باز کردن منو اصلی

تغییرات

بازنویسی
{{جعبه اطلاعات خانواده سلطنتی|name=اردشیر دوم|succession=[[فهرست شاهنشاهان ساسانی#گاهشمار شاهنشاهان ساسانی|یازدهمین شاهنشاه ساسانی]]|successor=[[شاپور سوم]]|predecessor=[[شاپور دوم]]|religion=[[مزدیسنا]]|image=ArdashirIICoinHistoryofIranTaq-e_Bostan_-_Ardashir_II.jpg|reign=۳۷۹–۳۸۳۳۷۹ - ۳۸۳|father=[[هرمز دوم]]|mother=|issue=[[زروان‌دخت]]|full name=|title=[[شاهنشاه]] [[ایران بزرگ|ایران]] و [[انیران]]|death_place=|image_size=270|death_date=۳۸۳ میلادی|birth_date=نامعلوم|birth_place=|spouse=|house=[[خاندان ساسان]] [[پرونده:Senmurv.svg|29px]]|caption=سکه‌ای از اردشیر دوم در طاق بستان}}{{about|شاهنشاه ساسانی|شاهنشاه هخامنشی|اردشیر دوم (هخامنشی){{!}}اردشیر دوم|فرمانروای باوندی|اردشیر دوم باوندی{{!}}اردشیر باوندی|فرمانروای کوشانی|اردشیر دوم کوشانشاه{{!}}اردشیر کوشانی}}'''اردشیر دوم''' یا '''اردشیر نیکوکار''' از [[۳۷۹ (میلادی)|۳۷۹]] تا سال [[۳۸۳ (میلادی)|۳۸۳ میلادی]]، یازدهمین شاهنشاه ایران و انیران از دودمان ساسانی بود. او که برادر شاپور دوم بود، در زمان شاهنشاهی برادرش به عنوان شاه نودشیرگان خدمت کرد و در جنگ‌‌های شاپور در برابر رومیان نیز حاضر بود. اردشیر پس از مرگ برادرش به عنوان شاهنشاه برگزیده شد تا زمانی که پسر شاهنشاه پیشین، یعنی شاپور سوم، به سن قانونی برسد و بتواند بر تخت عاج بنشیند. دوران کوتاه این شاهنشاه بسیار آرام بود و اتفاق مهمی روی نداد و تنها ساسانیان به سیاست پیشین در برابر مسیحیت در ارمنستان ادامه دادند. [[پرونده:Ardashir II (The Shahnama of Shah Tahmasp).png|200px|بندانگشتی|چپ|نگاره اردشیر دوم در [[شاهنامه تهماسبی]]]]
'''اردشیر دوم''' یا '''اردشیر نیکوکار''' از [[۳۷۹ (میلادی)|۳۷۹]] تا سال [[۳۸۳ (میلادی)|۳۸۳ میلادی]]، یازدهمین پادشاه [[ساسانی]] بود. برخی از محققان عقیده دارند که برادر ناتنی بزرگ‌تر شاپور کبیر یا [[شاپور دوم]] بود که بعد از او به تخت نشست.<ref name="autogenerated1">{{پک|پیرنیا|۱۳۶۲|ک=تاریخ باستانی ایران|ص= ۳۰۶}}</ref> برخی دیگر عقیده دارند که در باب برادریش با شاپور دوم محل تردیداست، به سبب اینکه تا آنجائی که از سکه‌های او بر می‌آید، وی باید خویشاوند شاپور اما از یک شاخهٔ دیگر از خاندان ساسان بوده باشد.<ref>{{پک|زرین‌کوب|۱۳۹۰|ک=روزگاران|ص=۲۱۰}}</ref>
 
