تفاوت میان نسخه‌های «گشتالت»

۶۹ بایت اضافه‌شده ،  ۱ سال پیش
جز
بدون خلاصه ویرایش
جز (اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه، replaced: تاکید ← تأکید ، آنها ← آن‌ها با ویرایشگر خودکار فارسی)
جز
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه ویرایش‌گر دیداری
'''گشتالت''' {{آلمانی|Gestalt}} نام یک مکتب در روانشناسی و نام گروهی کوچک از روانشناسان [[آلمان|آلمانی]] پیرو این مکتب در [[قرن هجدهم]] است که نظریات [[ماکس ورتایمر]] را مبنای کار خود در زمینه بررسی [[یادگیری]] قرار دادند.
 
بنیانگذاران این نهضتنهضت، [[ماکس ورتایمر]] (۱۹۴۳–۱۸۸۰) و دو همکار دیگرش به نام‌های [[ولفگانگ کهلر]] (۱۹۶۷–۱۸۸۷) و [[کورت کافکا]] (۱۹۴۱–۱۸۸۶) بودند و احتمالاً این نهضت پس از انتشار مقاله [[ماکس ورتایمر]] دربارهٔ حرکت آشکار در ۱۹۱۲ شکل گرفت.
 
== نظریه گشتالت ==
گشتالتگشتالت، در آلمانی به معنای «شکل و هییتهیئت» (configuration) یا شکل (form) است. روانشناسان گشتالت معتقد بودند که گرچه تجربه‌های روانشناختی از عناصر حسی ناشی می‌شوند، اما باخود این عناصر تفاوت دارند. [[روانشناسان گشتالت]] معتقد بودند که یک ارگانیزمارگانیزم، چیزی به تجربه می‌افزاید که درداده‌هایدر داده‌های حسی وجود ندارد و آن‌ها آن چیز را سازمان (organization) نامیدند و همانطور که بیان شد گشتالت در آلمانی به معنی سازمان است. طبق نظریه گشتالتگشتالت، ما دنیا را در کل‌های معنی‌دار تجربه می‌کنیم و محرک‌های جداگانه را نمی‌بینیم و کلاً هرآنچه می‌بینیم محرک‌های ترکیب یافته در سازمان‌ها (گشتالت‌ها) یی است که برای ما معنی دارند.
 
طبق این نظریهنظریه، '''کلکلِ چیزیچیزی، متفاوت از مجموع اجزای آن است'''. برای مثال ما با گوش فرادادن به نت‌های مجزای یک ارکستر سمفونیسمفونی، قادر به درک تجربه گوش دادن به خود آن نیستیم و در حقیقت موسیقی حاصل از ارکستر چیزی فراتر از مجموع نت‌های مختلفی است که توسط نوازندگان مختلف اجرا می‌شود. آهنگآهنگ، دارای یک کیفیت منحصر به فرد ترکیبی است که با مجموع قسمت‌های آن متفاوت است.
 
== افراد منتقد این نظریه ==
«موریس مرلو پونتی» نخستین پایان‌نامه دکتری خود را که گزارشی انتقادی از نظریه روان شناختی با تأکید خاص بر نظریه گشتالت بودبود، ارائه داد.
 
== چگونگی شکل‌گیری نظریه گشتالت ==
[[ماکس ورتایمر|مکس ورتایمرورتایمر،]] درهنگام راهتعطیلات، تعطیلاتزماني هنگامكه مسافرتدر سفري با قطار به شهر [[راینلاند|رایلند]]، در حركت بود، به یک اندیشه تازه دست یافت. او دریافت که اگر دو نور متفاوت با نرخ معینی خاموش و روشن شوند، در بیننده این تصور را ایجاد می‌نمایند که این تنها یک نور است که به عقب و جلو می‌رود (درست همانند آنچه که در کارتون‌های انیمیشن اتفاق می‌افتد و ما بادیدن پشت سرهم چند نقاشی تصور می‌کنیم که یک موجودیت واحد در حال تحرک را می‌بینیم). وی پس از این تجربهتجربه، قطار را ترک نمود و یک [[چرخش‌نما]] (stroboscope) خریداری نمود و در اتاقی که برای اقامت کرایه کرده بود با آن تعداد زیادی آزمایش انجام داد. او دریافت که در صورتی که چشمچشم، محرک را به طریق معینی ببیند در شخص تصور حرکت ایجاد می‌شود و این را [[پدیده فای]] نامید. این کشف تأثیری عمیق برتاریخبر تاریخ روانشناسی به جای نهاد. اهمیت پدیده فای در این است که این پدیده با عناصری که آن را به وجود می‌آورندمی‌آورند، فرق دارد. احساس حرکتحرکت، توسط بررسی هر یک از دو نوری که خاموش یا روشن می‌شوندمی‌شوند، قابل تبیین نخواهد بود. تجربه حرکتحرکت، به نحوی از ترکیب عناصر به دست می‌آید. .
 
== منابع ==
۶۷

ویرایش