تفاوت میان نسخه‌های «اگزیستانسیالیسم»

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ۱ سال پیش
با فرض حسن نیت: خنثی‌سازی ویرایش 25549871 توسط 80.191.70.126 (بحث): به خود مقاله نمی‌توان پیوند داد. پیوند اومانیسم حفظ شد
(با فرض حسن نیت: خنثی‌سازی ویرایش 25549871 توسط 80.191.70.126 (بحث): به خود مقاله نمی‌توان پیوند داد. پیوند اومانیسم حفظ شد)
برچسب: خنثی‌سازی
=== بعد از جنگ جهانی دوم ===
در پی [[جنگ جهانی دوم]]، اگزیستانسیالیسم بدل به جنبش فلسفی و فرهنگی مشهور و قابل توجهی گردید، به ویژه در بین مخاطبین عامهٔ دو نویسندهٔ فرانسوی: [[سارتر]] و [[کامو]]، که مقالات تئوری آن‌ها همچون رمان‌های پرفروش، نمایشنامه‌ها و مجلات پرطرفدارشان در بین مخاطبین جایگاه مهمی پیدا کرده بود. در همین سال‌ها کتاب [[هستی و زمان]] [[هایدگر]] در خارج از [[آلمان]] به شهرت رسید.
[[سارتر]] در رمان [[تهوع]] (۱۹۳۸)، مجموعه داستان کوتاه «دیوار» (۱۹۳۹)، مفاهیم اگزیستانسیالیسم را دستمایه قرار داد و در [[هستی و نیستی]] (۱۹۴۳) اصول فلسفهٔ خویش را بیان نمود. اما دو سال بعد از آزادی [[پاریس]] از اشغال نیروهای [[آلمان|آلمانی]] او و هم قطاران نزدیکش ([[کامو]]، [[سیمون دوبوار]]، [[موریس مرلوپُنتی]] و… - به عنوان پرچم داران جنبشی که اگزیستانسیالیسم خوانده می‌شد؛ شهرت جهانی یافتند. در مدت زمانِ بسیار کوتاهی، [[کامو]] و [[سارتر]] بطور خاص، به رهبران [[روشنفکران فرانسهٔ پس از جنگ]] بدل گشتند و با پایان سال ۱۹۴۵ شهرتی فراگیر در بین مخاطبین بدست آوردند. [[کامو]] ویراستار روزنامهٔ بسیار محبوب دست چپی (مقاومت فرانسهٔ سابق)، «کُمبت» بود؛ [[سارتر]] مجلهٔ چپ خود را با نام «لُتامپ مدرن» راه انداخت و دو هفته بعد سخنرانی پر سر و صدا در باب [[«اگزیستانسیالیسم]] و [[اومانیسم]]» در ملاقات‌های فشردهٔ «کلاب متنو» ایراد نمود. [[دوبوار]] در جایی می‌نویسد: «هفته‌ای نبود که روزنامه‌ها در مورد ما بحث نکنند»، اگزیستانسیالیسم «اولین پیام‌آور شوق پس از جنگ» شده بود.
تا پایان سال ۱۹۴۷، نمایشنامه‌ها و رمان‌های قدیمی [[کامو]] تجدید چاپ شده بودند. نمایشنامهٔ جدید وی [[کالیگولا]] اجرا شده بود و رمان [[طاعون]] [[کامو]] منتشر شد. دو رمان اول از سه‌گانهٔ «راه آزادی» [[سارتر]] و «خون و دیگران» [[دوبوار]] پدیدار شده بودند. آثار [[سارتر]] و [[کامو]] هم چنین به زبان‌های دیگر نیز ترجمه گشتند. اگزیستانسیالیست‌های [[پاریس|پاریسی]] شهرت جهانی پیدا کرده بودند.
[[سارتر]] در سال ۱۹۳۰ به [[آلمان]] سفر کرد تا نزد [[ادموند هوسرل]] و [[مارتین هایدگر]] به مطالعهٔ [[پدیدارشناسی]] بپردازد و در مقالهٔ اصلی اش [[هستی و نیستی]]، نقدهایی بر آثار آن‌ها نگاشت. افکار [[هایدگر]] از طریق استفادهٔ [[الکساندر کُجوه]]، در مجموعه سخنرانی‌های وی در [[پاریس]] در دههٔ ۱۹۳۰، حول شرح عقاید [[هگل]]، برای حلقه‌های فلسفی [[فرانسه]] به موضوعی آشنا تبدیل شده بود. سخنرانی او بسیار اثرگذار بود و در میان جمعیت نه تنها [[سارتر]] و [[مرلوپُنتی]]، بلکه [[ریمون کنو]]، [[آندره برتون]]، [[ژرژ باتای]]، [[لوئی آلتوسر]] و [[ژاک لاکان]] حضور داشتند. گزیده‌ای از [[هستی و زمان]] [[هایدگر]] به فرانسوی در سال ۱۹۳۸ منتشر شد و به مرور زمان مقالات وی به مجلات فلسفی فرانسوی راه پیدا کردند.