باز کردن منو اصلی

تغییرات

 
== تحت‌الحمایگی عباس میرزا توسط سفارت انگلیس ==
محمدشاه، پدر عباس میرزا، به همان اندازه که از مهدعلیا، مادر ناصرالدین شاه، بیزار بود، شیفته خدیجه کردستانی، مادر عباس میرزا، بود. پدر خدیجه با شیوخ نقشبندیه ارتباط داشت و دخترش را به توصیه پدر [[شیخ عبیدالله نهری]] به عقد شاه درآورده بود.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=صوفی‌گری|نام خانوادگی=کسروی|نام=احمد|ناشر=|سال=١٣٢٢|شابک=|مکان=تهران|صفحات=}}</ref><ref>{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وب‌گاه=|نشانی=https://article.tebyan.net/329043|عنوان=تبیان: مهدعلیا زنی که اختیار نداشت}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=روحانی، بابا مردوخ، "تاریخ مشاهیر کرد،" انتشارات سروش، چاپ سوم، تهران، 1390.|نام خانوادگی=|نام=|ناشر=|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=}}</ref> با توجه به این موارد، مهد علیا، کینه عمیقی از این مادر و فرزند داشت. پس از مرگ محمد شاه، مادر عباس میرزا، اندیشناک بود که پسرش را به نیرنگ مهدعلیا مسموم گردانند. از اینرو از کاردار سفارت انگلیس درخواست حمایت کرد. فرانت، کاردار سفارت، به او اطمینان داد که سفارت سلامت پسرش را تضمین میکند، و اگر لازم افتد مادر و فرزند را در سفارت پناه خواهد داد. فرانت همچنین پیامی به مهد علیا فرستاد. در جواب آن نامه، مهدعلیا اطمینان داد که هیچ نیت بدی ندارد و نمی‌گذارد آزاری به او وارد آید و حتی جانب آن بانو را نگاه خواهد داشت.
 
== عباس میرزا و امیرکبیر ==