گفته شده که اردشیر دوم شخص بسیار با اراده‌ای بوده و همچنین در برخی از منابع، از جمله شاهنامه فردوسی، از او با عنوان نیکوکار یاد شده است.{{sfn|Shahbazi|1986|pp=380–381}}
هنگامی که پدر او، هرمز دوم در سال ۳۰۹ درگذشت، اشراف و موبدان عنان را از دست پسر بزرگ او که آذرنرسه نام داشت، ربودند، دومین فرزند او را کور کردند و سومین که هرمز نام داشت با روم گریخت. فرزند چهارم او که شاپور سگانشاه بود، دور از پایختت بود و در شرق فرمانروایی می‌کرد. اشراف برای نگهداری برتری خویش، شاهزاده‌ای که پس از مرگ هرمز دوم زاده شده بود و شاپور نام داشت را شاهنشاه کردند. شاپور چهل روز پس از مرگ هرمز دوم زاده شد و هنگامی که پا به سن گذاشت، برتری خویش را نشان داد و اختیار را در دست گرفت و برای دورانی دورودراز فرمان راند.<ref name="iranica">{{یادکرد وب|نویسنده =A. Sh. Shahbazi |نشانی = http://www.iranicaonline.org/articles/ardasir-ii-sasanian-king-of-kings-a |عنوان = ARDAŠĪR II| ناشر =ENCYCLOPÆDIA IRANICA |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۲۴ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
== نام ==
شاپور برادری ناتنی داشت که اندکی از او جوانتر بود و اردشیر نام داشت و در سال‌های ۳۴۴ تا ۳۷۶ شاه آدیابن بود. شاپور در ۳۷۹ اردشیر را جانشین خود ساخت و از او خواست تا هنگامی شاه باشد که پسر خود شاپور هنوز پا به سن نگذاشته‌است و با پا به سن گذاشتن او، از شاهی کنار برود (که نام پسر شاپور نیز شاپور بود و به شاپور سوم مشهور است). این گماشتگی و همچنین دوران دورودراز شاهی شاپور دوم برخی از تاریخ‌نویسان ارمنی را بر آن داشته تا اردشیر را فرزند شاپور بپندارند، اما چنین خویشاوندی‌یی هرچند که برخی پژوهشگران امروزی نیز آن را پذیرفته‌اند در تضاد با گزارش‌های رسمی ساسانیان است که در آگاثیاس و منبع‌های شفاهی بازتاب یافته‌است. کمی پس از آن، اردشیر بر تخت شاهی نشست و برای چهار سال شاهنشاه ایران بود. فردوسی دوران شاهی او را ده سال نوشته‌است، ولی منبع او دوران شاهی برخی دیگر از شاهان ساسانی را هم بخشی از دوران شاهی اردشیر دوم شمرده‌اند. اردشیر دوم سرانجام بدست اشراف برکنار شده و شاپور سوم بر تخت نشانده شد.<ref name="iranica"/>
اردشیر به معنای «او که با [[اشه|راستی]] فرمانروایی می‌کند» است. این نام در پارسی میانه به شکل ''Artaxšīr'' آمده است که خود از نام پارسی باستان ''Artaxšaθra'' گرفته شده است. شکل یونانی و ارمنی این نام به ترتیب ''Artaxérxēs'' (Αρταξέρξης) و ''Artašēs'' (Արտաշէս) است.
 
== پیش‌زمینه ==
دربارهٔ سیاست خارجی اردشیر دانسته‌های اندکی در دست است. هنگامی که مانوئل سردار ارمنی، شاهی که بدست رومیان بر تخت نشانده شده بود را برکنار کرد و از اردشیر درخواست کمک کرد، اردشیر به آن پاسخ گفته و ارمنستان در پناه ایران درآمد. خیلی زود، مانوئل به ایرانیان پشت کرد و جنگی درگرفت. اردشیر در این هنگام یا درگذشت یا اینکه از شاهی برکنار شد. در دوران شاهی جانشین او که شاپور سوم بود، ارمنستان میان ایران و امپراتوری روم شرقی بخش شد.<ref name="iranica"/>
اردشیر فرزند هرمز دوم بود. هرمز از ۳۰۲ تا ۳۰۹ به عنوان شاهنشاه ایران فرمانروایی کرد اما زمانی که مشغول شکار بود، توسط اشراف به قتل رسید. پس از هرمز، پسرش آذرنرسه برتخت نشست اما تنها پس از چند ماه توسط اشراف کشته شد.{{sfn|Tafazzoli|1983|p=477}} اشراف سپس از یکی از برادران آذرنرسه را کور کردند و دیگری را که [[هرمز (شاهزاده)|هرمز]] نام داشت، به زندان انداختند که البته مدتی بعد فرار کرد و به رومیان پناهنده شد.{{sfn|Al-Tabari|1991|p=50}}{{sfn|Shahbazi|2004|pp=461-462}} به هر ترتیب اشراف سپس شاپور نوزاد که تنها اندکی از اردشیر بزرگ‌تر بود را برتخت شاهنشاهی نشاندند. مطابق افسانه‌ها، شاپور در زمان تاج‌گذاری هنوز متولد نشده بود اما در درستی این داستان تردید جدی وجود دارد؛ در هر صورت، تا شانزده سالگی شاپور دوم، اشراف و مادر وی، یعنی ایفراهرمز، زمام اوضاع را در دست داشتند.{{sfn|Daryaee|2009}}{{sfn|Al-Tabari|1991|p=50}}
 
