تفاوت میان نسخه‌های «محله بهداشت»

برچسب‌ها: ویرایش‌گر دیداری دارای ادبیات عامیانه
قسمت دوازدهم: وقتی برای سلام، وقتی برای خداحافظی (یا) مروری کلی بر آنچه گذشت
 
== بازیگران ==
<br />
 
 
بازیگران
{| class="wikitable"
! style="background:#E6E6FF;" |نام بازیگر
|-
|پزشک محله
|پزشک محله که حسین آقا (بقال محله) به او خانه اجاره داده بود و سعی داشت خانه را به مطب تبدیل کند. فردوس کاویانی در «محله برو بیا» پاسبان راهنمایی و رانندگی بود. به همین دلیل بچه ها در «محله بهداشت» او را «سرکارِ پزشکِ محله» خطاب می کردند.
فردوس کاویانی در «محله برو بیا» پاسبان راهنمایی و رانندگی بود. به همین دلیل بچه ها در «محله بهداشت»
 
او را «سرکارِ پزشکِ محله» خطاب می کردند.
|-
| rowspan="2" |[[محمود جعفری (بازیگر)|محمود جعفری]]
|زورو
|زورو در «محله برو بیا» علاقه داشت دیگران فکر کنند او علیه زور و جرم و بی قانونی می جنگد و انسان ها را نجات می دهد. همیشه در زمان رخداد مشکلات وقتی کسی به او نیاز داشت اما فرار را بر قرار ترجیح میداد، و به همین سبب کسی دوستش نمیداشت. هیچوقت دست راست اش را از چپ نیز تشخیص نداد. در «محله بهداشت» هم نقشش چندان متفاوت از قبل نبود.
همیشه در زمان رخداد مشکلات وقتی کسی به او نیاز داشت اما فرار را بر قرار ترجیح میداد، و به همین سبب کسی دوستش نمیداشت.
 
هیچوقت دست راست اش را از چپ نیز تشخیص نداد. در «محله بهداشت» هم نقشش چندان متفاوت از قبل نبود.
|-
|مجتبی
|-
|دکتر آرتیموس یونانی
|تلاش می کرد نمایش دهد که فقدان سلامتی خوب نیست و به آموزش مطالب پزشکی به زبان ساده می پرداخت. پدر و پسر عزیزوار اورا «آرتیموس عزیزوار» خطاب می کردند.
پدر و پسر عزیزوار اورا «آرتیموس عزیزوار» خطاب می کردند.
|-
|آقای تابلوکار
(رجب آقا)
|آقای تابلوکار، درخت کار قدیمیِ آقای شمعدانیِ «محله برو بیا»، که در «محله برو بیا» عقیده داشت باید جای درخت تابلو کاشته شود، اکنون به نظافت شهر می پردازد و به تبلیغ بهداشت و ورزش می پردازد.
درخت تابلو کاشته شود، اکنون به نظافت شهر می پردازد و به تبلیغ بهداشت و ورزش می پردازد.
|-
| rowspan="3" |[[حمید جبلی]]
| rowspan="4" |[[اکبر عبدی]]
|بشر اولیه
|بشر اولیه در جنگل زندگی می کرد و سعی می کرد قانون جنگل را توصیف کند. در «محله برو بیا» شیری در جنگل هر از گاهی در نزدیکی خانه اش نعره می‌ زد و او همیشه واهمه داشت که سرانجام طعمه شیر خواهد شد. در «محله بهداشت» با شیر اما دوست شدند.
هر از گاهی در نزدیکی خانه اش نعره می‌ زد و او همیشه واهمه داشت که سرانجام طعمه شیر خواهد شد.
 
