تفاوت میان نسخه‌های «آموزش و پرورش»

جز
ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:
جز (اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با ویرایشگر خودکار فارسی)
جز (ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:)
{{تغییرمسیر|پرورش|پرورش گیاه|کشاورزی|پرورش کودک|فرزندآوری و پرورش فرزند}}
 
'''آموزش و پرورش''' ([[انگلیسی]]: ''Education'') دارای مفهوم و کاربرد گسترده و پیچیده و در نتیجه مبهمی است. در تعریف این مفهوم، نه تنها میان مردم عادی، بلکه میان صاحب‌نظران تعلیم و تربیت هم اختلاف‌نظر وجود دارد. همچنین مفاهیمی مانند یا '''تعلیم و تربیت'''، '''نظام آموزشی'''،‌‌، '''تحصیل'''، ''' سوادآموزی '''، '''بار آوردن''' و...و… نیز جزئی از «آموزش و پرورش» محسوب می‌شوند یا با آن همپوشی دارند.
 
دربارهٔ مفهوم «آموزش و پرورش» باید درنظر داشت که «آموزش و پرورش» منحصر به افراد، زمان، مکان، یا عمل خاصی نیست. یعنی به‌طور مشخص «آموزش و پرورش» منحصر به [[مدرسه]]، [[کودکان]]، یا آموزش دروس خاصی نیست، بلکه «آموزش و پرورش» برای همه و در هر زمانی (ز گهواره تا گور) و هر مکانی است.
* [[جان دیویی]]: آموزش و پرورش تکرار تجربه‌است، به منظور اینکه معنای تجربه گسترش پیدا کند و برای هدایت و کنترل تجربیات بعدی، فرد را بهتر قادر سازد.
* [[ژان ژاک روسو]]: آموزش و پرورش هنر یا فنی است که به صورت راهنمایی یا حمایت نیروهای طبیعی و استعدادهای فراگیر (متربی) و با رعایت قوانین رشد طبیعی و با همکاری خود او برای زیستن تحقق می‌پذیرد.
* [[دانشنامه بریتانیکا]]: از آن‌جایی که کودکان بی‌سواد، نادان و غیرمطلع از [[فرهنگ]] جامعه‌شان به دنیا می‌آیند، برای یادگیری فرهنگشان، [[هنجار|هنجارهای]]های رفتاری افراد [[بلوغ|بالغ]]، یادگیری مهارت‌ها، یافتن نقششان در اجتماع و رسیدن به اهدافشان نیاز به آموزش دارند.<ref name="Britannica">Encyclopedia Britannica, ''Education''</ref>
* [[امیرحسین آریان‌پور]]: آموزش و پرورش عبارت است از «فرایند هدایت و جهت‌دهی عمدی تجارب انسانی»<ref name="test">[http://www.4shared.com/document/xL_AwdNU/Amoozesh_va_Parvaresh_ista_va_.html آموزش و پرورش ایستا و پویا، نسخه پی‌دی‌اف]</ref>
 
== فلسفه آموزش و پرورش ==
{{اصلی|فلسفه آموزش و پرورش}}
از آن‌جا که آموزش به کودکان این قابلیت را می‌دهد که به صورت مستقل به سوی اهداف مورد نظرشان حرکت کنند و هویت ویژه‌ای در جامعه بیابند، اهمیتی غیرقابل چشم‌پوشی برای فلاسفه دارد.<ref name="stanford">{{یادکرد وب| نشانی = http://plato.stanford.edu/entries/education-philosophy| عنوان = Philosophy of Education| نویسنده = | تاریخ بازدید =۱۳ سپتامبر ۲۰۰۸| تاریخ = Jun ۲, ۲۰۰۸| ناشر = Stanford encyclopedia of philosophy | صفحه = | زبان = انگلیسی}}</ref> [[فلسفه آموزش]] به بررسی ماهیت و اهداف آموزش و ابزارهای آن می‌پردازد و در ارتباط با «نظریه آموزش» است. نظریه آموزش نوعی نظریه عملی بوده که سعی در فراهم آوردن رهنمود و روشن کردن تمامی جنبه‌های گوناگون آموزش (اعم از جنبه‌های تعلیمی، اخلاقی و سیاسی مربوطه) و همچنین ساختار اجتماعی وابسته با آن است.<ref name="Routledge">Routledge Encyclopedia of Philosophy، مقاله Education, philosophy of</ref> فلسفه آموزش از نیمه دوم [[قرن بیستم میلادی]] به بعد به صورت یک شاخه مشخص از فلسفه شناخته شده و مورد بررسی قرار گرفت.<ref name="Routledge" />
 
