باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
تمیزکاری پانویس‌های کوتاه (وظیفه ۲۱)
== اصلاحات دینی ==
[[پرونده:Kasravi-be-iranshar.gif|بندانگشتی|دستخط احمد کسروی]]
نخستین مقاله همایون که در اکتبر ۱۹۳۴ منتشر شد و یکی از نویسندگان رک‌گوی آن احمد کسروی بود. او در اولین مقاله نوشت که مذهب باید بر پایه زندگی همگان پایه‌ریزی شود و باید با [[آتئیسم]] (الحاد) به عنوان یکی از بزرگترین خطاها در دنیا مبارزه شود و هم‌زمان باید با عقاید خرافاتی و آموزش نادرست مذهبی که همواره نمونه‌هایی از اعمال ضد مذهبی هستند مبارزه شود.<ref name="amini2">{{پک|Amini|2012b|ک=KASRAVI, AḤMAD v. AS SOCIAL AND RELIGIOUS REFORMER|ج=۱۶|ص=97-99}}</ref>
 
کسروی نقدهای آتشینش را به آنچه که اعمال خرافاتی باور داشت که بر اسلام تأثیر گذاشته‌است، در جلد اول آئین در ۱۹۳۲ شروع کرد. در آئین کسروی، به عنوان روشنفکری ظاهر می‌شود که سؤالی دربارهٔ «نقش مناسب مذهب در تحولات سریع جهان» دارد. او زمانی در آئین می‌نوشت که اروپای سکولار تحت احاطه آشفتگی سیاسی و اقتصادی، بی هیچ چشم‌انداز روشن قرار داشت.<ref>{{پک|Amini|2012b|ک=KASRAVI, nameAḤMAD v. AS SOCIAL AND RELIGIOUS REFORMER|ج=۱۶|ص="amini2"97-99}}</ref>
 
=== سخن ماندگار ===
[[پرونده:Dafn kasravi.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|مراسم خاکسپاری احمد کسروی و حدادپور]]
<!-- توضیح شد: [[پرونده:Dafn kasravi2.jpg|بندانگشتی|چپ|300px|مراسم خاکسپاری احمد کسروی]] -->
[[اشغال ایران توسط متفقین]] (سپتامبر ۱۹۴۱) و تبعید اجباری رضاشاه پهلوی (پادشاهی از ۱۹۲۵ تا ۱۹۴۱)، ناخواسته سبب یک سری [[آزادی‌های سیاسی]] و اجتماعی محدود گردید، که سبب آزادی انتشار کتاب‌ها و نشریات و تشکیل فعالیت‌های سازمان‌یافتهٔ سیاسی، مذهبی و اجتماعی‌ای گردید که پیش از آن ممنوع بود. این سبب شکوفایی نشریات اسلام‌گرا در سرتاسر ایران گردید. موج فعالیت‌های اسلام‌گرایان و افزایش خطابه‌های روحانیون در مسجدها با توسعهٔ نقدهای تند و تیز کسروی بر ارزش‌ها و مبانی شیعی‌گری هم‌زمان گردید.<ref>{{پک|Amini|2012a|ک=KASRAVI, nameAḤMAD ii. ASSASSINATION |ج=۱۶|ص="amini"۹۲–۹۴}}</ref>
 
از اواخر ۱۹۴۱ تا میانهٔ سال ۱۹۴۵ میلادی کسروی برخی از تندترین آثارش را در زمینهٔ نکوهش روحانیت و مبانی شیعی‌گری، صوفی‌گری و بهایی‌گری به رشتهٔ تحریر درآورد. او تجسم بازنگری در مذهب رسمی و فرهنگ و هماورد موج جنبش اسلامی گردید. افکار کسروی را از میان هفده کتاب و رساله و همچنین مقاله‌های متعددش در روزنامهٔ پرچم می‌توان شناخت، او بر این باور بود که رنسانس اسلام سیاسی و کوشش برای برقراری قوانین شریعت در ضدیت با ارزش‌های مدرن و نهادهای برآمده بر انقلاب مشروطه-ای که خود کسروی در جوانی همراه آن بود- می‌باشد.<ref>{{پک|Amini|2012a|ک=KASRAVI, nameAḤMAD ii. ASSASSINATION |ج=۱۶|ص="amini"۹۲–۹۴}}</ref>
 
