باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
تمیزکاری یادکردها (وظیفه ۱۹)
 
=== خانواده و کودکی ===
[[سید مصطفی خمینی (پدر روح‌الله خمینی)|سید مصطفی]] پدر خمینی، روحانی<ref name="hawze" /> و [[مجتهد]] ساکن [[خمین]] بود<ref>{{یادکرد|کتاب= خمینی روح‌الله: زندگینامه امام خمینی براساس اسناد و خاطرات و خیال |نویسنده = سیدعلی قادری|ناشر =مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی |چاپ= دوم|شهر= تهران|سال= ۱۳۷۹|شابک= ۹۶۴}}</ref><ref>{{یادکرد وب| نشانی = http://noorportal.net/951/2455/16985/43818.aspx| عنوان = مروری بر تقویم زندگی حضرت امام خمینی (ره)| تاریخ بازدید = ۹ اوت ۲۰۱۱| تاریخ = سه‌شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۹| سال = ۱۳۸۹| ماه = بهمن| ناشر = noorportal.net}}{{پیوند مرده|date=February 2019}}</ref> حاصل ازدواج ''سید مصطفی'' با ''هاجر''، دو فرزند دختر بنام ''مولودآقا خانم'' و ''فاطمه'' و سه فرزند پسر به نام‌های ''[[سید مرتضی پسندیده|مرتضی]]''، ''[[سید نورالدین هندی|نورالدین]]'' و ''روح‌الله'' بود.<ref name="hawze" /> روح‌الله آخرین فرزند این خانواده بود. سید مصطفی در اسفند ۱۲۸۱ خورشیدی (ذی‌الحجه ۱۳۲۰ قمری) و در پنج‌ماهگی روح‌الله، در مسیر خمین به اراک مورد حمله قرار گرفت و با اصابت چند گلوله به ناحیه کتف و کمر کشته شد و جنازه وی به نجف منتقل و درآنجا دفن شد.<ref>به شوق چشمه (کنکاشی در زندگی و نهضت امام خمینی)، مؤسسه قدر ولایت (۱۳۸۷)، ص ۱۵.</ref>
خمینی، اول مهرماه ۱۲۸۱ خورشیدی (۲۴ سپتامبر سال ۱۹۰۲ میلادی) در شهر [[خمین]] به دنیا آمد. به گفته عباس میلانی علت کشته شدن پدر خمینی در هاله‌ای از ابهام می‌باشد و منابع طرفدار خمینی، همدستان [[رضاشاه]] را عامل قتل پدرش می‌دانند. او می‌گوید اما به نظر می‌رسد که این داستان صرفاً هدفی سیاسی داشته باشد زیرا رضا شاه بیست و دو سال بعد از کشته شدن پدر خمینی به پادشاهی رسید.<ref name=Abbas /> خمینی توسط سه زن بزرگ شد. دایه او که خاور نام داشت، مادرش و عمه‌اش. مادر و عمه او در موج اپیدمی آنفلوآنزای اسپانیایی و وبا که در سال ۱۲۹۷ خورشیدی ایران را فرا گرفت درگذشتند. چیز زیادی از دوران کودکی او نمی‌دانیم.<ref name="Abbas" />
 
 
او بعد از گذراندن دورهٔ سطح، ابتدا در درس خارج فقه و اصول [[سید علی یثربی کاشانی]] و سپس در درس خارج فقه [[عبدالکریم حائری یزدی]] شرکت کرد. وی برای فراگیری فلسفه به درس [[علی اکبر حکمی یزدی]] رفت و در همان ایام نقد فلسفه [[داروینیسم]] را نزد محمدرضا نجفی فراگرفت. به مدت چهار سال [[منظومه]] [[ملا هادی سبزواری]] را در محضر [[سید ابوالحسن رفیعی قزوینی]] آموخت و [[اسفار اربعه]] [[ملاصدرا]] را با [[خلیل کمره‌ای]] مباحثه کرد.<ref name=cgie669 />
وی نزد ابوالحسن رفیعی قزوینی علاوه بر فلسفه، [[ریاضیات]] و [[هیئت]] را نیز فراگرفت.<ref name="hawze" /><ref name="baqer42">{{یادکرد |فصل= In Search of Perfection: Taking Refuge in Mysticism|کتاب= Khomeini: Life of the Ayatollah|نویسنده = Baqer Moin|ناشر =I.B.Tauris & Co Ltd |شهر= Victoria House, Bloomsbury Square, London WC1B 4DZ, 175 Fifth Avenue, New York NY 10010|زبان=en| صفحه= 42|سال=1999|شابک=1-85043-128-0}}</ref><ref name="daniel46">{{یادکرد|کتاب=Reinventing Khomeini: The Struggle for Reform in Iran|نویسنده = Daniel Brumberg|ناشر =University of Chicago Press|شهر=Chicago |صفحه=46|سال=2001|شابک=0-226-07758-6 |زبان=en}}</ref> در [[عرفان]] ابتدا از [[میرزا جواد ملکی تبریزی]] و سپس [[محمدعلی شاه‌آبادی|میرزا محمدعلی شاه‌آبادی]] بهره برد.<ref name=zamzamn_KH9-10 /><ref>{{یادکرد|کتاب=زمزم نور: زندگینامه، آثار و برکات، خصوصیات و مواضع، جهت‌گیری و راه حضرت امام خمینی قدس سره |نویسنده = مؤسسه فرهنگی قدر ولایت|چاپ=نهم|شهر=تهران|صفحه=۱۰–۹|سال=۱۳۸۷|شابک=۹۶۴-۶۲۴۸-۷۴-۸}}</ref> او از سال ۱۳۰۷ به مدت شش سال در درس خصوصی عرفان شاه آبادی شرکت می‌کرد و [[منازل‌السائرین]] [[خواجه عبدالله انصاری]] و شرح [[مصباح الانس]] و مفاتیح الغیب [[صدرالدین قونوی]] را از وی آموخت و خود شرحی بر مفاتیح الغیب نگاشت.<ref name=cgie670 />
 
وی در سال ۱۳۱۳ به [[اجتهاد]] رسید.<ref name=cgie670 /> پس از درگذشت حائری در سال ۱۳۱۵، با آمدن [[حسین طباطبایی بروجردی]] به قم، در درس خارج فقه و اصول او حضور پیدا کرد.<ref name=zamzamn_KH9-10>زمزم نور؛ زندگی‌نامه، آثار و … امام خمینی، مؤسسه فرهنگی قدر ولایت، تهران، چاپ نهم (۱۳۸۷)، ص ۹و۱۰.</ref> البته، خود این کار را برای ترویج جایگاه ایشان می‌داند.<ref name=cgie670 />
در سال ۱۳۲۵، مراجع تقلید وقت شیعه، [[سید ابوالحسن اصفهانی]] و [[سید حسین طباطبایی قمی]] در [[عراق]] درگذشتند. پس از آن، عملاً سید حسین طباطبایی بروجردی عهده‌دار مرجعیت عامه شیعیان گشت و این موضوع به مدت نزدیک به ۱۵ سال ادامه یافت.<ref name=ToolAutoGenRef1 /><ref>[http://www.ahl-ul-bait.org/fa.php/page,24386A46294.html آیت الله العظمی سید حسین طباطبایی قمی]</ref><ref>{{یادکرد |کتاب = عنصر فضیلت و تقوی حضرت العظمی قمی (قدس‌سره)|نویسنده = عباس حاجیانی دشتی |فصل = |صفحه = ۳۵ | ناشر = مفید (محلاتی) | سال = ۱۳۷۲}}</ref>
 
در سال ۱۳۲۴ سید حسین بروجردی به‌عنوان گزینهٔ مناسب ریاست حوزه با درخواست علمای قم از جمله، وارد قم شد و مورد استقبال قرار گرفت، و سرپرستی حوزه را بر عهده گرفت. ریاست بروجردی بر حوزه به‌مدت پانزده سال طول کشید. در این مدت تغییرات اساسی در ساختار حوزه به‌وجود آمد و تحولات بسیاری زیر نظر او رخ داد و استقبال از طرح اصلاح و نوسازی حوزه که از جمله اقدامات صورت گرفته در زمان ریاست او محسوب می‌شوند.<ref name="hawze" /> روح‌الله خمینی علی‌رغم آنکه خود مجتهد بود، برای ترویج و تحکیم جایگاه بروجردی در درس‌های خارج وی شرکت می‌کرد. اگرچه در دوران ریاست بروجردی بر حوزه تحولات مفید و گسترده‌ای صورت گرفت، اما با این وجود خمینی نتوانست در این دوران اصلاحات مورد نظر خود را در حوزه عملی کند. او در سال ۱۳۲۸ طرح اصلاح اساسی ساختار حوزهٔ علمیه را با همکاری مرتضی حائری تهیه و به [[سید حسین طباطبایی بروجردی]] پیشنهاد داد. با این وجود، پیشنهادهای خمینی دربارهٔ اصلاحات در حوزه نهایتاً از طرف بروجردی -علیرغم تمایل اولیه- عملی نشد.<ref name=cgie670 /><ref>{{یادکرد|کتاب=حدیث بیداری: نگاهی به زندگینامه آرمانی - علمی -سیاسی امام خمینی|نویسنده = حمید انصاری|ناشر =موسسهٔ تنظیم و نشر آثار امام خمینی|چاپ=اول|شهر=تهران|صفحه= صفحهٔ ۲۷|سال=۱۳۸۶}}</ref>
 
در سال ۱۳۲۷، در زمان تشکیل [[اسرائیل]]، خمینی به همراه جمعی از علما با صدور بیانیه ای، اقدام [[سازمان ملل متحد]] برای رسمیت بخشیدن به تأسیس این کشور را به عنوان اقدامی [[استعماری]] محکوم کرد.<ref name=cgie670 />
خمینی این اصلاحات را بیش از هر چیز به سود شاه و سلطنت او و زمینه برای نفوذ بیشتر آمریکا و اسرائیل به ایران می‌دانست.<ref name="hawze" /> بنابراین او در نشست علمای قم، خواهان تحریم رفراندوم شد.<ref name="al-islam4" /> علمای محافظه کارتر معتقد بودند توان مقابله با شاه را ندارند، اما سرانجام، دیگر علما نظر خمینی در خصوص تحریم انتخابات را پذیرفتند. خمینی در دوم بهمن، بیانیه شدیداللحنی علیه شاه صادر کرد.<ref name=cgie771 />
 
شاه وارد قم شد تا نظر موافق علمای دین در مورد برنامه‌های خود را بگیرد.<ref name="al-islam4" /> خمینی با پیشنهاد استقبال از شاه شدیداً مخالفت و حتی خروج از مدارس و منازل را تحریم کرد. شاه نیز، در یک سخنرانی مخالفان اصلاحات را ارتجاع سیاه نامید.<ref name=cgie771 /> سرانجام این رفراندوم انجام شد و رسانه‌های دولتی خبر از تصویب آن با اکثریت آراء دادند.<ref name="zsimam183">{{یادکرد|کتاب=زندگینامهٔ سیاسی امام خمینی - جلد اول|نویسنده = محمدحسن رجبی|ناشر =مرکز اسناد انقلاب اسلامی|چاپ=اول|شهر=تهران|صفحه=صفحهٔ ۱۸۳|سال=۱۳۶۹|شابک=964-6196-69-4}}</ref>
 
به دنبال آن، خمینی مردم ایران را به مبارزه منفی علیه حکومت فراخواند و شاه را به تمکین در برابر اسلام و علماء.<ref>{{یادکرد|http://www.jamaran.ir/fa/245/با_امام/صحیفه_امام_خمینی/جلد1/مخالفت_با__کاپیتولاسیون_و_دعوت_مردم_و_علما_به_قیام صحیفهٔ امام- جلد اول|نویسنده = روح‌الله خمینی|ناشر = مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)}}</ref> شاه نیز در ۲۳ اسفند آن سال در سخنانی تند، کسانی را که رفراندوم را تحریم کرده بودند به سرکوب و شدت عمل تهدید کرد. متقابلاً خمینی، طی بیانیه‌ای [[نوروز]] سال جدید، یعنی ۱۳۴۲ را عزای عمومی اعلام کرد.<ref name="al-islam4" />
=== مبارزه با کاپیتولاسیون ===
{{اصلی|کاپیتولاسیون در ایران}}
۲۵ دی ۱۳۴۲ برابر با ۱۵ ژانویه ۱۹۶۴ دولت [[اسدالله علم]]، [[s:قانون اجازه استفاده مستشاران آمریکایی در ایران از مصونیت‌ها و معافیت‌های قرارداد وین|لایحه اجازه استفاده مستشاران آمریکایی در ایران از مصونیت‌ها و معافیت‌های قرارداد وین]] را به [[مجلس سنای ایران|مجلس سنا]] برد. طبق این طرح، ایران همانند ۳۸ کشور دیگر در دنیا به مستشاران نظامی آمریکا اجازه می‌داد که همچون دیپلمات‌ها و کارمندان اداری و فنی سفارتخانه‌ها از مصونیتها و معافیتهای مندرج در [[کنوانسیون وین درباره روابط کنسولی|کنوانسیون وین]] برخوردار باشند. در ۳ مرداد ۱۳۴۳ مجلس سنا این قانون اجازه استفاده مستشاران آمریکایی از [[قرارداد وین درباره روابط سیاسی]] را تصویب کرد و به [[مجلس شورای ملی]] فرستاد.{{مدرک}} در ۲۱ مهر ۱۳۴۳ این قانون با ۷۴ بلی و ۶۱ نه به تصویب مجلس شورای ملی رسید.<ref name="ReferenceA">صورت مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۱ مهر ۱۳۴۳ جلسه ۱۰۴</ref> مجلهٔ داخلی مجلس شورا، پس از گذشت چند روز از تصویب لایحه به دست خمینی رسید و او متن کامل سخنرانی‌ها و گفتگوهایی که میان نمایندگان مجلس و رئیس دولت ردوبدل شده‌بود را مطالعه کرد.<ref>{{یادکرد|کتاب=بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی - جلد اول|نویسنده = سیدحمید روحانی|ناشر =احرار|چاپ=اول|شهر=تهران|صفحه= صفحهٔ ۷۰۸|سال=۱۳۵۶}}</ref>
 
خمینی تصمیم گرفت در ۴ آبان ۴۳، که آن سال که مصادف با تولد محمدرضا شاه و سال‌روز میلاد [[فاطمه]] دختر [[محمد]] نیز بود، برای مردم سخنرانی کرده و دربارهٔ لایحهٔ کاپیتولاسیون با آن‌ها صحبت کند. شاه نماینده ای را به قم فرستاد و خمینی را تهدید کرد که علیه شاه، آمریکا و اسرائیل سخن نگوید. اما، خمینی بی اعتنا به تهدید شاه، سخنرانی اش را با آیه [[استرجاع]] آغاز کرد و سخنرانی انتقادی شدیدی را ایراد کرد. دیگر علما نیز، با لحنی آرامتر علیه کاپیتولاسیون سخنرانی کردند.<ref name="imam-khomeini" /><ref>{{یادکرد روزنامه| نشانی = http://www.iran-newspaper.com/newspaper/BlockPrint/185934| عنوان = چراغ راهِ امید | ناشر = [[روزنامه ایران]]|زبان = فارسی | تاریخ = ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ | تاریخ بازبینی 14 خرداد ۱۳۹۶}}</ref><ref name=cgie773 />
 
=== رهبری انقلاب ایران ===
دوران اقامت او در نجف بعد از اعتراضاتی که بدنبال چاپ مقاله‌ای در روزنامه اطلاعات علیه او پایان یافت. به نوشته عباس میلانی، در آن زمان صدام حسین تصمیم گرفت که خمینی را از عراق اخراج کند. خمینی پس از اخراج از عراق به فرانسه رفت.<ref name="Abbas">{{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = Milani | نام = Abbas | عنوان = Eminent Persians: the men and women who made modern Iran, 1941-1979 | جلد = دوم | عنوان جلد = | سال = 2008 | چاپ = | صفحه = 1211 | ناشر = Syracuse University Press | مکان = | شابک = 9780815609070}}</ref> اما، به نوشته فرامرزی در دائره المعارف بزرگ اسلامی، به علت تشدید فشارهای حکومت بعث عراق، خمینی، خود، تصمیم به ترک عراق گرفت. در ۹ مهر ماه ۱۳۵۷، حکومت پهلوی اعلام کرد که همه ایرانیان خارج از کشور می‌توانند بازگردند، که لغو تلویحی حکم تبعید خمینی به‌شمار می‌رفت. با این حال، خمینی کوشید به [[کویت]] برود. اما، کویت اجازه ورود نداد و خمینی بناچار و بنا بر پیشنهاد فرزندش، [[سید احمد خمینی]]، راهی [[پاریس]] شد و در ۱۴ مهر به این شهر رسید.<ref name=cgie677>{{یادکرد وب | نشانی=https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/40777 | عنوان=دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، خمینی، روح‌الله | ناشر=[[مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی]] | اثر=[[دائرةالمعارف بزرگ اسلامی]] | نویسنده=احمد پاکتچی، فرامرز منوچهری، حمید انصاری | صفحات= 677 | پیوند بایگانی=https://archive.fo/huynk | تاریخ بایگانی=31 مه 2018 | جلد=22}}</ref>
 
در فرانسه، خمینی برای آنکه استقلال خود را از گروه‌های سیاسی ایرانی نشان دهد، در یک منزل اجاره ای در دهکده [[نوفل لو شاتو]]، در حومه پاریس، مستقر شد. با آنکه دولت فرانسه وی را از فعالیت سیاسی منع کرده بود، دانشجویان ایرانی مقیم اروپا دسته دسته به ملاقات وی می‌رفتند. اعلامیه‌های سیاسی وی نیز به سرعت از پاریس به تهران می‌رسید. شخصیت‌های ملی‌گرا، از جمله [[مهدی بازرگان]] و [[کریم سنجابی]] در پاریس به دیدار وی رفتند، تا مواضعشان را با وی یکسان کنند و عملاً رهبری وی را پذیرفتند. همچنین، یاران روحانی وی نظیر [[مرتضی مطهری]] و [[سید محمد بهشتی]]، به دیدارش شتافتند. در همین زمان، خمینی از بازرگان و مطهری خواست تا نسبت به تشکیل [[شورای انقلاب]] اقدام کنند. در ایران، [[اعتصاب سراسری]] به درخواست خمینی حکومت را دچار بحران کرد و بخصوص اعتصاب در [[سازمان صدا و سیما]]، [[صنعت نفت ایران]]، بانکها، مخابرات و حتی نخست‌وزیری امور حکومت را مختل کرد. در پی [[راهپیمایی تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷|راهپیمایی‌های محرم در آذر سال ۱۳۵۷]]، جایگاه خمینی به عنوان رهبر انقلاب رسماً تثبیت شد.<ref name=cgie677 />