تفاوت میان نسخه‌های «اقتصاد سیاسی»

بدون خلاصه ویرایش
(.)
آدام اسمیت پیدایش جامعه متمدن را نتیجه رفتار منفعت طلبانه و نه حاصل برنامه‌ریزی مشخص برای یک فرایند سیاسی یا کارگزاری دولتی به وجود آمده توسط آنها، می‌دانست.
[[مارکس]] این ایده را جلوتر برد. او فرایندهایی را توصیف کرد که تغییرات دورانی، از روش‌های تولید، روابط اجتماعی و شیوه‌های زندگی به وجود آمدند و همگی پیامدهای ناخواسته تعقیب سود شخصی بوده‌اند.
پیدایش اقتصاد سیاسی به تنزل مرتبه سیاست و ترفیع بخش غیر سیاسی زندگی مدنی کمک کرد. تنزل مرتبه سیاست را هیچ چیزی بهتر از استفاده دست نامریی [[آدام اسمیت]] نمی‌توانست بیان کند. استوارت می‌کوشد دو مفهوم مهم را با هم ترکیب کند. اول آنکه تغییر از نیروها و فرایندهای درونی جامعه پدید می‌آید و نه با تصمیم دولت. دوم آنکهآن که برای دولت در شناخت لزوم آن تغییرات و هدایت جامعه از طریق آن‌ها نقش قایل است.
 
== اقتصاد سیاسی مارکسیستی ==
اقتصاد سیاسی راهکاری مناسب برای رشد و توسعه در کشورهای جهان سوم می‌باشد. اهمیت اقتصاد سیاسی در اثر متقابل توسعه در علم اقتصاد و علم سیاست است. به‌طور مثال نظام سیاسی دموکراتیک سبب امنیت و جذب سرمایه‌گذاری کلان اقتصادی در داخل و خارج از کشور خواهد شد و به طبعیت ان رشد GNP در اقتصاد ملی مشود؛ و همچنین اقتصاد خوب سبب بالا رفتن درآمد سرانه مردم شده و قدرت خرید آنان را ترقی داده در نتیجه توان مالیاتی افراد افزایش یافته و وابستگی مردم از دولت کمتر شده و نتیجه نهایی ان افزایش طبقه متوسط است که اهمیت بیشتری برای دموکراسی آزادی و برابری در نظام سیاسی قائل هستند
 
توسعه اجتماعی-اقتصادی و سیاسی نه تنها وابسته به یکدیگرند بلکه مکمل هم نیز هستند.
 
نظریه خصوصی شدن مالکیت (کاپیتالیسم) در علم اقتصاد را نمی‌توان بدون نظریه اصالت فرد (اندیویدالیسم) در علم جامعه‌شناسی و نظریه آزادیی خواهی (لیبرالیسم) در علم سیاست و مکتب انسان محوری (اومانیسم) در مذهب تصور کرد.
۱۷۰

ویرایش