تفاوت میان نسخه‌های «محله بهداشت»

 
<br />
 
== بازیگران ==
 
بازیگران
{| class="wikitable"
! style="background:#E6E6FF;" |نام بازیگر
! style="background:#E6E6FF;" |نقش
! style="background:#E6E6FF;" |توضیحات
! colspan="3" style="background:#E6E6FF;" |برخی از شعرهای «محله بهداشت»
|-
| rowspan="2" |[[فردوس کاویانی]]
(پدر بزرگوار)
|پدر پسر باهوش یونانی. او در «محله برو بیا» نیز حضور داشت و بیشتر مواقع نمی توانست پاسخ سوالات پسر باهوش اش را بدهد.
|-
| rowspan="25" |درس امروز بچه ها
|پزشک محله
|پزشک محله که حسین آقا (بقال محله) به او خانه اجاره داده بود و سعی داشت خانه را به مطب تبدیل کند.
فردوس کاویانی در «محله برو بیا» پاسبان راهنمایی و رانندگی بود. به همین دلیل بچه ها در «محله بهداشت»
 
او را «سرکارِ پزشکِ محله» خطاب می کردند.
|-
| rowspan="2" |[[محمود جعفری (بازیگر)|محمود جعفری]]
|زورو
|زورو در «محله برو بیا» علاقه داشت دیگران فکر کنند او علیه زور و جرم و بی قانونی می جنگد و انسان ها را نجات می دهد.
همیشه در زمان رخداد مشکلات وقتی کسی به او نیاز داشت اما فرار را بر قرار ترجیح میداد، و به همین سبب کسی دوستش نمیداشت.
 
هیچوقت دست راست اش را از چپ نیز تشخیص نداد. در «محله بهداشت» هم نقشش چندان متفاوت از قبل نبود.
|-
|مجتبی
|کودکی در «محله بهداشت»
|-
|[[مرتضی ضرابی]]
|سوپرمن
|سوپرمن اصلا سوپرمن نبود!
|-
| rowspan="3" |[[رضا ژیان]]
|کیمیاگر اعظم
(اَبَوی جان)
|کیمیاگر اعظم که پسرش (سَبَبی) او را « اَبَوی» خطاب می کرد.
|-
|دکتر آرتیموس یونانی
|تلاش می کرد نمایش دهد که فقدان سلامتی خوب نیست و به آموزش مطالب پزشکی به زبان ساده می پرداخت.
پدر و پسر عزیزوار اورا «آرتیموس عزیزوار» خطاب می کردند.
|-
|آقای تابلوکار
(رجب آقا)
|آقای تابلوکار، درخت کار قدیمیِ آقای شمعدانیِ «محله برو بیا»، که در «محله برو بیا» عقیده داشت باید جای
درخت تابلو کاشته شود، اکنون به نظافت شهر می پردازد و به تبلیغ بهداشت و ورزش می پردازد.
|-
| rowspan="3" |[[حمید جبلی]]
|پسر کیمیاگر اعظم
(سَبَبی جان)
|پسر کیمیاگر اعظم که پدرش او را « سَبَبی» خطاب می‌کرد. او در فراگیری علم کیمیاگری بسیار بی استعداد بود.
|-
|
|گاهی در نقش یک پیرمرد نیز ظاهر می شد
|-
|عباس
|معروف به عباس بی دندون، کودکی در «محله بهداشت»
|-
| rowspan="4" |[[اکبر عبدی]]
|بشر اولیه
|بشر اولیه در جنگل زندگی می کرد و سعی می کرد قانون جنگل را توصیف کند. در «محله برو بیا» شیری در جنگل
هر از گاهی در نزدیکی خانه اش نعره می‌ زد و او همیشه واهمه داشت که سرانجام طعمه شیر خواهد شد.
 
