باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
جایگزینی با اشتباه‌یاب: دموکراتها⟸دموکرات ها، دموکراتهای⟸دموکرات های، امپراطوری⟸امپراتوری، دکتر⟸
آدولف هیتلر حدود ساعت ۰۶:۳۰ بعد از ظهر ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ در مسافرخانه‌ای در [[شهر]]ی مرزی و کوچک به نام [[بران‌آئو ام این]] در [[اتریش]]، بین مرز [[اتریش]] و [[امپراتوری آلمان]] زاده شد. پدر او [[آلویس هیتلر]] (۱۸۳۷ – ۱۹۰۳)، یک کارمند پائین رتبه گمرک بود. [[مادر]] هیتلر، [[کلارا هیتلر]] (زادهٔ پولتزل)، دومین دختر عموی آلویس بود. او شش بچه به دنیا آورد. تنها آدولف، که دومین فرزندش بود، و خواهر کوچکش [[پاولا هیتلر|پاولا]] در کودکی زنده ماندند.
هنگامی که هیتلر ۳ ساله بود خانواده او به [[باواریا|ایالت باواریا]] در [[جنوب]] [[آلمان]] مهاجرت کردند.<ref>John Toland, Adolf Hitler, 1976 {{ISBN|0-385-42053-6|en}}</ref> در سال ۱۸۹۴ خانواده هیتلر به نزدیکی [[شهر]] لینز مهاجرت کردند و تا زمان بازنشستگی پدر هیتلر در آنجا ماندند، در این دوره هیتلر به عنوان کودکی خستگی ناپذیر به بازی و درس در مدرسه‌ای نزدیک به خانه مشغول بود. برادر او ادموند بر اثر [[سرخک|بیماری سرخک]] در ۲ فوریه ۱۹۰۰ درگذشت و این اتفاق تأثیری دائمی در هیتلر ایجاد کرد و اعتماد به نفس هیتلر را تا حدود بسیاری تضعیف کرد و باعث شد آدولف هیتلر کج‌خلق شود و همواره با پدر خود بحث‌های طولانی داشته باشد.
روابط هیتلر با مادرش بسیار خوب و صمیمانه بود و این کاملاً برعکس روابط او با پدرش بود که معمولاً او را کتک می‌زد<ref>[http://www.history.com/topics/adolf-hitler/videos#adolf-hitler Adolf Hitler Video. http://www.history.com/topics/adolf-hitler/videos#adolf-hitler] History.com. Retrieved 2010-04-28.</ref> با اینکه هیتلر علاقه‌مند بود به رشته هنر بپردازد ولی پدر وی او را به مدرسه فنی فرستاد، هیتلر بعدها در کتاب [[نبرد من]] اعتراف کرد که «امیدوارم بتوانم چند سال عقب افتادگی که پدرم به من تحمیل کرد را جبران کنم». {{مدرک}} هیتلر حتی در زمینه سیاسی هم با پدر خود اختلاف داشت، پدر هیتلر فردی معتقد به [[امپراتوری اتریش]] بود اما هیتلر خود و [[اتریش]] را جزء [[آلمان]] و [[امپراطوریامپراتوری روم|امپراطوریامپراتوری روم باستان]] می‌دانست. پس از مرگ پدر هیتلر در ۳ ژانویه ۱۹۰۳ وی مدرسه فنی را ترک کرد. آدولف هیتلر در کتابش [[نبرد من]]، لحنی مودبانه دربارهٔ پدرش دارد، به هر حال او اظهار می‌کرد تصمیم جدی که برای نقاش شدن داشت باعث اختلاف نظرات بسیاری در بین آن‌ها شده بود.{{مدرک}}
{{-}}
 
[[پرونده:Hitler 1914 1918.jpg|بندانگشتی|هیتلر به عنوان سرباز در جنگ جهانی اول خدمت می‌کرد.]]
در اوت ۱۹۱۴ [[جنگ جهانی اول]] آغاز و هیتلر برای لشکر [[باواریا]] داوطلب شد. او یک سرباز وظیفه فعال بود که به عنوان پیغام‌آور در [[فرانسه]] و [[بلژیک]] در معرض دید آتش دشمن خدمت کرد. اگر چه خدمت هیتلر قابل تقدیر بود ولی به خاطر این که تابعت آلمانی او مفقود شده بود هرگز به بالاتر از [[سرجوخه]] ترفیع نیافت. او دو بار برای شجاعت در جنگ، نشان مدال [[صلیب آهنی]] درجه دو، در دسامبر ۱۹۱۴، و مدال [[صلیب آهنی]] درجه یک که به ندرت به سرجوخه‌ها اعطا می‌شود، در اوت ۱۹۱۸ را دریافت کرد.
در مدت جنگ هیتلر یک آلمانی [[ناسیونالیسم|ملی‌گرا]] شد، هرچند او تا سال ۱۹۳۲ تابعیت آلمانی نداشت. او در مدت خدمت سربازی اش نقاشی‌های روزنامه ارتش را نیز می‌کشید اما در سال ۱۹۱۶ از ناحیه پای چپ دچار زخمی شد و مدال جانبازان را نیز دریافت کرد و پس از بهبودی دوباره به جبهه بازگشت.<ref>Alastair Jamieson [http://www.telegraph.co.uk/news/newstopics/howaboutthat/3481932/Nazi-leader-Hitler-really-did-have-only-one-ball.html Nazi leader Hitler really did have only one ball] The Daily Telegraph, retrieved on 20 November 2008</ref> وقتی که مردم اعتقاد به شکست ناپذیری ارتش قدرتمند امپراطوریامپراتوری آلمان داشتند، اما آلمان در نوامبر سال ۱۹۱۸ در جبهه غرب تسلیم شد. هیتلر با شنیدن خبر تسلیم شدن آلمان، دچار شوک شدیدی شد. او در آن زمان به خاطر مصدومیت حمله شیمیایی به وسیله گاز خردل در [[بیمارستان صحرایی]] بود و به‌طور موقت دچار [[نابینایی]] شده بود. مانند بسیاری از [[ناسیونالیسم|میهن پرستان، ملی گرایان]]، او سیاستمداران غیرنظامی و یهودیان و کمونیست‌ها را در تسلیم شدن آلمان مقصر می‌دانست.
 
=== پس از جنگ جهانی اول ===
نتیجه [[جنگ جهانی اول]] برای [[آلمان]] شکستی فاجعه بار بود. کشورهای پیروزمند بریتانیا و فرانسه در [[عهدنامه ورسای]] شرایطی بسیار سخت و خفت بار را به این کشور تحمیل کردند. با شکست [[رایش دوم]] در [[جنگ جهانی اول]]، در [[آلمان]] چپگرایی رشد کرده بود و کارگران و ملوانان برای ایجاد شوراها و سوسیالیسم متأثر از انقلاب روسیه پس انقلاب نوامبر۱۹۱۸ را انجام دادند، نتیجه انقلاب احزاب چپ سوسیال دموکراتهادموکرات ها این شد که قیصر امپراتور رایش آلمان از سلطنت کناره‌گیری نمود و رایش بزرگ آلمان پایان یافت و دولت موقت سوسیال دموکرات بر سر کار آمد. در ژانویه ۱۹۱۹ تندروهای کمونیست انقلاب دیگری را علیه دولت سوسیال دموکرات انجام دادند که دولت موقت با همکاری شبه نظامیان راست افراطی آن‌ها را سرکوب و کشتار نمود. بعد از این واقعه انقلاب دوم، طی انتخابات مجلس مؤسسان، پس به سبک فدرالی آمریکا، [[جمهوری وایمار]] توسط سوسیال دموکراتهادموکرات ها در آلمان تشکیل شد. پس از [[جنگ جهانی اول]]، [[آلمان]] در بحران غرق بود. در جامعه‌ای که لایه‌های گسترده مردم با بیکاری و فقر روبرو بودند هیتلر مانند بسیاری از هم نسلان خود، تسلیم آلمان را رد می‌کرد و شکست آلمان را نتیجه اتحاد [[یهودی]]ان و [[کمونیسم|کمونیست‌ها]] می‌دانست و خواهان جبران آن بود. هیتلر مرام سیاسی خود را به روشنی در کتاب [[نبرد من]] تشریح کرده‌است.
 
== فعالیت‌های سیاسی ==
{{نوشتار اصلی|کودتای مونیخ}}
[[پرونده:Bundesarchiv Bild 119-1486, Hitler-Putsch, München, Marienplatz.jpg|بندانگشتی|250px|[[مونیخ]] در هنگام [[کودتای مونیخ|کودتای آب‌جوفروشی]]]]
در [[ژانویه]] ۱۹۲۳، [[فرانسه]] منطقه روهر صنعتی آلمان را در پی پرداخت نشدن غرامت [[جنگ جهانی اول]] اشغال کرد. این اشغال موجب هرج و مرج شد. در همان موقع در ایالت بایرن حرکت نیرومندی برای جداسازی آن ایالت و استقرار یک حکومت کاتولیک پیرو فرانسه در جریان بود. ژنرال فن لوسوو، رئیس بایرنی ارتش دیگر از برلین دستور نمی‌گرفت و پرچم آلمان به ندرت دیده می‌شد. در نهایت نخست‌وزیر بایرن تصمیم گرفت استقلال بایرن و انشعاب آن را از آلمان اعلام کند. در چنین شرایطی که غرور ملی [[آلمان]] بار دیگر زیر پا گذاشته شده بود تعداد اعضای حزب به شدت افزایش پیدا کرد و در همین مدت ۲۰٬۰۰۰ نفر تا پایان [[نوامبر|ماه نوامبر]] به اعضای حزب افزوده شد. در چنین شرایطی نازی‌ها تصمیم گرفتند به کمک ژنرال [[اریش لودندورف|لودندورف]] در سالن [[آبجو]] [[مونیخ]] گردهمایی برپا کنند و سپس در اعتراض به وضع کنونی دست به اعتراض تظاهرات ضد حکومت سوسیال دموکراتهادموکرات ها بزنند. هیتلر یک ضد حمله سازماندهی کرد. قرار بود که در شب ۸ نوامبر یک گردهمایی در برگربروگ (Burgerbrug) برگزار شود و نخست‌وزیر دکتر فن کار شروع به خواندن اعلامیه رسمی خود که عملاً برابر بود با اعلام استقلال بایرن کند که توسط هیتلر و لودندورف بی‌نتیجه ماند. روز بعد، گردان‌های نازی خیابان را با هدف انجام یک تظاهرات گسترده به نفع اتحاد ملی اشغال کردند. انبوه جمعیت که توسط هیتلر و لودندورف هدایت می‌شدند در حال رژه رفتن بودند که ارتش به روی آن‌ها آتش گشود. این اعتراضات در نهایت ناکام ماند و ۱۶ نفر از راهپیمایان در دم کشته و دو نفر مصدوم شدند که بعداً به خاطر زخم‌هایشان در پادگان‌های محلی ارتش جان سپردند.<ref>هیتلر، آدولف. نبرد من، تهران: نشر معیار اندیشه، ۱۳۹۰. {{شابک|978-600-5462-16-6}}</ref> هیتلر، [[اریش لودن‌دورف|لودن‌دورف]] و تعدادی دیگر دستگیر شدند. هیتلر با استفاده از فرصت پیش آمده در دادگاه (حضور خبرنگاران داخلی و خارجی) توانست به شهرت خود بیفزاید. وی در دادگاه به خاطر آنچه خیانت به دولت و ملت خوانده شد در [[مارس]] ۱۹۲۴ محاکمه و به ۵ سال حبس محکوم شد. در این مدت بود که هیتلر کتاب [[نبرد من]] را نوشت و حزب نازی در جریان این فعالیت‌ها ممنوع اعلام شد.<ref name="third-reich-shairer">ظهور و سقوط رایش سوم، ویلیام شایرر</ref>{{مدرک|صفحه؟}} آدولف هیتلر پس از شش ماه عفو مشروط گرفت و آزاد شد. پس از آزادی دوباره اقدام به تجدید سازمان کرد. اما متعهد شد که گروه شبه نظامی حزب را منحل کند و اقدامی علیه دولت وقت انجام ندهد. البته هیتلر با کمک [[هاینریش هیملر]]، [[اس اس|اس‌اس]] را در [[آوریل]] ۱۹۲۵ تأسیس کردند و همچنین تمرکز بیشتری در جذب [[زن]]ان در حزب گرفتند همچنین شعار معروف حزب به نام سلام هیتلر ([[سلام نازی|Heil Hitler]]) نیز در همین سال تصویب شد.
 
=== انتصاب به عنوان صدراعظم آلمان ===
[[پرونده:Bundesarchiv Bild 102-00783, Berlin, Hindenburg und Hitler am Volkstrauertag.jpg|بندانگشتی|250px|هیتلر و [[پاول فون هیندنبورگ]]]]
[[پرونده:Bundesarchiv Bild 146-1972-026-11, Machtübernahme Hitlers.jpg|بندانگشتی|استقبال مردم از به مقام صدر اعظم رسیدن هیتلر. هیتلر در قسمت پنجره [[صدارت عظمای رایش]] استاده است. عکس درست مربوط به شب به قدرت رسیدن هیتلر یعنی ۳۰ ژانویهٔ سال ۱۹۳۳ است.]]
در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۳۲ انتخابات مجلس رایشتاگ صورت گرفت و حزب نازی ۳۷٬۴٪ کل آرا را به خویش اختصاص داد و به بزرگترین حزب رایشتاگ تبدیل شد و به اکثریت سوسیال دموکراتهایدموکرات های لیبرال پایان داد. در سوی دیگر مجموع آرای حزب نازی و حزب کمونیست آلمان ۵۲٪ کل آرا را تشکیل می‌داد و این اکثریت هرگز موفق به همکاری مناسب با هم نشدند. پس از آن هیتلر در سال ۱۹۳۲ تصمیم گرفت در انتخابات [[رئیس‌جمهور|ریاست جمهوری]] [[آلمان]] شرکت کند. رقیب اصلی و قدرتمند وی [[پاول فون هیندنبورگ|ژنرال هیندنبورگ]] بود که یک ملی‌گرا و فرمانده نظامی جنگ اول جهانی و مورد احترام اکثر احزاب و مردم [[آلمان]] بود. در دور نخست هیتلر نزدیک به یک سوم آرا را از آن خود کرد و [[پاول فون هیندنبورگ|هیندنبورگ]] نیمی از آرا را بدست آورد. در دور دوم، هیتلر با بدست آوردن ۳۷ در صد آرا باز هم شکست خورد و [[پاول فون هیندنبورگ|هیندنبورگ]] به عنوان [[رئیس‌جمهور]] ملی‌گرا انتخاب شد.<ref name="third-reich-shairer" />{{مدرک|صفحه؟}}
کشمکش بر سر انتخاب صدراعظم در رایشتاگ سال ۱۹۳۲ ادامه داشت. [[رئیس‌جمهور]] [[پاول فون هیندنبورگ|هیندنبورگ]] به خوبی می‌دانست که دیگر احزاب لیبرال وابسته به [[آمریکا]] هیچ قدرتی در رایشتاگ ندارند و تنها احزاب قدرتمند نازی‌های ملی‌گرا و حزب کمونیست آلمان هستند که در مجموع بیش از ۵۰٪ از کل مجلس را به خود اختصاص داده‌اند. در ابتدا تمام محافل سیاسی گمان می‌کردند فرانتس فون پیپن عضو حزب کمونیسم آلمان از طرف [[رئیس‌جمهور]] به عنوان صدراعظم معرفی شود اما رئیس‌جمهور هیندنبرگ در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ آدولف هیتلر ملی‌گرا را به عنوان رهبر حزب اکثریت رایشتاگ به عنوان صدر اعظم نخست‌وزیر و مسئول تشکیل کابینه وزرا معرفی کرد.
هیتلر به دلیل مخالفت شدید با اتحادیه‌های کارگری و [[مارکسیسم|مارکسیستها]]، مورد توجه و حمایت سرمایه داران صاحبان صنایع بزرگ آلمان (مانند تیسن صاحب شرکت فولاد تیسن) قرار گرفت و سیل کمک‌های نقدی به صندوق حزب او سرازیر شد.
=== شکست نظامی و خودکشی ===
[[پرونده:Stars & Stripes & Hitler Dead2.jpg|120px|بندانگشتی|اعلام مرگ هیتلر پیش از پایان [[جنگ جهانی دوم]]]]
گفته می‌شود آدولف هیتلر رهبر رایش سوم در شامگاه ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ به زندگی خود پایان داد. هیتلر در زمان مرگ تنها ۵۶ سال داشت. هیتلر ۳۶ ساعت قبل از مرگش با معشوقه خود، [[اوا براون]] که از زمان شروع فعالیت در [[حزب نازی]] با او در یک عکاسی که مشتری آنجا بود آشنا شده بود پیمان زناشویی بست و با اینکه خبر نفوذ نیروهای [[متفقین]] تأیید شده بود، هیتلر در آخرین ساعات عمرش با [[اوا براون]] ازدواج کرد و هنگام [[خودکشی]] نیز اوا همراه وی هم‌زمان دست به [[خودکشی]] زد. [[اوا براون]] با شکستن کپسول [[سیانور]] و هیتلر نیز با سیانور و شلیک هم‌زمان گلوله تپانچه به سرش دست به خودکشی زدند. پیکر بی جان آن دو را [[یوزف گوبلز|دکتر گوبلز]] و سایرین که در سنگر بودند به بیرون بردند و به خواست خود هیتلر سوزاندند.{{مدرک}}. هیتلر هیچگاه نمی‌خواست همانند موسولینی به اسارت متفقین درآید. وی در آخرین ساعات پیش از مرگ [[وصیتنامه شخصی و سیاسی آدولف هیتلر|وصیتنامه‌ای]] از خود برجای گذاشت.<ref>[http://www.ns-archiv.de/personen/hitler/testament/politisches-testament.php NS-Archiv: Dokumente zum Nationalsozialismus: Adolf Hitler, Politisches Testament<!-- عنوان تصحیح شده توسط ربات -->]</ref>
هنوز گروهی از طرفدارانش معتقد به خروج وی از آلمان هستند{{مدرک}}.
 
 
شرکت خودروسازی [[فولکس‌واگن]] به دستور هیتلر در سال ۱۹۳۰ بنا شده‌است. او خواست تا، «خودرویی برای مردم» ساخته بشود؛ که فولکس‌واگن در زبان آلمانی به معنای ''خودروی مردم'' است.
او از دکتر [[فردیناند پورشه]] تقاضا کرد که خودرویی بسازد که عموم مردم قدرت خرید آن را داشته باشند.
 
== خانواده هیتلر ==