باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با ویرایشگر خودکار فارسی
'''محمد بن موسی خوارزمی''' (زاده حدود سال ۷۸۰ میلادی و درگذشته ۸۵۰ میلادی) [[ریاضیدان]]، [[ستاره‌شناس]]، [[فیلسوف]]، [[جغرافیدان]] و [[مورخ]] شهیر [[مردم ایران|ایرانی]]<ref>{{cite journal|last1=Saliba|first1=George|title=Science and medicine|journal=Iranian Studies|date=September 1998|volume=31|issue=3-4|pages=681–690|doi=10.1080/00210869808701940|accessdate=3 March 2017|quote=Take, for example, someone like Muhammad b. Musa al-Khwarizmi (fl. 850) who may present a problem for the EIr, for although he was obviously of Persian descent, he lived and worked in Baghdad and was not known to have produced a single scientific work in Persian.}}</ref> در دوره [[عباسیان]] است. وی در حدود سال ۷۸۰ میلادی (قبل از ۱۸۵ قمری)<ref name="کتاب ماه علوم و فنون">{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی = | نام = | نام خانوادگی۲ = | نام۲ = | عنوان =پیشینیان فرهیخته: خوارزمی | ژورنال =کتاب ماه علوم و فنون| مکان = | ناشر = | دوره =۲| شماره =۱۱۸| سال =مهر ۱۳۸۸| صفحه =۴۰| پیوند = | تاریخ بازبینی =}}</ref> در [[خوارزم]] زاده شد. [[ابن ندیم]] و [[قفطی]] اصالت او را از خوارزم می‌دانند. لقب وی معمولاً اشاره به شهر خوارزم دارد که همان [[خیوه]] کنونی واقع در جنوب [[دریاچه آرال]] مرکزی و بخشی از جمهوری [[ازبکستان]] کنونی است.<ref name="کتاب ماه علوم و فنون"/> شهرت علمی وی مربوط به کارهایی است که در [[ریاضیات]]، به‌ویژه در رشته [[جبر]]، انجام داده به‌طوری‌که هیچ‌یک از ریاضیدانان [[سده‌های میانه]] مانند وی در فکر ریاضی تأثیر نداشته‌اند و وی را «پدر جبر» نامیده‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Folkerts|نام=Menso|عنوان=Die älteste lateinische Schrift über das indische Rechnen nach al-Ḫwārizmī|ناشر=Bayerische Akademie der Wissenschaften|صفحه=|مکان=München|شابک=3-7696-0108-4|سال=1997|زبان=en}}</ref> [[جرج سارتن]]، مورخ مشهور علم، در طبقه‌بندی سده‌ای کتاب خود ''[[مقدمه‌ای بر تاریخ علم]]'' سده نهم میلادی را «عصر خوارزمی» می‌نامد.<ref>{{یادکرد|نویسنده = [[جرج ساترن]]|عنوان = جلد یک |ناشر = |شهر = |صفحه =۵۳۳ |تاریخ = ۱۳۷۵}}</ref><ref>{{یادکرد|نویسنده = شمس الدین محمدبن محمود آملی|عنوان = نفائس الفنون فی عرایس العیون|ناشر = |شهر = |تاریخ =}}</ref>
 
خوارزمی [[همه‌چیزدان]] و [[ریاضی‌دان]] بنام [[قرون وسطی]] است که حاصل تحقیقات و تألیفات او هنوز مورد استفاده می‌باشد و کتاب ''[[جبر و مقابله]]'' او را بسیاری از مترجمان مشهور قرون وسطی ترجمه کرده‌اند. بیشترین چیره‌دستی وی در حل [[معادله خطی|معادله‌های خطی]] و [[معادله درجه دو|درجه دوم]] بوده‌است. کتاب '' Algoritmi de numero Indorum'' که ترجمه ''[[کتاب جمع و تفریق با عددهای هندی]]'' او به [[زبان لاتین|لاتین]] است باعث شد تا دستگاه عددی در اروپا از [[عددنویسی رومی]] به [[عددنویسی هندی-عربی]] تغییر یابد؛ چیزی که هنوز نیز در اروپا و دیگر نقاط جهان فراگیر است.<ref>{{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=Gandz|نام=Solomon|عنوان=The Origin of the Term "Algebra"|ژورنال=The American Mathematical Monthly|صفحه=437–440|دوره=33|شماره=9|ماه=November|ISSN=0002-9890|سال=1926|زبان=en}}</ref> واژه [[جبر]] را اروپائیان بطوربه‌طور کلی از کتاب خوارزمی و اصطلاح امروزی الگوریتم (Algorithmus) از نام خوارزمی گرفته شده‌است. به هنگام خلافت [[مأمون]]، وی عضو دارالحکمه که مجمعی از دانشمندان در بغداد به سرپرستی مأمون بود، گردید. خوارزمی کارهای [[دیوفانت]] را در رشته جبر دنبال کرد و به بحث آن پرداخت.
 
