تفاوت میان نسخه‌های «یوهان کرایف»

جز
ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:
جز (جایگزینی با اشتباه‌یاب: استعدادپروری⟸استعداد پروری، صاحبنامی⟸صاحب نامی، جوری⟸طوری)
جز (ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:)
 
== بازی در تیم‌های مختلف از دوران نوجوانی ==
 
او فوتبال را از ۱۰ سالگی و از تیم نوجوانان شروع کرد. در ۱۳ سالگی ترک تحصیل کرد تا تمام وقت و توانش را صرف فوتبال کند. یوهان ۷ سال تمام در تیم‌های نوجوانان و جوانان این باشگاه معروف هلندی توپ زد و در ۱۷ سالگی برای نخستین بار در ترکیب تیم بزرگسالان این باشگاه هم قرار گرفت.
 
== بازی در تیم آژاکس ==
 
کرایف میشل؛ مربی معروف هلندی که در آن زمان سرمربی آژاکس بود، به نبوغ و استعداد وی پی برد و در ۱۵ نوامبر ۱۹۶۴ کرایف ۱۷ ساله را برای نخستین بار در بازی مقابل تیم گرونینگن در ترکیب تیمش قرار داد. وی در این دیدار که تیمش ۱ بر ۳ بازنده شد، تک گل آژاکس را به ثمر رساند.
 
== آژاکس؛ قهرمان هلند ==
 
در فصل ۱۹۶۶–۱۹۶۵ بود که توجه همگان را به خود جلب کرد. بعد از زدن دو گل در مقابل دور ویلسکراخت اشترک در لیگ هلند، تبدیل به بازیکن ثابت تیمش شد. در آن فصل وی موفق شد در ۲۵ بازی، ۲۳ گل وارد دروازه حریفان کند و آژاکس با حضور او قهرمان هلند شد. سال بعد با آژاکس به هردو قهرمانی لیگ و حذفی دست یافت و خودش با زدن ۳۳ گل، آقای گل مسابقات شد. سال بعد هم موفق شد جام قهرمانی را بالای سر برده و برای دومین بار مرد سال فوتبال هلند شود. او با آژاکس به فینال جام باشگاه‌های اروپا هم رسید که در آن دیدار، ۱ بر ۴ نتیجه را به تیم ایتالیایی آ.ث. میلان واگذار کرد.
 
== مصدومیت ==
در فصل ۱۹۷۰–۱۹۶۹ برای دومین بار فاتح هردو جام باشگاهی هلند شد. در فصل بعد برای اولین بار به شدت مصدوم شد. پس از انجام یک عمل جراحی در دیدار مقابل آیندهوون در ۳۰ اکتبر ۱۹۷۰ به میدان بازگشت. در این بازی برای اولین مرتبه، شماره ۱۴ اسطوره‌ای را به تن کرد، چراکه هم‌تیمی‌اش،گریهم‌تیمی‌اش، گری مورن پیراهن شماره ۹ کرایف را تصاحب کرد. از این زمان به بعد، در بیشتر بازی‌ها با شماره ۱۴ ظاهر شد و از آن به بعد بود که همه کرایف را با شماره ۱۴ به یاد می‌آورند
 
در فصل ۱۹۷۰–۱۹۶۹ برای دومین بار فاتح هردو جام باشگاهی هلند شد. در فصل بعد برای اولین بار به شدت مصدوم شد. پس از انجام یک عمل جراحی در دیدار مقابل آیندهوون در ۳۰ اکتبر ۱۹۷۰ به میدان بازگشت. در این بازی برای اولین مرتبه، شماره ۱۴ اسطوره‌ای را به تن کرد، چراکه هم‌تیمی‌اش،گری مورن پیراهن شماره ۹ کرایف را تصاحب کرد. از این زمان به بعد، در بیشتر بازی‌ها با شماره ۱۴ ظاهر شد و از آن به بعد بود که همه کرایف را با شماره ۱۴ به یاد می‌آورند
 
