تفاوت میان نسخه‌های «ذهن ناهشیار»

(کمی ویرایش سجاوندی)
برچسب: متن دارای ویکی‌متن نامتناظر
برچسب‌ها: متن دارای ویکی‌متن نامتناظر ویرایش‌گر دیداری
 
==ناهشیار به منزلۀ « خزانه معانی نهفته»==
هم جهت با دوری روان کاوی معاصر از مکانیزم و گرایش به معنا، «ناهشیار» نیز به استعاره‌ای بدل شد برای توصیف معانی عاطفی که از دسترس آگاهی بیمار به دورانددورند و در رابطۀ او با روان کاوروان‎کاو ظاهر می‌شوند. به این معنا «ناهشیار» نه یک اسم، که صفت است: تعبیر «فرایندهای ناهشیار» جایگزین «ناهشیار» می‌شود. بدین ترتیب، روان کاویروان‎کاوی با مفهوم «پست مدرنِ» چندمعنایی که از مشخصه‌های هر «متن» یا پدیدۀ فرهنگی است پیوند می یابدمی‎یابد. وظیفۀ روان کاو،روان‎کاو، به جای کالبدشناسیِ دستگاه روان، همکاری با بیمار در کاوشِ این معانیِ نهفته است.
<ref name="ReferenceA"/>
 
==راز و رمز ناهشیار==
[[کارل گوستاو یونگ|یونگ]] (۱۹۳۴) بر وجه ناملموس و شبه اسرارآمیز ناهشیار تأکید داشت. او مشخصاً به جنبه‌های مذهبی و معنوی تجارب آدمی علاقه مند بود. یونگ مفهوم ناهشیار جمعی را ابداع کرد و آن را ذاتیِ آدمیان و در میانِ آن‌ها مشترک می دانستمی‎دانست و بر آن بود که نسبت به ناهشیارِ شخصی توصیف شده از جانب فروید، در لایۀ عمیق تریعمیق‎تری از ذهن آدمی وجود دارد. او دیدگاه خود را بر این یافته بنا کرده بودکرده‎بود که باورها، نمادها و اسطوره شناسیِ مذاهب و فرهنگ‌های بسیار متفاوت در طی اعصار و در نقاط مختلف جهان، وجوه مشترک بسیاری دارند.
<ref name="ReferenceA"/>
 
==ناهشیار گذشته و ناهشیار حال==
سندلر و سندلر (۱۹۸۴) میان «ناهشیار گذشته» و «ناهشیار حال» تمایزی قائل شده‌اند که به لحاظ بالینی سودمند است. ناهشیار گذشتۀ فردِ بزرگسال «کودک درون» اوست ،که بدون تغییر باقی مانده‌است و تأثیر بسیاری در تعیین پاسخ‌ها، آرزوها و نیازهای فرد بزرگسال دارد. چنان که گویی دوران کودکی همچنان ادامه دارد. از سوی دیگر، ناهشیارِ حال، که بی شباهت به مفهوم پیش هشیار نیست از طریق به‌کارگیری مکانیزم‌های دفاعی، در ناهشیار گذشته دخل و تصرف می‌کند و از این رهگذر به خیال‌پردازی‌های ناهشیار گذشته مجال بروز می‌دهد، البته در قالبی تضعیف (و تحریف) شده. سندلرها بر این باوراندباورند که روان کاو،روانکاو، در فرایند درمان، باید همواره از ناهشیار حال به ناهشیار گذشته گذر کند و پیش از اقدام به بازسازی رویدادهای آسیب زایآسیب‎زای گذشته بر تعامل روان کاوانهروان‎کاوانه در این جا و اکنون متمرکز شود.
<ref name="ReferenceA"/>
 
== نظریه فروید ==
[[پرونده:Structural-Iceberg.png|چپ|قاب|برای توضیح دادن ساختار ذهن از یک کوه یخی استفاده می‌شود.]]
[[زیگموند فروید|فروید]] ذهن را به دو قسمت هشیار و ناهشیار تقسیم کرد. بخش هشیار ذهن در برگیرندهٔ تمام افکار، احساس‌ها و اعمالی است که ما در حال حاضر از آن آگاهی داریم. ناهشیار شامل چیزهایی است که از آگاهی شخصی ما پنهان است. به باور فروید، ناهشیار، انگیزه‌های ابتدایی و غریزی ما و نیز خاطره‌ها و هیجان‌های اضطراب آوری که از نفوذ آن‌ها به ذهن هشیار جلوگیری شده‌است، را در بر می‌گیرد.
 
فروید یک ساختار عمودی و مرتبه‌ای برای ذهن ارائه داد: ذهن هشیار، [[نیمه هشیار]]، و ذهن ناهشیار. که هر یک زیر سطح دیگری قرار می‌گیرند.
ذهن ناهوشیار دارای سه الگوی کاربرد قابل تمیز به صورت‌های صفت و اسم است. دومین آن‌ها گسترده و غیر نظریه‌ای است. و سومین آن‌ها با دیدگاه خاصی در مورد نظریه‌های مربوط به شرایط انسان ارتباط دارد. اما هرسه این‌ها به نحوی به یک مفهوم کلی اشاره دارند و آن حالتی ذهنی است مبنی بر فقدان هوشیاری. به عبارت دیگر:
 
۱.(الف). اسم. حالتی که نشانه آن ناآگاهی و ناهوشیاری است.۱.(ب). صفت. مشخصه کسی که در چنین حالتی است. این معانی در متون فنی کم و بیش همان است که در زبان روزمره، یعنی به آن قطب پیوستار انگیختگی اشاره دارند که نشانه اش اغما، بی هوشی،بیهوشی، خواب عمیق یا [[بی هوشی]] عمومی است.
 