== زندگی خوارزمی ==
 
به‌طور کلی دوران عباسیان، شاهد رشد فعالیت‌های علمی و تحقیقی در همه زمینه‌هایی بود که به دین و دنیای مسلمانان برمی‌گشت. آشنایی مسلمین با علم یا مباحث مربوط به کلام در واقع از عهد اموی نشأت و اساس گرفت و این عهد بود که در طی آن، در [[عراق]] و [[شام]] و [[مصر]]، کسانی که با علم و فلسفه یونان و هند و ایران آشنایی داشتند به اسلام گرویدند یا به خدمت خلفا و حکام مسلمان درآمدند.<ref name="تعاملات علمی جهان اسلام">{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =فتاحی | نام =قاسم | نام خانوادگی۲ =لولویی | نام۲ =کیوان | عنوان =تعاملات علمی جهان اسلام و غرب در قرون اولیه هجری | ژورنال =فصلنامه علمی پژوهشی تاریخ| مکان =محلات- ایران | ناشر = | دوره =سوم| شماره =15| سال =| صفحه = | پیوند = | تاریخ بازبینی = | doi =}}</ref>
اگر چه سفّاح نخستین خلیفهٔ عباسی- ۱۳۲ تا ۱۳۶ ه‍.ق توجهی به علوم نداشت و اما فعالیت‌های علمی در حکومت بنی عباس در واقع از زمان خلافت [[منصور (خلیفه)|منصور]] و بنای شهر [[بغداد]] شروع و گسترش یافت. منصور به نجوم، طب و کیمیا علاقه داشت تا جایی که بدون مشورت با ستاره‌شناسان به کاری دست نمی‌زد. بدین گونه بود که ابوسهل نوبخت اخترشناس ایرانی و ماشاءالله اثری ایرانی بهمراهبه همراه وزیر منصور به بغداد نزدیک شدهو نقشه شهر را طراحی کردند. هارون موقعی به خلافت نشست که مسلمانان با اندیشه و آثار یونانیان و ایرانیان آشنا شده بودند و مترجمان بسیاری را در رشته‌های گوناگون در محلی به نام بیت الحکمه مأمور ترجمه کتب کرده بودند. در این هنگام بود که محمد بن موسی خوارزمی برای استفاده از کتب، مطالعه و تحقیق به بیت الحکمه می‌آمد چون آنجا هم کتابخانه و هم مرکز ترجمه، تألیف و تحقیقات علمی شده بود.<ref name="تعاملات علمی جهان اسلام"/> لازم است ذکر شود که بیت الحکمه یا خزانه الحکمه به تقلید از دارالعلم جندی شاپور (در دوره ساسانیان) ایجاد شد.<ref name="کتاب ماه علوم و فنون"/><ref>{{یادکرد|نویسنده =|عنوان = دائرةالمعارف فارسی، ذیل بیت الحکمه|ناشر =|شهر = |صفحه =|تاریخ =}}</ref>
 
در زمان حکومت هارون الرشید بیت‌الحکمه (خانهٔ حکمت) توسط خاندان ایرانی [[برمکیان]] راه اندازی شد و در آن تعداد زیادی از منابع علمی عمدتا از [[زبان فارسی میانه]] یا پهلوی و در درجه بعد از هندی, سریانی و  یونانی به عربی ترجمه شد.  
 
همانطور که دمیتری گوتاس در کتاب خویش در باره نهضت ترجمه مینویسد <nowiki>''</nowiki>نهضت ترجمه عمدتا به ترجمه کتابهایکتاب‌های ایرانی موجود به زبان[[زبان فارسی میانه|فارسی میانه]] یا پهلوی پرداخت و شواهد موجود نشان میدهد تنها اثر یونانی که در زمان هارون از یونانی به عربی ترجمه شد المجسطی بوده استبوده‌است<nowiki>''</nowiki>. سپس تعدادی از مقالات و کتب یونانی هم به [[عربی]] ترجمه شد.
 
