تفاوت میان نسخه‌های «علی النقی»

جز
جز
جز (تمیزکاری با ویرایشگر خودکار فارسی)
|فرزندان = [[حسن عسکری|حسن]] (جانشین)، [[جعفر کذاب|جعفر]]، حسین، [[امامزاده سید محمد (بغداد)|محمد]]، [[عایشه دختر هادی|عایشه]]
}}
'''علی بن محمد بن علی''' (به عربی مُحَمَّد بن علی الهادی؛ زادهٔ ۱۵ذی‌الحجه ۲۱۲ [[گاه‌شماری هجری قمری|هجری]] در صریا مدینه – درگذشتهٔ ۳رجب ۲۵۴ هجری) معروف به '''علیّ النقی''' و '''هادی؛''' فرزند جواد و سمانه، امام دهم [[امام]] [[شیعه|شیعیان]] بعد از پدرش [[محمد تقی|جواد]] و قبل از [[حسن عسکری]] می‌باشد.<ref>{{پک|Madelung|2011|ف=ʿAlī Al-Hādī|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> او تا سن ۳۰سالگی در مدینه مشغول تدریس بود تا اینکه [[متوکل|متوکل عباسی]] او را به بغداد فراخواند. در بغداد با ۶ خلیفه عباسی همدوره بود و بوسیله آنان و جانشینانِ خلیفه مدام تحت فشار بود تا اینکه عاقبت، به تحریک [[معتز|معتز عباسی]] در سال ۲۵۴ هجری (۸۶۸ میلادی) مسموم شده و در [[سامرا]]، جایی که بعداً فرزندش [[حسن عسکری]] هم دفن شد، به خاک سپرده شد.<ref>{{پک|Madelung|2011|ف=ʿAlī Al-Hādī|ک=Iranica|زبان=en}}</ref><ref name="Tabatabai3">{{cite book|title=Shi'ite Islam|last1=Tabatabai|first1=Sayyid Muhammad Husayn|authorlink=Allameh Tabatabaei|publisher=SUNY press|others=Translated by [[Seyyed Hossein Nasr]]|year=1997|isbn=0-87395-272-3|pages=183–184}}</ref><ref>{{پک|Madelung|2011|ف=ʿAlī Al-Hādī|ک=Iranica|زبان=en}}</ref><ref name="chittick3">{{cite book|title=A Shi'ite Anthology|last1=Tabåatabåa'åi|first1=Muhammad Husayn|date=1981|publisher=State University of New York Press|others=Selected and with a Foreword by [[Muhammad Husayn Tabataba'i]]; Translated with Explanatory Notes by [[William Chittick]]; Under the Direction of and with an Introduction by [[Hossein Nasr]]|isbn=978-0-585-07818-2|page=139}}</ref><ref name="Momen3">{{cite book|title=An Introduction to Shi'i Islam|last=Momen|first=Moojan|publisher=Yale University Press|year=1985|isbn=978-0-300-03531-5|pages=43–44}}</ref>
 
زندگی او مصادف با ضعف [[خلافت عباسیان|عباسیان]]<ref>{{پک|Algar|2001|ک=Imam Muhammad al-Jawad al-Taqi (a) and Imam 'Ali al-Hadi (a)|ص=4:55|زبان=en}}</ref> بود. از او رساله‌ای در [[جبر (فلسفه)|جبر و اختیار]] و چند [[زیارت]] نقل شده‌است. منابع شیعی و سنی<ref>{{یادکرد وب|کد زبان=fa-IR|وبگاه=مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر - عج|نشانی=http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=9203|عنوان=دیدگاه بزرگان اهل سنت، پیرامون شخصیت حضرت امام هادی (سلام الله علیه)|بازبینی=2018-12-09}}</ref><ref>{{یادکرد وب|وبگاه=www.adyannet.com|نشانی=https://www.adyannet.com/fa/news/15333|عنوان=امام هادی (علیه السلام) در تاریخ اهل سنت {{!}} پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب|بازبینی=2018-12-09}}</ref> کرامات بسیاری را به او نسبت می‌دهند.
 
=== در سامرا ===
پس از اینکه [[متوکل]] عباسی به خلافت رسید، حاکم [[مدینه]]، عبدالله بن محمد بن داود هاشمی، نامه‌ای به او نوشته هشدار داد که هادی پولهایی از شیعیان دریافت کرده که بوسیله آن‌ها می‌تواند اسلحه بخرد و در شورش علیه خلیفه استفاده کند.<ref>{{پک|Madelung|2011|ف=ʿAlī Al-Hādī|ک=Iranica|زبان=en}}</ref><ref>{{پک|Algar|2001|ک=Imam Muhammad al-Jawad al-Taqi (a) and Imam 'Ali al-Hadi (a)|ص=49:30-50:00|زبان=en}}</ref><ref>حمید الگار منبع این پول را خمس پیروان و سلاح‌ها را یادگارهای اجداد علی النقی می‌داند.</ref> هادی وقتی از این نامه مطلع شد، در دفاع از خودش نامه‌ای برای متوکل فرستاد و ضمن رد اتهامات، متقابلاً از حاکم مدینه شکایت کرد.<ref>{{پک|Madelung|2011|ف=ʿAlī Al-Hādī|ک=Iranica|زبان=en}}</ref><ref name="TabatabaiTabatabai3">{{cite book|title=Shi'ite Islam|last1=Tabatabai|first1=Sayyid Muhammad Husayn|authorlink=Allameh Tabatabaei|publisher=SUNY press|others=Translated by [[Seyyed Hossein Nasr]]|year=1997|isbn=0-87395-272-3|pages=183–184}}</ref><ref>{{پک|Madelung|2011|ف=ʿAlī Al-Hādī|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> متوکل در پاسخ حاکم مدینه را از مقامش عزل کرده، هادی را از بالاترین احترام و اعتماد خود مطمئن کرد؛ با این حال از او خواست با خانواده و خدمه به سامرا نقل مکان کند.<ref>{{پک|Madelung|2011|ف=ʿAlī Al-Hādī|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> متوکل [[یحیی بن هرثمه]] را به مدینه فرستاد تا هم دربارهٔ اتهامات وارده به هادی تحقیق کند و هم مأمور انتقال وی به [[سامرا]] شود. در مدینه، یحیی خانه علی النقی را بازجویی کرد اما چیزی جز نسخه‌هایی از قرآن و کتب مذهبی دیگر کشف نکرد. گفته می‌شود که پس از نزدیک شدن هادی به بغداد، جمعیت زیادی به استقبالش آمدند. فرماندار شهر، اسحاق بن ابراهیم طاهری شخصاً به ملاقات او آمده تا پاسی از شب نزدش ماند. در سامرا اما خلیفه فوراً او را به حضور نپذیرفت ولی خانه [[خزیمه بن حازم]]<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=اثبات الوصیه للامام علی بن ابی‌طالب (مسعودی)|نام خانوادگی=مسعودی|نام=علی بن حسین|ناشر=انتشارات انصاریان|سال=|شابک=|مکان=|صفحات=ص 228}}</ref> برای اقامتش تعیین کرد.<ref>{{پک|Madelung|2011|ف=ʿAlī Al-Hādī|ک=Iranica|زبان=en}}</ref><ref name="MomenMomen3">{{cite book|title=An Introduction to Shi'i Islam|last=Momen|first=Moojan|publisher=Yale University Press|year=1985|isbn=978-0-300-03531-5|pages=43–44}}</ref><ref name="Moezzi" /><ref name="Donaldson" /><ref>{{پک|Madelung|2011|ف=ʿAlī Al-Hādī|ک=Iranica|زبان=en}}</ref><ref>{{harvnb|Qarashi|2007|pp=386–388}}</ref>
 
{{گاهشمار زندگی علی النقی}}
== سرگذشت ==
=== اجداد ===
{{Ahnentafel-compact5|[[علی النقی|علی هادی]]|[[محمد تقی|محمدجواد (تقی)]]|[[سمانه مغربیه|سیده سمانه مغربیه]]|[[علی بن موسی الرضا|علی رضا]]|[[سبیکه|سبیکه خیزران]]|8=[[موسی کاظم]]|9=[[نجمه خاتون|ام‌البنین نجمه]]|16=[[جعفر صادق]]|17=[[حمیده|حمیده البربریه]]}}
 