== تاریخچه نظریات پیرامون آموزش و پرورش ==
== نظریه‌های آموزش و پرورش ==
{{اصلی|نظریه‌های آموزش و پرورش}}
نظریه‌های آموزش وجود چهار چیز را در فرایند آموزش ضروری فرض می‌کنند: ۱- [[آموزگار]] ۲- [[دانش‌آموز|دانش آموز]] ۳- موضوع درسی ۴- گروه اجتماعی که آموزگار و دانش آموز به آن تعلق داشته و از طریق آن با هم مرتبط می‌شوند. نظریه‌های آموزشی مختلف را می‌توان از طریق پاسخی که به [[پرسش|سؤالات]] زیر می‌دهند از همدیگر تمیز داد: هدف آموزشی یک مدرسه چیست و اینکه از نظر روانی چگونه دانش آموزانش را به انجام کارهایی که هدف را تحقق می‌بخشد راهنمایی می‌کند؟ موضوع درسی چیست، با چه روش‌هایی تعلیم می‌شود، مطالب با چه میزان راحت آموخته می‌شوند و به چه راحتی بعداً فراموش می‌شوند؟ امتحان‌ها، روش‌های درس خواندن و معیارهای مقایسه دانش آموزان با همدیگر چیست؟ مدارس مختلف بحران‌های مختلف دارند. برخوردهای درونی مدرسه مورد نظر چیست؟ ترس‌هایی که آموزگاران را تحت تأثیر قرار می‌دهد چیست و واکنش آموزگاران به این ترس‌ها چیست؟ دانش آموزان در مدارس مختلف با ترس‌های مختلفی روبرو می‌شوند. تحت چه ترس‌هایی دانش آموزان به تلاش برای یادگیری مشغول هستند و پاسخ آن‌ها به این [[ترس|ترس‌ها]]‌ها چیست؟ با توجه به اینکه تقصیر شکست‌ها را می‌توان بر گردن نظریه خاص آموزشی استفاده شده نهاد، راه حلها نیازمند ایجاد تغییراتی در نظریه آموزشی می‌باشد. انتخاب یک نظریه آموزشی خاص نیازمند [[آگاهی]] کافی نسبت به شرایط خاص یک مدرسه بوده و حکم کلی نمی‌توان داد.<ref>Comparative Theories of Education Author(s): Harry A. Grace Source: Comparative Education Review, Vol. 5, No. 3 (Feb. , 1962), pp. 189-198 Published by: Comparative and International Education Society</ref>
 
== تاریخ آموزش و پرورش ==
فرایند آموزش و پرورش از پیدایش انسان بر زمین آغاز شده و به عقیده برخی [[معلمی]] (یا گونه‌ای از آن) از نظر قدمت دومین پیشه انسان‌ها بوده‌است. هیچ جامعه انسانی‌ای وجود نداشته که اهمیت و مرکزیت آموزش را رد کند.<ref name="stanford" /> در جوامع بدوی، آموزش رسمی به شکل امروزی آن وجود نداشت. در واقع در تمامی فعالیت‌های روزمره بالغین نقش معلمین را بازی می‌کردند و همه جا کلاس درس بود. انباشتگی دانش در طول زمان باعث شد که یک نفر بالغ نتواند بر تمامی آن مسلط شود. راه حلی که جامعه برای این مشکل پیدا کرد آموزش به نوع رسمی بود: مدارسی تشکیل شد و متخصصینی در آن‌ها به گونه‌ای مؤثر به انتقال فرهنگ و دانش موجود کمک می‌کردند.<ref name="Britannica" /> با رشد فزاینده جامعه و زیاد شدن پیچیدگی‌های آن، آموزش رسمی به عهده [[مؤسسه|مؤسسات]] خاصی واگذار شد. به علاوه ماهیت آموزش نیز کم‌کم تغییر کرد: آموزش کمتر و کمتر به زندگی روزمره افراد ارتباط پیدا می‌کرد، انتزاعی‌تر شده و با عملگرایی فاصله می‌گرفت. دانش به صورت خیلی فشرده درآمده و این امر به دانش آموزان این قابلیت را می‌داد که از فرهنگی که در آن به دنیا آمده‌اند فراتر رفته و چیزهایی را یاد بگیرند که هرگز نمی‌توانستند توسط تجربه مستقیم یا تقلید از افراد بالغ بیاموزند. فرایند آموزش امروزه یکی از پایه‌های اساسی پیشرفت جامعه‌ها شده‌است و اهمیت روزافزونی پیدا کرده‌است و این خود باعث این شده که کتاب‌ها و تحقیقات زیادی در زمینه اهداف، محتوا و نحوه بهینه تدریس انجام شود. در دوران مدرن، شاهد شکوفایی [[فلسفه آموزش]] و نظریات تعلیمی هستیم.<ref name="Britannica" /> وهر معلم با توجه به شرایط دانش آموزان کلاسش از شیوه‌های مختلف آموزشی استفاده می‌کند.
 
=== آموزش در جوامع [[اولیه|ابتدایی]] ===
در [[جوامع اولیه|ابتدایی]]، آموزش محدود به انتقال فرهنگ بود و هدف آن پرورش فرزندان بگونه‌ای بود که بتوانند اعضا خوبی برای گروه یا قبیله‌شان باشند. یک انسان اولیه دنیا را به شکل ثابت و تغییرناپذیر می‌دید. برای او فرهنگ تمام دنیا یش را تشکیل می‌داد و این فرهنگ از یک نسل به نسل بعدی تنها مقدار کمی تغییر می‌کرد.<ref name="Britannica" />
 
جوامع اولیه تأکید زیادی روی لزوم پیوستن مناسب افراد به بدنه قبیله یه گروهشان داشتند. جوامع اولیه اشکال و تنوع فرهنگی زیادی داشته و بیان قوانین عام حاکم بر تمامی آن‌ها کار سختی می‌باشد؛ ولی به هر حال نکات مشترکی بین فرهنگ‌های اولیه وجود دارد: افراد کوچک و خردسال در فعالیت‌های بزرگسالان شرکت می‌کردند. یادگیری توسط مکانیزم‌های تقلید، تلاش برای فهمیدن احساسات و انگیزه‌های افراد بزرگ و تلاش برای شناسایی و تطبیق هویت خود با آن‌ها صورت می‌گرفت.<ref name="Britannica" />
 
هنگامی که فردی بالغ می‌شود، روش آموزش او دگرگون می‌شود. او دیگر نمی‌بایست به صورت لحظه‌ای و غیر منظم به تقلید از بالغین بپردازد بلکه باید رفتارش را منظم و استاندارد بکند. در هنگام بلوغ برای جدا شدن از محیط و فضا دوران کودکی، افراد «آیین تشرف» را تجربه می‌کنند. فرد بالغ شده ممکن است به صورت ناگهانی از خانواده‌اش جدا شود و به اردوگاهی به همراه افراد تازه بالغ شده دیگر فرستاده شود. دلیل این جدایی این است که فرد وابستگی‌اش را به خانواده کم کند و از نظر عاطفی و اجتماعی خودش را در محیط وسیع‌تر فرهنگی قبیله‌ای بنا نهد. معلمان در این مراسم تشرف کسانی هستند که شخص نمی‌شناسد، در واقع اقوام شخص در قبیله دیگر که شخص تا حالا ندیده‌است. آیین تشرف عموماً عملی نیست بلکه در آن ارزش‌های فرهنگی، مذهب قبیله‌ای، افسانه‌ها، فلسفه، تاریخ، مراسم‌ها و آداب و رسوم و اطلاعات دیگر تدریس می‌شود. این مراسم (به ویژه بخش مذهبی آن) از اهمیت زیادی برخوردار و لازمه عضویت در قبیله بوده‌است.<ref name="Britannica" />
 
=== آموزش در قدیمی‌ترین تمدن‌ها ===
تمدن در خاورمیانه، در بین رودهای [[دجله]] و [[فرات]] و در [[مصر]]، حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد شروع شد. تمدن عمده بعدی هزار و پانصد سال بعد در شمال چین زاییده شد. انتقال فرهنگ در این جوامع پیچیده، «نوشتن» را ضروری کرد.<ref name="Britannica" /> البته در هیچ زمانی در دوران باستان، بیش از ۲۰ تا ۳۰ درصد مردان بالغ و تقریباً ۱۰ درصد کل جمعیت نمی‌توانستند بخوانند و بنویسند.<ref>Johannes Christes, ''Education'', Brill's New Pauly</ref>
۷۵۲۳
 