اردشیر پیش از اینکه به عنوان شاهنشاه ایران برگزیده شود، برای مدت سی و دو سال شاه نودشیرگان بود. گفته شده که او در جریان حمله امپراتور ژولیان به ایران، از خود دلاوری‌های زیادی نشان داد. شاپور دوم، در سال ۳۷۹، اردشیر را به عنوان جانشین خود و سرپرست پسرش، شاپور سوم، برگزید. احتمالا به همین دلیل است که در نوشته‌های تاریخ‌نگاران ارمنی، از شاپور دوم به عنوان پدر اردشیر دوم نام برده شده‌است.{{sfn|Shahbazi|1986|pp=380–381}}
سکه‌های اردشیر دوم نشان می‌دهد که او تاج گنبدی‌سان اردشیر بابکان را برای خود برگزید. در پشت سکه همان نگارهٔ رایج آتشدان که دو پاسبان از آن نگهداری می‌کنند، نگاشته شده‌است، ولی در برخی از سکه‌ها پیکره پادشاه از آتش سربرمی‌کشد (شاید نمایشی از فره باشد). نبشته روی سکه بیشتر «اردشیر، شاه شاهان ایران» است و گهگاه هم «و انیران» دارد. در کتابی که به نگاره‌نامهٔ شاهان ساسانی نامبردار است، اردشیر در حالت ایستاده نقش شده بود که نیزه‌ای در دست راست و شمشیری در دست چپ خویش نگه داشته بوده‌است. تاج او به رنگ سبز بودده است، ردای گلدوزی‌شدهٔ او با دایره‌های کوچک طلایی آذین‌بندی شده بود و شلواری به رنگ سرخ بر تن داشت.<ref name="iranica"/>
 
این شاهنشاه در زمان برتخت نشینی نزدیک به هفتاد ساله بود.
شاهان پیش از اردشیر پیروزی‌ها یا مراسم اعطای مقام خویش را بر صخره‌هایی در استان فارس نگاشته بودند، ولی اردشیر جایگاه سنگ‌نگاره‌ها را به طاق بستان در نزدیکی کرمانشاه برد، جایی که سازه‌های سنگی باستانی بسیاری دارد. یادمان بجامانده از او باوقارانه است ولی سبکی رسمی و ملال‌انگیز دارد. این یادمان که در فرورفتگی‌یی چهارگوش کنده شده‌است، اردشیر را نشان می‌دهد که چهرهٔ دو مرد در دو سوی او ایستاده‌اند. همه آنها ایستاده‌اند و جامه‌های گرانقیمت بر تن دارند. در این سنگ‌نگاره، شاه دارد تاج شاهی را از دستان مردی که پیشتر او را اهورامزد/اهرمزد می‌شمردند، می‌ستاند، ولی دندانه‌های تاج او همانند تاج شاپور دوم است که همان کسی بود که در واقع اردشیر را به شاهی گماشت. هر دوشاه بر روی بدن کشته‌شدهٔ یک دشمن ایستاده‌اند که گویا یک رومی است، چرا که تاج او نشان از آن دارد که او یک امپراتور است. در پشت اردشیر چهره‌ای دیگر ایستاده‌است. او در دستان خود دستهٔ برسُم دارد و تاجی بر سر نهاده‌است که با دوازده پرتو خورشید آذین‌بندی شده‌است. او را که در گذشته با کسانی همچون زرتشت یا حتی آذر (ایزد آتش) می‌شناختند، امروزه مهر (میترا) می‌دانند که این دیدگاه بر پایهٔ آن بوده‌است که شخصی که دارای تاجی همانند تاج این چهره دارد، در سنگ یادبود نمرود داغ دیده می‌شود که از پیش با مهر یکی دانسته شده‌است. او بر روی یک گل نیلوفر بزرگ ایستاده‌است که هنوز به گونهٔ دقیق دانسته نیست که چه پیوند معنایی میان آنها وجود دارد.<ref name="iranica"/>
 
