باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با ویرایشگر خودکار فارسی
مودیلیانی چهارمین فرزند خانواده بود او ارتباط نزدیک خاصی با مادرش داشت. یوجینیا تا۱۰ سالگیِ آمادئو، در خانه به او درس می‌داد. او بعد از یک حملهٔ [[ورم ریه]] در سن ۱۱ سالگی با مشکلات مزاجی درگیر بود و بعدها دچار [[تب تیفویید]] نیز شد. وقتی آمادئو تقریباً ۱۶ ساله بود دوباره دچار ورم ریه شد. در این زمان او به [[سل]] دچار شد. عاقبت همین مرض جان او را گرفت. هر بار مادر او بود که با مراقبت‌های بسیار شدید او را از این مرحله نجات می‌داد. بعد از اینکه مودیلیانی از دومین زورآزمایی با ورم ریه پیروز بیرون آمد، مادرش او را ابتدا به سفری به جنوب ایتالیا برد: [[ناپل]]، [[کاپری]]، [[رم]] و [[املفی]]. این سفر با دیدار از [[فلورانس]] و [[ونیز]] در شمال ایتالیا به پایان رسید.
 
مادر به طرق مختلف در انتخاب هنر به عنوان شغل حرفه‌ای آمادئو نقش داشت. وقتی که او ۱۱ سال داست مادرش در یادداشتهاییادداشت‌های روزانه خود نوشت:
 