۲.(الف). اسم. حالتی که نشانه اش فقدان آگاهی از فرایندهای جاری درونی است.۲.(ب). صفت. به آن دسته از فرایندهای درونی اطلاق می‌شود که به نحوی نامحسوس و غیر هوشیارانه جریان دارند. این دو معنا اگر چه تمامی فرایندهایی را که خارج از آگاهی آدمی روی می‌دهد در می‌گیرند،برمی‌گیرند، با این حال معمولاً به فرایندهای شناختی، هیجانی یا انگیزش اشاره دارند. فرایندهای فیزیولوژیکی بیشتر بدون آگاهی تشخیص صورت می‌گیرند، اما به ندرت از سوی کاربران به معنای این اصطلاح به کار می‌رود.
 
۳.(الف). در [[روان‌شناسی]].‌های<nowiki/>های ژرفنگر،ژرف‎نگر، به ویژه در روانکاوی، بر حوزه‌ای از روان اطلاق می‌شود که کارکردهای سرکوب شده نهاد، امیال و تکانه‌های ابتدایی، خاطرات، تصاویر ذهنی و آرزوهایی که بسیار اضطراب انگیز ترانگیزتر از آن هستند که بتوان آن‌ها را به هوشیاری راه داد.۳.(ب). صفت. مشخصه همین تصاویر ذهنی، خاطرات و امیال سرکوب شده اولیه. توجه کنیم که فرض بر آن است که ناهوشیار (در معنای ۳ الف). دارای دو نوع ماهیت روانی است. :۱-یکی چیزهایی که قبلاً در هوشیاری بوده‌اند، اما از هوشیاری بیرون رانده شده‌اند،۲-و دیگری چیزهایی که هرگز در هوشیاری نبوده‌اند.<ref>آرتور اس. ربر(۱۹۹۵). فرهنگ توصیفی روان‌شناسی. ترجمه یوسف کریمی و همکاران(۱۳۹۰)، انتشارات رشد، تهران، صفحه ۹۹۵</ref>
 
«ناخودآگاه مثل کودکی است که اصل استفاده از حداقل انرژی را که در فیزیولوژی مطرح است محقق می‌سازد. یعنی کارهای تکراری از ضمیر ملتفت (به کسر فاء) به ضمیر غیرملتفت (به فتح فاء) منتقل می‌شود. لذا می‌بینید اول کار رانندگی سخت است ولی بعدها ضمیر ناخوداگاه عنان کارهای روتین را به عهده می‌گیرد و ذهن آزاد می‌شود برای کارهای مهم‌تر و هراز گاهی التفات به کار روتین و تصحیحات آنآن، لذا در انرژی صرفه جویی می‌شود. و حتی نماز عادتی، بدون توجه خاصی با مدیریت داخلی ضمیر ناخوداگاه اداره و خوانده می‌شود و شما در آخر متوجه می‌شوی که نماز تمام شده‌است. مانند سویچسوییچ اوتومات در هواپیما که خلبان یا ضمیر خودآگاه را آزاد می‌کند. گویند [[اعصاب سمپاتیک]] و پاراسمپاتیک تحت مدیریت این ضمیرند.
 
ضمیر ناخودآگاه از زمان [[زیگموند فروید]] خیلی تئوریزه و باب شد و در بسیار موارد این تئوری به سوالات خوب جواب می‌دهد. هیپنوز با همین ضمیر سروکار دارد. این ضمیر مثل کودکی کارگر ساده است. اگر بگویید خسته نباشید نباشیدش را درک نمی‌کند، خسته را تحلیل می‌کند. در فیلم‌ها از همین طریق با فریم‌های مخفی دستورات و اطلاعاتی را که کمابیش مؤثر است به این ضمیر مخابره می‌کنند. در تبلیغات روی همین ضمیر هم کار می‌کنند. این ضمیر در شب یا غیر آن به تحلیل مسایل روز می‌پردازد تا مسایل منظم و مرتب و تا حد امکانش حل شوند. لذا می‌بینید مسایلی که دیروز فهم و حل نمی‌شود فردا و بعد از خواب بهتر فهم و حل و هضم می‌شود می‌توان از این ضمیر نظرش را در خصوص مسایل مختلف جویا شد با روش وزنه و ریسمان و ... . البته این بدان معنا نیست که این ضمیر معصوم است و همواره نظرات عالی می‌دهد. ضمیر ناخودآگاه مثل کودکی کارگر و حرف گوش کن است که کارهای تکراری را مدیریت نموده و بار ضمیر ملتفت (به کسر فاء) را کاهش می‌دهد.
۳۰۹

ویرایش