در «محله بهداشت» با شیر اما دوست شدند.
|-
|گروهبان گارسیا
|گروهبان گارسیا ملقب به «گروهبان عمو گارسیا» در تلاش بود تا زورو را دستگیر کند و در ازای تحویل زرورو به قانون جایزه دریافت کند. جایزه ای که به خاطرش تلاش می کرد تا زورو را دستگیر کند «یک حوله ی حمام نو» بود!
جایزه ای که به خاطرش تلاش می کرد تا زورو را دستگیر کند «یک حوله ی حمام نو» بود!
|-
|
|پسر باهوش یونانی
(پسر عزیزوار)
|او در «محله برو بیا» ابتدا سطح دانش بسیار اندکی نسبت به قانون داشت اما در طول برنامه تبدیل به پسری باهوش تر از پدرش شد. در «محله بهداشت» هم در پی کسب دانش درباره «بهداشت» است.
در «محله بهداشت» هم در پی کسب دانش درباره «بهداشت» است.
|-
|محسن
|مجید کربلائی نجف
|کَلّه
|او در «محله برو بیا» پسر حرف گوش نکنی بود، به «به زیر پا گذاشتن قانون» علاقه داشت و تمام تقصیرها را همیشه گردن همبازی هایش می انداخت. اما در «محله بهداشت» عاقل تر شده است. شخصیت کلّه در مجموعه «محله برو بیا» عروسکی بود و با صدا گردانی [[فاطمه معتمدآریا|سیمین معتمدآریا]].
اما در «محله بهداشت» عاقل تر شده است. شخصیت کلّه در مجموعه «محله برو بیا» عروسکی بود و با صدا گردانی [[فاطمه معتمدآریا|سیمین معتمدآریا]].
|-
|[[فاطمه نقوی]]
|[[حسین محب‌اهری|حسین محب اهری]]
|هپلی
|او به همه افراد محله خودش را «میکروب با وفا و دوست داشتنی» معرفی می کرد، اما در محله کسی دوستش نمی داشت. هپلی در قسمت پنجم با ذات اصلی خودش که همانا میکروب بودن بود دچار مشکل شد و از آن پس به دوگانگی شخصیت دچار شد. او نمی دانست باید از بهداشت پیروی کند یا اینکه هپلی بماند.
هپلی در قسمت پنجم با ذات اصلی خودش که همانا میکروب بودن بود دچار مشکل شد و از آن پس به دوگانگی شخصیت دچار شد. او نمی دانست باید از بهداشت پیروی کند یا اینکه هپلی بماند.
|}
 
{| class="wikitable"
|+
! colspan="45" |برخی از شعرهایسرود «محلههای بهداشت»بهداشتی محله
|-
|درس امروز بچه ها
 
نشانه های آن چیست؟
 
 
 
علائم این مرض
گاهی قرمز، گاهی زرد
 
پُر نخور بچه جان
 
تا نشوی از پُر خوردن نیمه جان
 
پر نخور بچه جان
 
تا نخوری از پر خوردن نیمه جان
 
دم به دم هی نخور، کم بخور
 
خوردن داره اندازه!
 
 
 
نگه دارید در یخچال
 
هرگز فاسد نمی شه
 
 
 
قبل از خوردن بشوئید
 
حتما شکر خدا را
 
 
 
ما بچه های ناز نازی
 
گوش و دهان و بینی
 
 
 
پر فایده و زیباست
 
باید شوی آماده
 
 
 
چشمان تو پر نور است
 
هر چه را که در دور است
 
 
 
پس نگهدار آن باش
 
دستان کثیفت را
 
 
 
صبح و ظهر و قبل از خواب
 
خوشبوی و تمیز و پاک
 
 
 
راه نفس است بینی
 
آلوده تو نگذارش
 
 
 
در گوش نکن هرگز
 
کثیفیم و بیماریم
 
 
من می شویم سرم را، تنم را
 
این هم صابون که لیز است
 
 
زورو به حمام می رود
با خود یک حوله ی تمیز
 
۱۰ قالب صابون می بربرد
 
زورو پاکیزه می شود!
از زندگی بیزارم
 
 
 
من می روم به حمام
 
تو می روی به حمام
 
او می رود به حمام
 
ما می رویم به حمام
 
راز سلامت اینست
 
حمام، حمام، حمام!
|تابستان که می آید
با خود گرما می آرد
 
لباس های گرم و پشمی
 
دیگه فایده ندارد
 
 
باید رنگ سفید پوشید
 
پشت گرما را شکست
 
سفید و زرد و صورتی
 
مناسب این فصل است
 
 
در پائیز
 
می بارد
 
نَم نَم نَم
 
بارونِ ریز
 
می پوشیم
 
بارانی
 
می مانیم
 
پاک و تمیز
 
 
هوا که سرد می شود
 
کمتر می تابد خوریشد
 
باید که واسه گرم بودن
 
پالتو ی پشمی پوشید
 
آبی، مشکلی، سبز ِیشمی
 
رنگ های خوب سرماست
 
پالتو ژاکت های پشمی
 
برای حفظ گرماست
 
 
در بهار
 
دوباره
 
رخت نو
 
بر تن ماست
 
نارنجی
 
سرخ و سبز
 
در این فصل
 
چه زیباست
|
|}