باز کردن منو اصلی

تغییرات

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است.، ۴ ماه پیش
[[پرونده:Hafezie Shiraz IRAN.jpg|بندانگشتی|آرامگاه حافظ در شیراز]]
 
حافظ در طول زندگی خود با بسیاری از سلاطین و درباریان تعامل داشت و با اهل علم و ادب و شعر هم هم‌نشینی داشت و از احوال صوفیان و درویشان زمانش هم باخبر بود اما خودش هرگز در هیچ از این گروه‌ها قرار نگرفت و اهداف و غرایض این سه گروه را پست و حقیر می‌دانست. کنایه‌های تلخ و تندی که در دیوانش به صوفیان فریبکار و سلاطین متظاهر به دین‌داری زده، اثباتی بر این ادعا هستند. حافظ بسیار بلند طبع بود و با این‌که خودش تنگ‌دست بود، آبروی فقطفقر و قناعت را حفظ می‌کرد. خلوت‌گزین بود و ظاهری ساکت و آرام داشت امّا در باطن، روحی بسیار سرکش. از مادیات و دروغ و فریبکاری و تظاهر به دین‌داری به حدی تنفر داشت که رندی و قلندری را ستایش می‌کرد و خود را رند و خرابات‌گر می‌دانست. زیرا در خرابات دیگر کسی تظاهر به به صلاح و پارسایی نمی‌کند و در آن‌جا همه حقیقت وجودی خود را نشان می‌دهند. حافظ هیچ گناهی را سنگین‌تر از مردم‌فریبی و ریاکاری نمی‌دانست و همواره به افراد متظاهر در اشعارش می‌تاخت. راهنمای زندگی حافظ در طریقت عشق است و معتقد بود عشق هدیه‌ای ازلی است و تنها راه رسیدن به کمال نیز عشق است و عالم هستی را جلوه‌گاه عشق می‌دانست.<ref>{{پک|مجتبائی|۱۳۹۳|ف=حافظ|ک=دانشنامهٔ جهان اسلام|رف=جهان‌اسلام}}</ref>
 
=== عشق و عرفان در شعر حافظ ===
۱۹

ویرایش