باز کردن منو اصلی

تغییرات

۲۵۳ بایت اضافه‌شده ،  ۳ ماه پیش
صدام چندی بعد در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۵۸ (۲۲ ژوئیه ۱۹۷۹) دستور به برگزاری گردهمایی مجمع رهبران حزب بعث داد. او در این مراسم که بنابر سفارش وی فیلمبرداری هم می‌شد، نام چند تن از اعضا را که به زعم وی جاسوس و خیانتکار به‌شمار می‌آمدند خواند و به آن‌ها دستور داد بیرون بروند. این اعضا که برچسب «خائن» به آن‌ها زده شد، از جلسه بیرون برده شدند تا در مقابل [[جوخه]]ی آتش، تیرباران شوند. پس از اینکه فهرست به پایان رسید، صدام به همهٔ کسانی که هنوز در جلسه حضور داشتند به خاطر وفاداری‌های گذشته و آینده‌شان تبریک گفت.<ref>{{یوتیوب|UOGkuRCjiGI| همنشین بهار: نشستِ عبرت انگیزِ صدام حسین بغداد؛ قاعة الخلد ۲۲ ژوئیه ۱۹۷۹..}}</ref>
 
== صدام به عنوان یک رهبر سکولار ==
صدام خود را یک رهبر انقلابی '''ملی گرا''' و '''سکولار''' و '''سوسیالیست''' نوگرای اجتماعی '''عرب''' ، همانند الگویش [[جمال عبدالناصر|عبدالناصر]] مصری می‌دانست.
صدام خود را یک رهبر انقلابی سکولار و نوگرای اجتماعی همانند [[جمال عبدالناصر|ناصر]] می‌دانست. دولت وی به زنان آزادی‌های مضاعف داده و به آن‌ها امکان کار در شغل‌های صنعتی و تحصیل در مدارج عالی تحصیلی داد. همچنین صدام نوعی سیستم قضایی غربی در کشور به اجرا گذاشت. با این کار عراق تبدیل به تنها کشور عرب [[خلیج فارس]] شد که طبق قوانین سنتی اسلام ([[شریعت]]) اداره نمی‌شد. او فعالیت دادگاه‌های مبتنی بر شریعت را به جز برای رسیدگی به دعاوی آسیب‌های شخصی ممنوع اعلام کرد.
 
صدام خود را یک رهبر انقلابی سکولار و نوگرای اجتماعی همانند [[جمال عبدالناصر|ناصر]] می‌دانست. دولت وی به زنان آزادی‌های مضاعف داده و به آن‌ها امکان کار در شغل‌های صنعتی و تحصیل در مدارج عالی تحصیلی داد. همچنین صدام نوعی سیستم قضایی غربی در کشور به اجرا گذاشت. با این کار عراق تبدیل به تنها کشور عرب [[خلیج فارس]] شد که طبق قوانین سنتی اسلام ([[شریعت]]) اداره نمی‌شد. او فعالیت دادگاه‌های مبتنی بر شریعت را به جز برای رسیدگی به دعاوی آسیب‌های شخصی ممنوع اعلام کرد.
کشمکش‌های داخلی ادامهٔ کار پروژه‌های نوسازی صدام را با مشکل مواجه ساخت. جامعهٔ عراق بین گروه‌های زبانی، دینی و قومی تقسیم شده‌است؛ دولت بعثی عراق تنها از سوی ۲۰ درصد مردم که از طبقهٔ کارگر، کشاورز و خرده‌تاجران سنی مذهب بودند حمایت می‌شد. این روال مانند زمانی بود که حاکمان انگلیسی در این سرزمین حکومت می‌کردند.
 
کشمکش‌های داخلی ادامهٔ کار پروژه‌های نوسازی صدام را با مشکل مواجه ساخت. جامعهٔ عراق بین گروه‌های زبانی، دینی و قومی تقسیم شده‌است؛ دولت بعثی عراق تنها از سوی ۲۰۱۵ درصد مردم که از طبقهٔ کارگر، کشاورز و خرده‌تاجران [[سنی]] مذهب بودند حمایت می‌شد. این روال مانند زمانی بود که حاکمان انگلیسی در این سرزمین حکومت می‌کردند.
[[شیعیان]] که اکثریت ۶۰ درصدی جمعیت عراق را تشکیل می‌دادند به دلیل سیاست‌های ضد دین دولت، عَلم مخالفت با آن را برداشته بودند و حزب بعث از تأثیر گرفتن آن‌ها از [[انقلاب ایران (۱۳۵۷)|انقلاب ۱۳۵۷]]انقلاب۱۳۵۷ (۱۹۷۹) [[ایران]] واهمه داشت. کردهایصدام شمالبا عراقسیاست (که[[سکولاریسم]] سنیغیرمذهبی هستندنه ولیسنی عربنه نیستند)شیعی نیزقصد مخالفایجاد سیاست‌هایتعادل عرب‌سازیدر حزبعراق بعثرا بودندداشت. در[[کورد]]های اینشمال شرایط بودعراق (که صدامسنی برایهستند حفظولی رژیمعرب خود،نیستند) هستهٔبا مرکزیترکیب دولت۲۰ رادرصدی ازجمعیت خویشاوندانعراق ونیز اهالیمخالف قبیلهٔسیاست‌های [[تکریت]]عرب‌سازی انتخابحزب می‌کردبعث بودند.
در این شرایط بود که صدام برای حفظ رژیم خود، هستهٔ مرکزی دولت را از خویشاوندان و اهالی قبیلهٔ [[تکریت]] انتخاب می‌کرد.
رژیم صدام برای مقابله با خطر فزایندهٔ [[شیعیان]]، [[کرد]]ها، [[کمونیسم|کمونیست‌هاکورد]]ها و دیگر مخالفان بالقوه، دو راه پیش رو داشت. اول اینکهیا آن‌ها را هم وارد رژیم ساخته و منافع ملی را با آن‌ها تقسیم کند یا اینکه با تدابیر شدید پیشگیرانه مانع از اقدامات آن‌ها شود. که ابزار اصلی این هدف،مورد، سازمان‌های پلیسی و نظامی بودند. در سال ۱۳۵۳ (۱۹۷۴)، [[طه یاسین رمضان]] ریاست ارتش خلق را بر عهده داشت که وظیفه‌اش حفظ امنیت داخلی بود. این گروه به عنوان شاخهٔ نظامی حزب بعث به عنوان وزنه‌ای علیه کودتاهایی بود که توسط نیروهای عادی مسلح انجام می‌شدند. در کنار ارتش خلق، سازمان اطلاعات کل عراق ([[استخبارات]]) قرار داشت که مشهورترین بازوی سیستم امنیتی دولت بود و از استفاده از هرگونه ترور و [[شکنجه]] ابایی نداشت. این سازمان توسط [[برزان ابراهیم التکریتی]] که برادر کوچک‌تر و ناتنی صدام بود اداره می‌شد. ناظران خارجی از سال ۱۳۶۱ (۱۹۸۲) به بعد بر این باور بودند که این سازمان در عملیات‌های مختلف، مخالفان صدام حسین در داخل و خارج از کشور را نابود می‌کند.
 
صدام، میهن‌پرستی [[ملی گرایی]] عراقی را با این ادعا که عراق نقش تعیین‌کننده‌ای در تاریخ [[جهان عرب]] داشته‌است تصدیق و تشویق می‌کرد. او به عنوان رئیس‌جمهور، غالباً به دورهٔ [[عباسیان]] که در آن [[بغداد]] مرکز سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جهان عرب بود اشاره می‌کرد. صدام همچنین به دوران پیش از اسلام در عراق اشاره می‌کرد و [[میانرودان]] (بین‌النهرین) را به عنوان گهوارهٔ تمدن بشری می‌ستود و شخصیت‌هایی چون [[بخت‌النصر]] و [[حمورابی]] را گرامی می‌داشت. او منابع مالی زیادی را صرف اکتشافات [[باستان‌شناسی]] می‌کرد. وی در عمل به دنبال ترکیب [[پان‌عربیسم]] و ملی‌گرایی عراقی و ارائهٔ تصویری از یک دنیای عربی متحد،متحد تحت رهبری عراق بود.
رژیم صدام برای مقابله با خطر فزایندهٔ [[شیعیان]]، [[کرد]]ها، [[کمونیسم|کمونیست‌ها]] و دیگر مخالفان بالقوه، دو راه پیش رو داشت. اول اینکه آن‌ها را هم وارد رژیم ساخته و منافع را با آن‌ها تقسیم کند یا اینکه با تدابیر شدید پیشگیرانه مانع از اقدامات آن‌ها شود. ابزار اصلی این هدف، سازمان‌های پلیسی و نظامی بودند. در سال ۱۳۵۳ (۱۹۷۴)، [[طه یاسین رمضان]] ریاست ارتش خلق را بر عهده داشت که وظیفه‌اش حفظ امنیت داخلی بود. این گروه به عنوان شاخهٔ نظامی حزب بعث به عنوان وزنه‌ای علیه کودتاهایی بود که توسط نیروهای عادی مسلح انجام می‌شدند. در کنار ارتش خلق، سازمان اطلاعات کل عراق ([[استخبارات]]) قرار داشت که مشهورترین بازوی سیستم امنیتی دولت بود و از استفاده از هرگونه ترور و [[شکنجه]] ابایی نداشت. این سازمان توسط [[برزان ابراهیم التکریتی]] که برادر کوچک‌تر و ناتنی صدام بود اداره می‌شد. ناظران خارجی از سال ۱۳۶۱ (۱۹۸۲) به بعد بر این باور بودند که این سازمان در عملیات‌های مختلف، مخالفان صدام حسین در داخل و خارج از کشور را نابود می‌کند.
 
صدام، میهن‌پرستی عراقی را با این ادعا که عراق نقش تعیین‌کننده‌ای در تاریخ [[جهان عرب]] داشته‌است تصدیق و تشویق می‌کرد. او به عنوان رئیس‌جمهور، غالباً به دورهٔ [[عباسیان]] که در آن [[بغداد]] مرکز سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جهان عرب بود اشاره می‌کرد. صدام همچنین به دوران پیش از اسلام در عراق اشاره می‌کرد و [[میانرودان]] (بین‌النهرین) را به عنوان گهوارهٔ تمدن بشری می‌ستود و شخصیت‌هایی چون [[بخت‌النصر]] و [[حمورابی]] را گرامی می‌داشت. او منابع مالی زیادی را صرف اکتشافات [[باستان‌شناسی]] می‌کرد. وی در عمل به دنبال ترکیب [[پان‌عربیسم]] و ملی‌گرایی عراقی و ارائهٔ تصویری از یک دنیای عربی متحد، تحت رهبری عراق بود.
 
یکی از نشانه‌های تحکیم قدرت وی، پرستش شخصیت او بین جامعهٔ عراق بود. هزاران تصویر، پوستر، مجسمه و نقاشی دیواری در گوشه و کنار عراق نصب شده بودند. چهرهٔ وی را می‌شد روی ساختمان‌های اداری، مدارس، فرودگاه‌ها، مغازه‌ها و اسکناس عراق دید. [[پرستش شخصیتی]] وی نمایانگر تلاش‌های او در جهت پاسخگویی به عناصر گوناگون جامعهٔ عراق بود. صدام گاهی در لباس [[اعراب بدوی]]، گاهی در لباس‌های سنتی کشاورزان عراقی (که خود در هنگام کودکی به تن می‌کرد) و حتی گاهی در لباس کردها ظاهر می‌شد. همچنین او گاهی در لباس‌های غربی نمایان می‌شد و با این کار می‌خواست تصویری از یک رهبر شهری و نوگرا را در اذهان تداعی کند. برخی اوقات خود را به شکل یک مسلمان مؤمن درمی‌آورد و با عمامه و ردا به سوی [[قبله]] نماز می‌خواند و در مقابل، گاهی اوقات لباس‌های غربی به تن می‌کرد، عینک دودی به چشم می‌زد و تفنگی را روی شانهٔ خود نگه می‌داشت.