=== آموزش در ایران باستان ===
در [[فلات ایران]]، دست کم از پانزده هزار سال پیش، انسان زندگی می‌کرده‌است. دربارهٔ چگونگی آموزش و پروش مردمانی که پیش از [[آریائی|آریایی‌ها]] در این سرزمین زندگی می‌کردند آگاهی چندانی در دست نیست.{{سخ}}
نزدیک به چهار هزار سال پیش، [[آریائی|آریایی‌ها]] و از آن جمله [[ماد|مادها]]،ها، [[پارس|پارسی‌ها]] و [[پارت|پارتی‌ها]] به سرزمین [[ایران]] مهاجرت کردند. [[ماد|مادها]]ها در غرب و [[پارس|پارسی‌ها]] در جنوب و [[پارت|پارتی‌ها]] در شرق [[فلات ایران]] ماندگار شدند و حکومت‌هایی تشکیل دادند.{{سخ}}[[ماد|مادها]]ها در حدود هفتصد سال پیش از میلاد در سرزمین‌های غرب ایران چیره شدند و [[ماد|دولت ماد]] را بنیان گذاشتند. در دورهٔ [[ماد|مادها]]،ها، کودکان و نوجوانان راه و رسم زندگانی و کار و جنگاوری را در خانه و ایل می‌آموختند. آموزش رسمی مخصوص روحانیان بود. روحانیان، گذشته از خواندن و نوشتن، اصول و مراسم دینی، اخترشناسی و شیوه‌های پیشگویی سرنوشت دیگران را در مراکز دینی فرا می‌گرفتند. مردم دیگر از [[خواندن و نوشتن]] بی‌بهره بودند. [[ماد|مادها]]ها خطی شبیه [[زبان مادی|خط میخی]] داشتند.<ref name="autogenerated1">فرهنگنامهٔ کودکان و نوجوانان. '''آموزش و پرورش در ایران، تاریخچه'''جلد اول</ref>{{سخ}}
امپراتوری [[ایران باستان]] توسط [[کوروش کبیر]] در سال ۵۵۹ [[قبل از میلاد]] تأسیس و توسط مسلمانان در سال ۶۵۱ میلادی منقرض شد. از ویژگی‌های عمده تمدن ایران باستان که به ایرانیان احساسات ماجراجویی و [[ملّی گرایی]] می‌داد می‌توان تأکید بر توانایی‌های فیزیکی و بدنی، مذهب فعال [[زرتشتی]] و اخلاقیات آن و جنگاوری و توسعه‌طلبی را نام برد. در زمان حکومت کوروش و جانشینانش، آموزش تحت تأثیر اخلاقیات زرتشتی و نیازهای نظامی جامعه بود. چهار [[طبقه اجتماعی]] نیاز هایشاننیازهایشان را توسط آموزش بر طرف می‌کردند: روحانیون، جنگجوها، کشاورزان و بازرگانان. اخلاقیات زرتشتی آموزش را در جهت پرورش افکار خوب، گفتار خوب و کارهای خوب می‌دید. تعلیم و تربیت در این دوران تأکید زیادی روی پیوندهای خانوادگی و احساسات گروهی، پذیرش حکومت پادشاه، تعلیمات مذهبی و آماده‌سازی‌های نظامی داشت.<ref name="Britannica" />
 
آموزش در دوران [[هخامنشیان|هخامنشی]] به صورت دولتی انجام نمی‌شد و آموزش‌های اولیه در خانه انجام می‌پذیرفت. فرزندانی که به طبقات بالا متعلق بودند می‌توانستند در سن هفت سالگی به مدارس در دیوان‌ها بروند. در مراحل بالا ی آموزشی به دانش آموزان قوانین و حقوق، پزشکی، ریاضی، جغرافیا، موسیقی و نجوم یاد می‌داند. مدارس نظامی خاصی هم موجود بود.<ref name="Britannica" />
 
با تسخیر ایران توسط [[اسکندر]]، روش‌های آموزشی یونانی جای روش‌های آموزشی در دوران هخامنشی را گرفت. این رویه در دوران حکومت [[پارتی|پارتیها]]ها نیز ادامه یافت؛ ولی با به روی کار آمدن [[سلسله ساسانی]] در ایران، نحوه آموزش سنتی ایرانی مجدد احیا شده، توسعه و تکمیل شد. اخلاقیات زرتشتی عملکرد مشابهی مانند دوران هخامنشی داشت، با این تفاوت که در دوران ساسانی تأکید بیشتری روی نیروی کار (مخصوصاً کشاورزی)، قداست ازدواج و خانواده و احترام به قانون و نخبه گرایی داشت. آموزش در آن دوران پایگاه‌های قوی اخلاقی، اجتماعی و ملّی داشت. موضوع درسی سیستم آموزشی شامل تمرینات بدنی و رزمی، خواندن [[خط پهلوی]]، نوشتن، ریاضی و هنر بود.<ref name="Britannica" />
 
بزرگترین دستاورد آن دوران تأسیس [[دانشگاه گندی‌شاپور]] بود که نقش عمده‌ای در توسعه آموزش پیشرفته داشت. در گندی‌شاپور فرهنگ‌ها و علوم ایرانی، [[هند|هندی]]، [[یونان|یونانی]] و رشته‌های علمی مختلف گرد هم آمده بودند. دانشجویانی از سر تا سر دنیا برای تحصیل به گندی‌شاپور می‌آمدند. بعدها گندی‌شاپور نقش مهمی در دسترسی مسلمانان به علوم یونانی و [[رومی]] بازی کرد و از طریق مسلمانان بسیاری از آثار مجدد از عربی به [[زبان لاتین|لاتین]] ترجمه شد.<ref name="Britannica" />
 
=== آموزش در دنیای اسلام ===
آموزش در اسلام از ارزش زیادی برخوردار بوده‌است. با مسلمان شدن مردمان از نژادها و جوامع مختلف، آموزش نقش مهمی در تشکیل یک اجتماع به هم پیوسته و جهانی ایفا کرد. تا اواسط قرن نهم میلادی، تقسیم‌بندی مشخصی از دانش انجام شده بود: علوم به سه دسته تقسیم شده بودند: علوم اسلامی، علوم فلسفی و طبیعی و علوم ادبی هنری. علوم اسلامی به بررسی منابع اسلامی مانند قرآن، احادیث و تفاسیر آن می‌پرداخت. علوم اسلامی از نظر فرهنگی از همه با ارزشتر به حساب می‌آمد؛ فلسفه و علوم طبیعی به اندازه علوم اسلامی مهم دیده می‌شد ولی کم فضیلت تر دیده می‌شد.<ref name="Britannica" />
 
سیستم آموزش اسلامی در ابتدا تأکید زیادی روی فنون و امور عملی مانند توسعه سیستم‌های آبیاری، ابداعات کشاورزی، خیاطی، تولید محصولات با آهن و فولاد، محصولات چرمی، تولید کاغذ و باروت، گسترش تجارت زمینی و دریایی و ساختن اشیاء سفالی داشت. به تدریج و از قرن ۱۱ میلادی به بعد، علاقه به علوم مذهبی به صورت عمده‌ای جای علوم دیگر را گرفت. علوم یونانی و فلسفه دیگر تنها به صورت خصوصی و به عده کمی تدریس می‌شد و هنرهای ادبی به شکل عمده‌ای رو به کاهش نهادند. از آزادی فکری داده شده به اندیشمندان و نخبگان کاسته شد. علوم غیر دینی و بررسی‌های پژوهش گرایانه غیر دینی دیگر تحمل نمی‌شدند. این نحوه سیستم آموزشی از ازبکستان امروزی در شرق تا مصر در غرب در طول سال‌های ۱۰۵۰ تا ۱۲۵۰ میلادی گسترش پیدا کرد.<ref name="Britannica" />
 
== آموزش و پرورش نوین ==
=== آموزش مدرن در ایران ===
{{اصلی|آموزش و پرورش در ایران}}
شروع آموزش به نحوه مدرن در ایران با تأسیس مدرسه [[دارالفنون]] در تهران و به همت [[امیر کبیر]] رقم خورد. در دارالفنون علوم فنی، علوم طبیعی و همچنین کمی علوم انسانی توسط استادان خارجی و تحت نظارت [[رضا قلی خان]]، تدریس می‌شد. تأسیس این مدرسه باعث ترجمه آثار مختلفی از زبان‌های اروپایی به فارسی شد.<ref name="EoI" />
 
[[رضا شاه]] مسبب ایجاد تغییرات عمده‌ای در سیستم آموزشی ایران می‌باشد. به عنوان بخشی از برنامه غربی سازی، مدرن‌سازی و تمرکز اداره امور، او [[مکتب‌خانه|مکتب‌خانه‌ها]]‌ها را برچید. مکتب‌ها جاهایی بودند که در آن‌ها به تمامی دانش آموزان در هر سنی که بودند در یک اتاق توسط یک آخوند آموزش داده می‌شد. رضا شاه دستور داد که تمامی افراد جامعه، دختر و پسر، به صورت اجباری به مدارس دولتی بروند و اینکه محتوای کتاب‌های درسی به روز و مدرن شوند. او محلی برای تربیت معلمین ایجاد کرد و همچنین دانشگاه تهران را بنا نهاد. چند سال بعد رضا شاه دستور در اختیار گرفتن و دولتی کردن تمامی مدارس خارجی تبلیغی مسیحی ([[میسیونر]]) را داد.<ref name="EoI">McLachlan, K.S. ; Coon, C.S. ; Mokri, M. ; Lambton, A.K.S. ; Savory, R.M. ; Bruijn, J.T.P. de. ''Iran'', [[:en:Encyclopaedia of Islam]]</ref>
بیشتر مدرسه‌های عالی آن زمان، مانند [[دارالمعلمین عالی]] (دانشسرای عالی)، [[مدرسه حقوق و علوم سیاسی|مدرسهٔ حقوق و علوم سیاسی]]([[دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران|دانشکدهٔ حقوق]]) و [[مدرسه عالی طب|مدرسهٔ عالی طب]]([[دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران|دانشکدهٔ پزشکی]]) در شمار دانشکده‌های این دانشگاه درآمدند. با تأسیس [[دانشگاه تهران]] [[دانش آموزان]] توانستند، پس از به پایان رساندن [[دوره دبیرستان|دورهٔ دبیرستان]]، در رشته‌های ادبیات و فلسفه و [[علوم تربیتی]]، پزشکی، حقوق، [[علوم طبیعی]] و ریاضی، علوم معقول و منقول و مهندسی به تحصیل بپردازند. بعدها [[دانشگاه تهران]] گسترش یافت و دارای [[دانشکده|دانشکده‌ها]]‌ها و رشته‌های درسی دیگری شد.<ref name="autogenerated1" />
 
آموزش و پرورش در ایران بیشتر متمایل به روش پیاژه می‌باشد ولی در عمل شیوه‌هایی که پیاژه بر آن تأکید کرده‌است عملی نمی‌شود. آموزش در ایران بیشتر معلم-محتوا محور بوده و کودک در جریان یادگیری بیشتر نقش انبار کنده دارد در سال‌های اخیر وزارت آموزش و پرورش ایران در پی این بوده‌است که تغییراتی اساسی در شیوهٔ آموزش کودکان به وجود آورد ولی این تغییرات بیشتر جنبهٔ کمیتی داشته و کمتر به کیفیت آموزش توجه شده‌است. همچنین [[دانشگاه فرهنگیان]] وظیفه تأمین، تربیت و بهسازی معلمان و نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش را در ایران بر عهده دارد.
ا) کشف حقایق و مسایل تربیتی کشور خویش از طریق تحلیل و شناخت مسائل نظام‌های
آموزشی سایر کشورها
۲)# ارزشیابی مبتنی بر واقعیت نگری
۳)# برنامه‌ریزی
۴)# گفتمان فرهنگی بر اساس صلح، دوستی و تفاهم و مدارا در بین ملت‌ها
۵)# شناسایی پیشرفت‌ها و نوآوری‌ها در حوزه آموزش و پرورش دیگر کشورها
۶)# آگاهی از مسائل آموزش و پرورش در دنیا
 
== اثرات سیاسی ==
رهبران سیاسی تأثیر زیادی بر سیستم‌های آموزشی گذاشته‌اند. به‌طور مثال در [[شوروی]] نظام آموزشی تحت نظارت شدید حزب کمونیست شوروی قرار گرفت. پس از به قدرت رسیدن [[جوزف استالین]] او تأکید ویژه‌ای بر آموزش علوم، [[ریاضیات]] و ایدئولوژی [[کمونیست]] داشت هم‌زمان مراکز علمی شوروی تعداد زیادی از شهروندان دیگر کشورها را جذب مراکز آموزشی خود کردند. این نظام آموزشی پس از فروپاشی شوروی اصلاح شد و اختیارات دولت‌های محلی در این امر افزایش پیدا کرد.<ref>{{یادکرد وب
 
== جستارهای وابسته ==
 
* [[علوم پرورشی]]
* [[فلسفه آموزش]]
۴۱

ویرایش