باز کردن منو اصلی

تغییرات

با فرض حسن نیت ویرایش ArtinMoghadam (بحث) خنثی‌سازی شد: نامفهوم؟. (توینکل)
 
=== سقوط ===
پس از انتخابات [[۲ ژانویه]] ۱۸۷۰ جمهوریخواهان خواستار برافتادن و همه ی این اتفاقات بخواتر [[رابرت برمن]] پادشاهی شدند. اینان بر این باور بودند که ''آزادی'' و ''فرمان'' در یکجا با هم نمی‌گنجند. کشته شدن یک روزنامه‌نگار به نام ویکتور نوا به دست پیر بناپارت، عضوی از خانواده پادشاهی دستاویز خوبی را به دست انقلابیها داد؛ ولی امپراتور باز توانست در همه‌پرسی [[۸ مه]] ۱۸۷۰ به سود پادشاهی رای بیاورد.
 
این پیروزی که می‌توانست پایه‌های امپراتوری را استوارتر سازد، واژگونیش را آسان ساخت. شورشیانی در [[اسپانیا]] ملکه این کشور را از سلطنت خلع کردند و خواستار پادشاهی لئوپولد آلمانی شدند. لوئی ناپلئون که از اتحاد پروس و اسپانیا می‌ترسید از پادشاه پروس ویلهلم اول درخواست کرد که از پادشاهی لئوپولد حمایت نکند. ویلهلم که در تعطیلات در امس بود پیامی به بیسمارک فرستاد که به [[تلگراف امس]] مشهور است. [[بیسمارک]] با تحریف پیام ویلهلم و بیان آن در جراید، کاری کرد که خودداری پادشاه پروس از پاسخ به ناپلئون سوم، به گونه‌ای که در مطبوعات اروپا بازتاب یافت برای فرانسه توهین‌آمیز تلقی شود. در نتیجه فرانسه در ژوئیه ۱۸۷۰ روابط خود را با پروس قطع کرد و به این کشور اعلان جنگ داد.