شخصیت کودک هنوز اینقدر شکل نایافته‌است که من نمی‌توانم بگویم در مورش چه فکر می‌کنم. او مانند یک کودک لوس رفتار می‌کند اما از هوش چیزی کم ندارد. باید منتظر ماند و دید درون این شفیره چیست. شاید یک هنرمند؟
آمادئو در سال ۱۹۰۱، در حالیکه در رم بود، به کارهای [[دومینیکو مورلی]]([//en.wikipedia.org/w/index.php?title=Domenico_Morelli&oldid=447430150 Domenico Morelli]) علاقه‌مند شد. مورلی نقاش ملودراماتیکی بود که عمدتاً برای کتب مقدس و آثار فاخر ادبی تصویرسازی می‌کرد. احتمالاً آشنایی با کارهای مورلی و خود او باید مودیلیانی را شوکه کرده باشد. تناقض اینجا بود که مورلی الهام بخش گروهی از نقاشان بود که بعدها با نام [[ماکیایولی]] ([//en.wikipedia.org/w/index.php?title=Macchiaioli&oldid=470775770 Macchiaioli]) شناخته شدند؛ نقاشانی هنجارشکن و سنت ستیز که نامشان را از ماکیا -به معنای تقریبی لکه رنگ- وام گرفته بودند. مودیلیانی به وضوح در معرض تأثیرات ماکیایولی‌ها قرار داشت. ماکیایولی‌ها جنبش محلی کوچکی در منظره‌سازی به راه انداخته بودند تا واکنشی به شیوه نقاشی آکادمیک هنرمندان بورژوا نشان دهند. ماکیایولی‌ها با [[دریافتگری|امپرسیونیست‌های فرانسوی]] ([//en.wikipedia.org/w/index.php?title=Impressionism&oldid=473034294 Impressionism]) همفکر و حتی به لحاظ تاریخی بر ایشان مقدم بودند اما هرگز موفق نشدند آن تأثیر گسترده‌ای را به وجود بیاورند که پیروان [[کلود مونه]]([//en.wikipedia.org/w/index.php?title=Claude_Monet&oldid=473027408 Claude Monet]) بر هنر بین‌المللی داشتند. امروزه در خارج از ایتالیا کمتر نامی از ماکیایولی برده می‌شود.{{سخ}}
ارتباط او با این گروه از طریق اولین استادش یعنی می‌چلی به وجود آمد. می‌چلی نه تنها خودش عضو این گروه بود بلکه شاگرد [[جووانی فاتوری]] ([//en.wikipedia.org/w/index.php?title=Giovanni_Fattori&oldid=473389972 Giovanni Fattori]) معروف، بنیان‌گذار جنبش ماکیایولی نیز بود.{{سخ}}
اما، به هرحال، کارهای می‌چلی بسیار معمولی و به لحاظ سبک به شدت متداول بود که مودیلیانی جوان برضدضد او عکس العملعکس‌العمل نشان داد. او ترجیح داد شیفتگی استادش به نقاشی منظره-که نظیر امپرسیونیسم فرانسوی مشخصه اصلی سبک ماکیایولی بود- را نادیده بگیرد. می‌چلی شاگردانش تشویق می‌کرد تا در فضای باز نقاشی بکشند، اما مودیلیانی اشتیاقی برای این شیوه کار کردن نداشت. او در کافه‌ها طرح می‌زد اما بیشتر ترجیح می‌داد در استودیوی خودش کار کند. مودیلیانی حتی زمانی که مجبور بود نقاشی منظره بکشد (سه اثر منظره موجود است) بیشتر از [[کوبیسم|کوبیسم‌های اولیه]] ([//en.wikipedia.org/w/index.php?title=Cubism&oldid=473661619 Cubism])الگو می‌گرفت. نتیجه بیشتر به کارهای [[سزان]] ([//en.wikipedia.org/w/index.php?title=Paul_Cézanne&oldid=472722510 Paul Cézanne]) شبیه بود تا می‌چلی.{{سخ}}
زمانی که مودیلیانی هنوز شاگرد می‌چلی بود علاوه بر نقاشی منظره نقاشی پرتره، طبیعت بیجان، و نقاشی مدل‌های برهنه ([//en.wikipedia.org/w/index.php?title=Art_nude&oldid=471338881 Art nude]) را تمرین کرده بود. همدوره ای‌های آمادئو به خاطر داشتند که او در طراحی پیکر برهنه استعداد خاصی داشت، ظاهراً این فقط نتیجه جدیت یک نوجوان در پیگیری تحصیلاتش نبود: وقتی آمادئو مشغول طراحی پیکر برهنه نبود مشغول اغوای خدمتکار خانه بود.{{سخ}}
با وجود دوری او از سبک ماکیایولی، مودیلیانی به استادش علاقه داشت و او را ابرمرد خطاب می‌کرد. این اسم خودمانی نشان می‌داد که او نه تنها در هنر زبردست بود بلکه بیشتر اوقات عادت داشت از کتاب [[چنین گفت زرتشت]] [[نیچه]] ([//en.wikipedia.org/w/index.php?title=Friedrich_Nietzsche&oldid=473334535 Friedrich Nietzsche]) نقل قول کند. اغلب اوقات، فاتوری شخصاً غالباً کارگاه بازدید می‌کرد. او خلاقیت این شاگرد جوان را تأیید می‌کرد و می‌ستود.{{سخ}}
در ۱۹۰۱ آمادئو از کاپری به دوستش اسکار گی لیا (Oscar Ghiglia) نامه‌ای نوشت که عمق تأثیرپذیری او از نیچه را نشان می‌دهد. او در این نامه به دوستش نصیحت می‌کند: «همه چیز را مقدس بدار که آگاهی تو را متعالی خواهد کرد.. و در طلب آن باش که این عقاید پربرکت را در خویش زنده و همیشگی کنی.. زیرا که می‌توانند آگاهی تو را به نهایت قدرت خلاقیت برسانند.»{{سخ}}
در این دوره آثار لوترامو به اندازه نیچه بر او تأثیرگذار بود. شعر شاهکار لوترامو به نام [[آوازهای مالدورود]] ([//en.wikipedia.org/w/index.php?title=Les_Chants_de_Maldoror&oldid=460846069 Les Chants de Maldoro]) بذر آثار سورئالیستهای پاریسی معاصر مودیلیانی را کاشت. این کتاب به کتاب مورد علاقه مودیلیانی تبدیل شد، او این کتاب را از برداشت. مشخصه اشعار لوترامو ترکیب کردن عناصر تخیلی و تصویرسازی‌های سادخویانه است. مودیلیانی در آغاز جوانی مفتون این کتاب بود و این حقیقت به خوبی ذائقه هنری در حال شد او را معرفی می‌کند.{{سخ}}
در آن دوران هنرمندان جوان مجذوب بودلیر و [[دانزیو]] ([//en.wikipedia.org/w/index.php?title=Gabriele_d%27Annunzio&oldid=471592755 Gabriele d'Annunzio]) این هر دو شاعر در آثار خود به زیباییهایزیبایی‌های تباه شده می‌پرداختند. ابزار بیان شاعرانه در آثار ایشان از طریق خلق تصویرهای [[نمادگرایی|نمادگرایانه]] ([//en.wikipedia.org/w/index.php?title=Symbolism_(arts)&oldid=469560159 Symbolism arts]) بود.{{سخ}}
هنگامی که مودیلیانی دوران نقاهتش را در کاپری می‌گذراند، در نامه‌ای برای اسکار گی لیا نوشت، این تأثیرپذیری را به تفصیل شرح می‌دهد. این نامه‌ها محکی بود که به جا انداختن ایده‌های خام و در حال شکل‌گیری مودیلیانی کمک می‌کرد. گی لیا هفت سال از آمادئو بزرگتر بود، این‌طور به نظر می‌رسد که او به مودیلیانی جوان محدودیت سطح فکری اش را گوش زد می‌کرده‌است. مثل سایر نوجوانان پیش رس، مودیلیانی به معاشرت با افراد بزرگتر از خودش علاقه نشان می‌داد. در رابطه بین این دو، در حالیکه مودیلیانی در تلاش بود خودش را پیدا کند، گی لیا نقش گوش همیشه شنوا را داشت. عمده این رابطه از طریق نامه نگاری‌های مفصل این دو ادامه داشت.{{سخ}}
' دوست عزیزم،
مودیلیانی بی‌پول و مفلس از دنیا رفت. او در طول زندگیش تنها یک نمایشگاه برگزار کرد، پیش می‌آمد که او آثارش را در رستوران با یک وعده غذا مبادله کند. اما بعد از مرگ، شهرت او به اوج رسید و ۹ رمان، یک نمایشنامه، یک فیلم مستند، یک فیلم سینمایی و سه برنامه تلویزیونی به یاد او تولید شد. در ۲۰۱۰ یکی از تابلوهای پیکره برهنه او که بخشی از برهنه نگاری‌های او در ۱۹۱۷ بود در یک حراجی در نیویورک، رکورد قیمت آثار مودیلیانی را شکست. این تابلو به قیمت ۶۸٫۹ میلیون دلار به فروش رفت. رکورد قبلی متعلق به تابلوی ''زنی با کلاه'' بود. این تابلو که یکی از نخستین پرتره‌هایی است که مودیلیانی از ژان کشیده بود، به قیمت ۱۹٫۱ میلیون دلار فروخته شده بود.
 
[[اندرس موچیتی]] کارگردان آرژانتینی برای طراحی شخصیت خیالی فیلم خود معروف به «[[ماما (فیلم ۲۰۱۳)|ماما]]» از روی یکی از نقاشیهاینقاشی‌های مودیلیانی الهام گرفته‌است.<ref>http://www.imdb.com/title/tt2023587/trivia</ref>
 
== میراث ==
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش