باز کردن منو اصلی

تغییرات

۱۷۲ بایت اضافه‌شده ،  ۶ ماه پیش
بدون خلاصه ویرایش
دربارهٔ نمادپردازی و روایت در ''سگ‌کشی'' نیز بسیار گفته‌اند. [[سعید عقیقی]] در گفتگو با [[حمید امجد]] گوید: «هر جا بیضایی توانسته نقبی به اسطوره و موضوعات مورد علاقه‌اش بزند، به‌نظرم موفق‌تر بوده و واقعیت بهانه‌ای شده برای بازگشت به همان [[درون‌مایه|تم‌های]] آشنا؛ ولی هرجا بیش‌تر آمده به سطح و مجبور شده داستان واقعی را در خودش حل کند، یا اسطوره و آیین را در واقعیت حل کند، به نظرم نتیجهٔ معکوس گرفته.» عقیقی ''سگ‌کشی'' را از لحاظ تکنیکی فیلم قوی‌تری از ''[[رگبار (فیلم ۱۳۵۱)|رگبار]]'' می‌داند، وجوهی از شخصیت‌پردازی‌هایش را به فیلم ''[[زیستن (فیلم ۱۹۵۲)|زیستن]]'' [[آکیرا کوروساوا|کوروساوا]] مانند می‌کند، ولی معتقد است که در ''سگ‌کشی'' «واقعیت بهانه‌ای‌ست برای رسیدن به جهان سمبولیک یا آیینی یا اساطیری»، به‌طوری‌که در آن «تعادل بینِ سبک و [[درون‌مایه]] عملاً از بین رفته‌است».<ref>{{پک/بن|۱۳۹۰|ک=از تاریخ و اسطوره خلاصی نداریم گفتگوی حمید امجد و سعید عقیقی دربارهٔ سینمای بهرام بیضایی}}</ref> [[ابراهیم گلستان]] نیز نمادپردازی آشکار را نقصی از برای فیلم‌های بیضایی شمرده.<ref>{{پک|گلستان|۱۳۹۴|ف=نوشتن با دوربین|ص=۸۵–۸۶}}</ref> امّا حمید امجد بر این باور است که در ''سگ‌کشی'' نیز ردّ پای افسانه و آیین هست و «بیضایی نشان می‌دهد از تاریخ و اسطوره خلاصی نداریم». وی می‌افزاید: «ممکن است بعد از دیدنِ هر فیلمی شروع کنیم به شمردنِ نقاطی احتمالاً غیرمنطقی در آن داستان. کسانی اصلاً کارشان این است و حتماً یادمان هست کسانی دربارهٔ ''[[سرگیجه (فیلم ۱۹۵۸)|سرگیجه]]'' [[آلفرد هیچکاک|هیچکاک]] هم از این نکته‌های «غیرمنطقی» می‌گرفتند. برای من این مهم است که در جریانِ دیدنِ فیلم به این چیزها فکر نمی‌کنیم، و توفیق فیلم به نظرم دقیقاً همین بود که فضایی، ضرباهنگی و لحنی از روایت را شکل می‌داد که در جریانِ روایت به منطقش فکر نمی‌کردم. به نظرم موفقیتِ روایت درست همین نقطه است که وقتی در جهانِ درونِ روایت هستیم آن را با جهانِ بیرون از روایت قیاس نکنیم.» امجد این ویژگی را برآمده از خاستگاه‌های رواییِ بیضایی در [[تعزیه]] و [[افسانه]] و قصه می‌داند و بر این باور است که «هر قصه‌ای را می‌توانید با عناصری که قصّوی‌اند نه منطقی، به محاکمه بکشید.»