باز کردن منو اصلی

تغییرات

این بخش از «رمان خواجه تاجدار »برداشت شده، نوشته آقای ذبیح الله منصوری اما با اسم مستعار فرانسوی، این رمان همچون دیگر آثار آقای منصوی ارزش تاریخی ندارد.
{{قاجار}}
پس از آن به [[شیراز]] منتقل شد و در اسارت به سربرد. این روش معمول کریم خان زند بود تا با اسیر نگاه داشتن تعدادی از سران قبیله متمرد خطر شورش را از بین برده و در صورت هرگونه تحرک اسرا را تنبیه نماید.
در همین زمان حسینقلی خان در شمال ایران دست به یاغی‌گری زد. آقا محمد خان که می‌دانست از سوی کریم خان مؤاخذه خواهد شد از بیم جان خویش در [[حرم حضرت شاهچراغ]] بست نشست؛
پس از آن کریم خان شعری را برای درباریان خواند و از آن‌ها معنی شعر و شاعرش را خواست و چون آنان نمی‌دانستند یاد او افتاد و از او پرسید و او دانست.
 
مضمون شعر:
لعبتی سبز چهر و تنگ دهان بفزاید نشاط پیر و جوان
معجر سر چو زان برهنه کنی خشم گیرد کف افکند ز دهان
ابوالمظفر چغانی این شعر را در وصف فقاع (آبجو) سروده.
 
[[File:Agha_mohammad_20190628145641_IMG_0002.jpg|thumb|300px|تاج آقا محمدخان قاجار]]
کاربر گمنام