مهرماه ۱۲۸۱ خورشیدی (۲۴ سپتامبر سال ۱۹۰۲ میلادی) در شهر [[خمین]] به دنیا آمد. به گفته عباس میلانی علت کشته شدن پدر خمینی در هاله‌ای از ابهام می‌باشد و منابع طرفدار خمینی، همدستان [[رضاشاه]] را عامل قتل پدرش می‌دانند. او می‌گوید اما به نظر می‌رسد که این داستان صرفاً هدفی سیاسی داشته باشد زیرا رضا شاه بیست و دو سال بعد از کشته شدن پدر خمینی به پادشاهی رسید.<ref name=Abbas /> خمینی توسط سه زن بزرگ شد. دایه او که خاور نام داشت، مادرش و عمه‌اش. مادر و عمه او در موج اپیدمی آنفلوآنزای اسپانیایی و وبا که در سال ۱۲۹۷ خورشیدی ایران را فرا گرفت درگذشتند. چیز زیادی از دوران کودکی او نمی‌دانیم.<ref name="Abbas" />
 
فرامرز منوچهری و در [[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]] به نقل از پسندیده و منابعی دیگر ماجرای قتل سید مصطفی را این‌گونه می‌نویسد که وی پس از مرگ [[ناصرالدین‌شاه]] گروه نظامی تشکیل می‌دهد (به نقل از مبارزات مرادی‌نیا) و همچنین [[نوکر]]ی به نام قنبرعلی داشته. سه برادر [[خان (لقب)|خوانین یا خان‌های]] خمین بودند که آن زمان از توابع [[اراک]] بود و به دلیل ظلم آن‌ها به رعیت یک بار که قنبرعلی را از اسارت آن‌ها آزاد کرد بر ضد خان‌ها قیام کرده و بهرام‌خان را زندانی می‌کند و بهرام خان یکی از سه برادر در زندان می‌میرد یا کشته می‌شود. پدر خمینی از طرف همسرش به خانواده‌ای سرشناس در [[خوانسار]] متصل بود و نفوذ زیادی داشت. در سال ۱۹۰۳ میلادی یا ۱۲۸۱ شمسی دو برادر دیگر خان خمین که در پی انتقام بوده‌اند در نزدیکی اراک برایش کمین کرده و او را به قتل می‌رسانند.<ref name=":03">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=|نشانی=https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/40777|صفحه=ص ۶۶۷–۶۶۸ (ص ۴ و ۵ برخط)|عنوان=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی:خمینی، روح‌الله|بازبینی=2017-12-03}}</ref>
 
[[احمد خمینی]] گفته‌است که پدرش در دوران کودکی خیلی بازیگوش بود و دچار شکستگی‌های متعدد شده بود و همیشه در خاک کوی و آب جوی مشغول بازی بود.<ref name=bbc.co>[http://www.bbc.co.uk/persian/khomeiniinterview.ram Ahmad Khomeini interview]</ref> خمینی تحصیلات ابتدایی و مقدماتی را در نوجوانی و آغاز جوانی در مکتب محلی و مدرسه‌ای در خمین گذراند.
=== تحصیلات ===
[[پرونده:خمینی و همدرسان.JPG|بندانگشتی|چپ|سید روح‌الله، نفر دوم سمت راست در جمع همدرسان]]
خمینی در کودکی به [[مکتب‌خانه|مکتب]] شخصی به نام ملا ابوالقاسم رفت. سپس، [[ادبیات عرب]]، دروس ابتدایی و مقدمات را از دایی اش، میرزا محمدمهدی، و [[منطق]] را نزد شوهرخواهرش، میرزارضا نجفی، فراگرفت.<ref name=cgie669>{{یادکرد وب | نشانی=https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/40777 | عنوان=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، خمینی، روح‌الله | ناشر=[[مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی]] | اثر=[[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]] | نویسنده=احمد پاکتچی، فرامرز منوچهری، حمید انصاری | صفحات= 669-670 | پیوند بایگانی=https://archive.fo/huynk | تاریخ بایگانی=31 مه 2018 | جلد=22}}</ref>
 
خمینی پس از تحصیلات مقدماتی خود در خمین، در ۱۹ سالگی، به سال ۱۲۹۹ خورشیدی، برای تکمیل تحصیلات خود راهی [[اراک]] شد.<ref>{{یادکرد|کتاب=Reinventing Khomeini: The Struggle for Reform in Iran|نویسنده = Daniel Brumberg|ناشر =University of Chicago Press|شهر=Chicago |صفحه=45|سال=2001|شابک=0-226-07758-6 |زبان=en}}</ref> او در آن‌جا وارد [[مدرسهٔ سپهدار]] شد.<ref name="hawze" />
یکسال بعد بدنبال مهاجرت [[عبدالکریم حائری یزدی]] برای تأسیس [[حوزه علمیه قم]]، خمینی نیز راهی این شهر شد.<ref name="alislam" /><ref name="jamaran">{{یادکرد وب| نشانی = http://www.jamaran.ir/fa/4933/با_امام/حدیث_بیداری/امام_خمینی_در_سنگر_مبارزه_و_قیام_#_edn10| عنوان = حدیث بیداری (زندگی‌نامه امام خمینی (س)) - امام خمینی در سنگر مبارزه و قیام| تاریخ بازدید = ۱۱ اوت ۲۰۱۱| ناشر = پایگاه اطلاع‌رسانی و خبری جماران}}</ref> در آنجا [[مطول]] را از محمدعلی ادیب تهرانی، [[مکاسب]] را از [[سید محمدتقی خوانساری]]، [[کفایة الاصول|کفایه]] را از سید علی یثربی کاشانی آموخت.<ref name=cgie669 />
 
او بعد از گذراندن دورهٔ سطح، ابتدا در درس خارج فقه و اصول [[سید علی یثربی کاشانی]] و سپس در درس خارج فقه [[عبدالکریم حائری یزدی]] شرکت کرد. وی برای فراگیری فلسفه به درس [[علی اکبر حکمی یزدی]] رفت و در همان ایام نقد فلسفه [[داروینیسم]] را نزد محمدرضا نجفی فراگرفت. به مدت چهار سال [[منظومه]] [[ملا هادی سبزواری]] را در محضر [[سید ابوالحسن رفیعی قزوینی]] آموخت و [[اسفار اربعه]] [[ملاصدرا]] را با [[خلیل کمره‌ای]] مباحثه کرد.<ref name=cgie669 />
وی نزد ابوالحسن رفیعی قزوینی علاوه بر فلسفه، [[ریاضیات]] و [[هیئت]] را نیز فراگرفت.<ref name="hawze" /><ref name="baqer42">{{یادکرد |فصل= In Search of Perfection: Taking Refuge in Mysticism|کتاب= Khomeini: Life of the Ayatollah|نویسنده = Baqer Moin|ناشر =I.B.Tauris & Co Ltd |شهر= Victoria House, Bloomsbury Square, London WC1B 4DZ, 175 Fifth Avenue, New York NY 10010|زبان=en| صفحه= 42|سال=1999|شابک=1-85043-128-0}}</ref><ref name="daniel46">{{یادکرد|کتاب=Reinventing Khomeini: The Struggle for Reform in Iran|نویسنده = Daniel Brumberg|ناشر =University of Chicago Press|شهر=Chicago |صفحه=46|سال=2001|شابک=0-226-07758-6 |زبان=en}}</ref> در [[عرفان]] ابتدا از [[میرزا جواد ملکی تبریزی]] و سپس [[محمدعلی شاه‌آبادی|میرزا محمدعلی شاه‌آبادی]] بهره برد.<ref name=zamzamn_KH9-10 /><ref>{{یادکرد|کتاب=زمزم نور: زندگینامه، آثار و برکات، خصوصیات و مواضع، جهت‌گیری و راه حضرت امام خمینی قدس سره |نویسنده = مؤسسه فرهنگی قدر ولایت|چاپ=نهم|شهر=تهران|صفحه=۱۰–۹|سال=۱۳۸۷|شابک=۹۶۴-۶۲۴۸-۷۴-۸}}</ref> او از سال ۱۳۰۷ به مدت شش سال در درس خصوصی عرفان شاه آبادی شرکت می‌کرد و [[منازل‌السائرین]] [[خواجه عبدالله انصاری]] و شرح [[مصباح الانس]] و مفاتیح الغیب [[صدرالدین قونوی]] را از وی آموخت و خود شرحی بر مفاتیح الغیب نگاشت.<ref name=cgie670 />
 
رابطهٔ خمینی با شخصیت‌های مذهبی فعال آن دوران که به شکل آشکاری در حوزهٔ سیاست به مبارزه با اقدامات حکومت می‌پرداختند، نظیر [[سید ابوالقاسم کاشانی]] و [[سید مجتبی نواب صفوی]] رهبر [[جمعیت فدائیان اسلام|فدائیان اسلام]]، مقطعی و اکثراً بی‌ثمر بود. علت اصلی عدم تمایل او بر مبارزات مستقیم و صریح سیاسی در آن زمان به عقیدهٔ خاص او در این زمینه بازمی‌گشت. او معتقد بود که هرگونه جنبش مبارز و خواهان تغییرات می‌بایست توسط یک روحانی دینی هدایت شود. این در حالی بود که تأثیرگذارترین چهرهٔ این راه در آن زمان، [[محمد مصدق]] بود که فردی [[سکولاریسم|سکولار]] و [[ملی‌گرایی|ملی‌گرا]] محسوب می‌شد.<ref name="alislam" />
 
زمانی که نواب صفوی و یارانش در سال ۱۳۳۴ توسط حکومت دستگیر شدند، خمینی کوشید تا از اعدام نواب جلوگیری کند. وی با بروجردی و چند تن دیگر از علما مذاکره کرد، تا در موضوع مداخله کنند، اما در این کار توفیقی نیافت.<ref name=cgie771>{{یادکرد وب | نشانی=https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/40777 | عنوان=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، خمینی، روح‌الله | ناشر=[[مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی]] | اثر=[[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]] | نویسنده=احمد پاکتچی، فرامرز منوچهری، حمید انصاری | صفحات= 671 | پیوند بایگانی=https://archive.fo/huynk | تاریخ بایگانی=31 مه 2018 | جلد=22}}</ref>
 
== مبارزه با محمدرضاشاه ==
در زمان حمله به فیضیه، خمینی برای حضور در مدرسه به راه افتاد، اما حاضران او را از این تصمیم منصرف کردند.<ref name="hawze" />
خمینی همان‌جا در یک سخنرانی از شخص شاه به‌عنوان عامل اصلی جنایت و هم‌پیمان با آمریکا و اسرائیل یاد می‌کند و از سکوت علمای قم و نجف و دیگر کشورهای اسلامی گلایه می‌کند و می‌گوید:<ref name="imam-khomeini" /><ref name="al-islam4" /> «امروز سکوت، همراهی با دستگاه جبار است.»
روز سیزده فروردین، خمینی بیانیه‌ای را با عنوان «شاه‌دوستی یعنی غارتگری» منتشر کرد که در تاریخ انقلاب جایگاه ویژه‌ای دارد. در این اعلامیه، او به محاکمهٔ حکومت شاه پرداخت و «[[تقیه]]» را در آن شرایط حرام دانست.<ref>{{یادکرد|کتاب= کوثر - جلد اول|نویسنده = روح‌الله خمینی|صفحه= صفحهٔ ۶۷}}</ref><ref>{{یادکرد|کتاب= صحیفهٔ نور - جلد اول|نویسنده = روح‌الله خمینی|ناشر = مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)|شهر=تهران|صفحه= صفحهٔ ۳۹|سال= ۱۳۶۱}}</ref><ref name="imam-khomeini" /><ref name=cgie772>{{یادکرد وب | نشانی=https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/40777 | عنوان=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، خمینی، روح‌الله | ناشر=[[مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی]] | اثر=[[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]] | نویسنده=احمد پاکتچی، فرامرز منوچهری، حمید انصاری | صفحات= 672 | پیوند بایگانی=https://archive.fo/huynk | تاریخ بایگانی=31 مه 2018 | جلد=22}}</ref>
 
پس از این وقایع، شاه [[خدمت وظیفه عمومی|خدمت نظام وظیفه]] را برای طلاب جوان الزامی کرد. این کار، یعنی برتن کردن لباس نظامی و خدمت زیر پرچم شاهنشاهی برای طلاب مخالف بسیار دشوار و سخت بود. اما، خمینی پیکی به سربازخانه‌ها فرستاد و از طلاب درخواست کرد که «تزلزل به خود راه ندهند» و «از این فرصت برای تقویت جسم و روح خود استفاده کنند.»<ref name="hawze" />
در ۱۱ مرداد، خمینی را از زندان به حبس خانگی منتقل کردند. هرچند در برخی رسانه‌ها از سازش وی با حکومت سخن گفته شد، اما او در دیدارهایی که داشت بر تداوم مبارزه تأکید می‌کرد. حکومت پهلوی بر این باور بود، که با سرکوب و دستگیری جمع زیادی از معترضان، توانسته‌است اعتراضات را مهار کند. سرانجام در ۱۶ فروردین سال ۱۳۴۳، خمینی آزاد و به قم بازگردانده شد.<ref name=cgie772 />
 
پس از آزادی نیز خمینی دست از سخنرانی علیه شاه و اسرائیل برنداشت و از فروردین ماه به افشاگری در خصوص رابطه شاه با اسرائیل پرداخت. در تیر ماه ۱۳۴۳، [[سیدمحمود طالقانی]] و [[مهدی بازرگان]]، سران نهضت آزادی، به جرم حمایت از خمینی دستگیر و زندانی شدند.<ref name=cgie773>{{یادکرد وب | نشانی=https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/40777 | عنوان=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، خمینی، روح‌الله | ناشر=[[مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی]] | اثر=[[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]] | نویسنده=احمد پاکتچی، فرامرز منوچهری، حمید انصاری | صفحات= 673 | پیوند بایگانی=https://archive.fo/huynk | تاریخ بایگانی=31 مه 2018 | جلد=22}}</ref>
 
=== مبارزه با کاپیتولاسیون ===
 
=== فعالیت در سال‌های تبعید ===
خمینی را ابتدا به [[آنکارا]] بردند و یک روز در هتل بولوار پالاس و هفت روز در ساختمانی محصور نگه داشتند. سپس به شهر [[بورسا]] منتقل کردند. پسر وی، سید مصطفی، نیز در همان روز ۱۳ آبان دستگیر شد و دو ماه بعد به بورسا منتقل شد. وی در ترکیه تحت مراقبت شدید مأموران امنیتی بود. ضمن آنکه، به جهت قوانین این کشور، حق پوشیدن لباس روحانیت در ملأ عام را نیز نداشت. وی در این مدت به امور فرهنگی، رسیدگی به امور مسلمانان، تألیف کتب و پیگیری اوضاع حوزه می‌پرداخت. مراجع تقلید نظیر [[سید محسن حکیم]]، [[سید محمدهادی میلانی|میلانی]]، [[مرعشی نجفی]] و [[سید ابوالقاسم خویی|خویی]] به این وضع اعتراض کردند و حتی [[حزب ملل اسلامی]] دست به مبارزه مسلحانه زد. این اعتراضات و هجوم رسانه‌های جهانی سبب شد، پس از یک سال، در تاریخ ۱۳ مهر ۱۳۴۴، وی به نجف منتقل شود.<ref name=cgie673-674>{{یادکرد وب | نشانی=https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/40777 | عنوان=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، خمینی، روح‌الله | ناشر=[[مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی]] | اثر=[[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]] | نویسنده=احمد پاکتچی، فرامرز منوچهری، حمید انصاری | صفحات= 673-674 | پیوند بایگانی=https://archive.fo/huynk | تاریخ بایگانی=31 مه 2018 | جلد=22}}</ref>
 