<ref>{{پک/بن|۱۳۹۰|ک=از تاریخ و اسطوره خلاصی نداریم گفتگوی حمید امجد و سعید عقیقی دربارهٔ سینمای بهرام بیضایی}}</ref> ولی حامد یوسفی چنین یکدستی‌ای در فیلم نمی‌بیند و بر آن است که اگر «بیضایی این بار ماجرای خودش را روایت کرده‌است و فیلمش جمع‌بندی اوست از «آنچه من در جهان دیدم»»، پس ''سگ‌کشی'' فیلمی است دربارهٔ فریب و در واقع «علیه فریبکاری». ولی با این همه فیلم خود در نسخهٔ کنونی تماشاکنان را می‌فریبد و زاویه دیدش نه محدود به گلرخ می‌ماند، و نه در زاویه دید [[شیوه روایت|سوّم شخص دانای کل]] تماشاکنان را از غرض واقعی ناصر معاصر می‌آگاهاند. یوسفی نتیجه می‌گیرد که اگر ''سگ‌کشی'' فیلمی علیه فریبکاری و مناسبات بازاری است، لاجرم با فریفتن تماشاکنان «فیلمی است علیه خودش و علیه مؤلف»، مگر این که چند سکانس از فیلم حذف شود و روایت به زاویه دید گلرخ محدود گردد.<ref>{{پک|یوسفی|۱۳۸۱|ف= «متن، علیه مؤلف: دربارهٔ قرائتی مرسوم از «سگ‌کشی»» از کتاب ''بهرام بیضایی و پدیدهٔ سگ‌کشی''|رف=قوکاسیان|ص=۲۸۷–۲۹۰}}</ref> از این جهت، [[جمشید ارجمند]] نیز با حامد یوسفی همداستان است. وی برخی از سکانس‌های فیلم را «در حدّ شاهکار» می‌داند و می‌نویسد: «هر کسی حق دارد حرف خود را بزند و دردها و رنج‌هایش را به زبان آشنای خود برای دیگران بازگو کند. هر کسی حق دارد، اگر می‌تواند، پرده‌دری کند، کم‌وکاستی‌ها و زشتی‌ها و پستی‌ها را بازگوید و رابطهٔ وجدانی با جامعه برقرار کند؛ در این عرصه، هنرمند بیشتر حق (و وظیفه) دارد، و در میان هنرمندان، استاد بیضایی که ناهمواری‌هایی بیش از بسیاری دیگر بر خود هموار کرده، باز حقی بیشتر از سایر هنرمندان دارد؛ و این فیلم، در جهت ادای این حق و وظیفه است.» با این همه از نظر ارجمند ''سگ‌کشی'' اضافاتی هم دارد که فیلم‌سازِ [[تدوین‌گر]] «از سر مهر و وابستگی، دریغ از حذف آن‌ها دارد.»<ref>{{پک|ارجمند|۱۳۸۱|ف= «''سگ‌کشی''؛ و حالا، بیضایی و بحران» از کتاب ''بهرام بیضایی و پدیدهٔ سگ‌کشی''|رف=قوکاسیان|ص=۲۳۹–۲۴۲}}</ref> ولی امیر پوریا زاویه دید سوّم شخص دانای کل را در ''سگ‌کشی'' «درست همتای آثار هیچکاک» و از نقاط قوّت فیلم می‌شمارد، که در کار فیلم‌سازان متعارف به زاویه دید قهرمان فیلم تنزّل می‌یافت. او تقطیع برخی صحنه‌ها را «یادآور بهترین فیلم‌های هیچکاک» می‌داند و [[شیوه روایت]] ''سگ‌کشی'' را با شیوه روایت فیلم ''[[پنجره عقبی]]'' می‌سنجد.<ref>{{پک|دهقان|۱۳۸۱|ف= «پس‌زمینه» از کتاب ''بهرام بیضایی و پدیدهٔ سگ‌کشی''|رف=قوکاسیان|ص=۲۴۷}}</ref> [[جواد طوسی]] نیز گفتهٔ بیضایی را که «اگر فیلم عین واقعیت باشد، دروغ محض است» توجیه بسنده‌ای برای فضا و آهنگ و میزانسن «غیرعادی» فیلم نمی‌داند؛ و با این همه فصل پایانی فیلم را می‌ستاید و فراموش‌نشدنی می‌داند.<ref>{{پک|طوسی|۱۳۸۰|ف=فصل سرد آگاهی، در باغستان متعفن|ص=۸۰}}</ref>
 