== دوران شاهنشاهی ==
امپراتور روم که زیر پای اردشیر است گویا ژولیان مرتد است که در ۳۶۳ به ایران تاخت و در غرب تیسفون شکست خورد. از آنجا که در دوران پادشاهی خود اردشیر، هیچ جنگی با روم انجام نشد و لشکرکشی ژولیان هنگامی انجام پذیرفت که اردشیر شاه آدیابن بود، می‌توان به گونه‌ای اعتمادپذیر نتیجه‌گیری کرد که اردشیر در پاسداری از پادشاهی آنچنان جان‌فشانی کرد بود که پس از شاپور دوم، می‌توانست ادعا کند که بخشی بزرگ از پیروزی ایرانیان بر رومیان مدیون تلاش‌های او بوده‌است و این را در سنگ‌نگاره‌ای که کنده‌است بجا گذارده که در آن به گونه‌ای نمادگونه شاپور مقام شاهی را به او می‌بخشد و هر دو پیروزی مشترک خود بر ژولیان را جشن می‌گیرند.<ref name="iranica"/>
مهم‌ترین رویداد شاهنشاهی اردشیر دوم، اتفاقات ارمنستان بود. [[پاپ (ارمنستان)|پاپ]]، شاه ارمنستان به مدت چهار سال و فرزند [[آرشاک دوم]]، در دوران شاپور دوم به قتل رسیده بود و یکی از شاهزادگان آرشاکونی[[سلسله اشکانی ارمنستان|(اشکانیان ارمنستان]])، [[وارازدات]]، از سوی رومیان به عنوان شاه جدید ارمنیان برتخت نشسته بود. با این حال، قدرت اصلی در دستان [[مامیکونیان|موشق مامیکونیان]]، یکی از اشراف ارمنی، بود. وارازدات به بهانه اینکه موشق با رومیان روابط مخفی دارد، وی را کشت. برادر وارازدات یعنی مانوئل در پاسخ بر شاه ارمنستان شورید و با کمک ایران، وارازدات را برکنار کرد و زرمان‌دخت همسر پاپ و مادر ارشاک سوم را برتخت فرمانروایی ارمنستان نشاند. در پاسخ به کمک ایران، مانوئل اجازه داد تا نیروهای ساسانی بدون جنگ در ارمنستان مستقر شوند.<ref name="FAU">Faustus of Byzantium, [http://www.attalus.org/armenian/pb15.htm#1. vi. 1].</ref>
 
اما این روابط دوستانه دیری نپایید. یکی از اشراف ارمنی به نام مروجان - احتمالا اشتباها - به مانوئل خبر داد که سربازان ایرانی به دنبال دستگیری و کشتن او هستند. این مسئله باعث شد تا وی با نیروهای خود به ده هزار سرباز ساسانی حمله کرده و تعدادی از آنان را بکشد. خود مانوئل نیز اندکی بعد درگذشت. با این حال، امپراتور روم تئودوسیوس و اردشیر، علاقه‌ای به ایجاد دوباره درگیری در مناطق مرزی نداشتند و قرار بر این شد که پیمانی برای حل مسئله ارمنستان به امضا برسد. اما پیش از اینکه این اتفاق روی دهد، اشراف ایرانی اردشیر را به قتل رساندند. احتمالا او نیز مانند شاهنشاه پیشین در پی محدود نگاه داشتن قدرت اشراف بود و همین مسئله باعث شمنی آنان با وی شده بود. به هر صورت، شاپور سوم در سال ۳۸۴ برتخت شاهنشاهی ایران نشست و البته پیمانی که قرار بود بین اردشیر و تئودوسیوس برقرار شود را امضا کرد.<ref name="FAU2">Faustus of Byzantium, [http://www.attalus.org/armenian/pb15.htm#1. vi. 1].</ref>
یک دوری سیمین زیبا در نزدیکی ساری در استان مازندران ایران یافت شده‌است که شاهی سوار بر اسب را نشان می‌دهد که در حالی که به گونهٔ وارونه بر روی زین است نشسته‌است، به سوی دو شیر تیر می‌اندازند. تاج شاهی که بر روی بشقاب نگاریده شده، همانند تاج اردشیر دوم است و بررسی پارچه‌های نگاریده شده در آن نشان می‌دهد که با «گونهٔ خط‌دار جدیدی که با یکسری خط خمیده که گاهی به دایره و نیم‌دایره نیز تبدیل می‌شود» و در سنگ‌نگارهٔ اردشیر در طاق بستان هم بکار رفته همانند است. از این رو شاه روی بشقاب همان اردشیر دوم است.<ref name="iranica"/>
 