== مرد سال فوتبال اروپا ==
 
در ۲۹ نوامبر سال ۱۹۷۰ در دیدار مقابل آ.زد. آلکمار که با پیروزی ۸ بر ۱ همراه بود، به رکورد ۶ گل در یک بازی دست یافت. در همان فصل، آژاکس با پیروزی ۲ بر ۰ در بازی فینال جام باشگاه‌های اروپا در برابر پاناتینایکوس آتن یونان، برای اولین بار قهرمان باشگاه‌های اروپا شد. در همان سال، یوهان کرایف هم برای اولین بار مرد سال فوتبال اروپا شد. در فصل ۷۲–۱۹۷۱ آژاکس توانست با کرایف از عنوان قهرمانی اروپا در مقابل اینتر میلان دفاع کند. در بازی فینال، کرایف هر دو گل آژاکس را وارد دروازه اینتر کرد. در فصل پاییز بعد از آن، آژاکس با برتری مقابل تیم ایندپندنته از آرژانتین، قهرمان جام باشگاه‌های جهان شد. در ژانویه ۱۹۷۳، با پیروزی ۳ بر ۲ در برابر گلاسکو رنجرز اسکاتلند، قهرمانی سوپرجام اروپا هم به دست آمد. آژاکس فصل ۷۳–۱۹۷۲را با سومین قهرمانی پیاپی لیگ به پایان برد. در این فصل، کرایف در دیدار دربی مقابل اف.سی. آمستردام، اولین و نیز آخرین گل به خودی را وارد دروازه تیمش کرد.
 
== حضور در تیم بارسلونا ==
 
در سال ۱۹۷۳ کار فروش مخفیانهٔ کرایف توسط آژاکس به رئال مادرید مراحل پایانی خود را طی می‌کرد، اما وی از انتخاب سرنوشت خود بدست دیگران بیزار بود. پس با بارسلونا قرارداد بست و طی مصاحبه ای اعلام کرد بارسلونا را به رئال ترجیح داده، زیرا حاضر نیست برای تیمی که تحت حمایت فرانکو است بازی کند. این صحبت‌ها باعث محبوبیت فوق العادهٔ او بین هواداران تیم کاتالان شد. کاتالان‌ها برای این انتقال، تقریباً ۶ میلیون گولدن هلند پرداخت کردند.
 
 
== تولد فرزندش در آمستردام ==
 
در زمستان ۱۹۷۴، تنها چند ماه بعد از پیوستنش به بارسا، همسر باردارش برای وضع حمل نیاز به عمل فوری سزارین داشت. اما او به بیمارستان‌های شهر بارسلونا اعتماد نکرد و به آمستردام بازگشت. جایی که پسرش به دنیا آمد و برایش نام یوردی را انتخاب نمودند. نامی که کرایف در اسپانیا شنیده بود و از آن خوشش آمده بود. در هنگام بازگشتش به بارسلونا، تازه برای کرایف روشن شد که انتخاب چنین نامی چه ارزش و چه اهمیت بالایی برای کاتالان‌ها دارد.
 
== نامگذاری فرزندان به نام یوردی همراه با جریمه ==
 
آن روزها آخرین روزهای دوران دیکتاتوری فاشیستی فرانکو بود. در مودلو زندان مرکزی شهر بارسا، تنها سه هفته بعد از تولد یوردی کرایف، یکی از مخالفان رژیم فرانکو به نام پویگ آنتیچ به طرز فجیعی اعدام شده بود. حزب‌های کاتالانی در این دوران تاریک تاریخ اسپانیا، ممنوع شده بودند و فرانکو درخواست‌های بین‌المللی برای آزادسازی مخالفان و حتی اعدام نکردن آن‌ها را بی پاسخ گذاشته بود. علاوه بر این پرچم‌های سرخ و زرد (نماد کاتالان) و زبان کاتالانیایی نیز ممنوع شده بودند. نامگذاری فرزندان به نام یوردی نیز به خاطر یوردی مقدس “Sant Jordi” (یکی از قدیسان کاتالان) با جریمه همراه بود.
 
== ترک آمستردام ==
 
در دوران حکومت وحشت زای فرانکو، باشگاه بارسلونا به محلی برای حفظ و پاسداری از هویت کاتالانیایی تبدیل شده بود و کرایف از این موضوع تا قبل از انتقالش به عنوان گران‌ترین بازیکن دنیا، از آژاکس آمستردام به بارسا اطلاعی نداشت. از بد ماجرا یوهان کرایف به خاطر برخی از تصمیمات دموکراتیک، باشگاه آژاکس را ترک گفته بود. اقتدار کرایف در باشگاه به مذاق بسیاری از هم بازیهایش خوش نمی‌آمد و آن‌ها در یک اقدام دموکراتیک، خواهان گرفتن بازوبند کاپیتانی از کرایف شده بودند. بعد از رخ دادن این ماجرا، کرایف تصمیم به ترک آمستردام گرفت.
 
== انتقال کرایف به بارسلونا ==
 
یک تغییر بزرگ و حتی یک انقلاب بود. با این انتقال دوران اقتدار رئال مادرید که خود خواهان جذب کرایف بود، به پایان خود نزدیک شد. هنگام اولین حضورش در شهر بارسلونا، هزاران نفر با پوشیدن پیراهن‌های آبی اناری شماره ۱۴، به استقبال وی در فرودگاه رفتند. او بلافاصله اثرات مثبت خود در زمین فوتبال را هم نشان داد و الهام بخش پیشرفت بازیکنان آن موقع بارسا نظیر خوان مانوئل آزنتی و کارلوس رکساچ شد و بارسا که تا آن زمان خوب بازی نمی‌کرد ناگهان دچار تحول شد.
 
== حضور در بهترین ال کلاسیکو ==
 
در ۱۷ فوریه ۱۹۷۴، هشت روز پس از تولد یوردی، یوهان کرایف برای اولین بار در ال کلاسیکو حضور یافت و شاید بهترین ال کلاسیکوی خود را در آن بازی جشن گرفت. بارسا در آن روز توانست رقیب سنتی خود رئال مادرید را در شهر مادرید با نتیجه شگفت‌آور ۵–۰ شکست دهد. از این بازی به عنوان پایان دوران شکست‌ها و سطح پایین‌تر بودن این تیم نسبت به رئال مادرید یاد می‌شود. در پایان همین فصل بارسا توانست بعد از ۱۴ سال بار دیگر قهرمان اسپانیا شود.
 
== آمریکا ==
 
در سال ۱۹۷۹، زمانی که بیش از ۳۰ سال سن داشت به آمریکا رفت. او قراردادی با باشگاه لس آنجلس آزتک به امضاء رساند. در آنجا فقط یک فصل ماند. فصل بعد، یک سال در شهر واشینگتن دی سی در تیم واشینگتن دیپلماتس بازی کرد.
 
== بازگشت به هلند ==
 
پس از حضوری کوتاه در باشگاه اسپانیایی لوانته، به وطنش، هلند برگشت. با کسب دو عنوان قهرمانی با آژاکس در سال‌های ۱۹۸۲ و ۱۹۸۳، این تیم قرارداد کرایف را تمدید نکرد و او راهی روتردام شد. در آخرین فصل بازی‌اش در فاینورد روتردام، یک بار دیگر توانست هردو عنوان قهرمانی باشگاهی هلند را به دست بیاورد.
 
== تیم ملی ==
 
اولین بازی ملی کرایف در تاریخ ۷ سپتامبر سال ۱۹۶۶ در روتردام در دیدار مقدماتی جام ملت‌های اروپا در برابر مجارستان بود (۲: ۲). درست در دومین بازی ملی بود که شیوه بازی شتاب‌زده و بدون فکر او منجر به یک بدبیاری شد. او در بازی مقابل چکسلواکی از سوی رودی گلوکنر؛ داور اهل آلمان شرقی آن دیدار در دقیقه ۷۶ از زمین اخراج شد. بدین ترتیب او اولین بازیکن هلندی بود که در یک دیدار ملی از زمین مسابقه اخراج می‌شد. پس از گذراندن یک سال محرومیت از سوی فدراسیون فوتبال هلند، در تاریخ ۱۳ سپتامبر ۱۹۶۷ توانست دوباره در تیم ملی حضور پیدا کند. در این دیدار، تنها پس از دو دقیقه در دیدار مقدماتی جام ملت‌های اروپا، گل پیروزی را وارد دروازه آلمان شرقی کرد. جام جهانی ۱۹۷۴ با رهبری او بود که هلند در جام جهانی ۱۹۷۴ نایب قهرمان شد. او بهترین بازیکن مسابقات شناخته شد و شاید قهرمانی هلند در آن جام می‌توانست پاداش خوبی برای فوتبال زیبا و تسلط لاله‌ها در اجرای توتال فوتبال باشد. هلند در راه رسیدن به فینال، آلمان شرقی را ۰–۴ و برزیل و آرژانتین را با نتیجه مشابه ۲–۰ برد. هر دو گل بازی با آرژانتین و گل دوم بازی با برزیل، مدافع عنوان قهرمانی را کرایف به ثمر رساند. حاشیه جالبی که در آن جام اتفاق افتاد این بود که کرایف لباس طراحی شده توسط آدیداس برای تیم ملی هلند را نمی‌پوشید. لباسی که او به تن می‌کرد دو خط در امتداد آستینش داشت و لباس اصلی هلند ۳ خط. دلیل این کار احتمالاً قراردادش با پوما بوده‌است.
 
== آخرین بازی ملی ==
 
وی آخرین بازی ملی‌اش را در۲۶ اکتبر سال ۱۹۷۷ در آمستردام در مقدماتی جام جهانی در مقابل بلژیک انجام داد که به پیروزی ۱ بر ۰ هلند انجامید. بعد از این که کرایف از تیم ملی کناره‌گیری کرد، ارنست هاپل که کمی قبل از جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین از سوی فدراسیون فوتبال هلند به سرمربیگری تیم ملی منصوب شده بود، سعی کرد او را متقاعد به بازگشت به تیم کند، اما موفق نشد.
 
== علت ==
 
== ● داستانی پنهان ==
 
یوهان که با یک شبکه رادیویی در اسپانیا حرف می‌زد، برخلاف آنچه در ۳ دهه ای که از جام جهانی ۱۹۷۸ گذشته و در اذهان عمومی تصور شده، به‌طور ملموس مشخص ساخت در آن هنگام با تیم و مربی مشکل نداشت که بخواهد از حضور در تیم ملی نارنجی پوشان کنار بکشد.
 
 
== ● فاش شدن حقیقت ==
 
کرایف پس از گذشت سال‌ها از آن رویداد، اظهار داشت: آن موقع تصور شد چون در بارسلونا هستم، نسبت به تیم کشورم بی‌تعصب شده‌ام و اسیر مادیات هستم. به خوبی به یاد می‌آورم که نشریات هلند تهمت‌های زیادی به من زدند؛ البته به آن‌ها حق می‌دهم که ندانسته چنین برخوردی داشته باشند.
 
 
== ● و فرار از سوء قصد ==
 
بر اساس آنچه کرایف گفت، مشخص شد وی و خانواده‌اش قبل از جام جهانی آرژانتین اسیر تهدیدات گروهی ناشناس واقع شدند؛ گروهی که معلوم نبود به چه انگیزه ای قصد داشتند برای او و خانواده اش باعث تهدید باشند.
 
 
== ● ۳ دهه تحمل حرف و سخن ==
 
در این گفتگوی به یادماندنی، سمبل فوتبال هلند پس از گذشت سه دهه حرفی که سال‌ها دردلش مانده و ریشه دوانده بود، بالاخره زد.
 
 
== کارنامه ملی ==
 
یوهان کرایف در مجموع ۴۸ بازی ملی انجام داد و ۳۳ گل هم زد و تیمش را ۳۳ بار به عنوان کاپیتان در زمین هدایت کرد. اگرچه حضور بین‌المللی اش نسبتاً کوتاه بود و این بازیکن استثنایی هرگز موفق نشد به همراه تیم ملی کشورش عنوان قهرمانی جهان را کسب کند یا بر سکوی نخست اروپا بایستد، اما مقایسه فوتبال او با ستارگانی چون پله، بکن‌باوئر و مارادونا، قیاس نادرستی نیست.
 
== پایان حضور در زمین فوتبال ==
 
در سال ۱۹۷۷ در تصمیمی ناگهانی از بازیهای ملی خداحافظی کرد. دلیل این کار در آن زمان اینطور اعلام شد که نمی‌خواست در جام جهانی کشور کودتا زده آرژانتین که مردم بسیاری قربانی آن شده بودند شرکت کند.
 
== مربیگری ==
 
او البته همچنان به فوتبال وفادار ماند و اگرچه دورهٔ مربیگری ندیده بود و مدرکی نداشت، سرمربیگری تیم‌های صاحب نامی چون آژاکس و بارسلونا را برعهده گرفت. او به همراه این تیم‌ها موفقیت‌های بسیاری، از جمله ۴ دوره قهرمانی پیاپی در لیگ دسته اول اسپانیا را در کارنامهٔ خود ثبت کرد. کرایف به خصوص به استعداد پروری نیز اهمیت خاصی داد و همیشه در ترکیب تیم خود از بازیکنان جوان بهره می‌برد. مارکو فن باستن، فرانک ریکارد و دنیس برگکمپ، از دستاوردهای او در آژاکس هستند. بارسلونا تحت هدایت وی، چهار بار پیاپی قهرمانی لالیگا، یک بار قهرمانی جام حذفی اسپانیا، سال ۱۹۹۲ قهرمانی جام باشگاه‌های اروپا، و یک بار قهرمانی سوپرجام اروپا را به دست آورد. کرایف بازیکنانی چون رونال کومان، میشائیل لادروپ، هریستو استویچکوف و روماریو را به بارسا آورد.
 
 
== آکادمی جوانان بارسا ==
 
یکی از اولین اقدامات کرایف تشکیل آکادمی جوانان بارسا به اسم لا ماسیا از روی الگوی مدرسه فوتبال آژاکس بود. سپس او شروع به ساختن تیمی جدید کرد که یکی از ستون‌های آن پپ گواردیولای جوان بود. تیم بارسا در سال ۱۹۹۲ به رهبری کرایف فاتح لیگ قهرمانان شد. با وجود اینکه در آن تیم علاوه بر گواردیولا، فقط یک کاتالانی دیگر به نام آلبرتو فرر حضور داشت. اما این قهرمانی شادی وصف ناشدنی را در کاتالان پدیدآورد.
 
== کناره‌گیری از مربیگری ==
 
در سال ۱۹۹۶ باشگاه را ترک کرد. حتی بعضی‌ها معتقدند که دوران طلایی بارسلونا به زمان حضور این مربی هلندی در نوکمپ برمی‌گردد. او حتی پس از خداحافظی از دنیای مربیگری رابطه خود را با بارسلونا قطع نکرد و از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ به عنوان نایب رئیس و دست راست خوان لاپورتا فعالیت کرد. اما پس از انتخاب راسل در سال ۲۰۱۰ به‌طور کلی از بارسلونا کنار گذاشته شد که این باعث شد تا به دشمن راسل تبدیل شود و همواره علیه او صحبت کند.
 
== گرفتن مدال به خاطر فعالیت‌ها و افتخار آفرینی ==
 
او همچنان و به خصوص در میان طرفداران مسن تر بارسا، یکی از قهرمانان کاتالان است، نه فقط به خاطر موفقیت‌های فوتبالی با بارسا، بلکه به خاطر نجات بخش بودن او برای غرور کاتالانی. در سال ۲۰۰۶ از او به خاطر فعالیت‌ها و افتخار آفرینی اش برای کاتالانها تقدیر شد و به او مدال Creu de Sant Jordi تعلق گرفت. تنها چیز مهم و ارزشمند برای او فوتبال است، در سال ۲۰۰۳ از خوان لاپورتا برای انتخابات ریاست باشگاه بارسلونا حمایت کرد و سران باشگاه را قانع کرد تا فرانک ریکارد، از شاگردانش را به سمت مربیگری این تیم انتخاب نمایند. ریکارد با تقلیدی کوچک از استاد خود کرایف، بار دیگر بارسا را با قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا در سال ۲۰۰۶، به اوج فوتبال اروپا رساند.
 
== هدایت بازیهای دوستانه ==
 
سال ۲۰۰۹ در یک اقدام نمادین هدایت تیم منطقه کاتالان را برای برگزاری چند بازی دوستانه و غیررسمی به عهده گرفت. این موضوع باعث جلب توجه افکار عمومی شد و علاوه بر تمجیدات فراوان برای او انتقاداتی را نیز به همراه داشت. برخی از منتقدین اعلام داشتند که چگونه به کسی که هنوز یک کلمه به زبان کاتالانی نمی‌تواند صحبت کند، چنین افتخاری می‌رسد. بازی در مقابل نیجریه در ژانویه ۲۰۱۳، آخرین حضور او در این سمت بود.
 
== برکناری از سمت مشاور باشگاه چیواس ==
 
وی در آذر ۱۳۹۱، پس از ۹ ماه که به عنوان مشاور باشگاه چیواس مکزیک منصوب شده بود به دلیل نتایج ضعیف تیم از کار برکنار شد. مسئولان باشگاه چیواس برآورده نکردن انتظارات باشگاه در زمان عقد قرارداد را عامل لغو قرارداد همکاری با این اسطوره هلندی عنوان کردند. وی در تلویزیون هلند به عنوان مفسر ورزشی مشغول فعالیت است.
 
== توهین نژادپرستانه ==
 
یوهان کرایف متهم است که به [[ادگار داویدز]]، عضو هیئت مدیره باشگاه آژاکس، توهین نژادپرستانه کرده‌است.
 
 
== شکست رکورد کرایف توسط رضا قوچان نژاد ==
 
زمانی که رضا قوچان نژاد، فوتبالیست ایرانی با انعقاد قراردادی دو سال و نیمه به تیم «کامبور لیوواردن» پیوست، تنها ۹ ثانیه پس از اولین حضورش با پیراهن این تیم گلزنی کرد. این اتفاق در ۲۲ ژانویه سال ۲۰۱۰ و در بازی با فیندام رخ داد. با این گل، این مهاجم به رکورد «یوهان کرایف» به عنوان زنندگان سریع‌ترین گل در لیگ حرفه‌ای هلند دست پیدا کرد.
 
== یوردی کرایف ==
 
پسر او، یوردی نیز یک فوتبالیست حرفه‌ای در پست هافبک دفاعی بود او نیز در باسلونا زیر نظر پدرش بازی کرد (۱۹۹۲–۱۹۹۶) او در تیم‌هایی همچون [[باشگاه فوتبال منچستر یونایتد|منچستر یونایتد]] و اسپانیول نیز بازی کرده‌است.
 
== یوهان کرایف از نظر [[حمیدرضا صدر]] ==
 
=== یک: در هلند ===
چند سال پیش که هلندی‌ها از بین صد سیاستمدار، هنرمند، نویسنده، محقق، ورزشکار و شخصیت‌های معروف کشورشان، محبوب‌ترین و تأثیرگذارترین فرد کشورشان را انتخاب کردند او نفر اول شد. او: یوهان کرایف، یک بازیکن فوتبال. او که به مدد فوتبال، پیراهن نارنجی هلند را پرآوازه کرده و چشم‌ها را برگرداند به سوی کشوری کوچک با منابع بسیار محدود. هندریک یوهانس کرایف که ۱۹۴۷ دو سال پس از پایان جنگ جهانی دوم به دنیا آمده بود، همه بزرگان تاریخ هلند را پشت سر گذاشته بود. او که در یک خانواده معمولی با پیشینه کارگری بزرگ شده بود. او که مادرش در باشگاه آژاکس نظافتچی ساده بود. او که از ده سالگی پا به مدرسه فوتبال آژاکس گذاشته بود. او که دو سال بعد در دوازده سالگی اش پدر را از دست داده بود اهل ستیز بار آمد جلو آمده بود و جلو. بالا رفت بود و بالا.
می‌گفتند فوتبال را بهتر از هر کسی می‌فهمید، ولی چیزهای دیگر را هم خوب درک می‌کرد. می‌گفتند یک بار در شیکاگو که سوار تاکسی شده به راننده گفته بهتر می‌داند چه طوری راهی وسط شهر شوند. می‌گفتند پیش از عمل بای پس قلبش با جراحش در مورد جزئیات عمل جراحی بحث کرد. می‌گفتند به پرستارهای بچه تازه به دنیا آمده اش نشان داد چطور باید یک نوزاد را تر و خشک کنند. او مثل همه فیلسوف‌های بزرگ، تناقض را هم به رخ می‌کشید. می‌گفت «شانس هم برای خودش منطقی دارد». می‌گفت «ایتالیایی‌ها نیستند که در میدان شکست تان می‌دهند، شما هستید که مغلوب شان می‌شوید». می‌گفت «بازی فوتبال، ساده است ولی بازی کردن ساده خیلی سخت است».
 
آخرین باری که یوهان را در میدان دیدیم دیداری بود که سال ۲۰۰۶ در ستایش از دنیس برکمپ برگزار شد و او نیمه دوم پا به میدان گذاشت. حالا ده سال گذشته و او رفته‌است. همین چند هفته پیش بود که گفت «تا این جااین‌جا ۲–۰ از سرطان جلو افتادم»... ولی بازی تمام نشده بود، نه نشده بود. بیماری لعنتی بازی را می‌کشاند به نیمه دوم. می‌کشاند و یوهان را شکست می‌داد. در ۶۸ سالگی. حالا رفته، ولی به قول خودش از زندگی هر آنچه می‌خواسته را گرفته بود. در پنجاه سالگی اش گفته بود «... من پنجاه سال زندگی نکرده‌ام، من صد سال زیسته‌ام».
با این وصف حالا با رفتنش تکه ای از فوتبال رفته، مرده… برای همیشه.
 
== ابداعات ==
=== در قامت مربی ===
او بنیاگذار مشهورترین سبک فوتبال در جهان تیکی تاکا می‌باشد اشتباهی که اخیراً بسیار رایج شده این است که مجریان و کارشناسان فوتبال می‌گویند بارسلونا از زمان مربی‌گری گواردیولا روی به تیکی تاکا آورده‌است! این در حالی است که خود گواردیولا در دوران بازی یکی از بازیکنان محوری تیکی‌تاکا با مربی‌گری یوهان کرایف بود. بارسلونا حدود سه دهه است که سبک بازی‌اش به همین ترتیب است. یوهان کرایف که خودش در دهه ۱۹۷۰ در بارسلونا بازی می‌کرد، در دوران مربی‌گری‌اش در سال‌های ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۶ این سبک را به بلوغ رساند. حضور دو مربی هلندی، یعنی لوییس ون‌گال و فرانک ریکارد به توسعه این سبک کمک کرد و به‌ویژه ریکارد با گماردن دو هافبک بازی‌ساز، یعنی ژاوی و آندرس اینیستا تحول بزرگی در سیستم تیم به وجود آورد. سپس گواردیولا به بارسا آمد و با انجام تغییرات مورد نظر خود موفقیت‌های پرشماری با این تیم کسب کرد و توانست با بارسا درخشش فوق‌العاده‌ای داشته باشد. حتی مربیانی نظیر بابی رابسون هم ترجیح دادند به میراث باشگاه پایدار بمانند و ایده‌های خود را به سبک بازی این تیم نزدیک کنند؛ سبکی که از سال ۲۰۰۶ به نام تیکی تاکا خوانده شد اما ریشه‌ای دیرین در این تیم دارد. کارشناسان فوتبال حتی نیازی ندارند که بازی‌های چند سال قبل بارسلونا را دیده باشند. آن‌ها قاعدتاً باید گل مشهور مارک اوورمارس به لیورپول در فصل ۰۲–۲۰۰۱ را تماشا کرده باشند که پس از سی و چند پاس و با پاس تماشایی ژاوی هرناندز جوان به ثمر رسید؛ گلی که تقریباً در تمامی لیست‌های گل‌های برتر تاریخ لیگ قهرمانان به چشم می‌خورد.<span dir="LTR"></span>او یکی از پایه ای‌ترین تمرین‌های پاسکاری را ابداع نمود که به جرئت می‌توان گفت که همهٔ تیم‌های حرفه‌ای فوتبال جهان این تمرین را در کار خود دارند که نام این تمرین «روندوس» است که در آن تعدادی بازیکن به‌طور حلقه ای می‌ایستند و توپ را بین خود پاسکاری می‌کنند و یک تا چند بازیکن درون حلقه می‌بایست توپ را از بازیکنان بگیرند
 
==== ترکیب ====