خسرو دهقان فنّ ''سگ‌کشی'' را مفصّل و شایستهشایستهٔ مطالعه بسیار می‌شمارد و می‌نویسد: «بیضایی نگرشینگرش صنعتی به سینما دارد. و فن‌سالاری برایش اهمیت دارد. همه می‌دانیم که در زمینهزمینهٔ تدوین توانایی دارد و برای خود و دیگران کار کرده‌است. برای دوربین و نور دل‌نگران است و چیزی را به امان خدا رها نمی‌کند. بندبند مناسبات فنّی فیلم را لحاظ می‌کند و می‌کوشد تا بر فیلم تسلّط تکنیکی داشته باشد. به محدودیت‌ها و امکانات دامنهدامنهٔ کار صنعت سینمای ایران واقف است و بایدها و نبایدها و شدنی‌ها و نشدنی‌ها را می‌شناسد.»<ref>{{پک|دهقان|۱۳۸۱۱۳۸۰|ف= «پس‌زمینه» از کتاب ''بهرام بیضایی و پدیدهٔ سگ‌کشی''|رف=قوکاسیان|ص=۲۴۷۹۶}}</ref> محمدسعید محصصی نیز سخن دهقان را تأیید می‌کند، کار بیضایی را به «حال و هوای برخی فیلم‌های هیچکاک» نزدیک می‌داند و می‌نویسد: «سینمای بیضایی به گمان من . . . به عرضهٔ بالاترین درجهٔ مهارت و حرفه‌ای‌گری، متعهد است.» محصصی گرایش بیضایی را چیزی واروی [[سبک سینمایی عباس کیارستمی]] می‌بیند و اقبال مردم به ''سگ‌کشی'' را حاصل «دلزدگی» سینمادوستان ایرانی از فیلم‌های بی‌داستان می‌پندارد. او حتّی تشخیص اضافات فیلم را که از بُرِشِ تدوین جامانده «در مسیر کمال‌طلبی» و «یک نوع تربیت سلیقهٔ متعالی» می‌داند که فیلم به بیننده می‌آموزد.<ref>{{پک|محصصی|۱۳۸۱|ف= «فیلم‌سازی برای تمام فصول» از کتاب ''بهرام بیضایی و پدیدهٔ سگ‌کشی''|رف=قوکاسیان|ص=۲۷۹–۲۸۴}}</ref>
 
=== در فرهنگ عامه ===
* {{یادکرد ژورنال |نام خانوادگی= بیضایی|نام= بهرام|پیوند نویسنده=بهرام بیضایی|ژورنال= تجربه |عنوان=سگ کشی آیینه‌ای بود که خودشان را در آن دیدند گفتگو با بهرام بیضایی دربارهٔ تاریخ معاصر، اسطوره‌ها و هنر|شماره = ۷|سال=۱۳۹۰|صفحه= |پیوند=http://www.tajrobehmag.com/article/1074/}}
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=پوریا|نام=امیر|پیوند نویسنده=امیر پوریا|ژورنال=[[دنیای تصویر]]|عنوان=. . . که خاک در جهان بسیار است! «سگ‌کشی» و پرسش‌هایی درباره استادی بهرام بیضایی|شماره=۹۹|سال=۱۳۸۰|صفحه=۷۸-۷۹}}
* {{یادکرد ژورنال|نام خانوادگی=دهقان|نام=خسرو|پیوند نویسنده=خسرو دهقان|ژورنال=[[فیلم (ماهنامه سینمایی)|فیلم]]|عنوان=پس‌زمینه|شماره=۲۷۹|سال=۱۳۸۰|صفحه=۹۵-۹۷}}
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی = گلستان|نام = ابراهیم|پیوند نویسنده = ابراهیم گلستان|عنوان = نوشتن با دوربین|سال = ۱۳۹۴|ناشر = [[نشر اختران]]|مکان= تهران|شابک =978-964-7514-57-6}}
* {{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = جعفری‌نژاد| نام = شهرام| پیوند نویسنده = | عنوان = بهرام بیضائی| سال = ۱۳۷۹| ناشر = نشر قصه| مکان= تهران| شابک =964-5776-07-4}}