تفاوت میان نسخه‌های «اقتصاد مهندسی»

جز
 
سیستم های تحلیل از طریق مختلف در پی بدست آوردن شیوه برخورد با مشکلات می باشند که عبارتند از کشف علمی و اصولی اهداف،راه حل ها، فرضیات،موازین و خطراتی که در کل بعنوان یک سیستم جامع محسوب می شوند. این نحوه تحلیل،مناسبات مشترکی که تشکیل دهنده یک سیستم می باشند را آشکار می نماید. دامنه وسعت تعریف یک سیستم به اندازه ای است که شخص می تواند آن را به یک اداره، یک سازمان (در مفهوم کلی آن)، یک اقتصاد ملی و در کل به جهان اطلاق نماید.سیستم های تحلیل در اصل، استفاده از مفاهیم اقتصادی بسیار ظریف و قدیمی و راه حل تعیین شده برای مشکلات را شامل می شوند که عموما در برگیرنده استفاده از بعضی از ابزارهای تحلیلی هستند، مانند: مفاهیم جانبی تحلیل و تکنیکهای بهینه سازی برای تعیین راه حل های برتر، کاربردپذیری و تصمیم گیری تئوری برای مشخص کردن و تعریف موقعیت های کاملا مطلوب و میزان کارآیی تحلیل برای بررسی و تحقیق اعتبار و درستی نتایج. یک سیستم تحلیل کارآمد، چه با تکنیکهای پیچیده سطح بالا و چه در سطوح معمولی، سیستمی است که به دقت،نتایج مهم و بحث و راه حل ها را شناسایی می کند و هزینه ها و سودهای مختلف هر طرح را به شیوه ای مستدل برای افراد مسئول در جهت آخرین تصمیم گیری ها شرح می دهد.
 
پنج محور اصلی در یک سیستم تحلیل به شرح زیر می باشند
۱-شرح اهداف
۲-فرمول بندی معیارهای تاثیرپذیر
۳-ارائه راه حل ها
۴-ارزیابی راه حل ها
۵- انتخاب راه حل ها.
 
نکات پوشیده ای در چگونگی استفاده از سیستم های تحلیل وجود دارد. با افزایش میزان وسعت یا عرصه عمل سیستم،تعداد فاکتورهای متغییر یا پارامترها افزایش می یابند، از اینرو تشخیص محدوده سیستم حائز اهمیت است. گسترش دامنه سیستم های تحلیل همراه با دید جزئی نسبت به پروژه برای دستیابی به برآوردها و ارزیابی ها، در بسیاری از شرایط که بدون تردید به آسانی قابل تقلیل نمی باشد (و در راه حل ها نقش اساسی دارند) در تصمیم گیری ضروری است.
 
== منابع ==
۵۵

ویرایش