باز کردن منو اصلی

تغییرات

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است.، ۵ ماه پیش
نیاز به منبع دارد
 
هنگامی ساواک مرکز از سفر احمد خبردار می‌شود که تلفنگرام فوری از ساواک همدان بدین شرح می‌رسد:
«روز گذشته سید احمد خمینی فرزند آیت‌اللهروح‌الله خمینی از [[عراق]] وارد و … در منزل [[شهاب الدین اشراقی]] سکونت اختیار نموده‌است.»{{مدرک}}
 
در ذیل همین تلفنگرام، ساواک کل در مرکز می‌نویسد:
«آقای صابری به ساواک قم بنویسید. این شخص در هفته گذشته از عراق به قم مراجعت نموده و پس از ورود به قم جهت ملاقات اشراقی به همدان رفته، ضمن اینکه ساواک قم در این زمینه اطلاعی نداده، این فعالیتها را نموده – دستور مراقبت بدهید. اعمال وی دقیقاً تحت نظر باشد هدف از آمدن وی روشن گردد.»{{مدرک}}
 
متعاقب این گزارش و دستورالعملهای بعدی، ساواک قم، مراقبت از منزل امامخمینی و رفتارهای احمد را افزایش می‌دهد. اما چند ماه پس از این دوباره احمد مخفیانه از مرز عبور می‌کند و این بار نیز ساواک در هنگام بازگشت او، در مرز از سفر وی خبردار می‌شود.{{مدرک}}
 
احمد در نخستین اقامتش در نجف در سال ۴۴ و ۴۵) تکمیل آموزش دینی نزد پدر و برادرش را ادامه داد و حدود ۵ ماه بعد مخفیانه به ایران آمد. در مسیر بازگشت در [[مرز خسروی]] بازداشت و به سازمان امنیت آنجا منتقل شد و اسناد و در پرونده‌های ساواک نشان می‌دهند او در بازجوییهایش مأمورین را فریب می‌دهد و هویتش در مرز برای ساواک شناخته نمی‌شود و پس از آزادی، از طریق [[کرمانشاه]] و [[همدان]] راهی قم می‌شود.{{مدرک}}
 
احمد پس از بازگشت از عراق، به تحصیل علوم دینی و دیدار از [[خانواده‌های]] زندانیان و تبعیدیان و انتقال پیامها و سفارشهای امام به منسوبین و مبارزین و نمایندگان شرعی امامخمینی در ایران و تنظیم امور بیت امامپدرش در قم، می‌پرداخت. در پایان سال ۱۳۴۵ دوباره عازم عراق می‌شود و این بار مخفیانه از طریق خرمشهر به آن سوی مرز می‌رود و پس از یک هفته، خود را به نجف می‌رساند.
در همین سفر است که او رسماً به سلک روحانیت درمی آید و «[[عمامه]]» را، بدست پدرش بر سر می‌نهد.
 
سومین سفر در سال ۱۳۵۲ صورت پذیرفت و او سخنهای فراوانی با پدر، از انتقالِ مسائل نهضت گرفته تا طرح سؤالات مربوط به دروس علمی و طرح مسائل حوزه‌ها و غیره داشت که در این سفر بازگو نمود، و در [[لبنان]] با [[امام موسی صدر]] مسائل منطقه و وضعیت شیعیان و مبارزه‌ای که در پیش روی داشتند را به ارزیابی نشست و در تماس با [[مصطفی چمران]] و عناصر مبارز دیگر پیگیری اهداف نهضت امام در آن سامان را به بحث گذاشت و مدت اندکی نیز در پایگاه نظامی شهید چمران آموزش نظامی دید{{مدرک}} و در اواخر سال ۱۳۵۲ به ایران بازگشت.
 
بعد از مرگ [[سید مصطفی خمینی]]، بیت و دفتر روح‌الله خمینی در [[نجف اشرف]] با بهره‌مندی از احمد که تجربهٔ طولانی مبارزه و سامان دهی ارتباط‌ها، و مدیریت منزل روح‌الله خمینی در قم در سالهای پس از تبعید روح‌الله خمینی را با خود داشت، به سرعت تبدیل به کانونی مطمئن برای پاسخگویی به نیازهای ارتباطی نهضت و رهبری آن گردید. احمد در نجف توانست خلأ وجود مصطفی را پر کند و حامل پیامهای پی در پی پدرش و نقطهٔ اتصال [[شبکهٔ گسترده]] ارتباطها بود. وی در سالهای اقامت در عراق دوستانی پیدا کرد که در پیشبرد انقلاب اسلامی ایران نقش برجسته‌ای داشتند از آن جمله می‌توان به محمد منتظری فرزند آیت‌الله حسینعلی منتظری یا شیخ [[محمدحسین شریعتی|محمد حسین شریعتی]] اردستانی مشهور به شیخ الشریعه مشاور مورد اعتماد سید احمد خمینی و بیت آیت‌الله خمینی در قبل و بعد از انقلاب اشاره کرد.<ref>{{یادکرد وب| نشانی =http://www.imam-khomeini.ir/fa/c2721/منتسبین/سید_احمد_خمینی/رسالت_تاریخی_پس_از_دستگیری_و_تبعید_امام | عنوان = رسالت تاریخی پس از دستگیری و تبعید امام | ناشر = پرتال امام خمینی | زبان = فارسی}}</ref>
۳۹۰

ویرایش