== دستاوردهای خوارزمی ==
تاریخچهٔ این علم به بیش از ۳۰۰۰ سال پیش در [[مصر]] و بابل برمی‌گردد که در آنجا در مورد حل برخی از ''معادلات خطی'' بحث شده‌است. در [[هند]] و [[یونان]] باستان نیز، حدود یک قرن پیش از میلاد از روش‌های هندسی برای حل برخی از معادلات جبری استفاده می‌گردیده‌است. در قرن اول میلادی نیز بحث در مورد برخی از معادلات جبری در آثار [[دیوفانت]]وس یونانی و [[برهماگوپتای]]<ref group="واژه‌نامه">Brahmagupta</ref> هندی دیده می‌شود. کتاب جبر و المقابلهٔ خوارزمی، اولین اثر کلاسیک در جبر می‌باشد که که کلمهٔ جبر یا Algebra از آن آمده‌است. [[خیام]] دیگر ریاضی‌دان شهیر ایرانی است که در آثار خود جبر را از حساب تمییز داد و گامی بزرگ را در تجرید و پیشرفت این علم برداشت. درقرن ۱۶ میلادی، روش حل معادلات درجه سوم توسط دل‌فرو<ref group="واژه‌نامه">Scipione del Ferro</ref> و معادلات درجه چهارم توسط فراری<ref group="واژه‌نامه">Ludovico Ferrari</ref> کشف گردید.
{{نقل قول۲|left|قسمتی از معادله را که شامل مقدار منفی است نمی‌توان حذف کرد و به طرف دیگر معادله افزود این عمل را جبر گویند، جمله‌های مشابه را می‌توان از دو طرف معادله حذف کرد این عمل مقابله است|بهاء الدین عاملی معروف به شیخ بهائی|}}
دو واژه «'''جبر'''» و «'''الگوریتم'''» که امروزه در ریاضیات تمام ملل جهان راه یافته در واقع برگرفته از ترجمه لاتینی کتاب خوارزمی که اولی از نام کتاب و دومی اسم «'''الخوارزمی'''» یعنی الگوریتمی است. واژه «الجبر» (در فارسی: «جبر») نخستین بار در عنوان کتاب وی به کار رفته و پس از آشنایی اروپاییان با این کتاب با مختصر تغییراتی (مثلاً به صورت algebra در انگلیسی و algbre در فرانسه) به زبانهایزبان‌های دیگر راه یافته‌است. این واژه از ریشه جَبَرَ در عربی گرفته شده که به معنای شکسته بندی و جُبران است، اما خوارزمی آن را بر عملِ افزودن جمله‌های مساوی بر دو سوی یک معادله، برای حذف جمله‌های منفی، اطلاق می‌کند. واژه «مقابله»، که آن هم در عنوان کتاب خوارزمی دیده می‌شود، به معنای حذف مقادیر مساوی از دو طرف معادله است. ابوکامل شجاع بن اسلم (نیمه دوم قرن سوم) نیز مشتقات واژه جبر را به همین معنی به کار می‌برد.<ref name="جبر در جهان اسلام"/>[[پرونده:The Algebra of Mohammed ben Musa (Arabic).png|بندانگشتی|چپ|پرینت از صفحه‌ای از کتاب الجبر خوارزمی]] مثلاً برای حل معادله ۸۰ = x ۲۰–۱۰۰ می‌گوید: «صد درهم را با بیست شیء جبر کن و آن را با هشتاد جمع کن.<ref>{{یادکرد|نویسنده = ابوکامل|عنوان =|ناشر =|شهر = |صفحه = 49ـ50|تاریخ = 1406}}</ref> ابوریحان بیرونی عمل جبر را به افزودن مقادیر مساوی به دو کفه ترازو برای حفظ تعادل آن تشبیه می‌کند<ref>{{یادکرد|نویسنده = ابوریحان بیرونی|عنوان =التفهیم |ناشر =|شهر = |صفحه = 37|تاریخ =}}</ref> [[خواجه نصیرالدین طوسی]]، [[غیاث الدین جمشید کاشانی]] و [[ابن غازی مکناسی]] نیز جبر و مقابله را به همین صورت تعریف کرده‌اند.<ref name="جبر در جهان اسلام"/>
 