از فرزندان اردشیر دوم، نام زروا‌ن‌دخت در منابع تاریخی به چشم می‌خورد. او با [[خسرو چهارم ارمنستان|خسروی چهارم ارمنی]] ازدواج کرد.
کار شاپور در جانشین‌کردن اردشیر به جای خود و اینکه اردشیر طاق بستان را برای کندن سنگ‌نگارهٔ خود برگزیده، که بازتاب‌دهندهٔ آن است که اردشیر در تلاش بوده تا ساسانیان را به دودمان‌های پیشینی که در غرب ایران از خود یادبود بجا گذاشته‌اند پیوند بزند، نشان می‌دهد که اردشیر دارای شخصیت نیرومند بوده‌است. روش خشونت‌آمیزی که گفته شده‌است اردشیر در برخورد با بزرگان و اشراف پیش گرفته‌است، شاید برخاسته از تلاش او برای پیروی از شاپور دوم در مهار کردن نیروی فراوانی بوده که اشراف و بزرگان داشتند و هرگاه که شاه از خود ناتوانی نشان می‌داد، دنبال استقلال می‌افتادند. اگر چنین باشد، روایتی که او را خردمند و گشاده‌دست برشمرده‌است و فردوسی در شاهنامه او را لایق عنوان «نیکوکار» دانسته‌است، شاید بی‌پایه نباشد.<ref name="iranica"/>
[[پرونده:Drachm of Ardashir II.jpg|بندانگشتی|[[سکه‌های ساسانی|سکه‌]]<nowiki/>ای از اردشیر دوم]]
 
== پادشاهیسکه‌ها ==
سکه‌های اردشیر دوم نشان می‌دهد که تاجی که برای او طراحی شد، بسیار به تاج اردشیر یکم شبیه بود. بر روی سمت دیگر سکه‌هایش، همان تصویر کلاسیک آتشکده و دو شخصی که در کنار آن ایستاده‌اند را نشان می‌دهد. وی بر روی سکه‌هایش عنوان «اردشیر، شاهنشاه ایرانیان» را حک کرد. تنها بر روی تعداد معدودی از سکه‌ها واژه «[[انیران|انیرانیان]]» نیز به چشم می‌خورد.
[[پرونده:Taq-e Bostan - Ardashir II.jpg|چپ|200px|بندانگشتی|نقش اردشیر دوم ساسانی، [[طاق بستان]]]]
[[File:Taq-e_Bostan_-_High-relief_of_Ardeshir_II_investiture.jpg|پیوند=https://en.wikipedia.org/wiki/File:Taq-e_Bostan_-_High-relief_of_Ardeshir_II_investiture.jpg|راست|بندانگشتی|280x280پیکسل|تاج‌گذاری اردشیر دوم در طاق بستان.]]
پس از مرگ شاپور دوم همانند روزگار [[بهرام دوم]] و [[نرسی]] باز دشواری‌هایی دربارهٔ جانشین شاهنشاه پدیدار شد. در این زمینه هیچ نوشته‌ای باقی نمانده‌است، ولی آثاری که مورد بررسی قرار گرفته سبب پیدایش اندیشه‌هایی در مبارزه‌های داخلی به خاطر در دست گرفتن قدرت می‌گردد. در نتیجهٔ مبارزه‌های مذکور اردشیر دوم که به‌طور جنبی از دودمان ساسانی بود، بر تخت شاهنشاهی ایران نشست. چنین به نظر می‌رسد که پیروزی‌های او در شرق در کار رسیدن او به پادشاهی کم اثر نبوده‌است.<ref>{{پک|لوکونین|۱۳۵۰|ف=تمدن ایران ساسانی|ص=۲۴۳}}</ref> وی مدت‌ها فرمانروای ولایت [[حدیب]] (آدیابنه) بود و در آنجا در تعقیب و آزار عیسویان شور و حرارت بسیار به خرج داد. از نقش برجسته‌ای هم که در طاق بستان از تاجگذاری او باقی است، چنین برمی آید که او قبل از سلطنت یک چند فرمانروای [[کوشان]] بوده‌است و شاید سلطنت او نیز تا حدی مدیون اعمال نفوذ [[کوشانیان]] بوده باشد.<ref>{{پک|زرین‌کوب|۱۳۹۰|ک=روزگاران|ص=۲۱۰}}</ref> وی درهنگام جلوس بیش از هفتاد سال از عمرش می‌گذشت.<ref>{{پک|زرین‌کوب|۱۳۶۴|ک=تاریخ مردم ایران، ایران قبل از اسلام|ص= ۴۵۴}}</ref> از وقایع سلطنت او این است که تمام عوارض را موقوف کرد و از این جهت موسوم به '''اردشیر خیر''' گردید. در سال چهارم پادشاهیش، او را خلع کردند. در روی سکه‌های این پادشاه عبارت کَرپ کَرتار دیده می‌شود که به معنی نیکو کردار است.<ref name="autogenerated1"/>
 
== سنگ‌نگاره ==
پس از اردشیر دوم خط مشی قانونی جانشینی دودمان ساسانی از نو احیا شد و [[شاپور سوم]] فرزند شاپور دوم به عنوان شاهنشاه ایران بر سریر شاهنشاهی نشست.<ref>{{پک|لوکونین|۱۳۵۰|ف=تمدن ایران ساسانی|ص=۲۴۳}}</ref>
شاهان پیش از اردشیر پیروزی‌ها یا مراسم اعطای مقام خویش را بر صخره‌هایی در استان فارس نگاشته بودند، ولی اردشیر جایگاه سنگ‌نگاره‌ها را به طاق بستان در نزدیکی کرمانشاه برد، جایی که سازه‌های سنگی باستانی بسیاری دارد. یادمان بجامانده از او باوقارانه است ولی سبکی رسمی و ملال‌انگیز دارد. این یادمان که در فرورفتگی‌یی چهارگوش کنده شده‌است، اردشیر را نشان می‌دهد که چهرهٔ دو مرد در دو سوی او ایستاده‌اند. همه آنهاآن‌ها ایستاده‌اند و جامه‌های گرانقیمت بر تن دارند. در این سنگ‌نگاره، شاه داردشاهنشاه تاج شاهی را از دستان مردی که پیشتر او را اهورامزد/اهرمزداهورامزدا می‌شمردند، می‌ستاند، ولی دندانه‌های تاج او همانند تاج شاپور دوم است که همان کسی بود که در واقع اردشیر را به شاهی گماشت. هر دوشاهدو شاهنشاه بر روی بدن کشته‌شدهٔ یک دشمن ایستاده‌اند که گویا یک رومی است، چرا که تاج او نشان از آن دارد که او یک امپراتور است. در پشت اردشیر چهره‌ای دیگر ایستاده‌است. او در دستان خود دستهٔ برسُم دارد و تاجی بر سر نهاده‌است که با دوازده پرتو خورشید آذین‌بندی شده‌است. او را که در گذشته با کسانی همچون زرتشت یا حتی آذر (ایزد آتش) می‌شناختند، امروزه مهر (میترا) می‌دانند که این دیدگاه بر پایهٔ آن بوده‌است که شخصی که دارای تاجی همانند تاج این چهره دارد، در سنگ یادبود نمرود داغ دیده می‌شود که از پیش با مهر یکی دانسته شده‌است. او بر روی یک گل نیلوفر بزرگ ایستاده‌است که هنوز به گونهٔ دقیق دانسته نیست که چه پیوند معنایی میان آنها وجود دارد.<ref name="iranica">{{یادکرد وب|نویسنده=A. Sh. Shahbazi|نشانی=http://www.iranicaonline.org/articles/ardasir-ii-sasanian-king-of-kings-a|عنوان=ARDAŠĪR II|ناشر=ENCYCLOPÆDIA IRANICA|تاریخ=|تاریخ بازدید=۲۴ آوریل ۲۰۱۶}}</ref>
 
