باز کردن منو اصلی

تغییرات

۱۶ بایت اضافه‌شده، ۱ ماه پیش
جز
اصلاح فاصله مجازی + اصلاح نویسه با ویرایشگر خودکار فارسی
 
== زندگی ==
پارمنیدس در الئا واقع در جنوب ایتالیای امروز، بین سالهایسال‌های ([[W:۵۱۵/۵۴۰ (پیش از میلاد)|۵۱۵/۵۴۰(پیش از میلاد)]] به‌دنیا آمد و حدود سال‌های ([[W:۴۴۶/۴۷۰ (پیش از میلاد)|۴۴۶/۴۷۰ (پیش از میلاد)]]) درگذشت.
 
دوران حیات او را می‌توان بین سالهایسال‌های ۴۴۰–۵۱۰پ. م دانست. ظاهراً او مردی اشرافزاده بوده‌است و در قانون‌گذاری شهرش الئا سهیم بوده‌است. پارمنیدس همچنین به طبیب چهارم معروف است.
 
اگرچه دیدگاهی وجود دارد که [[کسنوفانس]] را بنیانگذاربنیان‌گذار مکتب الئا دانسته‌است، اما به دلیل نبودن شواهد کافی، عمدتاً پارمنیدس را بنیانگذاربنیان‌گذار [[مکتب الئا]] می‌دانند.<ref name=v>[http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?LanguageID=1&id=88804 پایگاه حوزه نت : راه حقیقت در تفکرات پارمنیدس<!-- عنوان تصحیح شده توسط ربات -->]</ref>
 
== شیوه تدریس و نگارش ==
پس عالم حس هم که بنا به تعریف در تغییر و جنبش است، وجود ندارد و فریب و سرابی بیش نیست. تنها چیزی که بودنش منطقأ ممکن است، هستی محض است.<ref name=j>{{یادکرد|فصل=فصل یک:تالس و پیشاسقراطیان|کتاب=کتاب کوچک فلسفه|نویسنده=گریگوری برگمن|ترجمه=کیوان قبادیان|ناشر=کتاب آمه|شهر=تهران|کوشش=|ویرایش=|صفحه=صفحه ۱۲ و ۱۳|سال=۱۳۸۹|شابک=}}</ref>
 
پارمنیدس اما وجود و هستی را مادی؛ و در مکان متناهی می‌دانست و آن را به شکل یک کره درنظر می‌گرفت.<ref name=r/>به موجب تعالیم پارمنیدس موجود کلی است یگانه، نامتحرک، بدون انتهای زمانی، که کاین نشده‌است و فاسد نمی‌شود، مطلقاً ساده است، از حیث زمانی و مکانی عین خود است یعنی همیشه به یک نوع باقی می ماندمی‌ماند و قسمت پذیر نیست. در درون مرزهای خود بی حرکت است، در همه جای خود به نحو برابر از خود آکنده است و شکل کره دارد. بنابراین موجود کره ای است همگون که نمی‌جنبد و دگرگون نمی‌شود. به عنوان کره دارای بعد است ولی فاقد کیفیت.زنده نیست و روحی دارای خرد ندارد. نه خداست و نه دارای خصوصیات و صفات خدایی. با تفکر یگانه می‌شود ولی در این یگانگی مقدم بر تفکر است. چیزی که دارای بعد ولی فاقد اعراض است از طریق حواس دریافتنی نیست. از این رو کره وجود که در هرسو به یک اندازه گسترده شده و فاقد کیفیت است، از دید تفکر انسانی که وابسته ادراک حسی است و نمود کثرت و تغیر است، پنهان می ماندمی‌ماند. جهان محسوس و هرچه چنین می نماید که در آن رخ می‌دهد، واقعیتی خیالی است. واقعیت حقیقی، ایستاست، در هرسو به‌طور برابر گسترش یافته‌است، فاقد کیفیت است و تنها به چشم تفکر خدایی دیده می‌شود.<ref>کارل بورمان. افلاطون. ترجمه محمد حسن لطفی. ناشر: [[طرح نو]]، 1393. صفحه 59 و 60.</ref>
 
اما با توجه به رابطه‌ای که او میان اندیشه و هستی تصور می‌کند، برخی آورده‌اند که از نظر پارمنیدس هستی محض هم مادٌی است و هم معنوی. جنبهٔ مادٌی هستی محض، فضای نامتناهی، و جنبهٔ معنوی آن، اندیشه‌است.<ref name=j/>
۱۳۳٬۲۴۲

ویرایش