خمینی در نجف برای مدت چهارده سال به تدریس پرداخت و به آرامی نیروهایش را ساماندهی می‌کرد. سلسله سخنرانی‌هایی که او در پایان دهه شصت میلادی انجام داد را می‌توان مبانی جمهوری اسلامی دانست.<ref name="Abbas" /> وی از آبان ۱۳۴۴ در مسجد [[شیخ انصاری]] به تدریس [[خارج فقه]] پرداخت و طی آن به ارائه دروس حکومت اسلامی پرداخت. در سال ۱۳۴۵، در ایران طرح سربازی اجباری طلاب و قرار گرفتن امتحانات حوزه ذیل [[وزارت آموزش و پرورش]] مطرح شد، که نگرانی‌هایی را برانگیخت. خمینی در ۲۷ فروردین سال ۱۳۴۶، نخستین اعلامیه خود را در نجف خطاب به حوزویان ایران صادر کرد و از آن‌ها خواست به مبارزه ادامه دهند و در برابر این طرح‌ها شکیبایی ورزند. در پی بروز [[جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل]] در خرداد ۱۳۴۶، خمینی فتوای تحریم هر گونه رابطه سیاسی و تجاری میان دول اسلامی و اسرائیل و تجریم خرید کالاهای اسرائیلی را صادر کرد. همچنین، برای پرداخت [[زکات]] و [[صدقات]] به چریک‌های [[فلسطینی]] اجازه داد. در [[جنگ یوم کیپور]] نیز از مردم ایران و دیگر مسلمانان خواست که برای جبهه مسلمانان، دارو، اسلحه و آذوقه بفرستند.<ref name=cgie674>{{یادکرد وب | نشانی=https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/40777 | عنوان=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، خمینی، روح‌الله | ناشر=[[مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی]] | اثر=[[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]] | نویسنده=احمد پاکتچی، فرامرز منوچهری، حمید انصاری | صفحات= 674 | پیوند بایگانی=https://archive.fo/huynk | تاریخ بایگانی=31 مه 2018 | جلد=22}}</ref>
 
در سال تیر ۱۳۴۷ با وقوع کودتا توسط [[حسن البکر]]، [[حزب بعث - منطقه عراق|حزب بعث]] در عراق به قدرت رسید و رابطه میان دو کشور ایران و عراق تیره شد. در فروردین ۱۳۴۸، در پی الغای پیمان مربوط به مرز [[اروندرود]] از سوی محمدرضاشاه، حکومت عراق سیاست‌های سخت گیرانه ای را علیه [[مردم ایرانی|ایرانی تباران]] مقیم عراق اتخاذ کرد و به اخراج ایرانیان از جمله طلاب ([[معاودین]]) مبادرت ورزید. حزب بعث در پی بهره‌برداری از دشمنی خمینی با حکومت پهلوی بود، اما وی همکاری با حکومت عراق را نپذیرفت و از ایرانیان مقیم عراق حمایت کرد و از اخراج آن‌ها انتقاد نمود.<ref name=cgie674 />
 
در ایران به تدریج شخصیت‌ها و چهره‌های بسیاری در کنار احزاب و گروه‌های مختلف، تبعیت خود را نسبت به خمینی اعلام می‌کردند. مدتی بعد از تبعید او، گروهی به نام [[حزب مؤتلفه اسلامی|هیئت موتلفهٔ اسلامی]] شکل گرفت که هستهٔ اصلی آن در تهران بود.<ref name="al-islam4" /> در اوایل دهه پنجاه شمسی، خمینی توانست حامیانی در میان روشنفکران مذهبی بیابد. [[جلال آل احمد]] و [[علی شریعتی]] از مهم‌ترین افرادی بودند، که با نوشته‌ها و سخنرانی‌هایشان زمینه را برای پذیرش داخلی خمینی به عنوان رهبر جنبش دمکراتیک بر ضد شاه هموار نمودند.<ref>{{پک|زبان=en|Milani|۲۰۱۱|ک=The Shah|ص=378}}</ref> در پی کشته شدن روحانی مبارز، [[سید محمدرضا سعیدی]]، در زندان شاه، خمینی در ۲۰ تیر ۱۳۴۹ اطلاعیه ای را صادر کرد و نسبت به عقد قرارداد بین حکومت ایران و سرمایه داران آمریکایی و دیگر کشورهای استعماری هشدار داد. در تیر سال ۱۳۵۰، علیه هزینه‌های گزاف برگزاری [[جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران]] اعلامیه داد و حضور در آن را تحریم کرد. همچنین، علیه انحلال احزاب سیاسی و تشکیل [[حزب رستاخیز]] موضع‌گیری کرد و حضور در آن را حرام دانست. این موضع‌گیری‌ها در بین دانشجویان ایرانی خارج از کشور مقبولیت یافت.<ref name=cgie675>{{یادکرد وب | نشانی=https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/40777 | عنوان=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، خمینی، روح‌الله | ناشر=[[مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی]] | اثر=[[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]] | نویسنده=احمد پاکتچی، فرامرز منوچهری، حمید انصاری | صفحات= 675 | پیوند بایگانی=https://archive.fo/huynk | تاریخ بایگانی=31 مه 2018 | جلد=22}}</ref> در دهه ۱۳۵۰ ارتباط خمینی با دانشجویان ایرانی در [[اروپا]] و آمریکا گسترش یافت. [[سید صادق طباطبایی]] و [[ابراهیم یزدی]] واسطه انتقال پیام‌ها و اطلاعیه‌های وی برای [[اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا]] و آمریکا بودند.<ref name=cgie675 />
 
در پی تشدید اختلاف میان دولت ایران و عراق و افزایش فشار بر ایرانیان، خمینی طی تلگرافی به [[حسن البکر]] اعتراض کرد و درخواست خروج از این کشور را داد، اما حکومت عراق اجازه خروج نداد. با انعقاد [[عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر|پیمان الجزایر]] میان شاه و [[صدام حسین]] و کاهش اختلاف میان دو دولت، فشارها بر خمینی تشدید شد.<ref name=cgie675 />
روحانیون مخالف شاه توسط [[خمینی]] از [[عراق]] رهبری می‌شدند و شبکه‌ای مخفی و غیررسمی در کشور داشتند. چهره‌های شاخص این گروه عبارت بودند از: [[حسینعلی منتظری]]، مدرس برجسته [[فقه اسلامی]] در قم، که به عنوان مخالف آشتی‌ناپذیر رژیم، سه بار به زندان افتاد؛ [[محمد بهشتی]] هوشیارترین عضو سیاسی گروه؛ [[مرتضی مطهری]] متفکر و نظریه‌پرداز عمده گروه؛ و دو روحانی جوان‌تر سازمان دهنده گروه به نام‌های [[اکبر هاشمی رفسنجانی]] و [[علی خامنه‌ای]]. خمینی که از سال ۱۳۴۲، در [[نجف]] می‌زیست، به تدریج تعبیر خود از اسلام شیعه را گسترش داد. او چارچوب نظریه سیاسی خود را در سخنرانیهایش، در اواخر دهه ۱۳۴۰، تدوین و تنظیم کرد و سپس آن را با عنوان «[[ولایت فقیه (کتاب)|ولایت فقیه: حکومت اسلامی]]» بدون ذکر نام مؤلف، منتشر نمود.<ref>آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص۵۸۵–۵۸۷</ref><ref name="autogenerated1">Modern Iran, p۱۴۶</ref> دروس ولایت فقیه در میان روحانیون مبارز در ایران اشاعه یافت و شور مبارزه را زنده نگه داشت. در سال ۱۳۵۴، پیروان خمینی در سالگرد ۱۵ خرداد، به مدت سه روز در مدرسه فیضیه شعار «درود بر خمینی، مرگ بر سلسله پهلوی» را سر دادند. در مقابل، حکومت به مدرسه فیضیه یورش برد و معترضان را سرکوب و مدرسه را تعطیل کرد. در پی آن، خمینی طی اطلاعیه ای ضمن تقبیح سرکوب طلاب که به کشته شدن چند تن انجامیده بود، پیروزی را نوید داد.<ref name=cgie675 />
 
در سال ۱۳۵۶، خمینی با هوشمندی از سیاست فضای باز سیاسی حکومت پهلوی استفاده کرد و در اطلاعیه ای همه افراد وطنخواه و دانشجویان را به بهره‌گیری از آن برای مبارزه با حکومت پهلوی دعوت کرد. درگذشت سیدمصطفی، پسر بزرگ وی، در ۱ آبان ۱۳۵۶ موجب تشکیل مجالس ترحیم در نجف و ایران شد و بار دیگر نام خمینی را در میان عموم مردم بر سر زبان‌ها انداخت. بازار و کلاس‌های حوزه به مدت دو روز تعطیل شد. بخصوص، مردم در مجلس ختم در [[مسجد اعظم قم]] شعار «درود بر خمینی» سر دادند.<ref name=cgie674-5>{{یادکرد وب | نشانی=https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/40777 | عنوان=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، خمینی، روح‌الله | ناشر=[[مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی]] | اثر=[[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]] | نویسنده=احمد پاکتچی، فرامرز منوچهری، حمید انصاری | صفحات= 674-675 | پیوند بایگانی=https://archive.fo/huynk | تاریخ بایگانی=31 مه 2018 | جلد=22}}</ref> برخی چون [[حامد الگار]] و هنری مانسون کشته شدن مصطفی خمینی را شروع زنجیره اتفاقاتی می‌دانند که منجر به انقلاب ایران شد<ref name="Algar">[http://www.al-islam.org/imambiography/5.htm Hamid Algar, ''Imam Khomeini: A Short Biography'', ch. The Islamic Revolution, 1978-79]</ref><ref>Munson, p۵۹</ref>
 
در تاریخ ۱۷ دی، [[اطلاعات (روزنامه)|روزنامه اطلاعات]] در [[ایران و استعمار سرخ و سیاه|مقاله‌ای]] مقاله نیشداری ضد روحانیت مخالف نوشت. آنان را «ارتجاع سیاه» نامید و به همکاری پنهان با کمونیسم بین‌الملل برای محو دستاوردهای انقلاب سفید متهم ساخت. همچنین خمینی را به بیگانه بودن و جاسوسی برای [[بریتانیا]] در دوران جوانی متهم کرد و او را بی‌بندوبار و نویسنده اشعار شهوت‌انگیز [[تصوف|صوفیانه]] نامید. هرچند، خمینی پاسخی به این مقاله نداد، ولی این مقاله شهر قم را به خشم آورد. حوزه‌های علمیه و بازار تعطیل و خواستار عذرخواهی علنی حکومت شدند. حدود ۴۰۰۰ نفر از طلاب و هواداران آنان در روز ۱۹ ماه دی در تظاهرات به سردادن شعار پرداخته و با پلیس درگیر شدند. در این درگیریها بنا به اعلام حکومت دوتن و به گفته مخالفان هفتاد تن کشته و بیش از پانصد نفر زخمی شدند.<ref>Abrahamian, Iran Between Two Revolutions, p۵۰۵</ref><ref name=cgie676>{{یادکرد وب | نشانی=https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/40777 | عنوان=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، خمینی، روح‌الله | ناشر=[[مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی]] | اثر=[[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]] | نویسنده=احمد پاکتچی، فرامرز منوچهری، حمید انصاری | صفحات= 676 | پیوند بایگانی=https://archive.fo/huynk | تاریخ بایگانی=31 مه 2018 | جلد=22}}</ref> روز بعد خمینی خواستار تظاهرات بیشتر شد و به شهر قم و آنان که «روحانیت مترقی» نامید، به خاطر ایستادگی در برابر حکومت تبریک گفت و شاه را به همکاری با آمریکا برای نابودی ایران متهم کرد.<ref name="autogenerated14">Abrahamian, Iran Between Two Revolutions, p۵۰۶</ref> در پی آن تظاهرات پی در پی در شهرهای دیگر کشور ادامه یافت. در آستانه ماه [[رمضان]]، خمینی مساجد و منابر را به مبارزه با حکومت پهلوی فراخواند.<ref name=cgie676 />
 
به نوشته [[یرواند آبراهامیان]]، خمینی در سخنرانی‌های خود برای طلاب، از حکومت روحانیون حمایت می‌کرد، اما در اعلامیه‌های عمومی بحث روشنی از این‌گونه حکومت به میان نمی‌آورد و از کاربرد ولایت فقیه خودداری می‌نمود. در عوض، او استراتژی سال ۱۳۴۲، یعنی حمله به نقطه‌ضعفهای اصلی رژیم را ادامه می‌داد. شاه را به خاطر فروش کشور به امپریالیست‌ها و کمک به اسرائیل؛ نقض مشروطیت و زیر پا نهادن [[قانون اساسی مشروطه]]؛ حمایت از ثروتمندان و استثمار فقرا؛ نابودی فرهنگ ملی؛ تشویق و اشاعه فساد و هدر دادن منابع باارزش کشور در قصرها؛ خرید تسلیحات؛ نابودی کشاورزی و در نتیجه وابسته ساختن هرچه بیشتر ایران به غرب، مورد انتقاد قرار می‌داد. او ضمن مقایسه شاه با [[یزید]]، مؤمنان را به سرنگونی رژیم پهلوی و بیرون راندن امپریالیستها، فرامی‌خواند.<ref>آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص۵۹۰</ref> خمینی می‌کوشید تا بیشتر گروه‌های مخالف را با خود همراه کند، برای مثال هنگام اعتراض مطهری به سخنرانی‌های «ضد روحانی» شریعتی در حسینیه ارشاد، سکوت کرد و حتی بدون نام بردن از شریعتی، به استفاده از شعارها و عباراتی که سخنرانان حسینیه ارشاد رواج داده بودند (مثل «مستضعفین، وارثان زمین خواهند بود»، «مردم، استثمارگران را به زباله‌دان تاریخ خواهند انداخت» و «دین افیون توده‌ها نیست»)، ادامه داد. بسیاری از جوانان متفکر، با شنیدن این عبارات ولی غافل از سخنرانی‌های او در [[نجف]]، بی‌درنگ نتیجه گرفتند که خمینی با تفسیر شریعتی از اسلام انقلابی موافق است. در اواخر سال ۵۷ و هنگام نابودی حکومت پهلوی، محبوبیت خمینی در بین طرفداران شریعتی آنچنان بود که آنان - نه روحانیون - گامی برداشتند که احتمال تعبیر «کفر» در آن بود و به خمینی لقب «امام» که فقط مختص [[امامان شیعه|دوازده امام شیعه]] بود، را دادند. بدین سان، خمینی با تبلیغ پیام مبهم اما دلخواه توده‌ها، طیف گسترده‌ای از نیروهای اجتماعی و همچنین سازمان‌های سیاسی مذهبی و سکولار را با خود همراه کرد.<ref>آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ص۵۹۲ و ۶۵۸–۶۵۹</ref><ref>Abrahamian, Iran between two revolutions, p۵۳۴</ref> [[نیکی کدی]] می‌گوید در سال‌های ۱۳۵۶–۵۷ و در دوران انقلاب، در مصاحبه‌هایی متعددی که خمینی با رسانه‌ها داشت بارها اعلام داشت که نه او و نه هیچ از یک علما قدرت را در دست نخواهند داشت. همچنین هیچگاه در این دوران و اوایل پیروزی انقلاب اشاره‌ای به ولایت فقیه نکرد.<ref>{{پک|زبان=en|Nikki R. Keddie |۲۰۰۶|ک=Modern Iran|ص=240}}</ref>
 
=== رهبری انقلاب ایران ===
دوران اقامت او در نجف بعد از اعتراضاتی که بدنبال چاپ مقاله‌ای در روزنامه اطلاعات علیه او پایان یافت. به نوشته عباس میلانی، در آن زمان صدام حسین تصمیم گرفت که خمینی را از عراق اخراج کند. خمینی پس از اخراج از عراق به فرانسه رفت.<ref name="Abbas">{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = Milani | نام = Abbas | عنوان = Eminent Persians: the men and women who made modern Iran, 1941-1979 | جلد = دوم | عنوان جلد = | سال = 2008 | چاپ = | صفحه = 1211 | ناشر = Syracuse University Press | مکان = | شابک = 9780815609070}}</ref> اما، به نوشته فرامرزی در دائره المعارف بزرگ اسلامی، به علت تشدید فشارهای حکومت بعث عراق، خمینی، خود، تصمیم به ترک عراق گرفت. در ۹ مهر ماه ۱۳۵۷، حکومت پهلوی اعلام کرد که همه ایرانیان خارج از کشور می‌توانند بازگردند، که لغو تلویحی حکم تبعید خمینی به‌شمار می‌رفت. با این حال، خمینی کوشید به [[کویت]] برود. اما، کویت اجازه ورود نداد و خمینی بناچار و بنا بر پیشنهاد فرزندش، [[سید احمد خمینی]]، راهی [[پاریس]] شد و در ۱۴ مهر به این شهر رسید.<ref name=cgie677>{{یادکرد وب | نشانی=https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/40777 | عنوان=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، خمینی، روح‌الله | ناشر=[[مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی]] | اثر=[[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]] | نویسنده=احمد پاکتچی، فرامرز منوچهری، حمید انصاری | صفحات= 677 | پیوند بایگانی=https://archive.fo/huynk | تاریخ بایگانی=31 مه 2018 | جلد=22}}</ref>
 
در فرانسه، خمینی برای آنکه استقلال خود را از گروه‌های سیاسی ایرانی نشان دهد، در یک منزل اجاره ای در دهکده [[نوفل لو شاتو]]، در حومه پاریس، مستقر شد. با آنکه دولت فرانسه وی را از فعالیت سیاسی منع کرده بود، دانشجویان ایرانی مقیم اروپا دسته دسته به ملاقات وی می‌رفتند. اعلامیه‌های سیاسی وی نیز به سرعت از پاریس به تهران می‌رسید. شخصیت‌های ملی‌گرا، از جمله [[مهدی بازرگان]] و [[کریم سنجابی]] در پاریس به دیدار وی رفتند، تا مواضعشان را با وی یکسان کنند و عملاً رهبری وی را پذیرفتند. همچنین، یاران روحانی وی نظیر [[مرتضی مطهری]] و [[سید محمد بهشتی]]، به دیدارش شتافتند. در همین زمان، خمینی از بازرگان و مطهری خواست تا نسبت به تشکیل [[شورای انقلاب]] اقدام کنند. در ایران، [[اعتصاب سراسری]] به درخواست خمینی حکومت را دچار بحران کرد و بخصوص اعتصاب در [[سازمان صدا و سیما]]، [[صنعت نفت ایران]]، بانکها، مخابرات و حتی نخست‌وزیری امور حکومت را مختل کرد. در پی [[راهپیمایی تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷|راهپیمایی‌های محرم در آذر سال ۱۳۵۷]]، جایگاه خمینی به عنوان رهبر انقلاب رسماً تثبیت شد.<ref name=cgie677 />
 
=== تأسیس جمهوری اسلامی و رخدادهای سال‌های آغازین پس از پیروزی انقلاب ===
محمدرضا شاه در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷، تحت عنوان معالجات پزشکی کشور را ترک کرد. سرانجام، خمینی پس از ۱۴ سال تبعید و ۴ ماه اقامت در فرانسه در [[بازگشت سید روح‌الله خمینی به ایران|۱۲ بهمن ۱۳۵۷ از فرانسه به ایران بازگشت]]. جمعیت انبوهی به استقبال وی آمدند و سپس، به [[بهشت زهرا]] رفتند و خمینی سخنرانی معروفی را علیه حکومت پهلوی و دولت [[شاپور بختیار|بختیار]] ایراد کرد.<ref name=cgie678>{{یادکرد وب | نشانی=https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/40777 | عنوان=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، خمینی، روح‌الله | ناشر=[[مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی]] | اثر=[[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]] | نویسنده=احمد پاکتچی، فرامرز منوچهری، حمید انصاری | صفحات= 678 | پیوند بایگانی=https://archive.fo/huynk | تاریخ بایگانی=31 مه 2018 | جلد=22}}</ref>
 
سال ۲۰۱۵ مأمور سابق [[موساد]] گفت پیش از بازگشت خمینی، [[شاپور بختیار]] طرح ترورش را به اسراییل پیشنهاد کرد، اما [[موساد]] نپذیرفت.<ref>{{یادکرد وب | نشانی=https://www.theguardian.com/world/iran-blog/2015/jun/05/mossad-assassination-irans-khomeini-says-israel-agent | عنوان=Israel considered request to kill Khomeini, says former Mossad agent | ناشر=theguardian}}</ref>
{{نقل قول|«از آنجا که [[سازمان مجاهدین خلق ایران|منافقین]] خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آن‌ها از اسلام [[ارتداد]] پیدا کرده‌اند، با توجه به [[محارب]] بودن آن‌ها و [[جنگ کلاسیک]] آن‌ها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاری‌های [[حزب بعث عراق]] و نیز جاسوسی آن‌ها برای صدام علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانهٔ آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تاکنون، کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند.»<ref>عباس سلیمی نمین - مسعود رضائی، پاسداشت حقیقت، دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، ص۱۴۷</ref>}}
 
علی اکبر هاشمی رفسنجانی به نقل از آقای علی شوشتری، معاون قضایی و جانشین مسئول سازمان زندان‌ها، تعداد اعدام شدگان را حدود ۱۷۰۰ نفر عنوان می‌کند؛<ref>علی اکبر هاشمی رفسنجانی، «پایان دفاع، آغاز بازسازی» (1367)، نشر معارف انقلاب اسلامی، خاطرات روز ۱٨ مرداد ۱۳۶۷</ref> ولی در برخی از منابع دقیق‌تر، آمار زندانیان عقیدتی-سیاسی اعدام شده، ۴،۴۸۲۴٬۴۸۲<ref>[http://www.bbc.com/persian/iran/2016/09/160907_u04_khomeini_executions صد فعال و دانشگاهی خواستار شناسایی اعدام‌های ۶۷ به عنوان جنایت علیه بشریت شدند]، ''بی‌بی‌سی فارسی''</ref><ref>[http://www.asre-nou.net/1386/shahrivar/6/koshtar/m-liste-koshtar.html اسامی قربانیان کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷] در وب‌گاهوبگاه عصر نو</ref> تن، اعلام شده‌است.
 
==== واکنش به برنامه‌ای در رادیو ====
 
== مآخذ فکری ==
گذشته از رهبری سیاسی و جایگاه فقهی، سید روح‌الله خمینی همچنین از جوانی در [[عرفان]] نیز دارای تبحر بود.<ref name="Holy People of the World: A Cross-Cultural Encyclopedia">{{پک|G. Jestice|۲۰۰۵|ک=Holy People of the World: A Cross-Cultural Encyclopedia|ص=۴۷۵}}</ref> خمینی از شاگردان عرفانی نظری [[محمدعلی شاه‌آبادی]] بود و بشدت متأثر از وی بود، به طوری که او را «شیخ عارف کامل ما، شاه آبادی» می‌خواند.<ref name=cgie670>{{یادکرد وب | نشانی=https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/40777 | عنوان=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، خمینی، روح‌الله | ناشر=[[مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی]] | اثر=[[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]] | نویسنده=احمد پاکتچی، فرامرز منوچهری، حمید انصاری | صفحات= 670 | پیوند بایگانی=https://archive.fo/huynk | تاریخ بایگانی=31 مه 2018 | جلد=22}}</ref><ref>[http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=23898 ایشان گفتند دو جلسه رفتم، اما نپسندیدم]</ref> از وی اشعار و آثار متعدد عرفانی باقی مانده‌است. بعضی صاحبنظران معتقدند اندیشه نظام سیاسی اسلامی توسط وی علاوه بر شالوده فقهی - فلسفی اندیشه‌های وی با باورهای عرفان اجتماعی وی نیز پیوند دارد.{{مدرک}}
 
به نظر برخی محققان خمینی در تئوری خود در باب حکومت ولایت فقیه متأثر از [[جمهور]] [[افلاطون]] بوده‌است. به احتمال قوی این آشنایی از مسیر روایت [[فارابی]] از افلاطون در [[آرای اهل مدینه فاضله]] بوده‌است. نگرش خمینی به افلاطون به عنوان یک حکیم الهی در [[کشف الاسرار]] محرز است. ضمن آنکه وی، خود در مصاحبه ای در سال ۱۳۵۷ با [[محمدجواد باهنر]] و [[مهدی حائری یزدی]] بر این تأثیرپذیری اذعان کرده‌است.<ref>{{پک|زبان=en|Vanessa Martin |2003|ک=Creating An Islamic State: Khomeini and the Making of a New Iran|ص=34، 35، 207}}</ref><ref>{{پک|زبان=en|Mark Thiessen |2008|ک=An Island of Stability: The Islamic Revolution of Iran and the Dutch Opinion Khomeini|ص=21}}</ref><ref>{{پک|زبان=en|Joseph J. Kaminski |2017|ک=The Contemporary Islamic Governed State: A Reconceptualization|ص=122}}</ref>
مباحثاتی که بین زیمرمن از سفارت آمریکا در پاریس و [[ابراهیم یزدی]]، یکی از دستیاران نزدیک خمینی در آن زمان، در یک مهمانسرا در نزدیکی نوفل لوشاتو انجام شد، به این دلیل بود تا از به راه افتادن حمام خون پس از خروج شاه از ایران جلوگیری شود؛ که شاه و بختیار پیشتر در جریان این مذاکرات قرار داشتند.<ref>{{یادکرد وب |نویسنده = خبرآنلاین |نشانی=http://www.khabaronline.ir/detail/543140/World/diplomacy |عنوان=گری سیک: کار بی‌بی‌سی طوفان در فنجان چای است/ هیچ‌کس رابطه [امام]خمینی با آمریکا را باور ندارد | ناشر =خبر آنلاین |تاریخ =۱۶ خرداد ۱۳۹۵ |تاریخ بازبینی=}}</ref> در این مذاکرات هر دو طرف خواستار جلوگیری از فروپاشی نظم و قانون و جلوگیری از خون‌ریزی در ایران بودند.<ref>{{یادکرد وب |نویسنده = خبرآنلاین |نشانی=http://www.khabaronline.ir/detail/543140/World/diplomacy |عنوان=گری سیک: کار بی‌بی‌سی طوفان در فنجان چای است/ هیچ‌کس رابطه [امام]خمینی با آمریکا را باور ندارد | ناشر =خبر آنلاین |تاریخ =۱۶ خرداد ۱۳۹۵ |تاریخ بازبینی=}}</ref>
 
طبق سند بی‌بی‌سی خمینی در نیمه آبان ۱۳۴۲ مخفیانه به دولت [[جان اف کندی]] پیام می‌دهد که از حملات لفظی‌اش سوء تعبیر نشود زیرا او از منافع آمریکا در ایران حمایت می‌کند. همچنین او در نوفل لوشاتو خط‌مشی تعامل بی‌سرو صدا با آمریکا را در پیش گرفته بود؛ البته این تعامل با آمریکا نه از طریق [[میرزا خلیل کمره‌ای]] بلکه توسط [[ابراهیم یزدی]] از اعضای نهضت آزادی صورت می‌گرفت. وی در ۱۳۵۷ وعده‌های مفصل و مشخصی به [[جیمی کارتر]] داده بود.<ref name=ToolAutoGenRef5>{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی = http://www.bbc.com/persian/iran/2016/06/160601_kf_khomeini_carter_kennedy |عنوان = | ناشر = بی‌بی‌سی فارسی|تاریخ = |تاریخ بازدید = ۳ ژوئن ۲۰۱۶}}</ref>
 
این در حالی است که [[مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی]]،<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی = http://www.irna.ir/fa/News/82099003/ |عنوان = واکنش مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) به عملیات روانی بی‌بی‌سی| ناشر = [[خبرگزاری ایرنا]]|تاریخ = ۱۳ خرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۴ خرداد ۱۳۹۵}}</ref> [[سید علی خامنه‌ای]]<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی = https://www.radiozamaneh.com/281294 |عنوان = خامنه‌ای: توهم توطئه، خود یک توطئه است| ناشر = رادیوزمانه|تاریخ = ۱۴ خرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۴ ژوئن ۲۰۱۶}}</ref> و [[ابراهیم یزدی]]<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی = http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950314000502 |عنوان = پاسخ ابراهیم یزدی به ادعای بی‌بی‌سی: کارتر به امام نامه نوشت و امام پاسخ داد/ نامه را تحریف کرده‌اند| ناشر = [[خبرگزاری فارس]]|تاریخ = ۱۴ خرداد ۱۳۹۵|تاریخ بازدید = ۱۶ خرداد ۱۳۹۵}}</ref> صحت این سند را رد کردند.