امپراتور روم که زیر پای اردشیر است گویا [[ژولین مرتد|ژولیان مرتد]] است که در ۳۶۳ به ایران تاخت و در غرب تیسفون شکست خورد. از آنجا که در دوران پادشاهیشاهنشاهی خود اردشیر، هیچ جنگی با روم انجام نشد و لشکرکشی ژولیان هنگامی انجام پذیرفت که اردشیر شاه آدیابن بود، می‌توان به گونه‌ای اعتمادپذیر نتیجه‌گیری کرد که اردشیر در پاسداری از پادشاهیایران آنچنان جان‌فشانی کرد بود که پس از شاپور دوم، می‌توانست ادعا کند که بخشی بزرگ از پیروزی ایرانیان بر رومیان مدیون تلاش‌های او بوده‌است و این را در سنگ‌نگاره‌ای که کنده‌است بجا گذارده که در آن به گونه‌ای نمادگونه شاپور مقام شاهیشاهنشاهی را به او می‌بخشد و هر دو پیروزی مشترک خود بر ژولیان را جشن می‌گیرند.<ref name="iranica" />
{{wide image|ardeshir_dovom_sasani.jpg|500px|{{وسط‌چین}}کتیبه تاج‌گذاری اردشیر دوم ساسانی، [[طاق بستان]]{{پایان}}}}
 
یک دوری سیمین زیبا در نزدیکی ساری در استان مازندران ایران یافت شده‌است که شاهی سوار بر اسب را نشان می‌دهد که در حالی که به گونهٔ وارونه بر روی زین است نشسته‌است، به سوی دو شیر تیر می‌اندازند. تاج شاهی که بر روی بشقاب نگاریده شده، همانند تاج اردشیر دوم است و بررسی پارچه‌های نگاریده شده در آن نشان می‌دهد که با «گونهٔ خط‌دار جدیدی که با یکسری خط خمیده که گاهی به دایره و نیم‌دایره نیز تبدیل می‌شود» و در سنگ‌نگارهٔ اردشیر در طاق بستان هم بکار رفته همانند است. از این رو شاه روی بشقاب همان اردشیر دوم است.<ref name="iranica" />{{sfn|Grenet|2006}}
 
== پانویس ==
* {{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=لوکونین|نام=ولادمیر گریگورویچ|پیوند نویسنده=ولادیمیر گریگورویچ لوکونین|کتاب=تمدن ایران ساسانی |ترجمه =رضا، عنایت‌الله|سال=۱۳۵۰ |ناشر=بنگاه ترجمه و نشر کتاب|شهر=تهران |شابک=}}
 
{| align="center" cellpadding="2" border="۲"
|-
| width="30%" align="center" | پادشاه پیشین:{{سخ}}'''[[شاپور دوم]]'''
| width="40%" align="center" style="background: #00BFFF; color: white;" |'''اردشیر دوم'''{{سخ}}'''[[پرونده:ارتخشیر.svg|80px]]'''{{سخ}}'''[[فهرست شاهان ایران|شاهنشاه ایران و انیران]]'''
۳۷۹–۳۸۳ میلادی
| width="30%" align="center" | جانشین:{{سخ}}'''[[شاپور سوم]]'''
|}
 
[[رده:افراد جنگ‌های ایران–روم]]
[[رده:اهالی ایران در سده ۴ (میلادی)]]
[[رده:پادشاهان شاهنامه]]
[[رده:حکم‌رانان خاورمیانه در سده ۴ (میلادی)]]
[[رده:درگذشتگان ۳۸۳ (میلادی)]]
[[رده:زادگان سده ۴ (میلادی)]]
[[رده:شاهنشاهان ساسانی سده ۴ (میلادی)]]
[[رده:مرزبان‌هایپادشاهان ساسانیانشاهنامه]]