=== همسران و فرزندان ===
 
=== اقدام متوکل برای تحقیر علی النقی و مرگ متوکل ===
گفته می‌شود [[متوکل]] در مواجهه با هادی مبادی آداب بود و گاهی قضاوتش را به قضاوت فقهای دیگر ترجیح می‌داد با این حال نمی‌توانست دست از آزار او بردارد، و حتی سعی کرد او را از بین ببرد.<ref name="TabatabaiTabatabai3" /><ref name="MomenMomen3" /> متوکل بر موقعیت و احترام هادی در بین مردم رشک می‌ورزید و سعی داشت او را در نظر مردم پایین بیاورد. وزیر متوکل نصیحتش کرد تا از اینکار صرف نظر کند، چون مردم او را به برای اینکار سرزنش خواهند کرد. متوکل، اما، توجهی به نظر وزیر نکرد.<ref>Qarashi2007p.416</ref> برای تحقیر هادی، دستور داد هادی به همراه دیگر هاشمیان و متنفذان حکومتی (به این دلیل که مشخص نشود مقصود متوکل شخص هادی بوده‌است) از اسب پیاده شده در رکاب خلیفه و [[فتح بن خاقان]]، که سوار بر اسب بودند، حرکت کنند. زورق، پرده دار متوکل، نقل می‌کند که وقتی چشمش به هادی افتاد که زیر آفتاب سوزان تابستان از خستگی راه نفس می‌زد و عرق می‌ریخت، به او نزدیک شده تا به او دلداری دهد. زورق گفت: "منظور پسر عمویتان (متوکل) شخص شما نبوده و ایشان قصد ندارد به شما آزار برساند…" هادی نگاهی به زورق انداخته، از او خواست ادامه ندهد. بعد این آیه قرآن را قرائت کرد که: ''سه روز در خانه‌هایتان بهره برید [تا عذاب فرا رسد]. این وعده‌ای بی‌دروغ است''(قرآن ۱۱:۶۵) وعدهٔ عذاب در این آیه به آیه قبل (۱۱:۶۴) برمی‌گردد که خطاب به مردم ستم پیشه نازل شده‌است. زورق اینطور ادامه می‌دهد که او معلم شیعه‌ای داشت که از دوستان نزدیکش بود. به محض رسیدن به خانه به دنبالش فرستاد. وقتی معلم آمد، زورق آنچه از هادی شنیده بود با او در میان گذاشت. معلم رنگ باخته از زورق خواست تا هر آنچه نزد خلیفه دارد از او طلب کرده جایی پس‌انداز کند، چون متوکل در عرض سه روز از دنیا خواهد رفت یا کشته خواهد شد. زورق نقل می‌کند که "پس از رفتن معلم مردد بودم به توصیه اش عمل کنم یا خیر؛ که فکر کردم چیزی از دست نخواهم داد اگر جانب احتیاط را رعایت کنم. اگر حرفش درست از آب دربیاید پیش بینی‌های لازم را کرده‌ام اما اگر نادرست باشد، چیزی از دست نداده‌ام. به خانهٔ خلیفه رفتم و تمام پس اندازم را گرفتم و آن‌ها را نزد یکی از آشناهایم به امانت گذاشتم.<ref>{{harvnb|Qarashi|2007|p=416}}</ref> سه روز بعد متوکل طی توطئه‌ای ترور شد. پسرش [[منتصر]] از جملهٔ توطئه گران بود."<ref>{{harvnb|Qarashi|2007|p=421}}</ref>
 
روایت مشابهی می‌گوید که هادی در زندان متوکل مرگ خلیفه را پیش‌بینی کرده‌است.<ref>{{پک|Madelung|2011|ف=ʿAlī Al-Hādī|ک=Iranica|زبان=en}}</ref>
[[پرونده:Al Askari Mosque.jpg|300px|بندانگشتی|آرامگاه|جایگزین=]]
 
[[ویلفرد مادلونگ|مدلانگ]] از قول [[شیخ صدوق]] نقل می‌کند که هادی به دستور [[متوکل]]، یا [[ابوالعباس محمد معتمد|معتمد]] مسموم شد، گرچه هیچ‌یک از این دو در زمان مرگ او خلیفه نبودند.<ref>{{پک|Madelung|2011|ف=ʿAlī Al-Hādī|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> به نوشته [[محمد حسین طباطبایی|طباطبایی]]، اما، علی بن محمد به دستور [[ابوعبدالله محمد معتز|معتز]] که در آن زمان خلیفه بود مسموم شد. --- تاریخ مسمومیتش را را ۳ رجب سال ۲۵۴ قمری در سن ۴۱ سالگی و بعد از سی و سه سال امامت ذکر می‌کنند.<ref name="TabatabaiTabatabai3" /><ref name="EoI" />
 
معتز، برادرش ابو احمد موفق را برای هدایت نماز میت فرستاد، اما به دلیل شور و غوغای جمعیت زیادی که در عزاداری اش حضور به هم رسانده بودند، بدن امام به خانه‌اش برگردانده شده در حیاط آنجا به خاک سپرده شد.<ref name="Donaldson" /><ref>{{پک|Madelung|2011|ف=ʿAlī Al-Hādī|ک=Iranica|زبان=en}}</ref><ref name="Donaldson" />
 
پسرش ابوجعفر، که برخی او را جانشین پدر می‌دانستند پیش از او از دنیا رفت. [[حسن بن علی (عسکری)|حسن]]، و [[جعفر کذاب|جعفر]] دو پسر دیگر امام بودند که از میان آن‌ها حسن عهده‌دار مقام امامت پس از پدر شد.<ref name="Donaldson" /><ref>{{پک|Madelung|2011|ف=ʿAlī Al-Hādī|ک=Iranica|زبان=en}}</ref> بنا به اعتقاد شیعیان علی النقی، ضمن رد جانشینی فرزند بزرگش محمد، جانشینی حسن را حتی قبل از تولد او به شیعیان گوشزد کرده‌است.<ref>[http://lib.hadith.ac.ir/?page=showarticle&articleid=1317 کتابخانه الکترونیکی علوم حدیث<!-- عنوان تصحیح شده توسط ربات -->]</ref> شیعیان همچنین معتقدند بر جنازه وی پسرش حسن نماز گذارده‌است و در اعتقاد شیعه بر جنازه امام معصوم، تنها جانشین او نماز می‌گذارد.{{مدرک}} باب او [[محمد بن عثمان]] العمری بود که پدرش [[عثمان بن سعید]] وکیل و باب امامان هشتم و نهم بود.
{{شجره‌نامه حسن بن علی}}
{{شجره‌نامه حسین بن علی}}
 
[[رده:امامان دوازده‌گانه|*۱۰]]
[[رده:امامان سده ۹ (میلادی)]]