==== نظریات [[خیام]] و [[فارابی]] دربارهٔ جبر ====
{{وسط‌چین}}{{گفتاورد تزیینی|آنکه گمان برده‌است که جبر حیله‌ای (شگردی) برای استخراج اعداد مجهول است، امر نامعقولی را گمان برده‌است. … جبر و مقابله اموری هندسی است که به وسیلة اَشکال پنجم و ششم مقاله دوم (اصول اقلیدس) مبرهن می‌شود<ref name="جبر و مقابله"/><ref name="جبر در جهان اسلام"/>}}{{پایان}}
 
به این ترتیب، جبر و مقابله، از نظر [[خیام]]، علمی هندسی است و چون هندسی است ''بُرهانی'' نیز هست. این اختلاف در جایگاه جبر به دلیل تازگی این علم و دو تصوری است که از آغاز این علم به موازات هم وجود داشته‌است. در طبقه‌بندیهایطبقه‌بندی‌های متأخر علم [[جبر]] و مقابله «از فروع علم [[حساب]]» شمرده شده‌است. اما باید توجه داشت که این طبقه‌بندیهاطبقه‌بندی‌ها به دورانی تعلق دارند که دستاوردهای بزرگ علم [[جبر]] دوران اسلامی فراموش شده و از آن تقریباً چیزی جز حل شش دسته معادله خوارزمی باقی نمانده بود.<ref name="جبر در جهان اسلام"/>
 
=== رساله حساب خوارزمی ===
یکی از کارهای مهم خوارزمی را باید در تلفیق علوم [[یونان]]ی و [[هند]]ی دانست. کاری که در جهان اسلام برای نخستین بار توسط وی صورت گرفت و با نظر به اینکه سرزمین ایران و جهان اسلام به شکل حلقه پیوند دهنده‌ای میان شرق و غرب عالم و دنیاهای اروپاییان و هندیان در میانه ایستاده بوده و با فواصل بعید و شرایط سخت و ناهموار که برای جابجایی انسان‌ها و به تبع آن انتقال فرهنگ‌ها و دانش‌ها وجود داشت، هر زمان اهمیت این خدمت بزرگ در چنان عصر و زمانی برای بشر امروزی بیشتر نمایان می‌شود. خوارزمی در سایر رشته‌های علوم و مخصوصاً [[نجوم]] هم کاری جالب و سودمند انجام داد؛ او دو کتاب در [[اسطرلاب]] نوشت؛ [[اطلس]]ی از نقشه آسمان و زمین تهیه کرد؛ و نیز نقشه‌های جغرافیایی [[بطلمیوس]]<ref group="واژه‌نامه">Claudius Ptolemy</ref> را اصلاح کرد.<ref name="جبر در جهان اسلام"/>
عنوان کتاب نجومی خوارزمی «''[[زیج]] السند هند''» است. اصل آن به زبان [[سانسکریت]] است که توسط یکی از اعضای هیئت سیاسی در عصر [[منصور (خلیفه)|منصور]] [[خلافت عباسی|عباسی]] به جهان اسلام انتقال یافت. «[[زیج]]» به معنی دسته‌ای از جداول نجومی بوده و «السند هند» نیز تحریفی از کلمه سانسکریت «سدهانته» عنوان اصلی کتاب بوده‌است.<ref name="خوارزمی، آزرمی"/>
این ترجمه مبنای آثار نجومی شد که [[محمد بن ابراهیم فزاری]] و [[یعقوب بن طارق]] در اواخر قرن دوم هجری تصنیف کردند. اهمیت این کتاب امروز در این است که نخستین اثر نجومی عربی است که به صورت کامل به دست ما رسیده‌است. خوارزمی در تهیه [[زیج]] خود تنها تابع سند هند یا مجسطی بطلمیوس نبوده و به آثار منجمان ایرانی نیز نظر داشته و مطابق با رایرأی خود مطالب را اختیار کرده‌است. مهم‌ترین شخصیت علمی که از [[زیج]] خوارزمی فراوان استفاده کرده، همانا [[ابوریحان بیرونی]] است که حتی وی کتابی دربارهٔ تحلیل علل زیج خوارزمی نوشته‌است. در سده دهم هجری این زیج توسط مسلمة بن احمد مجریطی تهذیب شد و در سال ۱۱۲۶ م. توسط آدلار آوباث به زبان لاتینی ترجه شد. متخصصان نجوم و ستاره‌شناسی این بخش را بهتر درک می‌کنند که جداول خوارزمی علاوه بر «جیب» مشتمل بر «ظل» نیز است. جیب یا جیا در اصل همان وتر است. رساله نجوم خوارزمی در واقع شامل جدول سینوس‌هاست که اولین بار منجمان هندی در قرن پنجم میلادی وارد ریاضی کردند و همین واژه وتر و جیب و جیا بود که وقتی از زبان عربی وارد ادبیات علمی شد، توسط مترجمان قرون وسطی به زبان لاتینی به «[[سینوس]]» ترجمه شد.<ref name="خوارزمی، آزرمی"/><ref name="خبرگزاری میراث فرهنگی"/> ساختار ریاضی و مقادیر بنیادین پارامتر کلیه جدول‌ها در ترجمه لاتین «''[[زیج]] السند هند''» خوارزمی عملاً بررسی شده و براساس اطلاعات ریاضی که بدست آمده می‌توان اصل و منشأ این جداول را به تحقیق مشخص نمود، یکی از جدول‌هایی که ساختار ریاضی آن هنوز مشخص نشده، جدول مربوط به «''تعدیل زمان''» در زیج خوارزمی می‌باشد.<ref name="زیج خوارزمی">{{یادکرد ژورنال | نام خانوادگی =دالن| نام =بنوفان| نام خانوادگی۲ =کنعانی| نام۲ =ناصر| عنوان =نگاهی دیگر به زیج خوارزمی بررسی و تعدیل جداول زمان | ژورنال =آینه میراث| مکان =| ناشر = | دوره =جدید| شماره =| سال =سوم| صفحه = | پیوند = | تاریخ بازبینی = بهار ۱۳۸۴ | doi =}}</ref>
 
محمدبن موسی همچنین دو کتاب در [[اسطرلاب]] دارد که اسم‌هایی تقریباً نزدیک به هم دارند: یکی کتاب «''عمل الاصطرلاب''» دربارهٔ چگونگی ساختن اسطرلاب، و دیگری اثر «''العمل بالاصطرلاب''» در چگونگی به کار بردن و استفاده از این وسیله اندازه‌گیری نجومی. این دو کتاب مانند بسیاری از کتاب‌های دیگر در این زمینه باید نوشته شده باشد و اگر هم مطلب تازه‌ای در آن‌ها مطرح شده باشد نمی‌دانیم چرا که شاید تنها ویژگی مهم این دو اثر و نیز کتاب «'''الرخامه'''» خوارزمی که دربارهٔ ساعت آفتابی افقی نوشته شده، این باشد که هیچ اثری نه از متن عربی آن‌ها و نه ترجمه‌ای به زبان دیگر باقی نمانده و فقط گهگاه معاصران وی که به اصل کتاب‌ها دسترسی داشته‌اند، اشاراتی و گریزهایی به کتاب می‌زنند. این کتاب بیشتر برای تعیین اوقات [[نماز]] نوشته شده که بعدها اساس و پایه محاسبات [[مثلثات]] کروی قرار گرفت.<ref name="خوارزمی، آزرمی"/> خوارزمی مقاله‌ای هم با نام «''مقاله فی استخراج تاریخ الیهود و اعیادهم''» دارد که با دقت در نام این اثر متوجه می‌شویم که وی هم از وجه منجم بودن و هم جغرافی‌دان و مورخ بودنش در تنظیم این مقاله استفاده کرده‌است. نسخه‌ای خطی از این مقاله در کتابخانه بانکیپور موجود است و می‌توان فهمید که این دانشمند فن‌شناس، تنها در حوزه مطالعات خاور فعال نبوده و نیم‌نگاهی هم به باختر عالم داشته‌است، آن هم در حوزه‌ای مثل یهود با آن همه حساسیت‌هایی که هماره در جهان اسلام نسبت به این قوم و آیین وجود داشته و چنین حرکتی جای تأمل بیش از پیش در کار وی و هم عصرانش را می‌طلبد.<ref name="خبرگزاری میراث فرهنگی"/>
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش