تفاوت میان نسخه‌های «ریشه‌شناسی»

جز
←‏تاریخچه: اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با ویرایشگر خودکار فارسی
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه متن دارای ویکی‌متن نامتناظر
جز (←‏تاریخچه: اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با ویرایشگر خودکار فارسی)
* کلمه ابریق که معرب آبریز به معنی تنگ لوله دار، آفتابه و در کتب موسیقی به معنی گردن بر بط نیز به کار رفته است. جمع مکسر آن اباریق است که در قرآن و در شعر عربی به معنی صراحی به کار رفته است. <ref>تاثیر زبان و ادب فارسی در زبان و ادب عربی، محسن راثی دانشگاه شهید بهشتی، پژوهشـنامه علوم انسانی: شماره ۵۴، تابستان ۱۳۸۶</ref>
 
کتاب "الکلمات الفارسیه فی المعاجم العربیه" حدود ۳ هزار کلمه عربی که از زبان فارسی به عربی راه یافته‌اند را به همراه توضیحات برای هر کلمه آورده استآورده‌است. قبلاً نیز جوالیقی ۸۳۸ کلمه و در کتاب المنجد ۳۲۱ کلمه و ادی شیر، در کتاب [[واژه‌های فارسی]] عربی شده، ۱۰۷۴ واژه فارسی را توضیح داده است. (رفرانس فهرست واژگان عربی با ریشه فارسی :ویکی‌پدیا). فارسی به روش‌های مختلفی بر عربی تأثیر گذاشته است و بسیاری از واژگان عربی را با خود به سایر زبانهازبان‌ها از جمله به [[آسیای مرکزی]] و [[شبه قاره هند]] منقل کرده‌است. زبان عربی اشتقاقی و قالبی است، عرب‌زبانان از قالب‌های افعال، تفعیل، مفاعله، تفعل، افتعال، انفعال و استفعال بهره می‌برند و با ریختن ریشهٔ واژه در این قالب‌ها که «باب» یا قالب نامیده می‌شوند، واژه می‌سازند. در عربی همین روش را برای ریشه‌های واژه‌های پارسی هم به کار می‌برند. برای نمونه از واژه فارسی زمان، مشتق‌هایی مانند ازمنه، مزمن و زمن ساخته شده‌است که شناسایی ریشه آن را دشوار می‌کند. . یا مثلاً واژه کادیک به صورت قاضی معرب شده و از آن قضاوت و مقتضی و ... ساخته شده‌است. نمونه‌ای دیگر واژه «مورَخ» به معنی تعیین زمان رویدادها است و در قرآن و عربی پیش از اسلام نبوده و ریشهٔ عربی ندارد. به باور برخی زبان‌شناسان، عرب‌ها «ماه رخ» پارسی (که شکل‌های گوناگون ماه در هر روز را نشان می‌دهد) را، ماروخ گفته‌اند و از آن مورخ و تاریخ را برگرفته‌اند. اما نظر غالب زبان‌شناسان معاصر این است که «مورَخ» اسم مفعول و مورخ با کسر "ر" اسم فاعل از تاریخ است و خود تاریخ عربی شدهٔ "تاریک" است. زیرا سخن از گذشته‌ها در تاریکی و ابهام قرار دارد. در مجله "الدراساتُ الأدبیّة» بهار و تابستان ۱۳۴۳. دیدگاه‌های مختلف در مورد واژهٔ تاریخ آورده شده و نظر [[حمزه اصفهانی]] در مورد عربی شده از "ماه رخ" یا "تاریک" را بررسی کرده‌است و نتیجه‌گیری نموده که معرب شده از تاریک به منطق نزدیک‌تر است.
 
الف- تغییر یا حذف حروف گ. ژ-چ. پ- که عربهاعرب‌ها آن‌ها را ندارند مثل چغندر=(شمندر)- گرگان= جرجان-چراغ= سراج-پارس= فارس
 
ب- تغییر صداهای ناموزون و سنگین مانند سرپوش= طربوش -ابرکوه= ابرقو- آنکارا= آنقره- کنستانتینوپل = قنسطنطنیه- کوردبای = قرطبه و... . عرب زبان‌ها اکثر واژه‌های برگرفته در زبان فارسی را ناچار در برابر قالب‌های گویش خود تغییر داده‌اند و شماری از همین واژه‌ها به‌وسیلهٔ ایشان و کارگزاران ایرانیِ آن‌ها به فارسی وارد شد. چند نمونه از این گروه واژه‌ها مانند: «فیل»، «فردوس»، «ابریق»، «سراج» و «کنز» -"قاضی " و ... هستند که به ترتیب از واژه‌های «پیل»، «پردیس»، «آبریز»، «چراغ» و «گنج» "کادیک"و... ساخته شده‌اند؛ و هندسه که از اندازه است.
پ- عربی سازی شمار دیگری از واژه‌های فارسی و راه یافتن آن‌ها به فارسی از الگوی پیچیده‌تری پیروی می‌کند[ . یک نمونه واژهٔ «جنحه» است که در فارسی کنونی کاربرد حقوقی دارد. این واژه از مفرد کردن واژهٔ «جُناح» ساخته شده‌است، در حالیکه «جناح» خود عربی شدهٔ از واژهٔ فارسی «گناه» است . واژگانی مانند «بهلوان» (پهلوان) و «مهرجان» (بر گرفته از مهرگان که برای هرگونه جشن بکار می‌رود) در عربی نیز برگرفته از [[واژگان فارسی]] هستند
 
واژه‌هایی مانند برنامه (برنامج)، طازج= تازه، فیروز (پیروز)، تنور (ته نور)، خندق (کندک)، قناة، قلعة (کله- کلات)، منجنیق، اسفناج (اسپناج)، دیوان، برزخ، بلبل، حنا، یاسمین، سرو، عدس، شهی، آجر، گچ (به عربی جص)، خنجر (خونگر)، طربوش (سرپوش)، تاج و تاجر از پارسی گرفته شده‌اند. در اشعار [[شاعران جاهلی]]، واژه‌های فارسیِ: انجمن، ارغوان، بربط، بنفشه، بادیه، گلاب، گلستان، دیبا، دهقان، یاسمن، یاقوت، زیر، زبرجد، مرو، آس، مرزنگوش، مهره، مشته، نرگس، سوسن، سمسار، سیه‌سنبل، تاج، تنبور، خبری، خسروانی، چنگ، شاهنشاه و غیره استفاده شده‌است. به قرآن نیز واژگان پارسی فراوانی راه یافته‌است؛ که از این دید پر نفوذترین زبان بر ادبیات قرآنی انگاشته می‌شود: دین، سراج (برگرفته از چراغ)، جند (گند:تخم، بیضه)، سجیل (سنگ‌گل)، نمارق (جمع واژه نرمک ایرانی به معنی بالش)، وزیر (از وَچیر پهلوی)، مسک (از مشک پهلوی)، عفریت (از آفرید). از دیگر واژه‌هایی که از پارسی به عربی رفته‌اند می‌توان به: هندسه (برگرفته از اندازه / هَنداچک)، محراب (برگرفته از مهراب) و مسجد (برگرفته از مَزگت) اشاره کرد .. ، در [[ادبیات فارسی]] از واژگان پارسی ولی با کمک قالب‌های عربی واژگانی ساخته شده که تعدادی از آن‌ها به زبان عربی نیز راه یافته‌اند مانند: استیناف (از نو، درخواست نو و تجدید نظر)، تهویه (از هوا بر وزن تفعیل) وزن توزین و مکلا از کلاه ... و ... زبان‌های گروه سامی و عربی بخش اعظمی از واژگان خود را از طریق زبان فارسی گرفته‌اند که در مورد عربی به دلیل ماهیت صرفی و قالب‌های متعدد آن واژگان فارسی بیشتر در شکل مفرد و ساده آن قابل رد یابی است و به دلیل ذوب شدن مفردات در قالبهاقالب‌ها و صیغه‌ها و حذف و اضافه صداها رد یابی آن سخت می‌شود. زبان فارسی از معدود زبانهایزبان‌های دنیا است که که تقریباً عموم واژگان وام گرفته را می‌تواند بدون دستکاری و بدون حذف آوا و حروف بپذیرد به ویژه کلمات قرانی را بدون هیچ تغییری پذیرفته‌است مانند: صالح – کاذب – مشرک – کافر و -عذاب ... بسیاری از کلمات مشترک فارسی و عربی اگر مورد کنکاش قرار گیرند ریشه فارسی آن معلوم می‌شود بطوربه‌طور نمونه تقریباً به ندرت کسی در عربی بودن کلمه نهی - کم (چن؟ چند؟) – جص (گچ) – رباط – بیان - نور- عجم- دارالاخره، تکدی، رجس، نجس یا باکره (پاکیزه) ترجمان تردید کرده‌است اما در حقیقت همه اینگونه کلمات یا بطوربه‌طور کامل فارسی هستند یا معرب شده هستند. صبح از صباح و صباح از پگاه ساخته شده و مصباح و ... از آن ساخته شده‌است. نظر عربی شده «نگر» است انظر- نظر ینظر منظر و ... از آن ساخته شده‌است. خیمه از واژه پهلوی گومه و کیمه (به معنی کلبه) گرفته شده و خیام مخیم خیم یخیم صرف شده‌است، در مورد واژه گان لاتین نیز گاهی همین‌طور است مانند کلمه کیک (گعک) بالکن (از بالاخانه) – بنانا (موز)، که هر سه کلمه ریشه فارسی دارند. (رفرانس: ویکی‌پدیا :فهرست واژگان عربی با ریشه فارسی).
 
فارسی و انگلیسی به عنوان دو [[زبان هندواروپایی]] واژگان زیادی از زبان نیاکانی هندواروپایی به ارث برده‌اند. بسیاری از این واژگان مشابه شکل مشابهی نیز دارند. برای مثال: فارسی (مادَر) و انگلیسی (مادِر)، فارسی (پدَر) و انگلیسی (فادِر)، فارسی (بَرادَر) و انگلیسی (بِرادِر)، فارسی (نام) و انگلیسی (نِیم).
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش