غلام ژاندارم: تفاوت میان نسخه‌ها

(افزودن عکس پوستر به مقاله فیلم)
 
== داستان ==
گروهي ياغي به رهبري اكبر گرگ به قتل و غارت مردم مشغولند. تفنگچي ماهري به نام داش غلام و دوستش سهراب رو در روي آنها قرار مي گيرند. داش غلام كه از بهارك، دختر كدخدا، مراقبت مي كند ستار، پسر گرگ، را با خود همراه مي كند. پس از سال ها بهارك و ستار بزرگ و به هم علاقمند مي شوند. گرگ و افرادش داش غلام و ستار و بهارك را دستگير مي كنند و از بهارك هتك حرمت مي كنند. داش غلام و ستار مي گريزند و ستار با گروهي ژاندارم بازمي گردد. جنگ و گريز داش غلام و گرگ ادامه مي يابد تا اين كه غلام با گلوله ي گرگ زخمي مي شود و قبل از اين كه تير خلاص به او شليك شود ستار و ژاندارم ها سر مي رسند. گرگ با گلوله اي كه بهارك به سوي او شليك مي كند كشته مي شود، و غلام قبل از مرگ ستار را سراغ بهارك مي فرستد.
گروهی یاغی به رهبری اکبر گرگ به قتل و غارت مردم مشغولند...غلام بابازی ناصر ملک مطیعی که آرزوی ژاندارم شدن دارد از یک دختر بی سرپرست نگهداری می‌کند در یک ماجرا فرزند گرگ به اسارت او در می اید و او را اهلی کرده و مانند فرزندش بزرگ می‌کند . فرزند گرگ به دختر علاقمند می‌شود اما با دخالت گرگ وبقیه اشرار در نهایت درگیری می‌شود دختر و غلام کشته می‌شوند اما غلام تا اخرین لحظه منتظر امدن قزاق قد بلند(رضا شاه است) تا به او مقام ژاندارمی را اهدا کند.
استعاره ابتدای فیلم که مرتب بنا به ماده قانون غلام را ازار میدهند و پاسخ او که اینها که همه ماده شد پس نر قانون کجاست کنایه از بی تفاوتی و ناتوانی قانون در احقاق حق است.
 
== بازیگران ==
۲۴۳

ویرایش