باز کردن منو اصلی

تغییرات

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ۳ ماه پیش
گروه دوم از نواندیشان هستند که معتقدند اشعار حافظ به صلاح منافع ملی نیست و رفتارهای زیان‌باری را تبلیغ می‌کند.<ref>{{پک|ثبوت|۱۳۹۳|ف=حافظ|ک=دانشنامهٔ جهان اسلام|رف=جهان‌اسلام}}</ref> از جملهٔ این دسته از منتقدان، محمد اقبال لاهوری بود. [[اقبال لاهوری]] نیز با اینکه از زبان و مضمون‌پردازی‌های حافظ در شعر خود بسیار بهره برده و حداقل از ۱۶ غزل حافظ [[استقبال (ادبیات)|استقبال]] کرده‌است، با عقاید و اندیشه‌های صوفیانهٔ حافظ به‌شدت مخالف بود.<ref>{{پک|بیات|۱۳۹۰|ف=حافظ|ک=دائرةالمعارف اسلامی|ج=۱۹|ص=۶۷۲–۶۷۳|رف=دائرةالمعارف۱۹}}</ref> او در چاپ نخست مثنوی ''[[اسرار خودی]]'' در ۳۵ بیت از حافظ انتقاد، او را عامل انحطاط و اهمال مسلمانان [[آسیا]] معرفی کرده و «فقیه ملت می‌خوارگان، امام امت بیچارگان» نام داده است.<ref>{{پک|ثبوت|۱۳۹۳|ف=حافظ|ک=دانشنامهٔ جهان اسلام|رف=جهان‌اسلام}}</ref> اما به‌دلیل اعتراض مردم در شبه‌قاره مجبور شد در چاپ‌های بعد به خودسانسوری متوسل شود. اقبال بعداً در نامه‌ای به محمد اسلم جیراج پوری نوشت به دلیل «ساده‌اندیشی عوام و اثرپذیری سطحی» آن‌ها، غزل‌های حافظ بر ذهن و فکر آن‌ها اثر منفی می‌گذارد.<ref>{{پک|بیات|۱۳۹۰|ف=حافظ|ک=دائرةالمعارف اسلامی|ج=۱۹|ص=۶۷۳|رف=دائرةالمعارف۱۹}}</ref>
 
گروه سوم نیز از اهل ادب هستند که اشعار حافظ را از بعد ادبی نقد می‌کنند. [[احمد کسروی]] از جملهٔ این افراد بود و حافظ را قافیه‌سازی می‌دانست که برای جور شدن قافیه عباراتی بی‌معنی سروده‌است. به‌گفتهٔ او حافظ در میان مکاتب متخلفمختلف سرگردان مانده، گیج شده و چون به هیچ‌کدام پایبند نشده، به پریشان‌گویی و نقیض‌گویی روی آورده و در باطن به همه چیز بی‌عقیده و در نهایت خراباتی شده‌است. همچنین به‌باور کسروی حافظ در برخی بدآموزی‌ها، مانند شراب‌خواری، بیکاری و بی‌دردی، جبرگرایی و خردستیزی، زبان‌درازی نسبت به خدا و امردبازی نقش داشته‌است. وی حتی [[شرق‌شناسی|شرق‌شناسان]] را به این متهم می‌کند که نسبت به شرق بدخواهی می‌کنند و تمایل دارند تا همهٔ اهل شرق به‌مانند حافظ عمر خویش را در کنج خرابات هدر دهند و ثروت کشور خویش را به حریصان اروپا و آمریکا وانهند و در این میان گروهی از ایرانیان با آنان همراه شده‌اند. به‌باور کسروی [[محمدعلی فروغی]]، [[محمد قزوینی]] و [[قاسم غنی]] از کسانی‌اند که فریب شرق‌شناسان اروپایی را خورده‌اند. یکی از برنامه‌های کسروی علاوه بر مبارزهٔ نوشتاری با حافظ، جمع‌آوری و سوزاندن دیوان حافظ همراه با پیروانش بود.<ref>{{پک|ثبوت|۱۳۹۳|ف=حافظ|ک=دانشنامهٔ جهان اسلام|رف=جهان‌اسلام}}</ref>
 
از سویی دیگر، [[بابریان|شاهان بابری]] هند، دلبستگی زیادی به حافظ داشتند تا جایی که [[همایون شاه]] و [[جهانگیرشاه|جهانگیر]]، در برخی امور مملکتی پس از تفأل به حافظ تصمیم می‌گرفتند.<ref>{{پک|ثبوت|۱۳۹۳|ف=حافظ|ک=دانشنامهٔ جهان اسلام|رف=جهان‌اسلام}}</ref>
۷۳

ویرایش