در «محله بهداشت» با شیر اما دوست شدند.
|-
|گروهبان گارسیا
|گروهبان گارسیا ملقب به «گروهبان عمو گارسیا» در تلاش بود تا زورو را دستگیر کند و در ازای تحویل زرورو به قانون جایزه دریافت کند.
جایزه ای که به خاطرش تلاش می کرد تا زورو را دستگیر کند «یک حوله ی حمام نو» بود!
|-
|
|گاهی در نقش یک لوتی عصبی نیز ظاهر می شد
|-
|حسن
|کودکی در «محله بهداشت»
|-
|[[حسین پناهی]]
|پسر بشر اولیه
|مسافرِ کوچولویِ اولیه که در پی یافتن حمام و در آرزوی گرفتن یک دوش آب گرم از جنگل به شهر مسافرت کرد.
|-
| rowspan="2" |[[رضا رویگری]]
|شیر جنگل
|در «محله برو بیا» تنها نعره شیر شنیده می شد. اما در «محله بهداشت» رضا رویگری آن را بازی کرد.
|-
|بابا افتخاری
|او گاهی به صورت افتخاری برای کودکان محله قصه می گفت!! اما معمولا دچار فراموشی می شد.
|-
| rowspan="2" |[[آتیلا پسیانی]]
|پسر باهوش یونانی
(پسر عزیزوار)
|او در «محله برو بیا» ابتدا سطح دانش بسیار اندکی نسبت به قانون داشت اما در طول برنامه تبدیل به پسری باهوش تر از پدرش شد.
در «محله بهداشت» هم در پی کسب دانش درباره «بهداشت» است.
|-
|محسن
|کودکی در «محله بهداشت»
|-
|مجید کربلائی نجف
|کَلّه
|او در «محله برو بیا» پسر حرف گوش نکنی بود، به «به زیر پا گذاشتن قانون» علاقه داشت و تمام تقصیرها را همیشه گردن همبازی هایش می انداخت.
اما در «محله بهداشت» عاقل تر شده است. شخصیت کلّه در مجموعه «محله برو بیا» عروسکی بود و با صدا گردانی [[فاطمه معتمدآریا|سیمین معتمدآریا]].
|-
|[[فاطمه نقوی]]
|حُسنیه خانوم
|مادر «کَلّه»
|-
|[[اکبر رحمتی]]
|حسین آقا
|حسین آقا که در «محله برو بیا» دکان بقالی داشت اکنون در «محله بهداشت» دکان عطاری دارد و اصرار دارد که بگوید از دوا و درمان سر در می آورد. شخصیت حسین آقا در مجموعه«محله برو بیا» عروسکی بود.
|-
|هادی مهدی چوپان
|اِبرام آقا
|ورزشکار محله که تلاش می کرد به بچه ها یاد بدهد ورزش به سلامتشان کمک می کند.
|-
|[[حسین محب‌اهری|حسین محب اهری]]
|هپلی
|او به همه افراد محله خودش را «میکروب با وفا و دوست داشتنی» معرفی می کرد، اما در محله کسی دوستش نمی داشت.
هپلی در قسمت پنجم با ذات اصلی خودش که همانا میکروب بودن بود دچار مشکل شد و از آن پس به دوگانگی شخصیت دچار شد. او نمی دانست باید از بهداشت پیروی کند یا اینکه هپلی بماند.
|}
 
== سرودهای «محله بهداشت» ==
{| class="wikitable"
|+
! colspan="4" |برخی از شعرهای «محله بهداشت»
|-
|درس امروز بچه ها
 
بیماری پر خوریست
 
 
نمی خریم هیچ چیزی!
|بر صورت خود بنگر
 
 
 
 
 
 
 
<br />
| rowspan="25" |بر صورت خود بنگر
 
بر آن تو چه می بینی؟
 
چون حلقه بگوش آویز
|من می روم به حمام
 
 
 
 
 
<br />
| rowspan="25" |من می روم به حمام
 
تو می روی به حمام
 
حمام، حمام، حمام!
|-
|پزشک محله
|پزشک محله که حسین آقا (بقال محله) به او خانه اجاره داده بود و سعی داشت خانه را به مطب تبدیل کند.
فردوس کاویانی در «محله برو بیا» پاسبان راهنمایی و رانندگی بود. به همین دلیل بچه ها در «محله بهداشت»
 
