تفاوت میان نسخه‌های «تفکر سیستمی»

۱۷٬۵۳۸ بایت اضافه‌شده ،  ۱۱ ماه پیش
بدون خلاصه ویرایش
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه
تفکّر سیستمی مبتنی بر نوعی کلّی‌نگری است که با تحلیل، قابل درک نیست.
 
به عنوان مثال در [[بدن انسان]]، نحوهٔ رفتار [[چشم]] بستگی به نحوهٔ رفتار [[مغز]] دارد. هر زیرمجموعه‌ای که از عناصر تشکیل شود، بر رفتار کلّ سیستم مؤثّر است و این تأثیر حدّاقل به یک زیرمجموعه دیگری از سیستم بستگی دارد. به عبارت دیگر اجزای یک سیستم چنان به هم مرتبطند که هیچ زیرگروه مستقلّی نمی‌تواند از آن‌ها تشکیل شود. با استفاده از تعاریف فوق نتیجه می‌گیریم هر سیستمی را نمی‌توان به اجزای مستقل تقسیم نمود و در نتیجه انتظار اوّلیّه از هدف اصلی سیستم را برآورده نمی‌سازد. در تفکر سیستمی مدیر سازمان تنها به خروجی اکتفا نکرده و برای رسیدن به هدف به یکایک اجزای سیستم توجه خاص میکند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=مقدمه ای بر تفکر سیستمی|نام=قاسم|نام خانوادگی=مختاری|تاریخ انتشار=1388}}</ref>
 
در تفکر سیستمی مدیر سازمان تنها به خروجی اکتفا نکرده و برای رسیدن به هدف به یکایک اجزای سیستم توجه خاص میکند.
== تاریخچه تفکر ==
در بررسی تاریخی شيوه هاي تفكر، با سه شیوه رو به رو می شویم:
 
* '''كل گرايي اوليه:''' اين شيوه تا رنسانس، روش غالب تفكر بود. اين دوره را دوران حاكميت فلسفه ها و وجود علامه ها (كه از هر موضوعي، مقداري مي دانستند) مي شناسند. انسانها خيلي چيزها را مي ديدند اما توجيهي براي آن نداشتند. در قرن شانزدهم همه رويدادهايي را كه از شناخت آن عاجز بودند به خدا نسبت مي دادند. يك اشكال عمده كل گرايي اين بود كه رشد نداشت.
 
* '''جزء گرايي:''' تفكر جزءگرا از زمان تمدنهاي باستاني وجود داشته است و آنرا برخاسته از انديشه فلاسفه يونان باستان مي‌دانند. تفكر جزءگرا هر پديده اي را ابتدا به اجزاء كوچكتر تقسيم مي نمايد و مي خواهد با مطالعه رفتار هر يك از اجزاء، به رفتار پديده اصلي دست يابد. به عبارتي رفتار پديده اصلي را حاصل جمع رفتار اجزاء آن مي داند. رنه دكارت، فيلسوف فرانسوي، اصولي را براي این نظریه وضع نموده است.
* '''نظريه سيستمها :''' نظريه سيستمها در سال 1940 بوسيله برتالنفي مطرح شد. نظريه سيستمها بر اين اصل استوار است كه : در عمق تمام مسائل، يك سري اصل و ضابطه موجود است كه بطور افقي تمام نظام هاي علمي را قطع مي كند و رفتار عمومي سيستمها را كنترل مي نمايد. يعني مي توان به يك سري از اصول و ضوابط اوليه دست يافت كه تعريف كننده رفتار عمومي سيستمها صرفنظر از نوع آنهاست. اين بدان معنا نيست كه يك تئوري عمومي بتواند جايگزين تئوري هاي خاص نظامهاي علمي مختلف گردد، بلكه فقط سعي دارد بصورت يك هدايت كننده عمل نمايد. كوشش براي ديدن كل، اصل ادعايي است كه روش سيستمها در برخورد با مسائل براي خود قائل است.
 
== ویژگی های سیستم ها از منظر نظریه عمومی سیستم ها ==
 
# '''بهم پیوستگی و وابستگی اجزاء:''' عناصر ناپیوسته و مستقل هرگز نمی توانند یک سیستم را تشکیل دهند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=روش تفكر سيستمي|نویسنده=دروسني، ژوئل و جون بیشون|ترجمه=امير حسين جهانبگلو|ناشر=انتشارات پيشبرد|تاریخ انتشار=1370}}</ref>
# '''کل گرایی:''' رویکرد سیستمی کل را به اجزاء نمی شکند.
# '''هدف جویی:''' کل سیستم هدفمند است.
# '''ورودی ها و خروجی ها:''' سیستم دارای داده و ستانده است.
# '''تبدیل:''' در همه ی سیستم ها ورودی ها به خروجی ها تبدیل می شوند.
# '''مقابله با بی نظمی و کهولت (آنتروپی منفی):''' هر سیستم برای بقای خود احتیاج به مقابله با آنتروپی دارد، حداکثر گسیختگی و بی نظمی به معنای مرگ سیستم است.
# '''تنظیم:''' اجزاء باید به گونه ای تنظیم شوند که هدف سیستم را محقق کنند.
# '''سلسله مراتب:''' به این مفهوم که درون هر سیستمی ،سیستم های دیگری قرار گرفته اند و این سیستم نیز خود در درون سیستم های دیگری جای دارد. به سیستم های کوچک تر زیر سیستم گفته می شود که البته تفاوت میان سیستم ها و زیر سیستم ها کاملا ذهنی است چون بستگی به موقعیت سیستم دارد.
# '''جداسازی:''' در سیستم های پیچیده واحد های تخصصی برای انجام وظایف وجود دارد.
# '''هم پایانی:''' در سیستم های باز از وضعیت های متفاوت آغازین می توان به خروجی های یکسانی رسید یعنی می توان با داده های متفاوت ستانده های یکسان به دست آورد.
 
== عناصر سیستم ==
عناصر سیستم همان اجزای تشکیل دهنده سیستم هستند. البته بسیاری از عناصر خودشان یک سیستم به حساب می آیند که در این صورت می توان آن ها را "خرده سیستم" به حساب آورد. هنگامی که نتوانیم محتوای یک خرده سیستم را شناسایی کنیم آن را جعبه ی سیاه می نامیم. عناصر سیستم عبارتند از:
 
# ورودی ها (که ممکن است ماده، انرژی،انسان،محصول، خدمت و یا اطلاعات باشد.)
# فراگرد
# خروجی ها (ستانده ها)
# بازخور کنترلی  
# محيط سيستم: محيط سيستم را عواملي تشكيل مي دهد كه در خارج از سيستم قرار مي گيرند. شناسايي محيط و عوامل محيطي معمولا به سادگي انجام نمي گيرد. زيرا مرز سيستم با محيط، مرزهاي ظاهري آن نيست. طبق تعريف چرچمن، محيط، عوامل و اشيايي را شامل مي شود كه در رابطه خود با سيستم مؤثر و غير قابل تغييرند. تعريف محيط بستگي به ناظر و منظور دارد. به عنوان مثال، يك خانه، براي يك معمار با تمام اجزاء، يك سيستم است. ولي براي مهندس مكانيك، سيستم حرارتي، يك سيستم و خانه محيط آن است.
 
==انواع سیستم==
بر اساس نوع ارتباط، تعامل با محیط، سطح پیچیدگی، حالت و... سیستم های تقسیم بندی های مختلفی دارند، از جمله: سیستم های باز و بسته؛ سیستم های ساده و پیچیده؛ سیستم های انطباق پذیر و انطباق ناپذیر؛ سیستم های ایستا و پویا؛ سیستم های قطعی و احتمالی <ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم|نام=علی|نام خانوادگی=رضائیان|ناشر=سمت|تاریخ انتشار=1386}}</ref>
 
== قوانين تفكر سيستمي ==
 
* '''نبايد شرايط محيطي را سرزنش كرد'''
 
انسانها عموماً تمايل دارند مشكلات خود يا سيستم مورد مطالعه را به محيط نسبت دهند. اين نوع نگرش موجب مي شود هيچ گاه نتوانيم اقدام به حل مسائل نماييم.
 
* '''دريافتن الگوي تغييرات به جاي تمركز بر روي وقايع'''
 
تمركز بر وقايع، يكي ديگر از موانع يادگيري و تفكر سيستمي است. ما زندگي را به صورت مجموعه اي از اتفاقات مي دانيم و براي هر اتفاق نيز يك دليل روشن و واضح ارائه مي نماييم. ما معمولاً عادت داريم فقط تغييرات ناگهاني محيط و سيستم را درك نماييم و از درك تغييرات تدريجي عاجزيم. نكته مهم اين است كه امروزه اصلي ترين تهديدها كه متوجه بقاء سازمانها و جوامع هستند، نتيجه فرايندهاي آرام و تدريجي هستند و نه وقايع ناگهاني.
 
تمركز بر وقايع فقط در مورد وقايع منفي نيست و وقايع مثبت را نيز شامل مي گردد. دگرگوني شركت ها، هر چند در نهايت به دستاوردهاي بزرگ رسيده، اما حاصل يك حمله يا يك ضربه نيست، بلکه گام به گام حاصل می آيد.
 
* '''تفكر براساس رابطه علت و معلولي'''
 
يكي ديگر از موانع تفكر سيستمي، تفكر براساس همبستگي بين عوامل به جاي تفكر بر اساس رابطه علت و معلولي بين آنهاست. دو متغير زماني با يكديگر همبسته اند كه با يكديگر ميل به كاهش يا افزايش داشته باشند متغيرهايي كه همبسته اند، لزوماً داراي ارتباط علت و معلولي نيستند.
 
* '''تعيين صحيح مرز سيستم :'''
 
مرز را هر جا كه در نظر بگيريم، برخي از روابط موضوع با پيرامون آن را قطع كرده ايم. يكي از اهداف آموزش رويكرد سيستمي، آموزش تعيين مرز مطالعه است. چه بسا اگر مرز را بزرگتر در نظر بگيريم، واقعيات را بسيار روشن تر و بهتر درك كنيم.
 
* '''تفكر ديناميك به جاي تفكر استاتيك :'''
 
در تفکر استاتیک، عوامل موثر، خطي و يك طرفه هستند. اما واقعیت این است که بين عوامل فوق اثرات متقابل وجود دارد و ممكن است '''در طول زمان''' يكديگر را تشديد يا تضعيف نمايند. انتقال روش تفكر از عليت يك طرفه به عليت حلقوي و از عوامل مستقل به عوامل وابسته، كاري مشكل است.
 
تمايز ديگر تفكر سيستمي با تفكر رگرسيوني اين است كه در تفكر رگرسيوني بالاخره معلوم نمي شود كه
 
سيستم چگونه كار مي كند. يعني مفهوم همبستگی به تنهايي براي شرح چگونگي كاركرد سيستم كافي نيست. البته مطالب فوق به معني كنار گذاشتن رگرسيون به عنوان يك ابزار تجزيه و تحليل نيست بلكه تاكيد بر اين نكته است كه شيوه تفكر ما نبايد رگرسيوني باشد.
 
* '''مقاومت در برابر سياستها، پيامدهاي ناخواسته و رفتار نامشهود سيستمهاي اجتماعي'''
 
در بسياري از موارد، تلاش براي حل يك مشكل در يك سيستم اجتماعي، آنرا بدتر مي كند. خط مشي ها، اثرات جانبي پيش بيني نشده ايجاد مي كنند. تصميمات ما موجب عكس العمل ديگران مي شود كه مي خواهند توازني را كه ما بر هم زده ايم، برگردانند. فارستر اين پديده ها را "رفتار غيرشهودي سيستمهاي اجتماعي" مي نامد. اين پويايي هاي پيش بيني نشده، منجر به مقاومت در برابر سياستها مي شود. پاسخ سيستم، مداخله ها را با تأخير، تضعيف يا شكست مواجه مي كند.
 
* '''تفكر تركيبي''':
 
طبق تفكر سيستمي، ويژگيهاي مهم يك سيستم از تعامل بين اجزاء آن بوجود مي آيد نه از فعاليت جداگانه آنها. بنابراين وقتي سيستم را تجزيه مي كنيم، ويژگيهاي مهم خود را از دست مي دهد. بنابراين سيستم، يك كل است كه با تحليل قابل درك نيست. لذا روشي غير از تحليل براي درك رفتار و ويژگيهاي سيستم ضروري است. تركيب نقص فوق را جبران نموده و براي تفكر سيستمي، يك موضوع كليدي است. در واقع، تحليل و تركيب، مكمل هم هستند. در تفكر سيستمي، توصيه مي شود كه تركيب قبل از تحليل انجام گيرد. تحليل روي ساختار موضوع متمركز مي شود و تعيين مي كند سيستمها چگونه كار مي كنند. تركيب بر كاركرد متمركز مي شود.
 
* '''اهميت چگونگي تعامل بين اجزاء سيستم در عملكرد آن'''
 
اين يك اصل سيستمي است كه اگر هر جزء سيستم را بطور جداگانه به گونه اي بسازيم كه به كاراترين حد عمل كند، سيستم بعنوان يك كل، به مؤثرترين حد ممكن عمل نخواهد كرد. به عبارت ديگر، اجزاء سيستم را بايد بگونه اي طراحي كرد كه با يكديگر مؤثر و كارا عمل كنند. مديران اكثراً طبق تفكر تحليلي و مكانيستي عمل مي كنند. يك مسئله را به چند بخش قابل حل و قابل مديريت تجزيه نموده سپس براي هريك بهترين حل را پيدا نموده و نتايج را با هم مونتاژ مي كنند. اما مي دانيم كه مجموع بهترين جواب براي اجزاء، بهترين جواب براي سيستم نخواهد بود.
 
* '''ساختار سيستم بوجود آورنده رفتار آن است'''
 
افراد مختلف، زماني كه در يك سيستم ثابت قرار مي گيرند، نتايج يكساني از خود بروز مي دهند. نگرش سيستميك به ما مي گويد كه براي فهميدن مشكلات اساسي لازم است كه به مسائلي فراتر از اشتباهات فردي و يا بخت و اقبال نامساعد بپردازيم. بايد از وقايع و شخصيتها فراتر برويم. بايد به عمق ساختاري پي بريم كه اعمال افراد و شرايط را به گونه اي شكل مي دهد كه رويكردي اتفاق مي افتد.
 
* '''بايد به دنبال نقاط حساس و مؤثر گشت'''
 
تفكر سيستمي به ما مي آموزد كه بديهي ترين راه حلها در بهترين شرايط فقط در كوتاه مدت بهبودي را بوجود مي آورد ولي در بلندمدت اوضاع را بدتر مي كند. از طرفی اگر يك اقدام كوچك به خوبي و با قدرت كافي در محل مناسب صورت گيرد، مي تواند پيشرفتي قابل ملاحظه و بزرگ در رفتار سيستم خلق كند.
 
علماي سيستم، اين قانون را اهرم كاري مي نامند. در حل مسائل بايد از آنجايي شروع كرد كه بيشترين اثر را دارد تا بتوان با حداقل سعي و تلاش به پيشرفت و نتيجه اي بزرگ دست يافت. تنها نكته دشوار در اين بين آن است كه براي دست اندركاران سيستم، موضع بيشترين اثر اهرم، ناپيداترين مكان است.
 
* '''بايد به مهلتي كه براي دريافت پاسخ ضروري است، توجه نمود'''
 
سيستمهاي پيچيده، عامل زمان را نيز در سازمان خود در بر مي گيرند. هر سيستمي براي پاسخ دادن، زمان و همت خاصي مي گذارد. بنابراين در بيشتر موارد شتابزدگي براي دريافت سريع پاسخ و انجام فوري كار، بي نتيجه است.
 
كار درست اين است كه ما ديناميك داخلي سيستم را دريابيم و حداقل مهلت و مدتي را كه براي دريافت پاسخ و انجام كار ضروري است، در نظر بگيريم. عدم احتساب تأخير مي تواند ناپايداري و حتي فروپاشي سيستم را سبب شود. بخصوص اگر اندازه آن بزرگ باشد. هرچقدر عمل ما شديدتر و افراطي تر باشد ، نتيجه مطلوب، ديرتر به دست مي آيد.<ref name=":0">{{یادکرد کتاب|عنوان=تفکر سیستمی و ارزیابی کارآمدی آن در اداره جامعه و سازمان|نام=سید جعفر|نام خانوادگی=مرعشی|ناشر=سازمان مدیریت صنعتی|تاریخ انتشار=1385}}</ref>
 
== موانع اصلی تفکر سیستمی ==
 
* انسانها اسیر چارچوب های ذهنی و خود ساخته ای هستند که جزئی از وجود آنها شده است. از همین رو پذیرش تفکر سیستمی و نهادینه شدن این رویکرد نو دشوار خواهد بود.<ref name=":0" />
 
* جوهره اصلی تفکر سیستمی توجه به روابط است نه به موضوعات (اشیاء). و این به عکس عادت مرسوم است که اشیاء و محسوسات در درجه اول توجه قرار دارند. در تفکر سیستمی استفاده از فکر و ذهن بیش از بکارگیری چشم به عنوان ابزار دیدن، ضرورت دارد.
 
== منابع ==