باز کردن منو اصلی

تغییرات

۵٬۳۳۴ بایت حذف‌شده ،  ۳ ماه پیش
جز
اصلاح یک سری اشتباهات
دربارهٔ زندگانی محمد، گزارش‌های فراوان و روشنی در متون تاریخی آمده‌است، ولی مانند هر شخصیت تاریخی پیش از دنیای مدرن، تمام جزئیات زندگی او مشخص نیست. از این‌روی که محمد از تأثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ است، زندگانی، اعمال و افکار او طی قرن‌ها بین موافقان و مخالفانش مورد بحث بوده‌است و این سبب شده تا نگاشتن یک زندگی‌نامهٔ صریح از او دشوار باشد. برای این منظور هم فهم اسلامی از وی به عنوان یک پیامبر و هم فهم دانشمندان غربی بر مبنای [[فلسفه جدید|فلسفه‌های مدرن]] باید در نظر گرفته شود.<ref>{{پک|Nasr|2005|ف=Muhammad|ک=Britannica|زبان=en}}</ref>
 
[[منبع دست اول|منابع دست اول]] شناخت زندگانی محمد عبارت است از [[قرآن]]، گفته‌های محمد در قالب [[حدیث]] و آنچه از کردار وی به صورت [[سنت]] ثبت شده‌است. همچنین زندگی‌نامه‌هایی تحت عنوان [[سیره نبوی]] در سده‌های دوم و سوم هجری (۸ و ۹ میلادی) نگاشته شده‌است.<ref>{{پک|Nasr|2005|ف=Muhammad|ک=Britannica|زبان=en}}</ref> قابل‌اطمینان‌ترین منبع برای بازسازی زندگی محمد، قرآن است.<ref>{{پک|Welch|1993|ف=Muḥammad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en|رف=MuḥammadWelch}}</ref> قرآن اشاراتی اندک<ref>{{پک|Nigosian|2004|ک=Islam: Its History|ص=6|زبان=en}}</ref> و غیر منسجم<ref>{{پک|Zeitlin|2007|ک=The historical Muhammad|ص=1–2|زبان=en}}</ref> دربارهٔ زندگی محمد دارد، اما در مواجهه با رخدادهای تاریخی متغیر روزگار محمد، تصویری باثبات و صریح از او به دست داده و دربرگیرندهٔ اطلاعات نهان فراوانی از زندگانی محمد است.<ref>{{پک|Welch|1993|ف=Muḥammad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en|رف=MuḥammadWelch}}</ref> [[مصحف عثمان]]، قرآنی که هم‌اکنون در دسترس است، عموماً در محافل آکادمیک به عنوان همان کلام خارج‌شده از زبان محمد، در نظر گرفته می‌شود؛ زیرا تلاش‌ها برای یافتن آنچه متن دست‌نخورده و اولیهٔ قرآن، متنی که تفاوتی پراهمیت نسبت به متن امروزی قرآن داشته‌باشد، ناموفق بوده‌است.<ref>{{پک|Peters|1991|ک=The Quest for Historical Muhammad|ص=291–315|زبان=en}}</ref>
 
[[پرونده:Birmingham Quran manuscript.jpg|بندانگشتی|[[قرآن دست‌نویس دانشگاه بیرمنگام|نسخه بیرمنگام]] قدیمی‌ترین نسخه از برخی سوره‌های قرآن است که در دانشگاه بیرمنگام کشف شده‌است و قدمت [[پوست (نوشت‌افزار)|پوست]] آن با احتمال ۹۵ درصد به سال‌های ۵۶۸ تا ۶۴۵ میلادی مربوط می‌شود.<ref>{{یادکرد وب | نشانی=http://www.birmingham.ac.uk/news/latest/2015/07/quran-manuscript-22-07-15.aspx | عنوان=Birmingham Qur'an manuscript dated among the oldest in the world | تاریخ=22 ژوئیه 2015 | بازبینی=19 اوت 2015}}</ref>]]
برای کشف و فهم تاریخی رویدادهای زندگی محمد، در درجهٔ دوم، آثار تاریخی مورخان در قرن سوم و چهارم هجری در دنیای اسلام می‌باشد<ref>{{پک|Watt|1953|ک=Muhammad at Mecca|ص=14|زبان=en}}</ref> که شامل زندگی‌نامه‌های سنتی نوشته‌شده توسط مسلمانان و گفتارهای منسوب به اوست ([[سیره نبوی]]).<ref>{{پک|Reeves|2003|ک=Muhammad in Europe|ص=6–7|زبان=en}}</ref> قدیمی‌ترین زندگی‌نامه از محمد، نوشتهٔ [[محمد بن اسحاق بن یسار|ابن اسحاق]] با عنوان «زندگی رسول خدا» (نوشته‌شده در ۱۲۰ تا ۱۳۰ سال پس از درگذشت محمد) است که متن اصلی آن از بین رفته‌است،<ref>{{پک|Zeitlin|2007|ک=The historical Muhammad|ص=1–2|زبان=en}}</ref> ولی بخش‌هایی از آن در آثار نوشته‌شده توسط تاریخ‌نگاران بعدی همانند [[ابومحمد عبدالملک بن هشام|ابن هشام]] و [[محمد بن جریر طبری|طبری]] برجای مانده‌است.<ref>{{پک|Nigosian|2004|ک=Islam: Its History|ص=6|زبان=en}}</ref><ref>{{پک|Donner|1998|ک=Narratives of Islamic Origins|ص=132|زبان=en}}</ref> بسیاری، گرچه نه همهٔ محققین، درستی و صحت این زندگی‌نامه‌های قدیمی را پذیرفته‌اند، با این وجود میزان صحت آن‌ها قابل تعیین نیست.<ref>{{پک|Nigosian|2004|ک=Islam: Its History|ص=6|زبان=en}}</ref> به نوشته [[برنارد لوئیس]] در درجهٔ آخر اهمیت، مجموعهٔ [[حدیث|احادیث]] (شامل گزارش‌هایی از گفتارها و رفتارهای محمد) هستند که چندین قرن پس از درگذشت محمد نگاشته شده‌است و اکنون در دسترس‌اند<ref>{{پک|Lewis|1993|ک=The Arabs in History|ص=33–34|زبان=en}}</ref> که می‌توان به آن‌ها به عنوان آنچه که در حافظهٔ طولانی‌مدت جامعهٔ مسلمانان با انگیزهٔ تقلید و پیروی از محمد باقی مانده‌است، نگریست.<ref name="brit-hadith">«Ḥadīth» (2010), ''Encyclopædia Britannica''</ref> اغلب تاریخ پژوهان غربی به احادیث به عنوان منابع دقیق تاریخی، با احتیاط می‌نگرند.<ref>{{پک|Lewis|1993|ک=The Arabs in History|ص=33–34|زبان=en}}</ref> اما به تعبیر [[سید حسین نصر]] هرچند محققان [[پوزیتیویسم|پوزیتیوست]]، احادیث شفاهی روایت شده توسط مسلمان را معمولاً بی‌اعتبار می‌دانند، این احادیث نقشی اصلی را در فهم مسلمانان از محمد ایفا می‌کند.<ref>{{پک|Nasr|2005|ف=Muhammad|ک=Britannica|زبان=en}}</ref>
 
تعداد اندکی از منابع نگاشته‌شده توسط غیرمسلمانان نیز موجود است که به گفتهٔ نیگوسیان وجود تاریخی محمد را تأیید کرده و برای تقویت صحت آنچه توسط مورخان مسلمان نوشته شده‌است، سودمندند.<ref>{{پک|Nigosian|2004|ک=Islam: Its History|ص=6|زبان=en}}</ref> دسته دیگری از منابع، نوشته‌های [[مسیحی]] [[سده‌های میانه]] است که با شیوه جدلی محمد را به عنوان خارج از دین یا حتی [[ضدمسیح]] تصویر کرده‌است. به نوشته نصر، آثار محققان غربی مدرن که از سده ۱۸ به بعد تألیف شده‌است دسته دیگری از آثار است که رویکردی تاریخی تر به موضوع دارند، متأثر از مکاتب فلسفی و کلامی مدرن غرب هستند و پیامبری محمد را رد می‌کنند. این نوشته‌ها بیشتر بر جنبه‌ها و عوامل انسانی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی توجه دارند نه امور دینی، اعتقادی و روحانی. تنها در اواخر سده بیستم نویسندگان غربی روش‌های علمی مدرن غربی را با یکدلی نسبت به موضوع مطالعه تلفیق کردند و بخصوص به واقعیت‌های دینی و روحانی درگیر در مطالعه زندگی محمد توجه کردند.<ref>{{پک|Nasr|2005|ف=Muhammad|ک=Britannica|زبان=en}}</ref>
 
از مهم‌ترین دشواری‌ها در نوشتن زندگی‌نامه محمد، نبود منابع کافی و ابهامات پیرامون عربستان پیش از اسلام است که امکان مطالعه تطبیقی و بررسی فضایی که اسلام به آن پاسخ می‌داد را سلب می‌کند. هیچ تاریخ‌نگاری برای شرح فضای سیاسی رایج و هیچ متن مقدسی برای شرح فضای دینی و هیچ طوماری برای شرح اختلافات فرقه‌ای، در پیش از اسلام، موجود نیست. به جای آن مقادیر معتنابهی شعر وجود دارد که استفاده و بررسی صحت آن‌ها دشوار است.<ref>{{پک|Peters|1991|ک=The Quest for Historical Muhammad|ص=291–293|زبان=en}}</ref> به نوشته [[چیز رابینسون]] تقریباً اطلاعاتی معتبر تاریخی دربارهٔ تولد، کودکی و آغاز بزرگسالی محمد در دست نیست و نسل نخستین مسلمانان توجهی به زندگی محمد قبل از پیامبری نداشته‌اند و داستان‌های موجود در طی دو سده بعدی ساخته شده‌اند.<ref>{{پک|Robinson|2011|ک= The New Cambridge History of Islam|زبان=en|ص=183}}</ref> حتی به نوشته [[رسول جعفریان]] تعیین تاریخ دقیق تحولات ابتدای دوره پیامبری دشوار است زیرا وقایع به دقت ثبت نشده‌است و همچنین اشتباهات غیرعمدی و اغراض قبیله‌ای و سیاسی دخالت در نقل وقایع آن دخالت داشته‌است.<ref>{{پک|جعفریان|۱۳۸۲|ک=تاریخ سیاسی اسلام|ج=۱|ص=}}</ref>
===== دعوت به اسلام و مخالفت‌های قریش =====
[[پرونده:Kaba.jpg|بندانگشتی|چپ|تصویر کعبه (سال ۱۲۷۷ هجری شمسی). هر سال از سرتاسر [[شبه جزیره عربستان]]، اعراب جهت به جای آوردن حج به کعبه می‌آمدند؛ کعبه و ساختار مذهبی موجود از نظر اقتصادی نیز برای قبیله قریش (که محافظین کعبه بودند) بسیار مهم بود.]]
بر پایهٔ روایت‌های اسلامی، خدیجه زن محمد نخستین کسی بود که به پیامبری او ایمان آورد. کمی بعد [[علی]] پسرعموی ده ساله محمد، [[ابوبکر]] دوست نزدیک او و پسرخوانده‌اش [[زید بن حارث]] نیز به خدیجه پیوستند و نخستین کسانی بودند که به محمد ایمان آوردند.<ref>{{پک|شهیدی|۱۳۷۹|ک=تاریخ تحلیلی اسلام|ص=۴۱}}</ref><ref>{{پک|Watt|1953|ک=Muhammad at Mecca|ص=86|زبان=en}}</ref> بنابر روایت [[ابن اسحاق]] و نیز [[واقدی]]، محمد تا سه سال [[دین]] تازهٔ خود را پنهانی تبلیغ می‌کرد.<ref>{{پک|جعفریان|۱۳۸۲|ک=تاریخ سیاسی اسلام|ج=۱|ص=}}</ref><ref>{{پک|شهیدی|۱۳۷۹|ک=تاریخ تحلیلی اسلام|ص=۴۱–۴۲}}</ref><ref>{{پک|Brown|2009|ک=A New Introduction to Islam|ص=56|زبان=en}}</ref><ref>{{پک|Guillaume|1955|ک=The Life of Muhammad|ص=117|زبان=en}}</ref> روایتی از [[جعفر صادق]]، [[امامت|امام]] ششم [[شیعه]]، نیز حاکی از همین مطلب است.<ref>{{پک|جعفریان|۱۳۸۲|ک=تاریخ سیاسی اسلام|ج=۱|ص=}}</ref>
 
بر پایهٔ روایت‌های اسلامی، پس از سه سال دعوت علنی آغاز می‌شود. هنگامی که [[آیه انذار]]<ref group="پانویس">{{متن قرآن|وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ|ترجمه=و خاندان خویشاوندت را هشدار ده!|سوره=۲۶|آیه=۲۱۴}}</ref> فروفرستاده می‌شود، محمد، خویشاوندان نزدیکش ([[عشیره]]) در بنی‌هاشم شامل فرزندان عبدالمطلب را که ۴۵ نفر می‌شدند، دعوت می‌کند<ref>{{پک|Al-Mubarakpuri|2002|ک=biography of the Noble Prophet|ص=98–101|زبان=en}}</ref> و ایشان را پند و اندرز می‌دهد: «ای پسران عبدالمطلب!... خدا به من فرمان داده‌است تا شما را به سویش فرا بخوانم. چه کسی از شما مرا در این امر یاری خواهد کرد و برادر، وصی و جانشین من خواهد بود؟» و فقط [[علی]] که ۱۳ سال داشت، پاسخ داد. سپس محمد گفت: «این [علی]، برادر، وصی و جانشین من در میان شماست. به او گوش فرا دهید و از او پیروی کنید.» اما، حاضران وی را ریشخند کردند. پس از این دیدار برخی از زنان بنی‌هاشم نیز اسلام آوردند.<ref>{{پک|جعفریان|۱۳۸۲|ک=تاریخ سیاسی اسلام|ج=۱|ص=}}</ref><ref>{{پک|Glassé|Smith|2003|ک=The new Encyclopaedia of Islam|ص=39|زبان=en}}</ref> بر پایهٔ روایت‌های اسلامی، پس از دعوت عشیره، هنگامی که محمد مطمئن شد ابوطالب در برابر بزرگان قریش از او پشتیبانی می‌کند، بالای [[کوه صفا]] رفت و مردم را فراخواند و سپس دربارهٔ توحید (یگانگی خداوند) و باور به [[الله]]، پیامبری و [[قیامت|روز رستاخیز]] با آن‌ها سخن گفت.<ref>{{پک|Al-Mubarakpuri|2002|ک=biography of the Noble Prophet|ص=53, 98–101|زبان=en}}</ref> مدتی بعد این آیه فروفرستاده می‌شود: پس آنچه را بدان مأموری، آشکار کن و از مشرکان روی برتاب که ما شر ریشخندگران را از تو برطرف خواهیم کرد.<ref group="پانویس">{{متن قرآن|فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ|ترجمه=|سوره=۱۵|آیه=۹۴}}</ref><ref>{{پک|شهیدی|۱۳۷۹|ک=تاریخ تحلیلی اسلام|ص=۴۱–۴۲}}</ref><ref>{{پک|Brown|2009|ک=A New Introduction to Islam|ص=56|زبان=en}}</ref><ref>{{پک|Guillaume|1955|ک=The Life of Muhammad|ص=117|زبان=en}}</ref>
===== هجرت مسلمانان به حبشه =====
[[پرونده:LocationAksumiteEmpire.png|h|انگشتدان|چپ|موقعیت جغرافیایی حبشه.]]
در سال ۸ ق. ه‍/۶۱۵ م، برخی از پیروان محمد به [[حبشه]] هجرت کردند و تحت پشتیبانی نَجاشی، پادشاه مسیحی حبشه، آن جا ساکن شدند.<ref>{{پک|Welch|1993|ف=Muḥammad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en|رف=MuḥammadWelch}}</ref> برآورد جعفریان آن است که تا این زمان حدود صد نفر مسلمان شده بودند.<ref>{{پک|جعفریان|۱۳۸۲|ک=تاریخ سیاسی اسلام|ج=۱|ص=}}</ref> ابن سعد به دو هجرت مجزا اشاره می‌کند. به گفته وی اکثر مهاجرین گروه اول پیش از هجرت مسلمانان به مدینه به مکه بازگشتند در حالی که گروه دوم در بازگشت مستقیماً به مدینه رفتند. ابن هشام و طبری اما از یک مهاجرت (از مکه به حبشه) سخن می‌گویند. این روایات مؤید این مسئله هستند که آزار و اذیت شدن مسلمانان در مکه نقش بزرگی در تصمیم محمد مبنی بر پیشنهاد مهاجرت به حبشه داشته‌است. گرچه مونتگومری وات نشان می‌دهد که سناریوی مهاجرت به حبشه خیلی پیچیده‌تر از آنی بوده‌است که در متون قدیمی تاریخی آمده‌است. او نتیجه می‌گیرد که دلایلی همچون اشتغال به تجارت -جهت رقابت احتمالی با خانواده‌های تاجر مکه- یا وجود نوعی تفرقه بین گروه‌هایی از تازه مسلمانان در مهاجرت به حبشه نقش داشته‌است. بر اساس‌نامه معروف عروه (مندرج در طبری) اکثر مهاجران پس از قویتر شدن اسلام -به دنبال اضافه شدن [[عمر]] و [[حمزه]] به مسلمانان- به شهر خود بازگشتند. در عین حال داستانی کاملاً متفاوت در مورد دلیل بازگشت مهاجران حبشه به مکه بیان شده‌است.<ref>{{پک|Welch|1993|ف=Muḥammad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en|رف=MuḥammadWelch}}</ref> این داستان که با نام «[[غرانیق]]» شناخته شده‌است در [[تاریخ طبری]]، [[تفسیر طبری]]، طبقات [[محمد بن سعد بن منیع|ابن سعد]] و اسباب التنزیل [[واقدی]] با [[خبر واحد|سندهای مفرد]] نقل شده‌است.<ref name="Leiden ">»'دائرةالمعارف قرآنی لایدن''؛ مقاله «حدیث و قرآن» (Hadith and the Quran) نوشته: جوین بویل (Juynbool)؛ ترجمه در ''دوفصلنامه قرآن و مستشرقان''، ‍ شماره۳</ref> اما در سیره [[ابن هشام]] و (احتمالاً) در سیره [[ابن اسحاق]]<ref>{{پک|Welch|1993|ف=Muḥammad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en|رف=MuḥammadWelch}}</ref> نقل نشده‌است. بر پایه این روایت، محمد هنگام خواندن [[سوره نجم]]، دو آیه را که شیطان به وی القا کرده بود خواند و وجود سه خدای مکه — که دختران الله خوانده می‌شدند — را پذیرفت، آن‌ها را ستایش کرد، و [[شفاعت]]شان را وارد دانست. اخبار این ماجرا به مسلمانانی که به حبشه هجرت کرده بودند رسیده و برخی از آن‌ها قصد بازگشت به مکه را کردند. این روایت‌ها ذکر می‌کنند که پس از فروآمدن جبرییل بر محمد و آگاه ساختن او، وی این آیه‌ها را پس گرفت. نوشته‌های دانشمندان اسلامی از قرن چهارم اسلامی به بعد شدیداً درستیِ تاریخی این روایت را زیر پرسش بردند.<ref>{{پک|Ahmed|ف=Satanic Verses|ک=Encyclopaedia of the Qur'an|زبان=en}}</ref> [[مونتگومری وات]] این حادثه را به اندازه‌ای شگفت‌انگیز می‌داند که نمی‌تواند آن را به عنوان اختراع محض بپذیرد. او به استناد قرآن (حج، آیه ۵۲) بر این باور است که دست کم در وحی در یک مورد شیطان چیزی به او افکند.<ref>{{پک|Holt|Ann|Lambton|Lewis|2008|ک=The Cambridge History of Islam|ص=37|زبان=en}}</ref> در مقابل [[دانشنامه اسلام]] دلیل وات را ناکافی می‌داند و می‌نویسد «داستان [غرانیق] در شکل فعلی آن به گونه‌ای که توسط طبری، واقدی و ابن سعد نقل شده تحت عنوان واقعیت تاریخی به دلایل مختلف قابل پذیرش نیست.»<ref group="پانویس">* به گفته دانشنامه اسلام، سجده کردن، مسجد و امثال آن‌ها که در ذیل داستان غرانیق آمده در دوران حضور مسلمانان در مکه وجود نداشتند. ببینید: {{پک|||ف=al-Kur'an|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}
* طبری مطلب را به گونه‌ای آورده که داستان غرانیق (سوره نجم) روز اتفاق افتاد و آیه ۵۳ [[سوره حج]] همان شب نازل شد. حال آنکه سوره حج [[سوره مدنی|مدنی]] است و فاصله بین نزول دو سوره نجم و حج حداقل پنج سال است. ببینید: {{پک|مهاجرانی|۱۳۸۴|ک=نقد توطئه آیات شیطانی|ص=۶۳}}
* به نقل ابن سعد غرانیق در [[رمضان]] سال پنجم بعثت رخ داد و مهاجران در [[شوال]] همان سال به مکه بازگشتند. اینکه مسافری از مکه خبر را به حبشه برساند و بعد مهاجران از حبشه به مکه بازگردند در آن زمان در یک ماه ممکن نبود. ببینید: {{پک|شهیدی|تابستان ۱۳۷۷|ف=افسانه غرانیق|ک=میقات حج}}
هیاتی دربردارندهٔ دوازده تن از بزرگان خاندان‌های مهم مدینه، از محمد دعوت کردند تا به عنوان یک ناشناس (بیطرف) برای عرب‌ها و یهودیان که تا پیش از سال ۲ ق. ه‍/۶۲۰ م، نزدیک به صد سال درگیرِ جنگ‌های داخلی بودند<ref>{{پک|||ک=The Cambridge History of Islam|ص=39|زبان=en}}</ref> و کشت و کشتارهای پی در پی و عدم توافق در پرداخت خون‌بهای کشته‌شدگان داشتند، داوری کند؛ به ویژه پس از [[بعاث|جنگ بُعاث]] که همگی قبیله‌های یثرب (مدینه) در آن شرکت داشتند، این امر را برای ایشان آشکار ساخته بود که مفهوم‌های قبیله‌ای مانند «[[قصاص]]» دیگر قابل انجام نیست مگر این که کسی صلاحیت‌دار در بخش‌های دارای اختلاف داوری کند.<ref>{{پک|||ک=The Cambridge History of Islam|ص=39|زبان=en}}</ref> نمایندگان فرستاده شده از مدینه، از سوی خود و مردم شهر یثرب متعهد شدند تا محمد را در جامعه خویش بپذیرند و از او در برابر خطرهای جانی، مانند خود، نگهبانی کنند.<ref>{{پک|Welch|1993|ف=Muḥammad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en|رف=MuḥammadWelch}}</ref>
 
بر پایهٔ روایت‌های اسلامی، قریش از بیرون رفتن مسلمانان از مکه آگاه شد و برای کشتن محمد نقشه‌ای را به اجرا گذاشت. محمد به کمک [[علی]] که در بستر وی خوابید، کسانی که نگهبانش بودند را گمراه کرد و پنهانی به همراه [[ابوبکر]] از شهر بیرون رفت.<ref>{{پک|Momen|1987|ک=An Introduction to Shi'i Islam|ص=5|زبان=en}}</ref> به این سان در سال ۱ ه‍.ق/۶۲۲ م (برابر با سال سیزدهم پس از آغاز دعوت خود) محمد به مدینه، که یک واحه (آبادی) کشاورزیِ بزرگ بود، هجرت کرد و همراهان وی که با او از مکه به مدینه مهاجرت کردند به ''مهاجران'' شهرت یافتند و مردم یثرب که پیامبر و مهاجران را یاری رسانده بودند، ''[[انصار]]'' نامیده شدند.<ref>{{پک|Welch|1993|ف=Muḥammad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en|رف=MuḥammadWelch}}</ref> بعدها (در زمان خلیفه دوم) این هجرت، مبدأی تاریخ مسلمانان شد. [[مدینه]] تا پیش از هجرت محمد «یثرب» نامیده می‌شد و پس از این هجرت «مدینة النبی» یا به‌اختصار «مدینه» (برگرفته از ''مدینة النبی'' یا ''المدینة المنورة'') خوانده شد.<ref>* p. 237</ref><ref>{{پک|Hitti|1973|ک=Capital cities of Arab Islam|ج=58|ص=33|زبان=en}}</ref>
 
=== محمد در مدینه ===
در پایان سال [[۱۰ (قمری)|دهم]] ([[۶۳۲ (میلادی)|۶۳۲]] میلادی) پس از هجرت، محمّد آخرین حج و اولین حج کامل را انجام داد<ref>{{پک|Donzel|1994|ک=Islamic Desk Reference|زبان=en|ص=283}}</ref> و از این طریق تمام جزئیات مراسم حج را به پیروانش توضیح داد. طی این واقعه (حجةالوداع و تعلیم اعمال حج) رخ داد،<ref>{{پک|Welch|1993|ف=Muḥammad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en|رف=MuḥammadWelch}}</ref> در بازگشت به مدینه و در بین راه، محمد به صورت ناگهانی به مدت سه روز در محلی به نام [[غدیر خم]] توقف کرد و با جمع‌کردن حجاج خطبه‌ای خواند و در آن جمله «هر که من مولای اویم پس علی مولای اوست» را با بلندکردن دست علی در برابر جمعیت گفت. واژهٔ «مولا» در عربی به دو معنای «دوست» و «رهبر» است.<ref>{{پک|Grewal|2006|ک=Project of History of Indian Science|زبان=en|ص=281}}</ref> تفاسیر شیعه آیهٔ ۳ سورهٔ مائده<ref group="پانویس">{{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ ۚ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا ۚ فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ ۙ فَإِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ|ترجمه=امروز كسانى كه كافر شده‌اند، از [كارشكنى در] دين شما نوميد گرديده‌اند. پس، از ايشان مترسيد و از من بترسيد. امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براى شما [به عنوان‌] آيينى برگزيدم. و هر كس دچار گرسنگى شود، بى‌آنكه به گناه متمايل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد]، بى ترديد، خدا آمرزنده مهربان است.|سوره=۵|آیه=۳}}</ref> را به انتصاب [[علی]] (به عنوان جانشین محمّد) در این قضیه نسبت می‌دهند.<ref>* [[علامه طباطبایی]]، [[تفسیر المیزان]]، [http://www.ghadeer.org/qoran/almizan/j5/fehrest16.html سوره مائده، آیات ۱–۳].
* [http://www.tafseercomparison.org/study2.asp?TitleText=Study%202:%20Verse%205:3 Tafsir Comparision]؛ منبع یادشده:
:Tabataba'I, ''al-Mizan'', Vol. 9, pp. 227–247.</ref> اهل سنت معتقدند که عده‌ای از تقسیم غنایم در [[سریه علی بن ابی طالب|اردوکشی به یمن]] که توسط علی انجام شده ناراضی بودند و محمد در پاسخ به آن‌ها علی را دوست خویش معرفی کرد تا ناخشنودی آنان را فرونشاند.<ref>{{پک|جعفری|۱۳۷۲|ک=تشیع در مسیر تاریخ|ص=۳۴–۳۷}}</ref> البته باید در نظر گرفت توقف این همه انسان در آن گرما و اصرار به گفتن خبری بسیار مهم با اینکه محمد فقط بگوید علی دوست من است تعارض دارد مگر کسی از دوستی ایشان بی خبر بوده است سپس بیعت زنان و مردان با علی و حتی بیعت و تبریک خلیفه دوم با علی نشان دهنده ی موضوعی با اهمیت تر از اعلام دوستی محمد و علی میباشد آیا میتوان تصور کرد محمد پیروانش را بدون سرپرست و راهنما رها کند؟
 
==== درگذشت ====
یکی از اشکال‌هایی که در غرب به پیامبر اسلام گرفته می‌شد تعدد زوجات او بوده‌است که آن را ناشی از شهوت‌پرستی می‌دانستند که از پیامبر الهی به دور است.<ref>{{پک|Esposito|1998|ک=Islam: The Straight Path|ص=17–18|زبان=en}}</ref><ref name="autogenerated2">ترجمه مقاله «محمد» در دانشنامه بریتانیکا، پاورقی؛ ترجمهٔ محمدباقر معموری</ref> مسلمانان با نگرشی تاریخی و عقلانی، تمام ازدواج‌های او را در آن فضای تاریخی ارزیابی و توجیه می‌کنند.<ref name="autogenerated2"/> به گفتهٔ برخی منابع، در فرهنگ عربستان دوران محمد، ازدواج فقط یک تصمیم شخصی برای اهداف شخصی نبود، بلکه عموماً وابسته به نیازهای درون قبیله‌ای یا بین قبیله‌ای جهت تشکیل متحدین بود.<ref>{{پک|Rahman|1979|ک=Islam|ص=28|زبان=en}}</ref><ref>* Sonbol, "Rise of Islam: 6th to 9th century" , Encyclopædia of Women and Islamic Cultures</ref> به عقیده [[جان اسپوزیتو]]، ازدواج مجدد برای بیوه‌ها در فرهنگ عرب که بر روی باکره‌بودن دختر تأکید می‌کرد، مشکل بود.<ref>{{پک|Esposito|1998|ک=Islam: The Straight Path|ص=17–18|زبان=en}}</ref>
 
در سن ۲۵ سالگی محمد با ''[[خدیجه]]'' کهدختر سنیتاجار بینو ۴۰قدرتمند تادوران ۴۵ سالازدواج داشت،کرد،<ref>{{پک|Awde|2000|ک=The New Cambridge History|ص=10|زبان=en}}</ref> ازدواج کرد. این ازدواج، زندگی مشترک موفقی بود که ۲۵ سال دوام یافت.<ref>{{پک|Esposito|1998|ک=Islam: The Straight Path|ص=18|زبان=en}}</ref> محمّد از طرق مختلف بر خدیجه تکیه می‌کرد و تا زمانی که او زنده بود، همسر دیگری اختیار نکرد.<ref>{{پک|Bullough|Shelton|Slavin|1998|ک=The Subordinated Sex|ص=119|زبان=en}}</ref><ref>{{پک|Reeves|2003|ک=Muhammad in Europe|ص=46|زبان=en}}</ref> خدیجه در ۶۵ سالگی درگذشت. چندی پس از درگذشت خدیجه [[خوله بنت حکیم]] به محمد پیشنهاد کرد که با [[سوده]] یا با [[عایشه]] ازدواج کند. گفته شده که محمد از خوله خواست که مقدمات ازدواج او با هر دو را فراهم کند. عایشه در آن زمان در نامزدی پسری از مشرکان به نام جبیر بن مطعم بود،<ref>Book of contention and strife concerning the relations between the Banū Umayya and the Banū Hāshim, Aḥmad ibn ʻAlī Maqrīzī, University of Manchester, 1980, p.129Bbb</ref><ref>D. Nicholas Ranson (2006), The wives of the Prophet,page 5</ref> اما ابوبکر نامزدی او را به هم زد تا با محمد ازدواج کند.<ref>{{پک|Watt|1986|ف=ʿĀʾIs̲h̲a Bint Abī Bakr|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en}}</ref> گرچه برخی منابع اولیه عایشه را هنگام ازدواج با محمد کودکی شش تا نه ساله ذکر کرده‌اند.
 
''[[حفصه]]'' دختر عمر بن خطاب بود که شوهر اولش در جنگ بدر کشته شد. پس از بیوه‌شدن حفصهٔ ۲۰ ساله که ۳۵ سال از محمد کوچک‌تر بود، محمد وی را به عقد خود درآورد. ''[[زینب بنت خزیمه]]'' (ام‌المساکین) بیوه عبیده بود و کمی پس از ازدواج با محمد در ۳۱ سالگی درگذشت. ''[[ام سلمه]]'' بیوه ابوسلمه بود. ''[[زینب بنت جحش]]'' زن طلاق‌گرفتهٔ زید (فرزندخواندهٔ محمد) بود. ''[[جویریه]]'' دختر رئیس قبیله بنی مصطلق بود. ''[[ام حبیبه]]'' بیوه عبید و دختر [[ابوسفیان]] (رهبر اهالی مکه و مخالف پیامبر) بود و از طریق شخص سومی با محمد ازدواج کرد. ''[[صفیه دختر حیی بن اخطب|صفیه]]'' از اسیران یهودی در جنگ خیبر بود که شوهرش پس از جنگ خیبر اعدام شده بود. ازدواج صفیه با محمد به زودی — یا در خیبر یا در مسیر بازگشت به مدینه — صورت پذیرفت.<ref>Vacca, «Ṣafiyya bt. Ḥuyayy b. Ak̲h̲ṭab." Encyclopaedia of Islam</ref> ''[[میمونه]]'' نیز بیوه بود و در ۵۱ سالگی با محمد ازدواج کرد. ''[[ماریه]]'' را فرمانروای مصر به محمد هدیه داده بود و کنیز محمد بود.<ref>{{پک|Awde|2000|ک=The New Cambridge History|ص=10|زبان=en}}</ref>
* ماریه نیز پسری به نام [[ابراهیم بن محمد|ابراهیم]] آورد که در دو سالگی درگذشت.<ref>{{پک|Awde|2000|ک=The New Cambridge History|ص=10|زبان=en}}</ref>
* محمد از طریق فاطمه زهرا دارای دو نوه پسر شد به نام‌های [[حسن مجتبی|حسن]] و [[حسین بن علی|حسین]] شد.
* دختر فاطمه به اسم [[زینب]] نقشی مهم در مطالبه حقوق خاندان محمد در زمان [[امویان]] پس از کشته شدن حسین در [[نبرد کربلا]] ایفا کرد. فاطمه دختر دیگری به اسم ام کلثوم نیز داشت که نقش مهمی را در بعد حادثه کربلا کنار خواهرش زینب ایفا کرد
* نسل محمد از طریق فاطمهٔ زهرا ادامه یافت که به‌عنوان ''شریف'' یا ''[[سید]]'' شناخته می‌شوند. آن‌ها به‌عنوان تنها نسل بازمانده از محمد، مورد احترام [[شیعه]] و [[سنی]]اند. شیعیان حسن و حسین و فرزندان حسین را [[امامت|امام]] و جانشین برحق محمد می‌دانند.<ref>{{پک|Nasr|2012|ف=ʿAlī|ک=Britannica|زبان=en}}</ref>
 
محمد در نزد [[بهائیان]] یکی از پیامبران خدا،<ref>[http://www.bahai.org/persian وبگاه رسمی جامعهٔ جهانی بهائی]</ref> در نزد [[گورو نانک]] (بنیانگذار [[آئین سیک]]) نماینده [[برهمن]] (خدای برتر هندوها)،<ref>{{پک|Teed|1992|ک=A Dictionary of Twentieth Century History|زبان=en|ص=424}}</ref> و نزد [[مورمون]]ها دریافت‌کننده نور خدا و حقایق اخلاقی می‌باشد.<ref>Toronto, ''[http://www.lds.org/ldsorg/v/index.jsp?vgnextoid=2354fccf2b7db010VgnVCM1000004d82620aRCRD&locale=0&sourceId=bbaba1615ac0c010VgnVCM1000004d82620a____&hideNav=1 A Latter-day Saint Perspective on Muhammad]''</ref> به نوشته [[محمود طالقانی]]، روحانی شیعه، مسلمانان معتقد به ذکر نام و مشخصات محمد پیامبر اسلام در کتاب‌های پیش از خود هستند در حالی که یهودیان و مسیحیان چنین موضوعی را نمی‌پذیرند. همچنین وی سبب هجرت اقوامی از یهود را به سرزمین حجاز و سکونت در دهکدهٔ گمنام و بی‌نشان یثرب (مدینه کنونی)، همین پیش‌بینی‌ها و پیش‌گویی‌ها می‌داند. او آیهٔ ۸۹ سورهٔ بقره<ref group="پانویس">{{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّـهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ ۚ فَلَعْنَةُ اللَّـهِ عَلَى الْكَافِرِينَ|ترجمه=و هنگامى كه از جانب خداوند كتابى كه مؤيد آنچه نزد آنان است برايشان آمد، و از ديرباز [در انتظارش‌] بر كسانى كه كافر شده بودند پيروزى مى‌جستند؛ ولى همين كه آنچه [كه اوصافش‌] را مى‌شناختند برايشان آمد، انكارش كردند. پس لعنت خدا بر كافران باد.|سوره=۲|آیه=۸۹}}</ref> را دربارهٔ امید و انتظار اولیه و سپس کفر اهل کتاب به محمد و دین جدید وی دانسته‌است.<ref>طالقانی، ص ۲۳۳</ref>
 
<br />
=== در فرهنگ غرب ===
{{اصلی|محمد در فرهنگ غرب}}
در قرون وسطی، محمد در تصور عمومی غربیان بت یا خدایی پنداشته می‌شد که توسط مسلمانان پرستیده می‌شود. پس از [[اصلاحات پروتستانی]] تصور غرب از محمد تغییر کرد، و در نگاه عمومی آنان به شخص متقلب، مکار و خودخواهی تبدیل شد. نوشته‌های غربی از قرن ۱۸ به بعد تحلیل‌های تاریخی‌تری از محمد ارائه می‌کردند که عموماً ادعای پیامبری او را رد می‌کرد. این نوشته‌ها آغشته به فلسفه غربی و تأثیرپذیرفته از الهیاتی بود که نویسندگان این اثرها به آن‌ها اعتقاد داشتند. بسیاری از این مطالعات بر پایه تحقیقات تاریخی زیادی بنا می‌شدند و توجه بیشتری به عوامل انسانی، تاریخی، اقتصادی و سیاسی در مقایسه با عوامل مذهبی، الهی یا روحانی داشتند. تنها در نیمه دوم قرن بیستم میلادی، نویسندگان غربی آگاهی بیشتری از اهمیت واقعیت‌های مذهبی و روحی که در زندگی بنیان‌گذاران مذاهب عمدهٔ دنیا وجود دارد به دست آوردند و موفق به ترکیب پژوهش دقیق (آنگونه که در غرب فهمیده می‌شود) به همراه یکدلی با موضوعی که آن را بررسی می‌کنند شدند.<ref>{{پک|Nasr|2005|ف=Muhammad|ک=Britannica|زبان=en}}</ref> به گفتهٔ [[ویلیام مونتگمری وات]] و [[ریچارد بل]]، نویسنده‌های معاصر عموماً این نظر را که محمد عمداً پیروانش را فریب داده‌است رد می‌کنند و معتقد به صداقت کامل و حسن نیت او هستند.<ref>Watt, Bell (1995) p. 18</ref> در نظر مونتگمری وات صداقت کامل البته لزوماً درستی را ایجاب نمی‌کند: «محمد ممکن است آنچه در ضمیر ناخودآگاهش بوده‌است را با وحی الهی اشتباه گرفته باشد».<ref>{{پک|Watt|1961|ک=Muhammad: Prophet and Statesman|ص=231|زبان=en}}</ref> به گفتهٔ [[آلفورد ولش]] دلیل تأثیر زیاد محمد و موفقیت او اعتقاد خدشه‌ناپذیر او به مأموریتش بود.<ref>{{پک|Welch|1993|ف=Muḥammad|ک=Encyclopaedia of Islam|زبان=en|رف=MuḥammadWelch}}</ref> به باور ویلیام مونتگمری وات تحمل مشقت‌ها جهت رسیدن به هدفش، زمانی که هیچ توجیه عقلانی برای امیدواری وجود نداشت، صداقت محمد را نشان می‌دهد<ref>{{پک|Watt|1961|ک=Muhammad: Prophet and Statesman|ص=232|زبان=en}}</ref> و فرض عدم صداقت محمد درک ظهور و توسعه اسلام را ناممکن می‌سازد.<ref>Watt (1970), p. 37</ref>
 
=== نقد ===
{{اصلی|نقد محمد}}
پیشینه نقد محمد به زمان حیات وی در سده هفتم بازمی‌گردد؛ زمانی که عرب‌های نامسلمان حجاز عمدتاً به خاطر تبلیغ توحید، در کلامشان به او می‌تاختند. عمده این انتقادات چنان‌که در قرآن بیان شده‌است شامل اتهام شاعری،<ref group="پانویس">{{متن قرآن|بَلْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْیَأْتِنَا بِآیَةٍ کَمَا أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ|ترجمه=بلکه گفتند: «خوابهای شوریده است، [نه] بلکه آن را بربافته، بلکه او شاعری است. پس همان گونه که برای پیشینیان هم عرضه شد، باید برای ما نشانه‌ای بیاورد.»|سوره=۲۱|آیه=۵}}</ref> سحر، کهانت، جنون،<ref group="پانویس">* {{متن قرآن|وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ کِتَابًا فِی قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَیْدِیهِمْ لَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَـٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِینٌ|ترجمه=و اگر مکتوبی، نوشته بر کاغذ، بر تو نازل می‌کردیم و آنان، آن را با دستهای خود لمس می‌کردند قطعاً کافران می‌گفتند: «این [چیزی] جز سحر آشکار نیست.»|سوره=۶|آیه=۷}}
* {{متن قرآن|لَاهِیَةً قُلُوبُهُمْ ۗ وَأَسَرُّوا النَّجْوَی الَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هَـٰذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ ۖ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ|ترجمه=در حالی که دلهایشان مشغول است. و آنانکه ستم کردند پنهانی به نجوا برخاستند که: «آیا این [مرد] جز بشری مانند شماست؟ آیا دیده و دانسته به سوی سحر می‌روید؟»|سوره=۲۱|آیه=۳}}
* {{متن قرآن|أَوْ یُلْقَیٰ إِلَیْهِ کَنزٌ أَوْ تَکُونُ لَهُ جَنَّةٌ یَأْکُلُ مِنْهَا ۚ وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا|ترجمه=«یا گنجی به طرف او افکنده نشده یا باغی ندارد که از [بار و بَر] آن بخورد؟» و ستمکاران گفتند: «جز مردی افسون‌شده را دنبال نمی‌کنید.»|سوره=۲۵|آیه=۸}}
* {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَیٰ عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَـٰذَا إِلَّا رَجُلٌ یُرِیدُ أَن یَصُدَّکُمْ عَمَّا کَانَ یَعْبُدُ آبَاؤُکُمْ وَقَالُوا مَا هَـٰذَا إِلَّا إِفْکٌ مُّفْتَرًی ۚ وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِینٌ|ترجمه=و چون آیات تابناک ما بر آنان خوانده می‌شود می‌گویند: «این جز مردی نیست که می‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان می‌پرستیدند باز دارد.» و [نیز] می‌گویند: «این جز دروغی بربافته نیست.» و کسانی که به حق -چون به سویشان آمد- کافر شدند می‌گویند: «این جز افسونی آشکار نیست.»|سوره=۳۴|آیه=۴۳}}
* {{متن قرآن|مَا أُرِیدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِیدُ أَن یُطْعِمُونِ|ترجمه=از آنان هیچ روزیی نمی‌خواهم، و نمی‌خواهم که مرا خوراک دهند.|سوره=۵۱|آیه=۵۷}}
* {{متن قرآن|فَذَکِّرْ فَمَا أَنتَ بِنِعْمَتِ رَبِّکَ بِکَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ|ترجمه=پس اندرز ده که تو به لطف پروردگارت نه کاهنی و نه دیوانه.|سوره=۵۲|آیه=۲۹}}</ref> دروغ بستن به خدا<ref group="پانویس">{{متن قرآن|وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا ۚ قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ مِن رَّبِّي ۚ هَـٰذَا بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ|ترجمه=و هر گاه براى آنان آياتى نياورى، مى‌گويند: «چرا آن را خود برنگزيدى؟» بگو: «من فقط آنچه را كه از پروردگارم به من وحى مى‌شود پيروى مى‌كنم. اين [قرآن‌] رهنمودى است از جانب پروردگار شما و براى گروهى كه ايمان مى‌آورند هدايت و رحمتى است.»|سوره=۷|آیه=۲۰۳}}</ref> و انگیزه‌های نظیر کسب قدرت و ثروت<ref group="پانویس">{{متن قرآن|وَانطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَىٰ آلِهَتِكُمْ ۖ إِنَّ هَـٰذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ|ترجمه=و بزرگانشان روان شدند [و گفتند:] «برويد و بر خدايان خود ايستادگى نماييد كه اين امر قطعاً هدف [ما]ست.»|سوره=۳۸|آیه=۶}}</ref> می‌شده‌است.
 
=== نقد ===
=== پیشینه نقد محمد به زمان حیات وی در سده هفتم بازمی‌گردد؛ زمانی که عرب‌های نامسلمان حجاز عمدتاً به خاطر تبلیغ توحید، در کلامشان به او می‌تاختند. عمده این انتقادات چنان‌که در قرآن بیان شده‌است شامل اتهام شاعری،<ref group="پانویس">{{متن قرآن|بَلْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْیَأْتِنَا بِآیَةٍ کَمَا أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ|ترجمه=بلکه گفتند: «خوابهای شوریده است، [نه] بلکه آن را بربافته، بلکه او شاعری است. پس همان گونه که برای پیشینیان هم عرضه شد، باید برای ما نشانه‌ای بیاورد.»|سوره=۲۱|آیه=۵}}</ref> سحر، کهانت، جنون،<ref group="پانویس">* {{متن قرآن|وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ کِتَابًا فِی قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَیْدِیهِمْ لَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَـٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِینٌ|ترجمه=و اگر مکتوبی، نوشته بر کاغذ، بر تو نازل می‌کردیم و آنان، آن را با دستهای خود لمس می‌کردند قطعاً کافران می‌گفتند: «این [چیزی] جز سحر آشکار نیست.»|سوره=۶|آیه=۷}}
* {{متن قرآن|لَاهِیَةً قُلُوبُهُمْ ۗ وَأَسَرُّوا النَّجْوَی الَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هَـٰذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ ۖ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ|ترجمه=در حالی که دلهایشان مشغول است. و آنانکه ستم کردند پنهانی به نجوا برخاستند که: «آیا این [مرد] جز بشری مانند شماست؟ آیا دیده و دانسته به سوی سحر می‌روید؟»|سوره=۲۱|آیه=۳}}
* {{متن قرآن|أَوْ یُلْقَیٰ إِلَیْهِ کَنزٌ أَوْ تَکُونُ لَهُ جَنَّةٌ یَأْکُلُ مِنْهَا ۚ وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا|ترجمه=«یا گنجی به طرف او افکنده نشده یا باغی ندارد که از [بار و بَر] آن بخورد؟» و ستمکاران گفتند: «جز مردی افسون‌شده را دنبال نمی‌کنید.»|سوره=۲۵|آیه=۸}}
* {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَیٰ عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَـٰذَا إِلَّا رَجُلٌ یُرِیدُ أَن یَصُدَّکُمْ عَمَّا کَانَ یَعْبُدُ آبَاؤُکُمْ وَقَالُوا مَا هَـٰذَا إِلَّا إِفْکٌ مُّفْتَرًی ۚ وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِینٌ|ترجمه=و چون آیات تابناک ما بر آنان خوانده می‌شود می‌گویند: «این جز مردی نیست که می‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان می‌پرستیدند باز دارد.» و [نیز] می‌گویند: «این جز دروغی بربافته نیست.» و کسانی که به حق -چون به سویشان آمد- کافر شدند می‌گویند: «این جز افسونی آشکار نیست.»|سوره=۳۴|آیه=۴۳}}
* {{متن قرآن|مَا أُرِیدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِیدُ أَن یُطْعِمُونِ|ترجمه=از آنان هیچ روزیی نمی‌خواهم، و نمی‌خواهم که مرا خوراک دهند.|سوره=۵۱|آیه=۵۷}}
* {{متن قرآن|فَذَکِّرْ فَمَا أَنتَ بِنِعْمَتِ رَبِّکَ بِکَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ|ترجمه=پس اندرز ده که تو به لطف پروردگارت نه کاهنی و نه دیوانه.|سوره=۵۲|آیه=۲۹}}</ref> دروغ بستن به خدا<ref group="پانویس">{{متن قرآن|وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا ۚ قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ مِن رَّبِّي ۚ هَـٰذَا بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ|ترجمه=و هر گاه براى آنان آياتى نياورى، مى‌گويند: «چرا آن را خود برنگزيدى؟» بگو: «من فقط آنچه را كه از پروردگارم به من وحى مى‌شود پيروى مى‌كنم. اين [قرآن‌] رهنمودى است از جانب پروردگار شما و براى گروهى كه ايمان مى‌آورند هدايت و رحمتى است.»|سوره=۷|آیه=۲۰۳}}</ref> و انگیزه‌های نظیر کسب قدرت و ثروت<ref group="پانویس">{{متن قرآن|وَانطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَىٰ آلِهَتِكُمْ ۖ إِنَّ هَـٰذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ|ترجمه=و بزرگانشان روان شدند [و گفتند:] «برويد و بر خدايان خود ايستادگى نماييد كه اين امر قطعاً هدف [ما]ست.»|سوره=۳۸|آیه=۶}}</ref> می‌شده‌است. ===
== برخی از مسائل امروزین ==
مسلمانان دنیا، همواره در گفتار و نوشتار با القاب و احترام از محمد یاد می‌کنند و مخالف نمایاندن هرگونه تصویر مشخصی از چهرهٔ محمد هستند تا مبادا آن تصویر، موجب توهین و بی‌احترامی گردد. موج جدیدی از اعتراضات عمومی مسلمانان و واکنش‌های رسمی دولت‌های اسلامی، با چاپ کاریکاتورهایی از محمد در غرب آغاز گردید. [[خاورشناس]] [[آرتور جفری]]<ref group="پانویس">Arthure Jeffery</ref> طی مقاله‌ای به این نکته اشاره می‌کند که متداول‌ترین رنجشی که مسیحیان در دل مسلمانان نشانده‌اند از آن ناشی می‌شود که آنان از درک حرمت بسیار والایی که مسلمانان برای پیامبر خود قائلند، مطلقاً ناتوانند.<ref>پیامبرشناسی ابن‌عربی</ref> همچنین، [[آنه‌ماری شیمل]]<ref group="پانویس">Annemarie Schimmel</ref> در مقدمه کتاب خود دلیل حذف تصاویر نسخه [[زبان انگلیسی|انگلیسی]] نسبت به نسخه [[زبان آلمانی|آلمانی]] کتاب خود را چنین شرح می‌دهد: «با آنکه آن تصاویر مربوط به آثار دوره میانه اسلام است، اما نمایاندن شمایل پیامبر، خاطر مسلمانان روزگار ما را رنجه می‌نماید، مگر آنکه به توصیف لفظی باشد.»<ref name="Schimmel">Schimmel, ''And Muhammad Is His Messenger''.</ref>
 
در سال [[۲۰۰۵]] چاپ [[جنجال کاریکاتورهای محمد در یولاندز پستن|کاریکاتورهای محمد]] در روزنامه [[یولاندز پستن]]،<ref group='پانویس'>Jyllands-Posten</ref> که در واقع سه عدد از این کاریکاتورها در [[دانمارک]] چاپ شده بودند، واکنش‌های تندیواکنش‌هایی را در میان مسلمانان به دنبال داشت. تظاهرکنندگان در [[هندوستان]] و [[پاکستان]] پرچم دانمارک را به آتش کشیدند، چندین [[کلیسا|کلیسای مسیحیان]] را آتش زدند، در خیابان‌ها با [[قمه]] تعدادی از مسیحیان را مورد حمله قرار دادند و یک مسیحی را داخل تیوپ لاستیکی پر از نفت قرار داده و به آتش کشیدند. در پی این اقدامات از دولت دانمارک خواسته شد که بابت چاپ کاریکاتورها در روزنامه یولاندز پوستن عذرخواهی کند، اما دولت دانمارک با اشاره به اصل [[آزادی بیان]] در دانمارک حاضر به عذرخواهی نشد. در [[آمریکا]]، [[نروژ]]، [[آلمان]]، [[فرانسه]] و برخی دیگر از کشورهای [[اروپا|اروپایی]] به نشان همبستگی با یولاندز-پُستن کاریکاتورها را چاپ کردند. در پی آن سفارت خانه‌های دانمارک مورد حمله قرار گرفتند، کالاهای دانمارکی تحریم شدند و در پی به آتش کشیدن کنسولگری [[ایتالیا]] در [[بنغازی]] [[لیبی]] ۹ نفر کشته شدند.<ref>{{پک|Dawkins|2006|ف=A Deeply Religious|ک=The God delusion|ص=24–25|زبان=en}}</ref>
 
== جستارهای وابسته ==
* [[محمد رسول‌الله (فیلم ۱۳۹۴)|فیلم محمدرسول‌الله]]
* [[رسالت (فیلم)|فیلم رسالترسات]]
* [[عمر (مجموعه تلویزیونی)|مجموعه تلویزیونی عمر]] (فیلمی که تاریخ صدر اسلام را پوشش می‌دهد)
* [[نقد محمد]]
* [[آشتی‌نامه محمد]]
* [[صحت تاریخی محمد]]
۳۱

ویرایش