باز کردن منو اصلی

تغییرات

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است.، ۷ ماه پیش
مختار برای ازادی عبدالله ابن عباس و محمد حنفیه سپاهی به مکه فرستاد. که در اینجا به اشتباه کوفه ذکر شده بود
فعالیتهایی که پس از کشته‌شدن علی ابن ابی طالب از ابن‌عباس سر زده دقیقاً مشخص نیست. [[حسن مجتبی]] از او دعوت کرد که فرمانده سپاهش شود، اما او با معاویه رابطه برقرار کرد. به دعوت حسن یا میل خود ابن‌عباس، ممکن است خود او یکی از بانیان [[صلح امام حسن و معاویه|صلح بین]] حسن و معاویه بوده باشد. ابن‌عباس بیان کرد که معاویه به علت قدردانی از کارهای او، حقش در غصب اموال مالیات بصره (که بخشی از خزانه [[بصره]] بود) را به رسمیت می‌شناسد. [[دانشنامه اسلام]] بر این باور است که روایاتی که این تدبیر و حیلت ابن‌عباس را بیان می‌کنند، با شان ابن‌عباس در تناقض است. به همین علت این ماجرا آشکارا به اشتباه به گردن برادرش [[عبیدالله بن عباس]] انداخته شد. در زمان [[خلافت]] [[معاویه]]، ابن‌عباس در [[حجاز]] زندگی می‌کرد و مکرراً برای دفاع از حقوق [[بنی هاشم]] (که شامل حقوق خودش نیز می‌شد) به شام می‌رفت.<ref name="EI"/>
 
وقایع سخت و بد دوران پس از مرگ [[معاویه]] و [[یزید]]، باعث شد که ابن‌عباس شاید علی‌رغم میل باطنی اش دوباره پایش به [[سیاست]] کشیده شود. گرچه دانسته‌های ما از این دوران ناقص است، اما آنچه بر می‌آید این است که [[عبدالله بن زبیر]] که در [[مکه]] قیامی راه انداخته بود و خود را خلیفه نامید ولی ابن‌عباس و [[محمد حنفیه]] وی را به عنوان خلیفه به رسمیت نمی‌شناختند که با برخورد شدید [[عبدالله بن زبیر|ابن زبیر]] مواجه شدند و از مکه بیرون رانده شدند. پس از [[محاصره]] این شهر در سال ۶۴ هجری، این دو دوباره به مکه بازگشتند اما باز هم با ابن زبیر مخالف بودند که این بار ابن زبیر این دو را زندانی کرد. [[مختار|مختار ثقفی]] از وضعیت این دو مطلع شد و سپاهی به کوفهمکه فرستاد که لشکریان عبدالله بن زبیر را غافل گیر کردند و این دو را نجات دادند اما ابن‌عباس با تدبیرش مانع از خون ریزی در شهر مکه شد. تحت مراقبت سپاه [[مختار]]، ابن‌عباس و محمد حنفیه به [[منا]] و [[طائف]] رفتند و ابن‌عباس چندی بعد در سال ۶۸ هجری/۸–۶۸۶ میلادی در آنجا درگذشت.<ref name="EI"/>
 
دانشنامه اسلام بر این باور است که گرچه قضاوتهایی که کائتانی و لامنز در مورد ابن‌عباس می‌کنند، با جایگاه و شانش در امت اسلامی در تناقض است، اما از دیدگاه منطق هم می‌توان دیدگاه این دو را رد نمود (بین تاریخ اسلامی- مسیحی و روایات منسوب به محمد که حدیث نامیده می‌شوند، تفاوت وجود دارد) و همین اشکالات را می‌توان به دیدکاه لامنز نیز گرفت.<ref name="EI"/>
کاربر گمنام