باز کردن منو اصلی

تغییرات

انچه را که میدانستم وشتم
وی در ابتدا به عنوان یک سرباز جز به هند رفت.او مجبور شد برای درمان بیماری اش به کشورش برگردد.
 
بعد از بهبود یافتن به آفریقا رفت.وی همان جا به درجه ی فرماندهی رسید.مشاهدات او از بچه های آفریقا این بود که تمام بچه های آن جا همه ی کار های خودشان را، به تنهایی انجام میدادند.وی بعد از برگشتن از افریقا به کشورش دید که بچه های کشورش(که بعضی ها میگویند انگلیس بوده و بعضی دیگر بریتانیا را نام بردند،اما اکثرا انگلیس را قبول دارند وشواهد هم همین را می گوید)نمی توانند کار های خود را به تنهایی انجام دهند و باید از دیگران کمک بگیرند.این باعث شد که او به فکر راه انداختن گروهی شد که به آن ها آموزش دهد که در نبود کسی بتوانند کارهای خود را انجام داده و نیاز های خود رابرطرف کنند.او آموزشاز هایارتش میداداستعفا کهداد بچهو شروع هابه میکار توانستندکرد. با آموزش های او بچه ها می توانستند (((به راحتی)))از پس خود در سیل،زلزله و... و همچنین بلایای طبیعی برایند.
 
وی اولین اردوی پیشاهنگی(پیشتازان)را با اعضای 20 نفر پسر در جزیره ی [[بروان سیتی، میشیگان|براون سی]] انگلیس انجام داد.
کاربر گمنام