نمونه‌های زیادی از درگیری بین توده‌های مسلمانان متعصب و هواداران کسروی در تبریز، رشت و دیگر شهرها توسط پرچم گزارش و ثبت شد. تا بهار ۱۹۴۵ هیچ اتفاقی نسبت به جان کسروی نیفتاد این وظیفه به خطیب و طلبه‌ای ناشناخته به نام نواب صفوی رقم خورد. به محض اینکه نواب در بهار ۱۹۴۵ از نجف آمد، نواب صفوی پیش از اقدام به سوءقصد نافرجام به کسروی یک بار حین جلسات مباحثه اش با او روبرو شده بود. در ۱۸ آوریل ۱۹۴۵ (۲۹ فروردین ۱۳۲۴) او و دستیارش خورشیدی به کسروی در میدان حشمت الدولهٔ تهران حمله کردند. ضاربان از چاقو و اسلحه‌ای استفاده کرده بودند که با اعانه شیخ محمد حسن طالقانی، امام مسجد سیف الدولهٔ تهران خریداری شده بود. کسروی به شدت زخمی شد و به بیمارستان منتقل شد. ضاربان او برای مدت کوتاهی بازداشت شدند و با وثیقه‌ای که تاجران ثروتمند بازار تأمین کرده بودند، آزاد شدند.<ref>{{پک|Amini|2012a|ک=KASRAVI, nameAḤMAD ii. ASSASSINATION |ج=۱۶|ص="amini"۹۲–۹۴}}</ref>
 
کسروی طی جلسه دادگاه در [[کاخ دادگستری]] ترور شد. در ساعت‌های اولیه روز ۱۱ مارس ۱۹۴۶ (۲۰ اسفند ۱۳۲۴)، گروه فدائیان اسلام به رهبری برادران امامی به جلسه دادگاه وارد شدند و کسروی و منشی‌اش، سید محمدتقی حدادپور را با چاقو و [[اسلحه گرم]] کشتند. گفته شده که روز، زمان و مکان جلسه دادگاه جز اطلاعات عمومی نبوده‌است، توسط بازپرس به فدائیان درز کرده‌است.<ref name="amini">{{پک|Amini|2012a|ک=KASRAVI, AḤMAD ii. ASSASSINATION |ج=۱۶|ص=۹۲–۹۴}}</ref>
 
بعضی از ضاربان هرگز متهم نشدند، آن‌هایی که دستگیر شدند - از جمله برادران امامی - ادعا نمودند که عمل دفاع از خود را انجام داده‌اند و کسروی را متهم کردند که اول دست به اسلحه شده و درگیری را شروع نمود. [[سید حسین طباطبایی قمی]] - دومین مرجع عالی‌رتبه - از نجف به نخست‌وزیر احمد قوام [[تلگراف]]ی زد و خواستار آزادی سریع ضاربان شد و نگرانی خودش را از عدم تقدیر دولت از شجاعت ضاربان کسروی بیان کرد. ضاربان تحت فشار علما و رهبران مذهبی و بازاریان با نفوذ، بعد از محاکمه‌ای کوتاه آزاد شدند.<ref>{{پک|Amini|2012a|ک=KASRAVI, nameAḤMAD ii. ASSASSINATION |ج=۱۶|ص="amini"۹۲–۹۴}}</ref>
 
گرچه بعضی از تاریخ‌پژوهان معتقدند که «فدائیان اسلام» با فتوای عبدالحسین امینی عمل کردند، ولی هیچ فتوا یا ادعای مربوط به آن ظاهر نگشت. حسین قمی گفت: «هیچ فتوایی لازم نیست و کار فدائیان اسلام برابر بااعمال ضروری دین (فروع دین) همچون نماز و روزه‌است». پیکر قربانیان، که پوشیده از زخم‌های عمیقی بود، بدون کالبدشکافی در شامگاه همان روز ترور، توسط بستگان کسروی به [[گورستان ظهیرالدوله]] در شمیران - نزدیک تهران - منتقل شد. سرپرست صوفی قبرستان از دادن اجازه برای دفن آن‌ها به خاطر افکار و اعمال ضد صوفیانه کسروی خودداری کرد. سپس جنازه‌ها برای دفن به محوطه تپهٔ پایکوه [[امامزاده صالح (تجریش)|امامزاده صالح]] - که آبک نامیده شده - برده شدند.<ref>{{پک|Amini|2012a|ک=KASRAVI, nameAḤMAD ii. ASSASSINATION |ج=۱۶|ص="amini"۹۲–۹۴}}</ref>
 
{{جعبه نقل قول | نقل‌قول ='''ما یک حکومت به آخوندها بدهکاریم. یعنی باید قدرت سیاسی به دست روحانیون بیفتند تا بعد ملت ایران دیگر دل از شعائر خرافه آمیز در قالب تشیع صفوی برکند.'''| تراز = چپ | عرض = 300px | اندازه خط = 12px | گیومه نقل‌قول = بله | تراز منبع = چپ|منبع=احمد کسروی}}