باز کردن منو اصلی

تغییرات

سال ۱۸۹۱، نیکولا تسلا در حین سخنرانی برای اعضای موسسه ی مهندسان برق آمریکا، نمایش شگفت انگیزی انجام داد که همه حضار را به تعجب آورد. تسلا یک لوله ی تخلیه ی الکتریکی در دست داشت که به هیچ سیمی متصل نبود ولی در هر صورت در حال درخشیدن بود. تسلا به تماشاگران بهت زده توضیح داد که الکتریسیته از طریق هوا و دو صفحه ی فلزی که در کف و سقف اتاق قرار داده شده اند، جریان میابد. او در ادامه از امکان استفاده از این روش برای انتقال اطلاعات و الکتریسیته در سطح قاره و حتی کره ی زمین سخن گفت. تسلا در آزمایشگاهش در کلرادو اسپرینگز، برای یافتن دلیل قطعی اثبات نظریه اش، به جستجو در دنیای الکترومغناطیس ادامه داد. او تجهیزاتش را برای ایجاد اولین تخلیه ی الکتریکی به اندازه ی رعد و برق آماده کرد. این آزمایش به بسیاری از سوالات او در رابطه با رسانایی زمین و آسمان پاسخ می داد. او یک دکل ۴۳ متری در پشت بام آزمایشگاهش وصل کرد. یک گوی مسی در بالاترین نقطه ی این دکل قرار داشت که با سیم به یک سیم پیچ تسلای ولتاژ بالا متصل شده بود. در شب آزمایش، هنگام وصل جریان برق، آسمان کلرادو اسپرینگز در نور آبی خیره کننده ای درخشید. شعله های بسیار بزرگ الکتریسیته تا ده ها متر بالاتر از آزمایشگاه تسلا زبانه کشیدند. لحظاتی بعد ژنراتور نیروگاه محلی از کار افتاد و شعله ی آزمایش تسلا خاموش شد. بعد از این آزمایش تسلا مطمئن شد که از خود زمین و آسمان هم می توان به عنوان رسانای الکتریسته استفاده کرد. او مدتی بعد موفق شد که لامپی را از دور و بدون نیاز به سیم روشن کند. تسلا بیشتر از همیشه مطمئن شد که رویای شبکه ی برق بی سیمش قابل دستیابی است.
 
در سال ۱۹۰۰، سرمایه دار معروف، جی پی مورگان، بعد از خواندن مقاله ای درباره ی تسلا و رویای باورنکردنی اش تصمیم گرفت که برای تسخیر صنعت برق بی سیم، ۱۵۰٬۰۰۰ دلار بر روی ایده ی این دانشمند سرمایه گذاری کند. تسلا آزمایشگاهش را به لانگ ایلند برد و سال بعد کار ساخت برج واردنکلیف آغاز گشت. در ماه دسامبر سال ۱۹۰۱، تنها چند ماه پس از آغاز ساخت برج، دانشمندی رقیب به نام [[گولیلمو مارکونی،مارکونی]]، توانست اولین سیگنال رادیویی را در مسافت ۲۱۰۰ مایل مخابره کند. با این که تسلا قبلا حق امتیاز مخابره ی بی سیم را ثبت کرده بود، سرمایه گذارانش زیاد خوشحال نبودند. با این که نقشه ی تسلا بسیار پیچیده تر از نقشه ی مارکونی بود، سیستم مارکونی بسیار ارزان تر از واردنکلیف بود.
 
کار ساخت برج ادامه یافت ولی تسلا می دانست که به احتمال زیاد کس دیگری روی پروژه اش سرمایه گذاری نخواهد کرد.به طور کل برج واردنکلیف به دو طریق جریان الکتریکی را برقرار می کرد. یکی از طریق جریان های تلوریک زمین (جریانی الکتریکی است که در زیر پوسته ی زمین و دریاها ایجاد می شود) و دیگری از طریق یون کره. برای استفاده از این الکتریسیته، مصرف کننده در کنار خانه ی خود آنتی نصب می کرد که بخشی از این آنتن در زیر زمین قرار داشت. به این صورت مدار الکتریکی از یون کره به زمین کامل و جریان برقرار می شد. کشتی ها هم می توانستند از این روش برای دریافت الکتریسته وسط دریا استفاده کنند.
این برج ها علاوه بر الکتریسته، می توانستند با ساطح کردن امواج الکترومغناطیسی اطلاعات را با سرعت بسیار زیاد و در فاصله های طولانی مخابره کنند. با توجه به آزمایش های تسلا و موفقیت های قبلی او دلیلی برای شک کردن به کارکرد برج واردنکلیف وجود نداشت، با این حال ساخت این نیروگاه بزرگ چوبی همراه با گنبد ۵۵ تنی، سرمایه ی اصلی پروژه را به سرعت تمام کرد. این کمبود سرمایه با سقوط بازار در سال ۱۹۰۱ و دوبرابر شدن مواد اولیه بدتر شد. کمی بعد پس انداز های شخصی تسلا هم به پایان رسیدند و کاملا مشخص شد که سرمایه ی دیگری در راه نیست. سال ۱۹۰۵ ساخت برج واردنکلیف متوقف شد. بالاخره در سال ۱۹۱۷ برج به طور کل خراب شد و مواد اولیه بازیافت شدند.
 
سقوط واردنکلیف مخترع نابغه را به افسردگی و کمبود مالی شدید فرو برد، به طوری که در سال های بعد همکارانش نگران سلامت ذهن وی بودند. تسلا دست نوشته هایی از آزمایش ها و ایده هایش نگه داشته بود ولی بیشتر آن ها گنگ و نامفهوم بودند. بنابراین بیشتر علم او همراه با خودش به قبر رفت. اگر واردنکلیف موفق می شد، تسلا بار دیگر هم می توانست دنیا را تغییر دهد. قرار بود بعد از این برج، ده ها برج دیگر در سرتاسر دنیا ساخته بشوند. ممکن بود با وجود شبکه ی تسلا و با دسترسی آنی به الکتریسیته، انتقال اطلاعات و مخابرات،عصر اطلاعات یک قرن زود از از برنامه فرا برسد.<br />
 
<br />
== جستارهای وابسته ==
 
۴۹۳

ویرایش