او را «سرکارِ پزشکِ محله» خطاب می کردند.
|-
| rowspan="2" |[[محمود جعفری (بازیگر)|محمود جعفری]]
|زورو
|زورو در «محله برو بیا» علاقه داشت دیگران فکر کنند او علیه زور و جرم و بی قانونی می جنگد و انسان ها را نجات می دهد.
همیشه در زمان رخداد مشکلات وقتی کسی به او نیاز داشت اما فرار را بر قرار ترجیح میداد، و به همین سبب کسی دوستش نمیداشت. هیچوقت دست راست اش را از چپ نیز تشخیص نداد. در «محله بهداشت» هم نقشش چندان متفاوت از قبل نبود.
|-
|مجتبی
|کودکی در «محله بهداشت»
|-
|[[مرتضی ضرابی]]
|سوپرمن
|سوپرمن اصلا سوپرمن نبود!
|-
| rowspan="3" |[[رضا ژیان]]
|کیمیاگر اعظم
(اَبَوی جان)
|کیمیاگر اعظم که پسرش (سَبَبی) او را « اَبَوی» خطاب می کرد.
|-
|دکتر آرتیموس یونانی
|تلاش می کرد نمایش دهد که فقدان سلامتی خوب نیست و به آموزش مطالب پزشکی به زبان ساده می پرداخت.
پدر و پسر عزیزوار اورا «آرتیموس عزیزوار» خطاب می کردند.
|-
|آقای تابلوکار
(رجب آقا)
|آقای تابلوکار، درخت کار قدیمیِ آقای شمعدانیِ «محله برو بیا»، که در «محله برو بیا» عقیده داشت باید جای
درخت تابلو کاشته شود، اکنون به نظافت شهر می پردازد و به تبلیغ بهداشت و ورزش می پردازد.
|-
| rowspan="3" |[[حمید جبلی]]
|پسر کیمیاگر اعظم
(سَبَبی جان)
|پسر کیمیاگر اعظم که پدرش او را « سَبَبی» خطاب می‌کرد. او در فراگیری علم کیمیاگری بسیار بی استعداد بود.
|-
|
|گاهی در نقش یک پیرمرد نیز ظاهر می شد
|-
|عباس
|معروف به عباس بی دندون، کودکی در «محله بهداشت»
|-
| rowspan="4" |[[اکبر عبدی]]
|بشر اولیه
|بشر اولیه در جنگل زندگی می کرد و سعی می کرد قانون جنگل را توصیف کند. در «محله برو بیا» شیری در جنگل
هر از گاهی در نزدیکی خانه اش نعره می‌ زد و او همیشه واهمه داشت که سرانجام طعمه شیر خواهد شد.
 
در «محله بهداشت» با شیر اما دوست شدند.
|-
|گروهبان گارسیا
|گروهبان گارسیا ملقب به «گروهبان عمو گارسیا» در تلاش بود تا زورو را دستگیر کند و در ازای تحویل زرورو به قانون جایزه دریافت کند.
جایزه ای که به خاطرش تلاش می کرد تا زورو را دستگیر کند «یک حوله ی حمام نو» بود!
|-
|
|گاهی در نقش یک لوتی عصبی نیز ظاهر می شد
|-
|حسن
|کودکی در «محله بهداشت»
|-
|[[حسین پناهی]]
|پسر بشر اولیه
|مسافرِ کوچولویِ اولیه که در پی یافتن حمام و در آرزوی گرفتن یک دوش آب گرم از جنگل به شهر مسافرت کرد.
|-
| rowspan="2" |[[رضا رویگری]]
|شیر جنگل
|در «محله برو بیا» تنها نعره شیر شنیده می شد. اما در «محله بهداشت» رضا رویگری آن را بازی کرد.
|-
|بابا افتخاری
|او گاهی به صورت افتخاری برای کودکان محله قصه می گفت!! اما معمولا دچار فراموشی می شد.
|-
| rowspan="2" |[[آتیلا پسیانی]]
|پسر باهوش یونانی
(پسر عزیزوار)
|او در «محله برو بیا» ابتدا سطح دانش بسیار اندکی نسبت به قانون داشت اما در طول برنامه تبدیل به پسری باهوش تر از پدرش شد.
در «محله بهداشت» هم در پی کسب دانش درباره «بهداشت» است.
|-
|محسن
|کودکی در «محله بهداشت»
|-
|مجید کربلائی نجف
|کَلّه
|او در «محله برو بیا» پسر حرف گوش نکنی بود، به «به زیر پا گذاشتن قانون» علاقه داشت و تمام تقصیرها را همیشه گردن همبازی هایش می انداخت. اما در «محله بهداشت» عاقل تر شده است.
شخصیت کلّه در مجموعه «محله برو بیا» عروسکی بود و با صدا گردانی [[فاطمه معتمدآریا|سیمین معتمدآریا]].
|-
|[[فاطمه نقوی]]
|حُسنیه خانوم
|مادر «کَلّه»
|-
|[[اکبر رحمتی]]
|حسین آقا
|حسین آقا که در «محله برو بیا» دکان بقالی داشت اکنون در «محله بهداشت» دکان عطاری دارد و اصرار دارد که بگوید از دوا و درمان سر در می آورد. شخصیت حسین آقا در مجموعه«محله برو بیا» عروسکی بود.
|-
|هادی مهدی چوپان
|اِبرام آقا
|ورزشکار محله که تلاش می کرد به بچه ها یاد بدهد ورزش به سلامتشان کمک می کند.
|-
|[[حسین محب‌اهری|حسین محب اهری]]
|هپلی
|او به همه افراد محله خودش را «میکروب با وفا و دوست داشتنی» معرفی می کرد، اما در محله کسی دوستش نمی داشت.
هپلی در قسمت پنجم با ذات اصلی خودش که همانا میکروب بودن بود دچار مشکل شد و از آن پس به دوگانگی شخصیت دچار شد. او نمی دانست باید از بهداشت پیروی کند یا اینکه هپلی بماند.
|}